توافق هستهای با ایران: هم خیلی دور هم خیلی نزدیک؟

منبع تصویر، Getty
- نویسنده, سر ریچارد دالتون
- شغل, سفیر پیشین بریتانیا در تهران
مذاکرات فشرده وین در حال برگزاری است تا پیش از ضربالاجل ۲۴ نوامبر (سوم آذر) طرفهای مذاکره کننده درباره برنامه هستهای ایران به یک "طرح مشترک جامع" دست پیدا کنند.
ایالات متحده، روسیه، چین و اتحادیه اروپا در نمونهای نادر از اجماع بینالمللی، اتفاق نظر خود را حفظ کردهاند چرا که این موضوع از اهمیت ویژهای برای منع گسترش سلاحهای هستهای و صلح منطقهای برخوردار است. دلیل دیگر این اتفاق نظر به این امر بازمیگردد که مذاکرهکنندگان، موضوع پرونده هستهای را از دیگر بحثهای داغی مجزا کردهاند که به نقش ایران و ارتباطات این کشور در منطقه خاورمیانه مربوط میشود.
هم اکنون چهار گزینه برای سرنوشت مذاکرات قابل پیشبینی است:
- شکست مذاکرات و متهم کردن یکدیگر.
- تمدید مهلت مذاکرات که میتواند ـ با یا بدون ـ توافقهای تازه برای ایجاد برخی محدودیتها در فعالیتهای هستهای ایران یا فراهم کردن تسهیلاتی برای رهایی ایران از دستهای از تحریمها باشد.
- دستیابی به یک تفاهم گسترده اصولی با التزام به دست یافتن به توافق بر سر جزئیات فنی تا تاریخی مشخص.
- دستیابی به یک توافق کامل.
هیچ کدام از دو طرف مذاکرات، تمایلی به شکست آن ندارند. بالا بردن سطح انتظارات به اندازهای که دستیابی به توافق ممکن نباشد، به این معنی است که در آینده شاهد فعالیت هستهای گستردهتر از سوی ایران خواهیم بود ضمن آنکه امکان نظارت بر آن نیز کمتر خواهد بود. در عین حال تحریمهای اقتصادی بیشتری علیه این کشور وضع خواهد شد که موجب ضربه زدن به زندگی مردم میشود.
خطر توسعه سلاحهای هستهای و حمله غیرقانونی "پیشگیرانه" (نظیر آنچه در عراق انجام شد) نیز افزایش پیدا خواهد کرد. از سوی دیگر امکان استفاده از یک فرصت استثنایی دیپلماتیک برای آرام کردن تنشهای منطقهای و همکاری مشترک برای مواجه شدن با چالشهای امنیتی از بین خواهد رفت. به نظر میرسد هر دو طرف مذاکرات به دلیل منافع ملی و مزیتهای سیاسی داخلی خود، مشتاق ثمربخش بودن این مذاکرات هستند.
خطری که در شرایط فعلی مذاکرات را تهدید میکند این است که آیتالله خامنهای، رهبر ایران، به این نتیجه برسد که میزان برداشته شدن تحریمها علیه ایران در برابر سازشی که این کشور به آن تن میدهد بسیار ناچیز و نامشخص است؛ نامشخص از این نظر که معلوم نیست باراک اوباما با چه دشواریهایی برای همرای کردن کنگره مواجه خواهد شد.
آیا قطعنامههای شورای امنیت مانع از توافق اتمی با ایران میشود؟ <link type="page"><caption> مقاله ای از سفیر پیشین فرانسه در تهران </caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2014/11/141119_l12_irantalks_un_sc_sanctions_nuclear_nicoullaud" platform="highweb"/></link>
از آنجایی که زمان زیادی به پایان مذاکرات باقی نمانده است، دستیابی به یک توافق کامل با جزئیات دقیق هم غیرمحتمل به نظر میرسد. تلاشهای چندجانبه از ابتدای سپتامبر برای اجماع درباره توافقهای اصلی نتیجهای دربر نداشته است.
بنابراین فقط دو گزینه باقی میماند. گزینه اول تمدید مهلت مذاکرات ـ با یا بدون ـ موافقت محدود و موقت خواهد بود. اما طولانیتر شدن مذاکرات به معنی فرصت دادن به گروههایی است که در آمریکا و ایران با دادن امتیاز به طرف دیگر مخالف هستند و میتوانند در زمان طولانیتر روند مذاکرات را متوقف کنند.
از زمان برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا، فشار کنگره برای اعمال تحریمهای تازه علیه ایران افزایش یافته است. درخواستهای اسرائیل برای توقف کامل توانایی غنیسازی ایران، همچنان بر سیاستهای واشنگتن تاثیر میگذارد. از سوی دیگر در ایران هنوز گروهی بر ضرورت مبارزهجویی انقلابی با آمریکا باور دارند. این گروه معتقدند اگر توافقی در این مذاکرات حاصل نشود، ایران میتواند در طول زمان با کمک چین و روسیه تاثیر تحریمها را کاهش دهد.

منبع تصویر، tasnim
گزینه آخر، دست یافتن به یک متن سیاسی است که تمام موضوعهای اصلی را شامل میشود اما نیاز به زمان خواهد داشت تا مذاکره بر سر چگونگی اجرای آنها انجام شود. در این متن ماهیت و حدود برنامه غنیسازی هستهای ایران (چه در زمینه تولید و چه در زمینه تحقیق و توسعه) چگونگی ارتباط آن در زمان حال و آینده با نیازهای راکتورهای ساخته شده از سوی روسیه به سوخت، مدت زمان توافق، شیوه برطرف کردن شکهای به وجود آمده در مورد امکان داشتن جنبه نظامی فعالیتهای ایران و نحوه برداشتن تحریمها تشریح خواهد شد.
بدون تردید در تهیه پیشنویس بخشهای کمتر منازعهبرانگیز توافقنامه پیشرفت خوبی به دست آمده است. این بخشها شامل موضوع راستی آزمایی و راکتور آب سنگین اراک میشود.
هر چند به نظر میرسد هر دو طرف مذاکره برای دست یافتن به پیروزی بازی میکنند اما شاید به این نتیجه نیز رسیده باشند که دستیابی به توافقی که بتوانند آن را در بازگشت به کشور خود با افتخار مطرح کنند، امکانپذیر نیست. به همین دلیل شاید آنها به دنبال این هستند که با در نظر گرفتن امکان شکست، به شیوهای مانور بدهند که مورد تایید نیروهای سیاسی داخل کشور خود قرار بگیرند.
جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، در یک تعهد عمومی اطمینان داده است که مانع از رسیدن ایران به مرزی خواهد شد که در صورت عبور از آن بتواند در مدت یک سال به میزانی از اورانیم با درصد غنیسازی لازم برای ساخت یک بمب اتمی دست پیدا کند. این اظهار نظر ممکن است به معنی رد اختیار ایران در نگهداشتن چند هزار سانتریفیوژ نسل اول و امکان نصب تعداد کمتری از دستگاههای پیشرفتهتر، از سوی طرف ایرانی معنی شود. در این صورت شاید آقای خامنهای به این نتیجه برسد که در مورد تسلیم نکردن حقوق هستهای ایران و ادامه پیشرفت در این زمینه، نمیتواند به تعهد خود عمل کند.
در طرف مقابل، ممکن است مذاکرهکنندگان آمریکایی به این نتیجه رسیده باشند که در صورت پذیرفتن موضع اخیر ایران در مورد در اختیار نگهداشتن بیشتر توانایی غنیسازی فعلی این کشور، امکان قانع کردن کنگره و اسرائیل در مورد این توافق وجود نخواهد داشت.
گفتههایی که درباره پیشنهاد آمریکا به ایران شنیده میشود حکایت از آن دارد که این کشور فقط به لغو محدود و مرحلهای تحریمها علیه ایران خواهد پرداخت. با توجه به واکنش منفی عمومی ایران به این پیشنهاد، شاید بتوان فرض کرد که این مذاکرات بدون نتیجه به پایان خواهد رسید و در روز ۲۴ نوامبر با اعلام شکست مذاکرات یا حتی مطرح نشدن بحث تمدید گفتوگوها مواجه خواهیم بود.
آقای خامنهای پیش از این و در زمانی که به دفاع از مذاکرهکنندگان ایرانی پرداخته بود، عنوان کرد که انعطافپذیری در صورتی پذیرفتنی است که به منظور شکست دادن دشمنان باشد. اما در عین حال و در سخنرانیهایی دیگر دستور داد هیچ عقبنشینیای از مواضع ایران صورت نگیرد. تا پایان این هفته باید در انتظار توصیههای تازهای از سوی او به عملگرایان و تندروهای داخل ایران بود که قاعدتا هم سخنانی در حمایت از پیشنهادهای ارائه شده به ایران را شامل میشود و هم سخنانی علیه آنها.
عملگرایان داخل ایران فقط در صورتی میتوانند در این کارزار موفق شوند که آقای خامنهای در مورد امکان لغو سریع، همهجانبه و بدون شک و تردید تحریمها متقاعد شود. در این صورت او میتواند توافق به دست آمده را یک پیروزی تلقی کند که در کنار اجازه گروه ۵+۱ برای ادامه غنیسازی اورانیوم در ایران و توافق اخیر با روسیه برای ساخت راکتورهای جدید حاصل شده است.
نتیجه مذاکرات، در حیات سیاسی داخلی ایران نیز تاثیرگذار خواهد بود و جهتگیری آینده جناح راستمیانه رو را مشخص خواهد کرد که هم اکنون از حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران حمایت میکند. جناحهای سیاسی ایران در ابتدای سال ۲۰۱۶ دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرنگان رهبری را پیشرو خواهند داشت. اهمیت انتخابات مجلس خبرگان از این روست که این نهاد وظیفه انتخاب جانشین آقای خامنهای را بر عهده دارد.
نتیجه مذاکرات بر اقتصاد ایران هم تاثیر خواهد گذاشت. حتی اگر این گفتوگوها به موفقیت برسد، اقتصاد ایران در راهی ناهموار قرار خواهد گرفت که با موانعی همچون بیکاری، گرانی و نبود رقابت مواجه است. اگر مذاکرات هستهای با شکست کامل مواجه شود (حتی اگر این اتفاق پس از در نظر گرفتن زمان اضافی برای ادامه مذاکرات باشد) ایران با بلاتکلیفی عظیم ناشی از وضع تحریمهای تازه روبرو خواهد شد. یکی از خطرهای چنین شرایطی، ایجاد نارضایتی و پدید آمدن اختلالهای سیاسی در داخل کشور خواهد بود.











