بررسی روزنامههای صبح یکشنبه تهران - ۲۷ اردیبهشت
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامههای امروز صبح که اول هفته محسوب می شود در صفحات اول خود به بررسی علت حادثه روز جمعه بازی فوتبال دو تهرانی پرداخته اند.
ابراز نگرانی از شدت گرفتن اختلافات داخلی در صحنه سیاسی کشور، و پی گیری حرکت کشتی نجات ایرانی که راهی آب های عدن است از دیگر مطالب این روزنامه هاست.

منبع تصویر، shahrwand
ابهامات ماجرای تبریز
سجاد سالک در مقاله ای پیرامون ماجرای پایان لیک فوتبال و حوادثی که باعث جنجال در تبریز شد نوشته: "در مورد دلیل وقوع چنین اتفاقی دو حالت متصور است؛ اول آنکه مسوولانی با این دروغ به هر دلیل خواستهاند تراکتوریها را از تکاپو بازدارند تا سپاهان قهرمان شود، دوم اینکه مسوولان امنیتی استان با احتمال اینکه امکان برد تراکتور در دقایق باقیمانده متصور نیست به خیال خود مصلحتاندیشی کردهاند تا جلوی بروز آشوب را بگیرند اما همه اینها با اما و اگرهایی همراه است."
نویسنده در بررسی فرض ها نوشته اگر قرار بود جام به اصفهانیها برسد کاری داشت در هفتههای قبل، خیلی نامحسوس این تیم را در کورس رقابت بالا کشیده و کار به هفته حساس و پرتنش آخر نرسد؟ اساسا اگر هر نقشه و طرحی از طرف هرکسی بوده چرا اینقدر پرنقص و ناشیانه اجرا شده؟ و اگر فرض را بر این بگذاریم که ماجرای دروغ تبریز با هدف قهرمانی سپاهان انجام شده، آن وقت این سوال به وجود میآید که کار چه کسی بوده؟ برگزارکنندگان و مسوولان هیات فوتبال تبریز؟ این واقعا شوخی است. چرا باید برگزارکنندگان آذری زبان چنین خیانت نابخشودنی و زشتی را مرتکب شوند و کاری کنند که تیم شهرشان قهرمان نشود؟
مقاله اعتماد بدان جا رسیده که گروهی معتقدند نهادهای امنیتی از شادی مردم تبریز نگران بودند و با این راهکار خواستهاند جلوی شادی مردم را بگیرند اما به نظر شما شادی مردم تبریز خطرناکتر بود یا خشمشان؟ هر عقل نیمه سلیمی میداند این دست رفتارها اوضاع را به مراتب بدترکرده و فضا را برای چند روز ملتهب میکند. این نکتهای نیست که مسوولان باتجربه امنیتی از آن غافل باشند. در ثانی یک شب جشن و پایکوبی هیچ مشکلی ایجاد نمیکرد که کسی به فکر نقشههایی از این دست بیفتد. سپاه پاسداران هم به عنوان مالک تراکتورسازی، حتما از قهرمانی این تیم دفاع میکرده و دلیلی نداشته تیم خودش را دوم کرده و این همه دردسر و حاشیه ایجاد کند.
امیرمحمود حریرچی در مقاله ای در آرمان خواستار آموزش جوانان برای تخلیه هیجان هایشان شده و ذکر کرده که: "پس از پیروزی پرسپولیس مقابل استقلال در لیگ برتر فوتبال کشور، جمعه شب، درحالی که سه بانوی معلم در حال پیادهروی در یکی از خیابانهای فاز دو ماهشهر بودند یکی از خودروهای افراد شادیکننده با آنها بهشدت برخورد کرد. در این حادثه تلخ دو بانوی معلم در دم جان باختند."
به نظر نویسنده که مددکار اجتماعی و استاد دانشگاه است، جوانان فرصت را غنیمت میدانند برای اینکه ابراز احساسات و هیجانات خود را تخلیه کنند. اگر این فرصتها را در شرایط مناسب برای تخلیه هیجانات به اشکال مختلف برای آنها فراهم نشود، تنها راه گریز برای آنها شرکت در مسابقات ورزشی چنان که همزمان با حادثه ماهشهر، در استادیوم تبریز برخوردی بین بازیکنان تراکتورسازی گزارش شده بود که خشونت در فوتبال را نشان میدهد.
مقاله آرمان اشاره کرده: "حتی بر اساس گزارشات در برخی موارد برخی جوانان برای اینکه هیجان بیشتری را تجربه کنند قبل از بازی مواد محرک مصرف میکنند و نتیجه آن هم اتفاقاتی از این دست در حین رانندگی و ابراز شادی است که منجر به فوت دو فرد بیگناه شده است. این اقدام و مواردی از این دست را باید قتل عمد به حساب آورد زیرا وقتی در این شرایط و با مصرف مواد فردی با سرعت مرگبار با موتور یا خودرو در خیابان میراند این احتمال را باید بدهد که ممکن است با دیگران برخورد و برای آنها ایجاد خطر کند اما این افراد کنترلی بر رفتارشان بهدلیل مصرف مواد ندارند."
اخلاق آردی
پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: "مثل این است که به ما بگویند امشب عروسیات است. خب میدانید ما چقدر خوشحال میشویم؟ خب آخر شب بگویند شوخی کردیم و عروسی پسر همسایهتان است. ما باز هم خوشحال میشویم. نمیدانید چرا؟ چون هم پسر همسایهمان خوشحال شده، هم ما نیفتادیم توی تله."
این طنزنویس به طعنه نوشته از فردای قهرمانی آدم درگیر مسائل قهرمانی است. خب چرا؟ همین الان توی شورای شهر تهران چندتا قهرمان وجود دارند که هرکاری میکنند و هرچیزی بالاوپایین میشود، توی شهر مردم میگویند از قهرمانان ما بعید بود و این رفتار ورزشی نیست و نمیشود شورای شهر جلو تکخوری را نگیرد.
و خلاصه طنز شرق این که: "ما تحقیق کردیم دیدیم برخی مدیران که موفق شدند بدون دخالت دست تلفن و موبایل و آنتن، حتی آب توی لوله تبریز را قطع کنند تا فقط سپاهان مزه پسته گز آردی را نچشد، قرار است در لیگ بعدی طوری تلفن و موبایل و آنتن تلویزیون و حتی آب توی لولهها را قطع کنند که همه تیمها در همه شهرها قهرمان اعلام شوند و این کمکاری نیست. اگر به عمق جریان فکر کنید، بغض میکنید."
ایران و حل چالش یمن
حشمتالله فلاحتپیشه، در مقالهای در آرمان حرکت سعودی را بر اساس غرور عربی خوانده و نوشته خود طرف مقابل ایرانیها با سیاستهای انساندوستانه سعی دارند کمکهای خود را به مردم یمن برسانند و درعین حال هیچکدام از دو طرف به فکر گسترش تنش نیستند. عربستان تحت این عناوین که کمکهای ایران میتواند غرور قدرت آنها را بشکند، تلاش میکند از کمکهای ایران به یمن جلوگیری کند.
به نظر این نماینده سابق مجلس مواضع مقامات آمریکایی نشان میدهد که آنها نیز آشکارا نگرانند که مساله یمن باعث به وجود آمدن تحول جدیدی در منطقه شود و امکان کنترل تحولات را از دست بازیگران منطقهای خارج سازد. ایران و عربستان باید در بحران یمن به گروههای مرجع خود رجوع کنند و از طریق واسطه به بحران یمن خاتمه دهند.
مقاله آرمان پیش بینی کرده که: "عربستان توان ادامه جنگ در جبهه زمینی را ندارد و اطمینان دارد اگر به جبهه زمینی وارد شود دچار بحرانهای به شدت پیچیده خواهد شد. لذا عربستان به دنبال برونرفت از بحران یمن است اما به آن میزان وحشیانه در بحران یمن عمل کرده که طرف یمنی نیز حاضر به پذیرش راهکاریی نیست که عربستان در آن راهکارها یک طرف موضوع باشد."

منبع تصویر، qanoon
کارتون فرشید رجبعلی، قانون
کمپدیوید، اوباما و نمایش اسب
حسین دهشیار در سرمقاله فرهیختگان به اجتماع کمپ دیوید پرداخته و با اشاره به غیبت بیشتر رهبران و شیوخ در این همایش اشاره کرده ملک بحرین به علت شرکت در نمایش اسب به همراهی ملکه بریتانیا به کمپ دیوید نرفت. در حالی که: "منطقه خاورمیانه تجربهگر تنشهای عدیده و بیسابقهای است. بحرانهای درونکشوری در این منطقه سطح بیسابقهای را شاهد است و نزاعهای بین کشوری نیز کاملا ساختارشکنانه هستند. جنبشهای اجتماعی از شمال آفریقا تا حاشیه خلیج فارس کشورهای متعددی را به بحران فرو بردهاند، بدون اینکه کمترین دگرگونی کیفی را در معادلات متداول قدرت وکمترین جابه جایی میان طبقات اجتماعی واقتصادی را در هرم قدرت ممکن سازند."
به نظر این استاد دانشگاه: "تفکرات قرن هیجدهمی اروپا یعنی استفاده از قدرت نظامی و تهاجم به کشورهای دیگر منطقه برای تغییر رژیمهای سیاسی جهان عرب را به یک آوردگاه وسیع مبدل ساخته است. دهها هزار نفر در لیبی به آغوش مرگ درغلتیدند. هزاران نفر در یمن کشته شدند. در سوریه مرگ نیم میلیون نفر در چشمانداز نزدیک قرار دارد و کشتار در عراق به یک عادت روزمره تبدیل شده است. تمام این حوادث در شرایطی اتفاق میافتد که آمریکا در برابر پیچیدگی شرایط کمر خم کرده است."
خلاصه مقاله فرهیختگان این که: "بهدلیل ناتوانی تئوریک و فقدان بینش در سیاست خارجی که از ویژگیهای چهل و چهارمین ساکن کاخ سفید است آمریکا از طراحی یک استراتژی منسجم و شفاف برای رویارویی با شرایط منطقه کاملا بیبهره هست. کشورهای مصر و امارات تصمیم میگیرند لیبی را بمباران کنند، شبهنظامیانی که فزونترین عدم تطابق با ارزشهای مورد نظر آمریکا را دارا هستند از مرزهای ترکیه برای جنگ وارد سوریه میشوند، دولت سعودی حمله نظامی به یمن را اولین گزینه تشخیص میدهد و پس از آن سعی در مشورت با آمریکا میکند."
آزادی مطبوعات، ضد فساد
عباس عبدی در مقاله ای به مناسبت سالروز آزادی مطبوعات نوشته: "برخی به اشتباه فکر میکنند که آزادی مطبوعات نوعی مطالبه روشنفکران و بخش خاصی از طبقه متوسط است و ضرورتی ندارد که دولتها در تامین این مطالبه اقدام کنند. چرا که مردم بیسواد یا کمسواد درگیر تامین معیشت خود هستند و فرصت کافی برای مطالعه روزنامه و هفتهنامه ندارند و اگر هم داشته باشند، پول کافی برای تامین آن ندارند."
به نظر این جامعه شناس: "چنین معادلهای لزوما در همه موارد برقرار نیست، چرا که ممکن است مردم مطالبهای داشته باشند، ولی نیاز جامعه برای تامین آن چیز دیگری باشد. مثل مطالبه اقتصادی اکثریت قاطع مردم که کنترل تورم، کاهش بیکاری و رشد اقتصادی است. ولی نیاز اصلی اقتصاد جامعه تامین سرمایه از داخل یا خارج و ایجاد پسانداز است. در حالی که مردم به این گزاره توجه خاصی ندارند، زیرا متخصص اقتصادی نیستند که در پی رابطه سرمایهگذاری خارجی و تولید و تورم باشند. ولی یک اقتصاددان میداند که بدون سرمایهگذاری و تولید هیچ کدام از مطالبات مذکور تامین نخواهد شد."
اینجاست که مقاله اعتماد یادآوری می کند که اگر واقعا این امکان بود که جامعهای بدون رسانههای آزاد، توسعه یابد، و فساد در آن نباشد یا در حداقل باشد و مردم آن جامعه نیز آگاه و مشارکتجو باشند، دیگر ضرورتی بر مطبوعات و رسانههای آزاد نبود، ولی چه میتوان گفت که بدون رسانههای آزاد، نه تنها وضعیت سیاسی باثباتی پیدا نمی شود ، بلکه وحدت و انسجام و مشارکت موثر اجتماعی هم شکل نخواهد گرفت و از همه مهمتر فرآیند نظارت اجتماعی و مبارزه با فساد هیچگاه تکمیل نخواهد شد.
دستکم یک سال همدلی
آیت پیمان در سرمقاله ابتکار با اشارات به اتهامات تند و پرابهامی که مدام اشخاص و جریان های سیاسی مدام علیه یکدیگر به کار می برند نوشته: "بسیار تعجب برانگیز است. مطبوعات وسایتها سخنان تند و پراتهام برخى امامان جمعه و خطبا و فعالان سیاسى منتقد دولت را همچون گذشته با تیترهاى محرک منعکس کرده اند و در مقابل بعضى مسئولین دولتى سعى کرده اند به اینگونه منتقدین بى ملاحظه پاسخ دندان شکن بدهند."
به نوشته این مقاله: "بعضى روزنامه هاى مشهور دست از ادبیات تخریبى وتفرقه افکنانه خود برنداشته، بلکه با همان عادت مالوف به حمله هاى غیرمنصفانه خود به روحانى وظریف و برخى وزیران دولت ودیگر شخصیت هاى جریان مقابل پرداخته واخیرا هاشمى رفسنجانى ومحسن رضایى را حسابى نواخته اند. برخى نمایندگان مجلس و ... تا توانسته اند دراین مدت سنگ تمام گذاشته اند و گویا اگر توصیه به همدلى وهمزبانى نشده و تشویق به تقابل وحمله به یکدیگر هم شده بود بالاتر از این حملات را نمى توانستند انجام دهند."
سرمقاله ابتکار پرسیده: "آیا جاى تعجب و حیرت نیست که یک امام جمعه رسماَ اعلام کند همه پول ارشاد اسلامى در مشهد به مطربین داده می شود و حتى یک ریال آن صرف دین نمى شود!؟ آن هم در مشهد که متولى جشنواره عظیم و بینالمللى امام رضا علیه السلام است و صدها کانون فرهنگى وهنرى مساجد وتشکل هاى دینى وقرآنى وامور نشر وچاپ هزاران عنوان کتاب ومطبوعات دینى در آن استان را برنامه ریزى وهدایت و نظارت میکند."
نویسنده در نهایت به یاد آورده که امسال از سوی رهبر جمهوری اسلامی سال همدلى و همزبانى اعلام شده است.
جرم بدون محاسبه
مصطفی عابدی در سرمقاله شهروند نوشته: اگر در مدیریت اقتصادی، حرفهای و تخصصی عمل نمیکنیم، در جرم و جنایت هم همینطور است به ماجرای گروگانگیری در تهران اشاره کرده که روزنامه های مختلف امروز آن را در صفحات حوادث خود منعکس کردند ماجرایی که برای یک شخصیت ورزشی اتفاقا افتاده و فرزند سیزده ساله وی را روز روشن از جلو خانه شان روبوده اند اما بعد از دو تماس گروگان گیر ها با پدر نوجوان، پلیس گروه را دستگیر کرده است.
نویسنده معتقد است که وقتی که به آدمربایی مذکور نگاه میکنیم، حدی از بلاهت را برای آن نمیتوان تصور کرد، به طوری که برای یک ساعت بعد از واقعه نیز برنامهای نداشتهاند، یا حتی نتوانستهاند جایی را برای نگهداری نوجوان ربوده شده پیدا کنند، طبعاً گمان کردهاند که در همان روز کار تمام میشود و به پول میرسند. چگونه ممکن است که یک نفر مدرک کارشناسی فیزیک داشته باشد، و تا این حد سادهلوحانه وارد یک عملیات آدمربایی شود که از حیث برنامهریزی نسبت به جرایم دیگر بسیار پیچیده است.
سرمقاله شهروند علت را در دو جا می بیند: @یکی اینکه ارزش آموزشی مدرک کارشناسی در ایران که برای توانمند کردن قدرت ذهنی و خلاقیت است بسیار کمتر از آن است که باید باشد. درواقع اینها مدارک صوری هستند. دوم این است که فضای عمومی جامعه بهگونهای است که حوصله فکر کردن به آینده؛ و بروز و ظهور خلاقیت را از افراد گرفته است. در این صورت این وضعیت نه فقط در جرم، بلکه در امور مثبت اجتماعی که به خلاقیت در آنها نیازمند هستیم نیز خود را نشان خواهد داد.

منبع تصویر، tehran paper
کارتون محسن ایزدی
بدرقه شاعر در سکوت
عسل عباسیان در شرق نوشته: "نه بلندگویی برای وداع با شاعر تهران در محوطه خانه هنرمندان گذاشته شده بود، نه تریبونی، انگار قرار نبود در مراسم بدرقه محمدعلی سپانلو، کسی از او بگوید. روایتها در مورد دلایل انجامشدن سخنرانی متفاوت بود، اما سپانلویی که در زمان حیات به اطرافیانش سپرده بود او را در کنار غزاله علیزاده، شاملو، احمد محمود و محمد مختاری در امامزاده طاهر دفن کنند، سرانجام به قطعه نامآوران بهشتزهرا برده شد.
به نوشته این گزارشگر: "این همه در روزی اتفاق افتاد که بسیاری از شاعران و نویسندگان یا علاقهمندان به شعر و ادبیات فارسی خودشان را به خانه هنرمندان رسانده بودند تا درباره این شاعر بشنوند، دوستانش؛ مجابی و دولتآبادی و فرمانآرا برای وداعش آمدند اما تریبونی در اختیارشان گذاشته نشد تا آنها سخن بگویند. دولتآبادی البته به تلافی این اتفاق، در بهشتزهرا پس از خاکسپاری، اندکی از سپانلو گفت و شعری از او برای حاضران خواند."
با اوین چه کنیم؟
شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد با اشاره به این که شهردار تهران گفته ممکن است زندان اوین به بوستان تبدیل شود از چند نفر خواسته پیشنهادات خود را بدهند. اول از همه شیطان نظر داده: "با توجه به اینکه در روزگار قدیم دستگاههای وحشتناکی اینجا بوده و همچنین نزدیکیاش به محل شهربازی سابق تهران و عدم ساخت شهربازی جدید در تهران بهتره زندان اوین تبدیل به شهربازی بشه. میشه قطار وحشت سوپر استانداردی ساخته بشه اینجا که هر گردشگر داخلی و خارجی مییاد از خوف شب دیگه خوابش نبره."
مادموازل ناتو هم در همین مورد نظر داده که: "بنده همیشه معتقد به کار فرهنگی بوده، هستم و خواهم بود. بنابراین اصل بهتر است زندان اوین تبدیل به سینما اوین شود. حالا فیلم ترسناک هم پخش کند باز کار فرهنگی ترسناک انجام داده. فیلمهای ژانرهای دیگر را هم پخش کند باز خوب است."
شخصیتی با نام عمو حسام به طنزنویس اعتماد گفته: "هیچی مثل برجسازی تو این مملکت جواب نمیدهد. اول اینکه مقدمه ساختن تخریبه. چنان میکوبیش که دیگه نه نشان از تاک میمونه و نه تاک نشون. بعد با بتن و میلگرد پرش میکنی و مییای بالا. سازنده راضی. فروشنده راضی. خریدار با ویو و منظره فوقالعاده خانههاش راضی، دیگه کسی نمیگه اینجا قبلا چی بوده. همه میگن ببین چی شده."

منبع تصویر، shahrwand
کارتون نازنین جمشیدی، شهروند











