روزنامههای تهران: جنگ دولت و مخالفان مذاکرات هستهای بالا گرفت
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامههای امروز صبح تهران در عنوان های اصلی خود سخنان روحانی را منعکس کرده اند که خطاب به مخالفان خود تاکید کرده که از آرای انتخابات آینده محافظت خواهد کرد، سخنی که به رسانه های تندرو خوش نیامده و رییس دولت را متوجه کرده اند که باید به هر نوع سخنی از جانب رهبر به عنوان یک دستور نگاه کند.
دور تازه گفتگوهای ایران و آمریکا بر سر توافق هسته ای موضوع توجه روزنامه های موافق و مخالف است که در عین حال در مقالات اقتصادی خود خواستار برنامه دولت برای بعد از پایان تحریم ها شده اند.
در هفته جوانان، روزنامه ها مقالات و گزارش هایی درباره وضعیت جوانان کشور دارند که بیشتر از وضع بیکاری و فشارهای اجتماعی بر آنان ابراز نگرانی کرده اند.

منبع تصویر، etemad
فاصله نزدیک
اعتماد عکسی از وزیران خارجه ایران و آمریکا را در بالای صفحه اول خود آورده و در گزارشی به قلم سارا معصومی نوشته در نزدیکترین فاصله ممکن به هم نشستهاند. از ضبط صوتهای خبرنگاران خبری نیست اما دوربینها از دورترین نقطههای ممکن هم روی چهره دو وزیر تمرکز کردهاند. در شرایط کمترین درز خبری از آنچه در ژنو میگذرد، همین عکسها سخن میگویند.
به نوشته این گزارشگر: چهره محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان به لبخند همیشگی منقش نیست و جدیتی تلخ هم در نگاه به زمین دوخته شده جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا به چشم میخورد. تنها یک ماه تا پایان مذاکرات زمان باقی است و این دیدار نمیتواند دیداری عادی باشد. شنیدهها از سرعت پایین پیشرفت در نگارش "برجام" (برنامه جامع اقدام مشترک) خبر میدهند و این خبر خوبی برای هفت کشوری نیست که از قریب به ٢٠ ماه پیش مذاکرات هستهای را در قالب جدیدی برای پایان یافتن آن پس از ١٣ سال آغاز کردهاند.
اعتماد نوشته: شاید تمدید دیگر دردی از این مذاکرات را هم دوا نکند. از آخرین مواضع طرفین دیگر رونمایی شده و علاوه بر این در نشست لوزان هم دو طرف به راهکارهای مشترکی برای آغاز نگارش متن برجام رسیدند. با اینهمه گویا مذاکرات در جزییات قفل شده است؛ قفلی که دو وزیر برای گشودن آن خود را به ژنو رساندهاند.
مخالفت با آمریکا یا توافق هستهای؟
صادق زیباکلام در مقالهای در شرق به مخالفان دولت پرداخته و نوشته: آیا آنها نگران هستند این توافق آنطور که باید و شاید برای منافع ملی ما دستاوردی به همراه نداشته باشد؟ یا آنکه اساسا نه هزینه و فایده منافع ملی چندان برایشان مطرح است و نه جزئیات توافق، بلکه مسئله مهم برایشان آن است که اگر تهران- واشنگتن به توافق برسند، تکلیف مواضع آنها در قبال غرب چه خواهد شد؟
به نوشته این استاد دانشگاه: این ابهام و تردید از آنجا هر روز بیشازپیش تقویت میشود که هر چه جلوتر میرویم و به دهم تیرماه نزدیکتر میشویم، یک طیف سیاسی مشخص، به طور منظم بر حجم آتش توپخانه علیه دولت روحانی و حامیان توافق هستهای میافزاید. در نخستین روزهایی که بیانیه لوزان قرائت شد، این جریان با برداشتن علم «فکتشیت»، علیه مباحث اعلامشده جبههگیری کرد. سپس خواهان آن شدند که تیم مذاکرهکننده باید مخالفان بیانیه را مجاب کند که «برنامه جامع اقدام مشترک» به سود ایران است. آن را هم کنار گذاشتند و مسئله «دبه» را در بوق کردند. پس از آن، موضوع بازدید از مراکز نظامی را مطرح کردند و سرانجام امروز به کل و به جزء و به اصل و به فرع، توافق هستهای را کنار گذارده و حرف دلشان را میزنند که همان داستان مخاصمه با آمریکاست.
مقاله شرق به این جا رسیده که: مسئله مخالفان توافق هستهای نیست، مسئله این است که دولت یازدهم و تیم مذاکرهکننده نظام، چرا به ایالات متحده اطمینان کردهاند. در عین حال به نظر میرسد از این مرحله هم در حال عبور بوده و به تدریج مطرح میکنند که اساسا چرا با آمریکاییها مذاکره کردید؟. به بیان دیگر موضوع آنها نه مناقشه هستهای، نه بازرسی از مراکز نظامی، نه تعداد سانتریفیوژها، نه برداشتهشدن تحریمها در یک یا چند مرحله و نه هیچیک از بهانههایی است که بعد از لوزان مطرح کردهاند. «دلواپس» آن هستند که سکه آنها در بین حامیان خودشان هم از رونق بیفتد.
سرویس دهان آمریکا
پوریا عالمی با اشاره به تظاهرات دلواپسان نوشته یکی پلاکارد دستش گرفته بود که ما دندانپزشکان دهان آمریکا را سرویس خواهیم کرد. کور شوم اگر دروغ بگویم. ما اول متوجه نشدیم این شعارها را نوشتند که آمریکا بترسد یا نوشتند آمریکا بخندد و سر شوخی را باز کنند. بعد هم متوجه نشدیم اگر دندانپزشکان ما آمادگی دارند دهان آمریکا را سرویس کنند چرا دهان ما را ول نمیکنند و برای یک دندان زپرتی از ما دو، سه میلیون تومان میسلفند.
طنز شرق به این جا رسیده که: یعنی ممکن است فردا اورولوژیستها هم به دندانپزشکان بپیوندند و بخواهند مسئله را به روش خودشان حل کنند و شعار بدهند «ما اورولوژیستها آمریکا را ویزیت خواهیم کرد».

منبع تصویر، Izadi
روحانی و مخالفانش
اعتماد در گزارش اصلی خود از قول رییس دولت نوشته: عدهای از لبخند مردم میترسند مبادا در هیچکجا به سمع و گوش کسی این حرف بخورد که دولت، سپاه، ارتش، صدا و سیما، استاندار و فرماندار یا دفتر امام جمعه، طرفدار نامزد خاصی است. معنای اختلاف ۱۳ میلیونی آرا میان نامزد اول و دوم انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، آن است که مردم دقیق، آگاهانه و حسابشده مسیر را برگزیدهاند. مذاکرات فعلی سختتر، پیچیدهتر و دلهرهآورتر نسبت به شبهای عملیات در میدان جنگ است. اگر رهبر معظم انقلاب نصیحت میکنند، ایشان رهبر هستند و وظیفهشان است، نه اینکه هر کسی راه افتاده و به دولت توصیههایی میکند.
اما کیهان و جوان، دو روزنامه تندرو صبح را همین بخش از سخنان رییس دولت خوش نیامده است و در مقالات خود به انتقاد از آن پرداخته اند حسین شریعتمداری در کیهان نوشته: ظاهرا آقای رئیسجمهور در این بخش از اظهارات دیروز خود دچار «سهواللسان» و خطای الفاظ شده است، چرا که ایشان به خوبی میدانند توصیه رهبر به دولت درباره شنیدن نظر منتقدان، فقط یک «نصیحت» نیست، بلکه یک «دستورالعمل» است که دولت و شخص رئیسجمهور هم به لحاظ قانونی و هم به لحاظ شرعی موظف به اجرای آن هستند.
نماینده ولی فقیه در کیهان نظر داده که: حتی اگر توصیه رهبر را فقط یک «نصیحت» تلقی کنیم، باز هم آقای رئیسجمهور و دولت ایشان ملزم و مکلف به اجرای بیکموکاست آن بوده و هستند و اساسا مقبولیت و مشروعیت همه دولتمردان و مسئولان در پیروی از منویات رهبر - چهدستورالعمل و چه نصیحت- قابل تعریف است.
دو کلمه خصوصی با حسن روحانی
آیدین سیار سریع در صفحه طنز بیقانون نامه ای نوشته به رئیس جمهور که در آن آمده: حسن جان! سلام! حالت چطوره عزیزم؟ من خیلی ناراحتم حسن. این روزها مد شده که بگویند حسن روحانی شبیه به محمود احمدی نژاد است و اینها با هم هیچ فرقی ندارند.اما من امروز یعنی شنبه که در جمع استانداران و فرمانداران سخنرانی داشتی فهمیدم که فرق زیاد است. احمدی نژاد معمولا وقتی ازش سوال میشد، میگفت « من از شما میپرسم» و عینا همان سوال را تکرار میکرد. طوری که آدم دچار فلج حرکتی میشد. ولی تو بدون این که سوالی ازت پرسیده شود تمام سخنرانیهایت بر پایه سنت حسنه «من از شما میپرسم» قرار گرفته.
طنزنویس در نامه فرضی خود جمله ای از حسن روحانی را نقل کرده که گفته است انتخابات بدون رقابت امکانپذیر نیست و نوشته: از آنجایی که تو تا الان در سوئیس زندگی میکردی و زیاد با کشور ما آشنایی نداری باید خدمتت عرض کنم که انتخاب (که در کشور شما به آن election میگویند) به این معنی است که مثلا از شما میپرسند چه نوشیدنیای میل دارید؟ میگویی آب پرتقال. میگویند آب پرتقال نداریم، آیس کافی هست و قهوه ترک. میگویی من اصلا نمیتونم کافیین دار بخورم، دکتر منع کرده! میگویند: باشه پس همون قهوه رو میاریم.
به نوشته طنز نویس قانون: در پایان هم از آنجایی که ایرانیها اصولا آدمهای مهمان نوازی هستند عمرا بگذارند نخورده از کافه بیرون بروید، همانجا آن قهوه را با قیف تا ته میریزند توی ... توی ... شما بهش چی میگین؟
اوج بی اعتمادی به رسانه ملی
اعتماد در سرمقاله خود سخنان یک خبرنگار ایرانی در دمشق را نقل کرده که گفته ما مجبور بودیم اوضاع سوریه را آرام و مردم را راضی و حکومت را مستقر گزارش کنیم؛ این دستور بود و به همین دلیل هم اعتمادها را از دست داده بودیم و خیلی از تصمیمگیران ما، خودشان منفعل همین شبکههای غربی هستند.
نویسنده روزنامه بر همین اساس پرسیده: وقتی که مدیران یک رسانه و مدیران دولتی، به اخبار تولیدی خودشان اعتماد ندارند، و اخبار خود را از رسانههای دیگر و غیررسمی میگیرند، چه انتظاری دارند که مردم غیر از این رفتار کنند؟ آنان برخلاف آنچه میگویند، عمل میکنند، پس چرا میخواهند مردم به آنچه آنها میگویند عمل کنند و پایبند باشند؟ جالبتر از همه اینکه حتی به خبرنگار خودشان هم اعتمادی ندارند، به عبارت دیگر یقین دارند که خبرنگارشان هم خبر درست نمیفرستد، و هرچه هم قسم بخورد که اخبار صحیح میفرستد، مقبول واقع نمیشود.
اعتماد با اشاره به صدا و سیما نوشته: رسانه وقتی که تبدیل به ابزاری برای خطدهی شد، اعتماد دیگران حتی دستاندرکارانش نیز از آن سلب میشود. با وضعیت کنونی رسانههای رسمی کشور، امید چندانی به اینکه رسانههای ما به عنوان یک جزو مهم از قدرت اجتماعی در جامعه ظاهر شوند نباید داشت. امروز بیش از هر وقت دیگری نقد سیاست رسانهای رسمی الزامی است، به ویژه آنکه انحصار آن نیز شکسته شده است و هرچه جلوتر برویم، بیاعتمادی به این رسانهها بیشتر میشود.
سیدابوتراب فاضل در شرق مقاله ای دارد که اساس آن بر سیاست صدا و سیمای دولتی با مخالفت با توافق هستهای است و نوشته: رادیو و تلویزیون به عنوان ابزار اقلیت منتقد درآمد و بیمحابا به روند مذاکرات و مذاکرهکنندگان تاخت تا صدای سازی ناکوک مانند گذشته از سوی این رسانه به به گوش برسد. کافی است تا برنامههای مختلفی که از تلویزیون در جهت نقد و گهگاه تخریب مذاکرات در مدت کوتاهی بهخصوص پس از توافقنامه لوزان تولید و روی آنتن رفت را وارسی کنیم و آنگاه هم از حیث حجم و هم از نظر اینکه تنها به منتقدان و دلواپسان فرصت حضور در تلویزیون داده شد، به نتایج جالب و شگفتانگیزی برمیخوریم.
به نوشته این مقاله: بهجز تولید ساعتها برنامه در قالب مصاحبه با دلواپسان و گماردن مجریان توجیهشده در این برنامهها، ساخت مستندهای فراوانی از روند مذاکرات مانند «شطرنج با گرگها» که بهنظر بسیاری، تقابل رسمی تلویزیون با دولت روحانی بود یا پوشش اخبار مخالفان مذاکرات در خارج کشور که عمدتا لابیهای پرقدرت عربی- عبری بودند و بازپخش گفتوگو با نفرات دست چندم خارجی ازجمله شاهکارهای تلویزیون در نقد و تخریب مذاکرات و ناهمزبانی با ملت و دولت منتخب ملت است.
شرق در نهایت نوشته: دیروز شبکه افق چندینبار همایش «دکتر سلام» را که جشن طنز مخالفان دولت بود پخش کرد و بارها در این همایش که فقط چهرههای شاخص مخالف دولت حضور داشتند، به رئیسجمهور و کلیت دولت توهین شد. همزمان اخبار گردهمایی مخالفان مذاکرات در مشهد پوشش داده شد و البته در بخشهای مختلف خبری، اخبار مذاکرات بهعنوان خبر دوم و سوم مورد توجه قرار گرفت. درعینحال، در همین پوشش چندثانیهای اخبار مذاکرات خبرنگاران خاص صداوسیما با لحن تمسخرآمیزی که مخصوص خودشان است و هیچ بنگاه خبری حرفهای در جهان از این لحن استفاده نمیکند، به نقلقولهای منفی از مذاکرات پرداختند.

منبع تصویر، sharwand
سیاست دولت چیست
نادر کریمی جونی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: بالاخره و طی ماههای آینده سررسید پایان مذاکرات و تصویب متن توافقنامه نهایی فرامیرسد و موقعیت پاسخگویی در مورد شرایط ایران پس از تحریم فراهم میشود. در آن هنگام مقامات دولت تدبیر و امید نمیتوانند پشت تحریمها و مشکلات ناشی از آن پنهان شوند و مشکلات را متاثر از گرفتار شدن کشور در زنجیر تحریمهای ظالمانه بدانند. از هماکنون مردم میگویند پس از پایان تحریمها و امضای توافق نهایی، مقامات دولت چه دستاویزی برای توجیه مشکلات اقتصادی دارند؟
نویسنده اقتصاد دان پیش بینی کرده: رفع کامل تحریمها اگر چنان که تبلیغ میشود و نمایندگان کشورمان در مذاکرات آن را شرط اصلی امضای توافقنامه اعلام کردهاند، در داخل جامعه ایران امید و دلگرمی ایرانیها را برای رسیدن به موقعیت بهتر افزایش خواهد داد، بلافاصله پس از توافق ژنو رونق ملموسی در بازار ایران مشاهده شد و تحرک اقتصادی شهروندان ایرانی افزایش یافت. اما در نهایت ایرانیها طی دو سال فعالیت دولت به خوبی راهبردها، تکنیکها و مواضع دولت را شناختهاند و به جای هیجانزدگی و ذوقزدگی، عاقلانهتر رفتار خواهند کرد.
سرمقاله جهان صنعت بدان جا رسیده که: در مقابل دولت اگر بتواند نفت بیشتری بفروشد و بیش از چهار میلیارد دلار طلبی که کشورمان از خارجیها دارد را به کشور بازگرداند، آنگاه احتمالا میتواند با دست و دلبازی بیشتری پول خرج کند. اگر این سناریو درست باشد، رفتهرفته ایرانیان برای حضور در صحنه اقتصادی امیدواری بیشتری پیدا میکنند و با اعتماد افزونتر نسبت به عملکرد و راهبردهای دولت، مسوولیت بیشتری برای بهبود شرایط اقتصادی بهعهده میگیرند.
خرداد پرحادثه فیفا
سوشیانس شجاعیفرد در ستون طنز شهروند گزارشی فرضی نوشته از اجلاس دیروز برای انتخاب رییس فدراسیون جهانی فوتبال فیفا.
بلاتر: (کل متن را با داد بخوانید!) من... به همه شما... همه روسای فدراسیونها... سلام میکنم! شماها از ساعت چند اومدید زوریخ؟! هشت؟! هف..؟ چند؟ شیش؟! خستهاید؟! کی خسته است؟! میشل پلاتینی؟! آفرین! آقای نایبرئیس... یک خط نامه بنویسید به حسابداری... به همه فدراسیونهایی که اینجا هستند... یک مجوز واردات خودرو بدهید! اما... شما باید بدانید... کسانی هستند که نمیخواهند، ژوزف بلاتر... خادم شما... خادم فوتبال... خدمتگزار ورزش دنیا... به فعالیتش ادامه بده... تا میزبانی رو میدیم به روسیه... یک عده اینور شلوغ میکنند... تا میزبانی رو میدیم به قطر... یک عده اونور شلوغ میکنند! یک مشت توپ جمع کن، این گوشه و کنارها یک حرفایی میزنند... یک عده میگن شما پول گرفتید... شما فاسدید!.. ما فاسدیم؟! فیفای ما فاسده؟! فیفا در دوره ما پاکدستترین هیأترئیسه تاریخ فیفا بوده! شما کی هستید که به ما اعتراض کنید؟! شما چی کی هستید؟! از شما گندهترش که بن همام باشه هم نتونست جلوی من رو بگیره! حالا ممکنه کسانی از دوره رئیس قبلی...هاوهلانژ فتنهگر... هنوز افرادی در فیفا وجود داشته باشند... خب اونها ممکنه رشوهای بگیرند... فسادی داشته باشند... من که نمیتونم مواظب همه باشم، چون حواسم از پول شمردن پرت میشه، دوباره باید از اول بشمرم!
طنزنویس شهروند در انتها، بعد از انتخاب مجدد بلاتر از قول رییس فدراسیون فوتبال ایران چنین نوشته:
کفاشیان: ژوزف، ژوزف... میخواستم اولین نفری باشم که بهت تبریک میگم، بیا یه سلفی بگیریم باهم!
بلاتر: مرسی کفاش! حالا بذار توی میهمانی شام عکس میگیریم.
کفاشیان: نه، میرم توی هواپیما یه چیزی میخورم، اینجا پلیس بازاره! یهو به ما هم گیر میدن! اینجا هم که ایران نیست بشه با خنده و دو تا تلفن جمعش کرد!
بلاتر: نترس کفاش جان، اینجا هم مثل ایرانه! ندیدی چطور دوباره رئیس شدم؟! همه جا آسمون یک رنگه! بزن بریم فیفا!

منبع تصویر، arman











