بررسی روزنامههای صبح تهران؛ شنبه ۱۸ بهمن
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامههای اول هفته تهران در عنوانهای اصلی خود خبر از مذکرات هسته ای مونیخ داده اند که از امروز برپا می شود و در مقالاتی به گمانه زنی درباره آینده روابط ایران و غرب ادامه داده اند.
گزارشهایی در دهه سالگرد انقلاب درباره این انقلاب و اهداف آن و ابراز نفرت از خشونتهای داعش از جمله به آتش کشیدن خلبان اردنی بخش دیگری از مطالب این روزنامه هاست.
توافق یا تبلیغات؟

منبع تصویر، na
بیشتر روزنامههای امروز صبح با چاپ عکس هایی از جواد ظریف و تیترهایی مانند پیروزیهای بزرگ به دست آوردیم از زبان وی که در صدر اخبار روزنامه اطلاعات آمده یا عنوانی مانند شهروند که از قول وزیر خارجه نوشته: مذاکرات را پیش می بریم ابراز امیدواری کرده اند که مذاکراتی که از امروز در مونیخ برگزار می شود و تمام هیات نمایندگی ایران برای شرکت در جلسات آن آماده شده اند به توافق دست یابد.
اما واکنش روزنامههای تندرو و وابسته به نهادهای نظامی این نیست چنان که <link type="page"><caption> جوان </caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/702269/امكان-توافق-در-بخش-تبلیغاتی-مذاكرات" platform="highweb"/></link>در تیتر اول خود پرسیده این توافق سیاسی است یا تبلیغات و کیهان وانمود کرده که توافق سیاسی که در مونیخ دنبال می شود همان توافقهای ژنو است که این روزنامه قبلا مخالفت خود را با آن اعلام داشته.
جوان در گزارش اصلی خود نوشته: هرچند جزئیات مذاکرات مونیخ معلوم نیست اما برخی منابع از احتمال توافق سیاسی بین ایران و گروه ۵+۱ در حاشیه کنفرانس مونیخ خبر میدهند. به گفته منابع مطلع، برخی نشانهها حکایت از آن دارد که ممکن است تیمهای مذاکرهکننده ایران و ۵+۱ تصمیم گرفته باشند یک متن تحت عنوان توافق سیاسی را در مونیخ منتشر کنند، موضوعی که هیچ کدام از اعضای تیم مذاکرهکننده تا کنون آن را تأیید نکردهاند.
به نوشته روزنامه سپاه پاسداران: در حالی که طرفین طی هفتههای اخیر گفتهاند که همچنان بر سر جزئیات اختلاف نظر دارند، اما ظاهراً سعی میکنند حداقل به توافق کلی سیاسی دست پیدا کنند، موضوعی که به نظر میرسد بیش از آنکه راه حلی دایم برای کشمکش هستهای محسوب شود، برای تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی و باز کردن مسیر برای گفت و گوهای بیشتر است.
<link type="page"><caption> فرهیختگان </caption><url href="http://farheekhtegan.ir/?nid=1592&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link>در صفحه اول خود خبر داده که: دلواپسان دیروز همزمان با انتشار اخباری مبنیبر دیدار دوباره وزرای امور خارجه ایران و آمریکا در حاشیه اجلاس امنیتی مونیخ، بار دیگر دست به پلاکارد شدند و به خیابان آمدند. آنان اینبار با شناسنامه اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل، ساختمان وزارت امور خارجه را برای برگزاری تجمعی انتخاب کردند و با بیحاصل خواندن روند یکساله مذاکرات هستهای، قدم زدن وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه آمریکا را باعث ضربه زدن به اقتدار ایران اعلام کردند.
این تجمع در حالی برگزار شد که پیام برازجانی، دبیر شورای اطلاعرسانی و ارتباطات استان تهران، در پاسخ به سوال فرهیختگان مبنیبر قانونی یا غیرقانونی بودن آن و اینکه این گروه برای برگزاری تجمع از استانداری مجوز دارند، اعلام کرد که تجمعکنندگان نه درخواستی برای تجمع داشتند که با آن موافقت شود و نه مجوزی برای آنها صادر شده است.
به نوشته فرهیختگان: تجمعکنندگان که گزارش تصویری خبرگزاری تسنیم آنها را اندکشمار نشان میدهد، با در دست داشتن برخی پلاکاردها مشابه آنچه دلواپسان اصفهانی در سفر استانی روحانی بالای سر بردند ازجمله پلاکاردهایی با این مضمون که «کاش به جای با کِری بودن باکری باشی»، «با این همه مذاکره؛ نه سانتریفوژ میچرخد و نه چرخ زندگی مردم»، «ما مخالف مذاکره نیستیم اما منتقد نحوه مذاکره هستیم» و «کلید حل مشکلات توان داخلی است، نه التماس به خارجی» اعتراض خود را به آنچه پروژه عادیسازی رابطه با آمریکا خواندند، اعلام کردند.
چه کسی از توافق هستهای میترسد؟

منبع تصویر، na
آرمین منتظری در مقاله ای در <link type="page"><caption> شهروند </caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=169&PageNO=3" platform="highweb"/></link>نوشته این روزها شایعاتی درخصوص احتمال زیاد دستیابی ایران و گروه ١+٥، به توافق سیاسی هستهای به گوش میرسد. فارغ از اینکه آیا توافق هستهای نزدیک است یا خیر، نکتهای که در این میان جلب نظر میکند، برخی اظهارات منتقدان تیم مذاکرهکننده هستهای است. سخنان منتقدان یا بهتر بگوییم مخالفان مذاکرات هستهای بر دو محور عمده استوار است؛ نخست ایراداتی که به نحوه مذاکره وارد میکنند و دوم اتهاماتی که به تیم مذاکرهکننده وارد میآورند که این دو محور در ادامه مورد مداقه قرار میگیرد.
به نوشته این روزنامه نگار: سخن از نقد نیست که نقد پذیرفته است و لازم. سخن اما این است که وقتی تیغ نقد بیش از اندازه تیز شود و صاحب تیغ در استفاده از آن دقت به خرج ندهد، آن تیغ چاک میدهد و آسیب وارد میآورد. عمل ناقد باید همانند عمل دست جراحی باشد که چاقوی تیز جراحی را با فشار کافی و با دقت بر موضع عمل میفشارد. چه اینکه او به خوبی میداند که فشار بیش از اندازه به بافت داخلی بدن آسیب میزند و فشار بیش از اندازه کم نیز برشی صورت نمیدهد و در نتیجه عمل و درمانی در پی نخواهد بود.
شهروند به این جا رسیده که: نقد بیمحابا و دور از انصاف وقتی در حوزه سیاسی صورت میگیرد، به ناگاه منتقد را به مخالف تبدیل میکند. حال آنکه در بحث مذاکرات هستهای، موافقت اصولی از سوی مقام معظم رهبری صورت گرفته است و مذاکرات هستهای به منظور رفع تحریمهای غیرقانونی بهعنوان سیاست راهبردی جمهوری اسلامی در دولت حسن روحانی به کار گرفته شده است.
متخلفان همچنان بر سر کار؟
مصطفی ایزدی در مقاله ای <link type="page"><caption> شرق </caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/55207/برخوردهای-دوگانه" platform="highweb"/></link>نوشته:اتهام رشوهخواری در هر ارگانی باعث میشود که رشوهگیرنده بلافاصله از شغلی که دارد کنار گذاشته میشود تا به پروندهاش رسیدگی شود. اگر کارمندی متهم به رشوهخواری شود، در مرحله اول او را در اختیار امور اداری یا کارگزینی قرار میدهند تا دیگر در پستش نباشد، اما اگر رفع اتهام شد، به کار بازمیگردد و اگر مجرم شناخته شد، طبق حکمی که برایش صادر شده، با او رفتار میکنند. حال چه شده که یک مقام عالیرتبه، چهار سال در حالی که متهم بوده، او را عزل نکردهاند؟
به نوشته این فعال سیاسی: چگونه میتوان باور کرد یک متهم درشت رشوهخواری، به عنوان معاوناول رییسجمهور در منصب خود باقی بماند و ضمنا رییس کمیته مبارزه با مفاسد اقتصادی باشد، اما یک کارمند جزء به محض اینکه متهم شد، از کار برکنار میگردد؟ این تضاد اداری و اخلاقی را چگونه میتوان توجیه کرد؟
سووال بعدی نویسنده این است: نقلشده که نمایندگان مجلس تا نماینده هستند، نمیتوان با آنها برخورد کرد؟ این چه استدلالی است؟ مگر شورای نگهبان قبلا اعلام نکرده بود که میتواند در طول دوره نمایندگی درباره صلاحیت نمایندگان تجدیدنظر کند؟ چگونه میتوان تصور کرد که دو نفر از نمایندگان مجلس درعینحال که متخلفاند و در دورههای بعدی نمیتوانند به نمایندگی مجلس برسند و حتی نمیتوانند مسوولیت اداری بگیرند، همچنان بر صندلی وکالت مردم تکیه زدهاند؟ اگر این آقایان پیش از این دوره دارای پرونده تخلفات بسیار بودند، میتوانستند با تایید صلاحیت از طرف شورای نگهبان به مجلس راه یابند؟ با دقت و سختگیریهایی که از شورای نگهبان دیدهایم، هرگز چنین اتفاقی نمیافتاد، بنابراین حق نظام اسلامی این نیست که مجلسی داشته باشد با نمایندگانی متخلف، همین شیوههای گزینشی با افراد متخلف و مجرم چون نمایندگان مجلس و معاوناول رییسجمهور است که آسیبرسان به اعتماد است.
مقاله شرق به این نتیجه رسیده که: -محمود احمدینژاد بهدلیل انتخاب یکمتهم- که فعلا مجرم است- به عنوان معاوناول خود تحت پیگرد قرار گیرد. در عین حال نمایندگان متخلف از مجلس شورای اسلامی اخراج شوند تا سرمشقی برای دیگران باشد.
چقدر باد کاشت طفلک
پوریا عالمی در ستون طنز <link type="page"><caption> شرق </caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/55241/بادشناسی" platform="highweb"/></link>نوشته: بمیرم برای محمود احمدینژاد که هشتسال همه بادهای سیاسی موافقش بودند، جز بادهای طبیعی. همه فکر میکردند دلیل آلودگی هوا و آلودگی آب هم احمدینژاد است چون اقتصاد آلوده شده بود. درحالیکه طفلک همه توانش را گذاشته بود روی شخمزدن اقتصاد و روابط بینالملل و اگر هم میخواست هوا را آلوده کند دیگر توانش را نداشت. اما الان چی؟ هفتهای دوبار باد میآید و تهران تمیز میشود و دولت هوا بَرَش میدارد که کارش درست است و مردم هم هوایی میشوند میروند شمال و یادشان میرود ته جیبشان خالی است.
نویسنده ستون امبولانس افزوده: واقعا بمیرم برای احمدینژاد و بیکسیاش. او اگر بادی را که توی سازمانملل میکاشت و بعد ما توفان درو میکردیم را توی آسمان میکاشت الان همه هوایش را داشتند. چون عقل ما به چشممان است و اگر ببینیم هوا خوب است فکر میکنیم هوا دیگر پس نیست. مثل الان. مثلا همین هفته پیش دولت ترتیبی داد ابرها بارور شوند و باران بزایند. مردم هم گفتند بهبه دولت ترتیب همه کارها را میدهد.
ستون طنز شرق در نهایت نوشته: در حالی که در دوره احمدینژاد ترتیبی اتخاذ میکردند که کیکی پولدار بشود اما چون ترتیبی نمیدادند که باد بیاید و هوا خوب بشود، مردم میگفتند احمدینژاد ترتیب ما را بههم زده است و ترتیب زندگیمان ریخته بههم.
خوب و بد یک اتفاق

منبع تصویر، na
<link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=79&pageno=" platform="highweb"/></link>در سرمقاله خود نوشته: سفر رییسجمهور به اصفهان از یک حیث رویدادی منحصر به فرد و مبارک بود. نکته مثبت این سفر، مخالفت گروهی از افراد با سیاستهای هستهای دولت است؛ کسانی که شعارهایشان را روی پلاکاردهایی نوشته و بالای سر گرفته بودند. از جمله اینکه؛ «کاش بعضی «باکری» بودند و نه با، کری» یا «تحریم میکنند به درک»، یا «ما شهید دادهایم، فقط برای آرمانها»، البته در این میان نوشتههای دیگری هم بود ، مثل این مورد که: «صد روزه مشکلات اقتصادی کشور را حل میکنم (روحانی)».
به نوشته این روزنامه: نکته بسیار مثبت و خوب این ماجرا در این است که برای نخستین بار این امکان فراهم شده است که عدهای از افراد، به صورت خودجوش یا سازمانیافته، با کلانترین سیاست کشور که در شرایط کنونی مذاکرات با ١+٥ است، از طریق راهپیمایی مخالفت کنند. البته که آنقدر خوشخیال نیستیم که گمان کنیم دیگران هم میتوانند در مخالفت با سیاستهای دیگر یا حتی موافقت با سیاست هستهای موجود اعلام راهپیمایی کنند و البته که این تبعیض ناعادلانه وجود دارد بهطوری که یک مجموعه رانتی میتوانند به خود حق دهند که مصون از هرگونه تعرضی، نسبت به سیاستهای عالی کشور هم اعتراض کنند ولی حق مشابه برای دیگران به رسمیت شناخته نمیشود.
سرمقاله اعتماد اهمیت ماجرا در این دیده که: این گروه چه بخواهند و چه نخواهند این گزاره را رواج میدهند که مردم حق دارند نسبت به سیاستهای دولت اعتراض و راهپیمایی کنند، بدون آنکه مشکل خاصی پیش آید. آنان با این عمل خود نشان میدهند که سیاست دولتها قداست ندارد و از وحی سرچشمه نمیگیرد. این سیاستها محصول فکر و تصمیم افراد این دنیایی است و لذا میتوان آنها را نقد و حتی نسبت به آنها اعتراض کرد. جا افتادن این ایده به خودی خود مهم است، به ویژه وقتی از سوی کسانی باشد که خلاف این ایده را ترویج میکنند. بنابراین ناخواسته به فرآیند و ذهنیتی کمک میکنند که در اصل مخالف آن هستند.
تالابهای خشکیده و هوای آلوده
اسماعیل کهرم در مقاله ای در <link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=79&pageno=1" platform="highweb"/></link>با اشاره به آلودگی هوای اهواز نوشته علتش این است که بستر هورالعظیم محلی شده برای انباشت رسوبات آلی که ناشی از گیاهان و جانورانی بود که به مرور زمان تلف شده بودند و بقایای آنها در آب ریخته شده بود، اما تا زمانی که آب در این محل قرار داشت این رسوبات هیچ مشکلی ایجاد نمیکردند. ولی کم کم که تالاب با مشکل کمبود آب مواجه شد با کوچکترین باد، رسوبات ایجاد شده در بستر تالاب از روی زمین جدا و در هوا معلق میشوند که همین مساله عاملی در ایجاد ریزگرد برای شهر اهواز است.
عامل دیگر برای ایجاد ریزگرد در شهر اهواز وجود کارخانجات صنعتی در این شهر است. به علت تحریمهای اقتصادی کارخانهها نمیتوانند از فیلتر استفاده کنند و ریزگردهای اسیدی را به هوا میسپارند و همین امر باعث آسیب رسیدن به سلامتی مردم میشود. چند وقت پیش هم که در اهواز باران آمد اینباران تبدیل به بارانی اسیدی شد و افراد زیادی را در شهر اهواز راهی بیمارستان کرد. چرا که به علت وجود این ریزگردهای اسیدی و معدنی در سطح شهر و مخلوط شدن آن با باران، این نعمت الهی برای شهروندان تبدیل به دردسر شد و مردم اهواز احساس خفگی و تنگی نفس کردند.
پیشنهاد نویسنده کارشناس این است که باید آگاه بود که هر هکتار جنگل میتواند هفت هزار تن غبار را جذب خود کند و این مهمزمانی برای آلودگی هوای شهر اهواز موثر واقع میشود که مسوولان به این امر توجه کنند. می توان برای مقابله با آلودگی شهر اهواز از گیاهان مقاوم در برابر خشکی اطراف این شهر استفاده کرد و از طرفی اگر از خشک شدن تالاب شادگان نیز جلوگیری شود، قطعا در آیندهای نزدیک اهواز نجات پیدا خواهد کرد. جز آن اگر هر چه زودتر سایه تحریمها از بالای سر کشور برداشته شود، کارخانهها مجهز به فیلتر می شوند.
عنکبوت ها آمار بدهند

منبع تصویر، na
شهرام شهیدی در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند </caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=169&PageNO=20" platform="highweb"/></link>با اشاره به پژوهش دانشمندان که نشان می دهد عنکبوت ها قادر به شمارش هستند به آمار متناقض دستگاههای دولتی اشاره کرده مثلا دبیر انجمن برنج اعلام کرد نیاز کشور به واردات این محصول حداکثر ۶۰۰هزار تن است. این درحالی است که وزارت صنعت، معدن و تجارت مدعی است مصرف سرانه برنج در کشور بین ٤٤ تا ٤٥ کیلوگرم در سال و کسری ما یکمیلیون و ٢٠٠هزار تن است.
مثال دوم این که در یکی از سایتها اعلام شده براساس آمار سازمان ثبت احوال کشور، در سه ماهه نخست امسال ١٢هزار و ٤٤٢ مورد واقعه طلاق در کل کشور به ثبت رسیده ، درحالیکه در سایت دیگری همین آمار از قول ثبت احوال روزانه چهارصد و سی و چهار طلاق اعلام شده که به عبارتی سه ماههاش میشود سی و نههزار و شصت طلاق!
براساس اطلاعات آخرین سرشماری کشور، بالغ بر ۱۰میلیون شهروند ایرانی اظهار بیسوادی کردهاند، اما سازمان نهضت سوادآموزی تأکید دارد که آمار بیسوادان در کشور، حدود چهارمیلیون نفر است. با توجه به اینکه مشت نمونه خروار است شما میتوانید این اختلاف در آمار و شمارش را در ارایه آمار مبتلایان به سرطان یا تعداد بیکاران یا نرخ تورم و غیره هم ببینید. حالا راهحل ما چیست؟
در نهایت طنزنویس شهروند پیشنهاد کرده ارائه آمار به عنکبوتها سپرده شود چون آنها مثل مسئولان اشتباه نمیکنند، آسمون ریسمون نمیکنند، زبانم لال دروغ نمیگویند و لاپوشانی و ماستمالی نمیکنند و قلب به میم بلد نیستند و غیر از تار چیزی به هم نمیبافند و منفعتی در ارایه آمار غلط ندارند. مسائل دیگری غیر از پول و شهرت و مقام و اینها برایشان مهم است بنابراین قابل خرید هم نبوده و نرخ رشوه هم در کشور به شدت کاهش پیدا میکند











