بررسی روزنامههای صبح تهران؛ چهارشنبه ۱۵بهمن

منبع تصویر، etemad
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
پرتاب موفقیت آمیز ماهواره فجر به مدار زمین، کارت زرد دیگری به یک وزیر دولت روحانی، توافق دولت و مجلس برای حذف یارانه پردرآمدها در روز میانی دهه فجر و سالگرد تولد جمهوری اسلامی از جمله موضوع های اصلی روزنامه های امروز تهران است.
سهشنبههای منحوس
نسترن دقیقی در گزارشی در قانون خبر داده که دولت روحانی در دوسال ابتدایی عمر خود بیش از دولت نهم احمدینژاد که با مجلس زاویه داشت، کارت زرد گرفته است. از ابتدای شکلگیری دولت روحانی تا امروز وزرای هجده گانه برای هزار سوال به هرم سبز بهارستان رفتند. روحانی اگر میدانست، مجلسیها به بهانه های مختلف، وزرای او را هر لحظه به بهارستان فرامیخوانند، هرگز عنوان نمیکرد دولت خود را موظف به پاسخگویی به مجلس میداند و این درحالی است که احمدینژاد از همان ابتدا تکلیف کابینه را با نمایندگان مشخص کرده و گفته بود وزرا اگر هفتهای چندبار برای سوال به مجلس بروند،نمیتوانند به کارهای اجرایی بپردازند.
اعتماد هم در مقاله اصلی خود از سه شنبه های منحوس نوشته و افزوده: در میان همه قانونهایی که در مجلس به تصویب رسیده است حالا یک قانون نانوشته هم به تصویب رسیده است و آن قانون «هر سهشنبه یک کارت زرد» است. سوالکننده «نماینده مجلس»، سوال شونده «وزیر» اما هدف شخص «رییسجمهور» است. سوالات اعلام وصول میشوند، به کمیسیون تخصصی میروند نماینده قانع نمیشود و سوال به کمیسیون میآید. وزیر کارت زرد میگیرد اما همه آنهایی که رای به قانع نشدن میدهند چند موضوع را خوب میدانند. میدانند در حالی انگشتشان را روی کلید مخالف دستگاه اخذ رای مجلس میفشارند سوالاتی که میپرسند کاملا در حوزه اختیارات وزرا نیست. میدانند آن کسی که با آن مشکل دارند «وزیر» نیست و «رییسجمهور» است.
به نوشته این مقاله: طیبنیا هدف این هفته بود و فانی هدف هفته پیش. ظریف را هم برای هفته بعد رزرو کردهاند تا برنامهریزی هر سهشنبه یک کارت زرد برهم نخورد. این مجلس در یک سال پایانی کار خود همان رفتاری را نشان میدهد که مخالفان دولت در روزهای ابتدایی کار دولت پیشبینیاش را کرده بودند.
محمد خوشچهره اقتصاددان به گزارشگر اعتماد گفته: اگر منصفانه نگاه کنیم کشور وارث مشکلات متعدد به ارث رسیده است. یعنی تلنباری از مسائل و مشکلاتی از جمله آمار بیکاری و تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی و فشارهای ناشی از تحریمها، همه و همه یک شبه ایجاد نشده بلکه در بستر زمان روی داده است. بههر حال گرچه قبول میکنیم که دولت وارث مشکلات عدیدهای است اما روحانی با درک شرایط کاندیدای ریاستجمهوری شد نه این که غافل از تمام مشکلات باشد. این شرایط حتما در بستر زمان حل خواهد شد. اقدامات آنی باید برای جلوگیری از خونریزی اقتصادی صورت بگیرد، اما باید بدانیم که معالجه مصدوم زمانبر است.
احمد شیرزاد نماینده پیشین مجلس به اعتماد گفته:اگر اکثریت مجلس بازیچه دست گروهی هیاهو طلب و ماجراجو بشود جای تاسف دارد. اکثریت مجلس از این گروه نیستند و آنچنان در برابر دولت جبهه ندارند اما و در عین حال آنجایی که باید با شجاعت و جوانمردی از دولت دفاع کنند این کار را نمیکنند و گاهی بدون مسوولیت برخورد میکنند که نتیجه آن کارتهای زرد متعدد به
وزرای دولت است. مجلس را باید زمانی مورد بررسی و امتحان قرار داد که واقعا و بهطور جدی قصد زدن یک وزیر را دارد.
این استاد دانشگاه افزوده: بالاتر از سیاهی که رنگی نیست. دولت روحانی باید در برابر این مسائل خیلی مقاومتر باشد. با این مجلس امکان افتادن چندین نفر از وزرا نیز وجود دارد. بنابراین هیچ اتفاق مهمی نمیافتد هرچند آقای طیبنیا وزیر خوبی هستند. ضمن اینکه باید دید حرف حساب مجلسیان چیست.
دلالان و هواداران آن دیپلوماسی
حشمتالله فلاحتپیشه در مقاله ای در آرمان تاریخچه ای از تحریم های علیه جمهوری اسلامی را برشمرده و نخستین آن ها را بعد از جنگ هشت ساله و زمانی دانسته و تا جایی که تحریم های گسترده ای علیه ایران وضع شد که سه گروه از آن سود بردند . یکسری کشورهایی بودند که فرصتهای از دست رفته اقتصادی ایران را به نفع خود مصادره کردند بعد کشورهایی که تحریمها را علیه ایران به تصویب رساندند و از این راه به طرق مختلف از بازار ایران سود برند. اما گلایه اصلی از ایرانیهایی است که از تحریم هموطنان خود سود بردند

منبع تصویر، ghanoon
این مقاله تاکید دارد که: ایرانیانی هستند که به اسم دور زدن تحریمها مجوزهایی گرفتند و استفاده شخصی کردند. از امضاهای طلایی استفاده میکردند و منابع ایرانیان را تاراج کردند. شرکتها و بانکهای مختلفی در عراق و ترکیه احداث کردند و از طریق حق کمیسیون و دلالی مبالغ زیادی اخذ کردند. این گونه افراد همواره میخواهند روابط ایران با دنیا دستخوش تنش باشد تا از این طریق بتوانند ثروتهای زیادی به دست بیاورند و به اسم کمک به رفع نیازهای ایران تجارتهای زیادی را با دنیا به صورت مفسدهانگیز انجام دهند.
مقاله آرمان بدان جا رسیده که: این گروه از افراد بیشترین صدمه را به بخش صنعت و اشتغال کشور وارد کردهاند و به همین میزان در حوزه تجارت سود بردهاند و اگر تحریمها برداشته شود به یقین نمیتوانند سودهای بادآورده به دست آورند. این افراد مخالف لغو تحریم علیه ایران هستند.
داریوش قنبری در مقاله ای در مردم سالاری در نقد دیپلوماسی دولت سابق نوشته: دیپلماسی از نظر افراطیون و تندروها به معنای همراهی با کشورهایی مثل ونزوئلا و قدرتهای خاصی است که وزن چندانی در نظام بینالملل ندارند و کمال مطلوب آنها در سیاست خارجی آن بود که در دوره ریاست جمهوری آقای احمدینژاد مرتبا هوگوچاوز را به ایران دعوت کرده و یا اینکه به ونزوئلا و کشورهایی از این دست سفر کند. لذا دیپلماسی از نظر افراطیون تنها به همین معناست و میتوان گفت که آنها درک مطلوبی از دیپلماسی و متغیرهای موثر در نظام بین الملل ندارند.
به نوشته این مقاله: آقای ظریف برای مذاکره سفر کرده و برای دستیابی به نتیجه مطلوب از هر اهرمی که بتواند منافع ملی کشور را در برداشته باشد استفاده میکند و اینکه آقای ظریف با آقای کری قدم زده نشان از آن دارد که وزیر خارجه کشوری که یکی از دشمنان دیرینه ما به شمار میرود را در شرایطی قرار داده که رفتار صمیمانه را در پیش گرفته است و این شرایط به طور یقین تاثیر گذار است و اینکه آمریکاییها بعد از سالها اعلام میکنند که ایران تهدیدی علیه منطقه نیست، ایرانی که آنها زمانی آن را تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی تلقی میکردند الان از زبان اوباما خطاب به کشورهای منطقه گفته میشود که ایران تهدیدی علیه شما نیست که این نتیجه همین رفتار و ظرافت کار آقای ظریف است.
نویسنده سرمقاله مردم سالاری تاکید کرده: در دوران ریاستجمهوری آقای احمدینژاد که کمال مطلوب افراطیون و تندروها بود دیپلماسی ایشان را ما دیدیم، نامههای متعددی که به همین آقای اوباما مینوشت ولی پاسخی به ایشان داده نمیشد اما الان ایران وزنی پیدا کرده و با ایران مذاکره میکنند و به آن امتیاز میدهند تا جایی که تندروها در داخل آمریکا هم رئیسجمهور و وزارت خارجه آن را متهم به دادن امتیازات بیشاز حد به ایران میکنند این هنر آقای ظریف است که چنین دیپلماسی را هدایت کرده است.
و اما قدم زدن در خیابان
شهرام شهیدی در ستون طنز اعتماد نوشته: این روزها محمد جواد ظریف زیر تندترین انتقادها قرار گرفته. چرا؟ چون با جان کری قدم زده و یادآور ترانه آن خواننده غربت نشین شده که میخواند: با من قدم بزن... حالا که با منی... ما دیدیم حالا که منتقدان اَه اَه میکنند و موافقان بَه بَه ما هم از نماینده هر طیف بپرسیم به نظر ایشان وزیر امور خارجه ایران باید با جان کری چه میکرد؟
نماینده جامعه دلواپسیهای مداوم: ظریف باید مینشست روی صندلی چرخدار یا همان ویلچیر فرنگیها و ناله میکردای کمرمای کمرم که برنامه پیادهروی به هم میخورد.
نماینده جبهه اصلاح خوش خیالی بلند پروازانه: نخیر کمر درد نشانه ضعف بود. باید به وزیر خارجه امریکا میگفت از هتل تا رودخانه مسابقه بدهیم؟ و به کری نشان میداد یک من ماست چقدر کره دارد.
نماینده حزب ناغافلان کوچه مروی: باید به جای قدم زدن که کالری میسوزاند میرفتند ناهار میخوردند و موقع حساب کردن میز میرفت دستشویی تا پول میز را کری حساب کند.
نماینده جریان فوق فرهنگی مشت بر اندام فوقانی: با نظر بالا موافقم که میرفتند ناهار میخوردند اما برای اینکه نشان دهد تحریمها کشک است ظریف خودش باید پول ناهار را میداد.
نماینده جناح سوسولیت مجاز در حوزه تکنوکرات ها: اصلح این بود که به جای پیاده روی تاب بازی میکردند و ظریف به کری تاب تاب عباسی خدا منو نندازی یاد میداد که هم اشاعه معنویت بود و هم تبلیغ فرهنگ فولکلور.
ماهواره فجر
پرتاب ماهواره فجر در مدار زمین موضوع سرمقاله روزنامه اطاعات است که ابوالقاسم قاسم زاده نوشته و ضمن ان شرح داده که این پیشرفت علمی در فضا حاصل مصوبه مجلس در سال ۸۲ است و تشکیل سازمان فضای تحت نظر وزارت ارتباطات و فن آوری که به نظر نویسنده یکی از اصلی ترین دلایل پیشرفتش ثبات در مدیریت و تصمیم گیری بود اما در دولت گذشته این سازمان را به زیر بخش ریاست جمهوری منتقل کردند همان نهادی که فربه شدنش در دوران دولت سابق باعث ایجاد گره کورهای متعدد شده است.
نویسنده مقاله اشاره کرده که در دولت فعلی سازمان فضایی به خانه اصلی خود برگشت و همین موجب شد که مخالفان دولت
از آن به عنوان تعطیل کردن فعالیتها و طرحهای ایران در عرصه هوا ـ فضا و حتی سازشکاری با غرب و عقب نشینی ایران یاد کردند. غافل از آنکه سکانداران این اقدام و این سازمان همان کسانی هستند که دغدغه وجود آن را داشتند و در تاسیس آن و گامهایی که تاکنون برداشته شده نقشی شایسته و درخور قدردانی داشته اند.
سرمقاله اطلاعات تاکید کرده: اکنون با پرتاب و قرار گرفتن آن در مدار کره زمین بار دیگر منش و روش دولت یازدهم و تفاوت آن با دولت گذشته آشکار میشود. این دولت به دور از هیاهو و تفاخر سیاسی در صدد دستیابی ایران به جایگاهی است که سزاوار داشتن آن است. این موفقیت که ظرفیت بالای علمی و همچنین هزینه قابل ملاحظهای را نیازمند بود در زمان تحریم انجام گرفته است. تحریمها علیه ایران گستره وسیعی از امکانات فنی و علمی را در بر میگیرد و در کنار آن به شدت تحریم مالی را در اجرا دارند.
عزم ملی علیه سرطان
علی مطلق در مقاله ای به مناسبت پانزده بهمن روز جهانی سرطان در شرق نوشته: کشورهای مختلف جهان، هرساله به این روز بهصورتهای گوناگون توجه میکنند و فعالان حوزه مبارزه با سرطان در کنار هم قرار میگیرند تا همبستگی خود را در این راه نشان دهند. خوشبختانه در ایران نیز طی دوسال گذشته، این همایش بهصورت ملی و نظاممند برگزار شد و با طراحی جایزهای با عنوان «جایزه ملی مبارزه با سرطان» تلاش شد، برگزاری این مراسم نماد باشد.
رییس اداره سرطان وزارت بهداشت در این مقاله توضیح داده که در دهههای٥٠ و ٦٠خورشیدی در ایران، سازمانی به نام «سازمان ملی مبارزه با سرطان»، زیر نظر وزارت بهداشت اداره میشد و ساختاری توانمند و نیروی انسانی کافی داشت، اما بنابه دلایل نامعلوم، این سازمان منحل و امر کنترل سرطان به یکاداره با تعدادی پست سازمانی محدود در زیرمجموعه وزارت بهداشت محول شد.
مقاله شرق به این جا رسیده که این در حالی بود که در آن سالها، سرطان به اندازه امروز مشکل اصلی سلامت نبود. اگر فقط معادل یکدرصد از حداقل دوهزارو٥٠٠میلیاردتومانی را که سالانه بهطور مستقیم، هزینه سرطان می شود، صرف برنامهریزی، نظارت و پایش برنامهها شود، به همان اهدافی میرسیم که کشورهای پیشرفته به آن دست یافتهاند؛ یعنی دستکم سیر فزاینده بروز و مرگومیر متوقف میشود و بهتبع آن، هزینهها کاهش مییابد. بههمیندلیل شاید ایران هم مانند کشورهای توسعهیافته، نیازمند ساختاری توانمند برای کنترل سرطان باشد، مثلا مرکز ملی مبارزه با سرطان.

منبع تصویر، shahrwand
چنارها برمی گردند
شیده لالمی در گزارش اصلی شهروند نوشته: ترمیم زنجیره چنارهای کهنسال خیابان ولی عصر، زیباترین خیابان تهران با چنارهایی که از اصفهان و قزوین به تهران منتقل شدهاند، آغاز شد. ده سالی است که کارشناسان فضای سبز و طرفداران محیطزیست نگران چنارهای طولانیترین خیابان تهرانند. خیابان بلند خاورمیانه که آنچه موجب شهرتش شده نه بلندای ١٨ کیلومتریاش که چنارهای تنومند زیبایی است که حدود ٩٠سال پیش در حاشیه این خیابان کاشته شدند.
به نوشته این گزارشگر: سال ١٣٠٠ شمسی در دوره پهلوی اول به روایتی ٦٠هزار اصله چنار در حاشیه این خیابان کاشته شد. حالا اما کمتر از ٨هزار چنار در آن باقی مانده است و زنجیره درختان در بیشتر نقاط خیابان ولیعصر به جز محدودهای که در منطقه یک شهرداری تهران قرار گرفته، نابود شده است. بسیاری از کسبه و ساکنان این خیابان در جای چنارهایی که قطع شده یا خشک شدهاند، نهالهای جوان چنار کاشتهاند با این امید که این خیابان همچنان خیابان چنارها بماند.
شهروند در نهایت افزوده: زمانیکه درختان به خواب زمستانی بروند انتقال آنها به تهران آغاز میشود. اگرچه پیشتر گفته شده بود از اطراف تهران چنارهایی برای کاشت در خیابان ولیعصر منتقل میشوند اما درنهایت اینگونه نشد و چنارهای ١٠ تا ١٥ ساله را از اصفهان و قزوین برای تهران خریداری کردند، چنارهایی که در خواب زمستانی از اصفهان و قزوین به تهران منتقل شدند و بهار در کنار چنارهای کهنسال خیابان ولیعصر از خواب زمستانی بیدار میشوند و جوانه میزنند.
آن کراواتیه کجاست؟
آیدین سیارسریع در صفحات بی قانون روزنامه قانون از قول معاون امنیتی انتظامی وزارت کشور نوشته: اگر کسی عاملان اسیدپاشی اصفهان را میشناسد به ما اطلاع دهد و چند توضیح داده:
الف) واقعا کیست که عامل اصلی اسیدپاشی را نشناسد؟ آقای معاون! نجابت را بگذارید کنار. مردم از وزارت کشور قاطعیت میخواهند.
تا کی باید با ترس و واهمه در خیابان راه برویم؟ هرچه سریعتر با محمد قوچانی برخورد کنید.
ب) هایزنبرگ هم میتونه باشه.
ج) آن مرد کراواتی که آخرش عضو انجمن علمی استاندارد درآمد چرا دستگیر نشد؟ درست است اسید نپاشیده، ولی کراوات که زده بود.
د) به نظرم مردم واقعا کم کاری میکنند. چند ماه از حادثه اسیدپاشی گذشته و هنوز نتوانستهاند عاملان آن را پیدا کنند. حیف آن یارانه ای که دولت به شما میدهد!
یه اسیدپاش ساده رو نمیتوانید پیدا کنید. به چه دردی میخورید شما

منبع تصویر، etemad











