بررسی روزنامههای صبح تهران؛ یکشنبه چهارم آبان

منبع تصویر، Iran Daily
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های امروز صبح تهران در صفحات اول خود از زبان معاون وزارت خارجه نوشته اند که عقب گردی در کار نیست اما تاکید کرده اند که امکان دارد برای اعتمادسازی محدودیت در غنی سازی پذیرفته شود.
نامه هاشمی رفسنجانی به ملک عبدالله، واکنش های مثبت و منفی برای تصمیم گیری دولت در مورد بورسیه های غیرقانونی، اعدام ریحانه جباری و تبعات اجتماعی اسیدپاشی و بالاآمدن آب در دریاچه خشک شده ارومیه از جمله دیگر مسایلی است که در این روزنامه ها منعکس شده است.
نامه هاشمی به ملک عبدالله
همزمان با انتشار نامه هاشمی رفسنجانی به ملک عبدالله و تقاضای لغو حکم اعدام شیخ نمر، روزنامه های دو جناح مختلف نسبت به آن واکنش های مختلف نشان داده اند.
صادق زیباکلام در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=534&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: بسیاری از چهرههای دیگر هم درخصوص صدور این حکم و در اعتراض به آن مطالبی را گفتهاند که شاید با عرف و شیوه دیپلماتیک، فاصله داشته باشد.
به نوشته این استاد دانشگاه: هاشمی به جای ورود به موضوعات حاشیهبرانگیز و محل اختلاف دو کشور، از پادشاه سعودی محترمانه درخواست کرده که شیخ نمر را اعدام نکنند تا کاهش تنشهای میان مسلمانان در منطقه و خنثیکردن تبلیغات اختلاف شیعه و سنی را در پی داشته باشد. حاجت به گفتن نیست اگر ما بهراستی به دنبال جلوگیری از اعدام این روحانی مبارز هستیم، نیاز به لحنی مودبانه است که در عین صراحت، توهینی خطاب به فرد یا افرادی در هیات حاکمه عربستانسعودی در آن صورت نگرفته باشد.
در مقاله شرق آمده: شاید اگر خیلی از ما یا افراد و اشخاص دیگری بودند و با آنان ظرف هشتسال دولت قبل، برخوردی که با آقای هاشمی شده بود صورت میگرفت، بر خود وظیفه و تکلیفی نمیدیدند که همچنان در امور مهمی که به سرنوشت کشور پیوند میخورد مداخله کنند.
همزمان با این واکنش، روزنامه <link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/news/27774/ملک-عبدالله-که-از-ضحاک-بدتر-است-خبر-ویژه" platform="highweb"/></link> در گزارشی نوشته: این نامه در حالی به شاه عربستان ارسال شده که وی متهم اول قتل عام صدها هزار شیعه و سنی و کرد در منطقه (از عراق و سوریه و لبنان تا بحرین و یمن و مصر) است و ملک عبدالله خود عامل اصلی تفرقه در میان امت اسلامی میباشد. وی پیش از این به آمریکاییها گفته بود سر مار [بیداری اسلامی] در ایران است و باید سر مار را در ایران کوبید!
به تصریح این روزنامه: ملک عبدالله پیش از این از هاشمی به عنوان برادر یاد کرده بود.
تبعات اجتماعی اسیدپاشی
دکتر امانالله قراییمقدم در مقاله ای در <link type="page"><caption> آرمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=726&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: در رابطه با پدیده اسیدپاشی عدهای قصد دارند جامعه را دچار نگرانی کنند. این اقدام سطح ناامنی اجتماعی را بالا میبرد و زنان و مردان و پدران و مادران در سر کار و اداره به دلیل نگرانی برای فرزند خود، کارشان را به نحو احسن انجام نمیدهند که باعث میشود میزان کارایی پایین بیاید و از نظر روحی و روانی نیز جامعه دچار تشنج شود.
به نوشته این جامعه شناس: مهمترین صدمه اینگونه کارها به جامعه وارد میشود و اثرات مخرب بسیاری وارد میکند.این افراد باید از هر جا و از هر قشری که هستند بدون هیچ گونه گذشت و عطوفت به اشد مجازات برسند. گروههای لینچ افرادی هستند که خودسرانه و بدون در نظر گرفتن قوانین و ارزشهای اجتماعی اقدام به اذیت و آزار مخالفان خود میکنند مانند گروه "گوگلاس کلانها" در کشور آمریکا که سیاهها را مورد آزار قرار میدادند و افرادی را که مخالف آنها بودند به انواع مختلف اذیت میکردند؛ از جمله اقداماتی مانند اسیدپاشی.
مقاله آرمان افزوده: به همین دلیل و با توجه به اقدامات آنها نباید اجازه دهیم که این گروههای لینچ یا خودسر در جامعه افزایش یابند تا اثر مخربی بر جامعه بگذارند. امروز بانوان دچار دلهره شدهاند و این را میتوان از سوالات آنها که در منزل و جمع خانواده در این خصوص مطرح میکنند به راحتی فهمید.

منبع تصویر، Shahrvand
سعید اصغرزاده در روزنامه <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=83&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: من نمیدانم جنازه آن معلم پیدا شد یانه؟ میپرسید کدام معلم؟ آیا همان که در سیستان کشته شد؟ و من میگویم نه! همان که در لرستان مفقود شد! ...همان که در روز ٢٨مهرماه به همراه سه دانشآموز در سیلاب رودخانه شوراب خرمآباد غرق شد! و من فقط خبری دیدم از مدیرکل جمعیت هلالاحمر لرستان درخصوص تداوم جستوجو برای یافتن جنازه "کاظم صفرزاده" در سیلاب…
نویسنده سپس پرسیده: آیا فکر میکنید وزیر آموزشوپرورش تسلیت گفته است؟ آیا فکر میکنید اخبار سراسری آن را پوشش داده است؟ آیا گمان میکنید روزنامهها خبرش را کار کردهاند؟ آیا اصلا اهمیت دارد بدانیم که کاظم صفرزاده مدیر و معلم منطقه عشایری بوده است؟ آیا جالب است بدانیم او شاگردان بیمارش را در آن باران سوار ماشین میکند تا به درمانگاه برساند اما گرفتار سیلاب میشود؟ آیا میدانید فقط سپر و پلاک ماشین مرحوم صفرزاده پیدا شده است.
در انتهای مقاله شهروند آمده: شاید میخواستم امروز از اعدام "ریحانه جباری" بنویسم و فضایی که این روزها درخصوص امر به معروف و نهی از منکر و دفاع از حریم خصوصی حاکم است و موضوع بخشش اولیای دم که نبخشیدند و... اما مرگهایی را دیدم که تردید و دو دلی را بر من و افکار و نوشتههایم مستولی کرد .معلمی که خودخواسته و داوطلبانه برای نجات و امداد به شاگردش میکوشد اما تنها مددرس خود اوست.
وقتی از توفان نجات می یابیم

منبع تصویر، Arman
مصطفی عابدی در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=83&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: طی ٥٠سال اخیر قیمت نفت چندین بار فراز و فرود داشته است، وقتی که زیاد شده و در وفور ارز و دلار غرق شدهایم، به تعبیر مقام رهبری مثل بچه پولدارها رفتار کردهایم. در مقابل هنگامی که قیمت یا تولید آن کاهش یافته و در مضیقه قرار گرفتهایم، به درگاه خداوند متوسل شدهایم که این بار دیگر اشتباه گذشته را تکرار نمیکنیم و میکوشیم اقتصاد و جامعه را مستقل از نفت و درآمدهای آن کنیم، و عزم خود را جزم میکنیم که دیگر نفت را وارد چرخه بودجههای ارزی و مصرف روزانه نکنیم.
به نوشته این روزنامه نگار: خواهیم گفت که نفت ثروت میاننسلی است باید سرمایهگذاری شود و نه صرف واردات خودرو و تجملات و... و هنگامی که این خطر رفع میشود، تمامی آن اظهارات را فراموش و قصد آوردن نفت روی سفره مردم میکنیم و میگوییم حالا که هست، بگذارید مردم منتفع شوند! و دوباره روز از نو روزی از نو، خوشحال و شاد و خندان میگردیم، و برای عالم و آدم نسخه میپیچیم و قصد هدایت دیگران را کرده و گمراهی خود را فراموش میکنیم.
مقاله شهروند به این جا رسیده که: حالا با قضیه مشابه دیگری دست گریبان هستیم. "آب". اگرچه زنگ خطر آب از سالهای گذشته به صدا درآمده، ولی ظاهراً امواج سهمگین آن هنوز به کشتی ما اصابت نکرده بود، لذا در مصرف آب هم مثل کسانی رفتار کردیم که کنار رودخانه آمازون یا در کوههای آلپ نشستهاند و زندگی میکنند. ولی از وقتی دریاچه ارومیه یا رودخانه کارون یا زایندهرود و تالابهای مرکزی کشور دچار خشکسالی شدند و مشکلات امنیتی نیز به وجود آمد، کمکم توجهاتمان جلب شد ولی تا وقتی که تهران درگیر بحران جدی آب نشده بود، هنوز فکر نمیکردیم که این طوفان دریایی، آسیبی به کشتی تایتانیک ما برساند، تا اینکه تابستان امسال طوفان آب، به تهران هم رسید.
بورسیه های غیرقانونی
امروز دو وزیر علوم احمدی نژاد که با انتشار نتیجه بررسی بورسیه های غیرقانونی خود را در مضان حمله دیده اند به واکنش برخاسته اند. کیهان در تیتر بزرگ صفحه اول خود از قول این دو نوشته لغو امتحان بورسیه های خارج، در زمان وزیر علوم اصلاحات بوده است.
به نوشته این روزنامه دو وزیر پیشین زاهدی و دانشجو خواستار آن شده اند که دستگاه قضایی به شکایت بورسیه ها رسیدگی کنند.
در همین زمان حسن وزینی در سرمقاله روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com" platform="highweb"/></link> نوشته: پس از انتشار گزارش جزئیات تخلفات پرونده بورسیه، انتظار منطقی و بدیهی این بود که رسانهها و محافل مخالف دولت لااقل به احترام قاعده مبارک "امر به معروف و نهی از منکر" دست از قضاوتهای بدبینانه و باندی بردارند و مهر تأیید بر رویکرد دفاع از قانون بزنند اما گویا پایانی برای تخریب نیست. روحانی یا یارانش هر چه زنهار بدهند که آرایش خشم نگیرید، کشور نیاز به همدلی دارد اما نشانهها در اردوگاه مخالفان اعتدال و تدبیر حکایت از این آرایش دارد.
به نوشته این مقاله در این آرایش، روحانی هر چه بگوید از حوادث و عبرتهای عاشورا تا مصادیق پراهمیتتر معروفها و منکرها، به تیغ کین مخالفان گرفتار میآید. به نظر میرسد هر چه دولتمردان کارنامهای کم و بیش قابل دفاع در حوزههای مختلف مثل خروج از رکود، گرهگشایی از تحریمها، برخورد با مصادیق مفاسد علمی و اقتصادی، کاستن از رانتها و ویژهخواریها، کاهش بحران در حوزه محیط زیست بخصوص آلودگی هوا و... به نمایش میگذارند، حلقه افراط بیش از گذشته عزم خود را برای تحریف واقعیت و تخریب کارنامه دولت جزم میکند.
مقاله روزنامه دولت به این جا رسیده که: به دولت هجمه میبرند که چرا به خاطر ۳۶ تخلف بورسیه این همه قیل و قال کرده است. کافی است برای قضاوت دقیقتر یک بار دیگر به این گزارش بنگریم که تأکید دارد: بورس ۸۴۰ نفر لغو شده، ۴۴۸ نفر در انتظار تصمیمگیری هیأت امنای دانشگاههای محل تحصیل هستند، ۳۶ نفر حتی به مقررات دستکاری شده نیز پایبند نبودهاند و بورس بسیاری از کسانی که در خارج به سر میبرند، بنا به ملاحظات و تبعات سیاسی و اجتماعی نامطلوب- بخوانید مصلحت سنجی- ادامه خواهد یافت.
فضل الله یاری هم در سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://iranpress.ir/ebtekar/Ebtekar/News.aspx?NID=139622" platform="highweb"/></link> در اشاره به روزنامه های مختلف دولت نوشته: رسانه ها در اقدامی هماهنگ همه این گزارش را رها کرده و تنها به قطع روند تحصیلی ۳۶ نفر (مندرج در گزارش ) استناد کرده اند، تا بگویند از آمار اعلام شده قبلی تنها "یک درصد" آن درست بود. در حالی که با یک نگاه حداقل میتوان متوجه لغو بورسیه ۸۴۰نفر دیگر نیز شد.
این رسانه ها روز گذشته به گونه ای عمل کردند که گویی تخفیف آمار ۳۷۰۰ نفری اولیه تخلفات به نزدیک به هزار نفر، اصل موضوع سوء استفاده از مسئولیت و هدر رفتن فرصت های کشور را از میان میبرد و وصورت مساله را پاک میکند. این در حالی است که اگر این رسانه ها از دایره تنگ وابستگی های جناحی و محفلی بیرون میآمدند و از منظری به نام " منافع ملی" نگاه میکردند، خود باید همان حداقل ۳۶ نفر را علم میکردند و بر سر مسئولان قانون شکن آوار میکردند. اما چه میتوان گفت که گاهی وابستگی های سیاسی آن قدر برجسته میشود و اولویت مییابد که منافع ملی کشور و مهم تر از آن، قانون و شرع و اخلاق را میپوشاند.
علی میرفتاح در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-08-04/151.htm" platform="highweb"/></link> نوشته: روزنامه کیهان با اشاره به قضیه بورسیهها تیتر زده که "کوه، موش زایید" و منظورش طعنه به دولتیها بوده که این همه کوهِ داد و هوار و بگیر و ببند و بیا و برو برای موش هشتصد و پنجاه نفری؟ این همه وزیر افتاد و وکیل دعوا کرد و روزنامهها تیتر زدند و توی مجلس دعوا شد و لاریجانی دوپینگ کرد و مخالفینش شعار نوشتند "دوپینگ جواب نداد" و بعد از هر دو طرف یقه گرفتند و دعوا کردند و سرمقاله نوشتند و ته مقاله زدند و هزارتا کار دیگر کردند، همهاش به خاطر هشتصد و پنجاه تا بورسیه غیرقانونی؟
نویسنده تاکید کرده: من الان مسالهام این نیست که هشتصد و پنجاه نفر موش به حساب میآیند یا فیل اما اساسا فکر میکنم چنین مقایسهای غلط است و حتی اگر یک نفر به طور غیرقانونی بورسیه بگیرد باید قویا جلویش را بگیرند. بالاخره آموزههای دینی و عرفانی ما به ما یاد دادهاند که "کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنی" و یک ذره و دو ذرهاش تاثیری در اصل و ماهیت ماجرا ندارد.
مقاله اعتماد بدین جا رسیده که: ظلم، ظلم است و دولت باید جلوی بیش و کمش را بگیرد. ضمن اینکه فرمودهاند: "بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده است هر که آمد بر او مزیدی کرد تا بدین غایت رسید". یعنی اینکه بین هشت نفر و نصفی و هشتصد و پنجاه نفر و هشت میلیون نفر فرقی نیست و فقط با ازدیاد نفر، عمق فاجعه بیشتر میشود.
طرح نکاشت

منبع تصویر، Etemaad
سوشیانس شجاعی فرد با اشاره به طرحی با عنوان نکاشت که برای تشویق کشاورزان به رها کردن آب به سوی دریاچه ارومیه طراحی شده در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=83&pageno=20" platform="highweb"/></link> نوشته: این طرح نکاشت را برای حل باقی مشکلات مملکت هم میشود به کار برد، نمیدانم چرا تابهحال از این طرحها استفاده نشده است!
طرح نخورد: طرحی برای کاستن هزینههای خوراکی خانوارهای کمدرآمد! در این طرح از خانوادههای کمدرآمد خواسته میشود به منظور پسانداز مبلغ یارانه و خرید یکجای برج عرب با پول آن، از خوردن ناهار و شام خودداری کنند! این طرح علاوه بر مزایای اقتصادی باعث آب شدن چربیهای دور استخوانهای اقشار آسیبپذیر خواهد شد!
طرح نپرس: به منظور آرامش فضای عمومی کشور و عدم جوسازیهای رسانهای، از روزنامهها و رسانههای کشور درخواست میشود از انتشار اخبار اختلاس و دزدی و سرقت و کلیه اخبار ناجور که روی اعصاب است خودداری کنند. این همه اتفاق خوب در مملکت میافتد، از این خبر تهیه کنید. اه. قلم به مزدهای بیکار!
طرح نرفت: به منظور کاهش آمار تصادفات و کشتار جادهای که بعد از هر عید و عزا، یک عدهای را عزادار میکند، طرح ممنوعیت تردد در جادههای کشور به اجرا گذاشته میشود!











