بررسی روزنامههای صبح تهران؛ سه شنبه ۲۹ مهر
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های امروز صبح تهران اسیدپاشی در اصفهان را مهم دیده و در مقالات و گزارش های خود از زوایای مختلف به آن پرداخته اند. روزنامه هایی مانند کیهان و جوان با اصرار بر دست داشتن عوامل بیگانه در این امر کوشیده اند آن را بی ارتباط با مسایل داخلی و از جمله تعصب های دینی و عام به حساب آورند، اما دیگر روزنامه ها به نقد این دیدگاه پرداخته اند.

<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa" platform="highweb"/></link> در گزارش اصلی خود نوشته: ماجرای اسیدپاشی چه بود و چرا در کوتاهزمانی با این حجم وسیع و با این شایعات گسترده در جامعه منتشر شد و آرامش روانی جامعه را مختل کرد؟! در این هیاهو اصل موضوع، یعنی آسیب دیدن چند انسان بیگناه، عملا به بوته فراموشی سپرده و موضوع تازهای پیش کشیده شد. موضوعی که آشکارا حکایت از یک سناریو داشت! سناریوی پیوند عاملان حادثه اسیدپاشی با حامیان حجاب و عفاف در جامعه!
به نوشته این روزنامه: این سناریو آنقدر برای بانیان آن مهم و ارزشمند بود که نه تنها سلامت قربانیان حادثه را فراموش کردند، بلکه حاضر شدند برای آن آبروی آنها را هم به بدترین شکل ممکن مخدوش کنند و آنها را انسانهایی لاابالی و بیقید نسبت به حجاب و مقدسات نشان دهند!
کیهان سپس با عنوان «رد پای روباه» نوشته: اولین بار این BBC بود که دو کلیدواژه اسیدپاشی و حجاب را در کنار یکدیکر قرار داد و کوشید این موضوع را به هزار دروغ و نیرنگ در ذهن مخاطب جا بیندازد که اسیدپاشی کار کسانی است که قرار بود برای حجاب و عفاف، امر به معروف و نهیاز منکر انجام دهند!
بی برنامه نیست، برای خدشه به دین
محمد رضا عزیزی در سرمقاله <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=5773&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> روزنامه دولت نوشته: مجال و مصلحت برای طرح اتهامهای سیاسی و غیر سیاسی و محکوم کردن این و آن نیست. توپ را به زمین دشمنان خارجی و توطئههای بیگانگان انداختن در شرایطی که هنوز عاملان این جنایتهای آشکار اجتماعی دستگیر نشدهاند نیز خطایی فاحش و قضاوتی زودهنگام است که جز انحراف بدون دلیل از اصل موضوع و تطهیر مرتکبان، حاصلی ندارد.
به نظر این مقاله: موضوع بدحجابی را پیش کشیدن و ارتباط دادن این جنایتها به موضوع حجاب و عفاف نیز از آن آدرس غلط دادنهایی است که دامنه شکاف و اختلاف بین شخصیتها و گروهها و جریانهای سیاسی و فکری را افزایش میدهد و از سوی دیگر بهانهای واهی اما شاید باور کردنی؛ به مرتکبان میدهد تا در صورت دستگیری انگیزه اصلی خود را پنهان کنند و برای تبرئه گناه را به گردن نهادها و شخصیتهایی بیندازند که دیدگاهها و انتقاداتی نسبت به وضع موجود حجاب دارند.
روزنامه ایران نوشته: در میان ابهامها و گمانهها درباره حوادث اسید پاشی در اصفهان دو موضوع قطعی است. اینکه همه قربانیان و خانوادههایشان اعلام کردهاند که هیچ معارض شخصی و خانوادگی نداشتهاند و از سوی دیگر توالی زمانی این حوادث در شهری که قبل ازاین اتفاقات، سابقه اسید پاشی ثبت نشده است؛ میتوان با استناد به گزارش کارشناسان احتمال داد این حادثهها امری تصادفی یا بدون برنامه نیست.
علی محقق در سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://iranpress.ir/ebtekar/Ebtekar/News.aspx?NID=139394" platform="highweb"/></link> نوشته: نگاهی به خبرهای رسمی و نیمه رسمی و روایت های ساکنان شهر در شبکه های اجتماعی نشان میدهد که اصفهان ماهِ مهرِ امسال، اصلا شباهتی به اصفهان همیشگی ندارد. مردمان شهر هراسان شده اند و کمتر به خیابان میآیند. خبرهای رسمی مقامات محلی متنوع، متناقض و مبهمند، بازار اخبار و شنیده های درگوشی و مجازی داغ و شهر از شایعه و یک کلاغ چهل کلاغ پر شده است.
به نوشته این مقاله: در و دیوار شهر از چهارباغ و سی و سه پل و پل خواجو تا زاینده رود بی آب هم در همنوایی با ساکنان خود غمگین تر از همیشه نشان میدهد. اصفهان لقب فاخر پایتخت فرهنگی ایران را یدک میکشد و یک تنه حامل بخش عظیمی از تمدن ایرانی و اسلامی و آبروی تاریخی اسلام شیعی است.
خلاصه مقاله ابتکار این است که: این شهر با این عقبه فرهنگی و اجتماعی اما این روزها به واسطه اقدامات کور چند موتور سوار خشن، امنیت اجتماعی شهروندان و شهرت و آبروی تاریخی و فرهنگی خود را به یغما رفته میبیند. آثار این مجموعه اقدام وحشتناک حتی از اصفهان هم فراتر رفته است و با توجه به جوی که اکنون در شهرهای مختلف به ویژه در شهرهای بزرگی مثل اصفهان و تهران به وجود آمده و همچنین با درنظر گرفتن صبغه گردشگرپذیری اصفهان میتواند نوعی اقدام علیه امنیت ملی کشور تفسیر و تعبیر شود.
روزنامه <link type="page"><caption> جمهوری اسلامی</caption><url href="http://www.jomhourieslami.com/1393/13930729/13930729_01_jomhori_islami_sar_magaleh_0001.html" platform="highweb"/></link> در سرمقاله خود تاکید کرده: اسیدپاشی این روزها درحال تبدیل شدن به یك روش برای تأمین اهداف و اغراض شخصی و حتی در مواردی مثل آنچه در اصفهان رخ داده، درحال تبدیل شدن به یک ابزار برای مخدوش ساختن چهره دین است.
این روزنامه اصولگرا در بررسی علت وقوع این حوادث به مسوولان توجه داده که: بعد از ۳۶ سال حاكمیت نظام جمهوری اسلامی، هنوز فرهنگ قانونپذیری نهادینه نشده و به جای آن، قانون گریزی درحال رشد است. این را باید میراث شوم آن دسته از مسئولین دانست كه علیرغم وظیفه ذاتی خود در مسئولیتهائی كه بودند، حاضر نشدند در برابر قانون تمكین كنند و قانون گریزی را در جامعه نهادینه كردهاند. در دولتهای نهم و دهم متأسفانه این روش زشت به اوج خود رسید و قانون گریزی توسط بالاترین مقام اجرائی كشور آشكارا ترویج شد.
روزنامه جمهوری اسلامی دومین عامل را در این دیده که: بعضی زبانها و قلمها همواره درحال ترویج فرهنگ خودسری هستند. قضاوتهای خودسرانه درباره موضوعات مختلف و صادر كردن احكام مرگ و زندان و شلاق و تكفیر و ارتداد برای این و آن توسط افرادی كه نه در منصب قضا هستند و نه مسئولیتی درباره موضوعاتی كه درباره آنها سخن میگویند و مینویسند برعهده دارند، بسیار خطرناک است.
آرامش چگونه بازمیگردد؟

منبع تصویر، na
امیرهوشنگ مهریار در مقاله ای در <link type="page"><caption> آرمان</caption><url href="http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=722&pageno=5" platform="highweb"/></link> نوشته: هنگامی که آرامش جامعه به هر دلیلی برهم میخورد، نمیتوان آرامش کاذب در آن جامعه برقرار ساخت و اصلا مبادرت به چنین امری از نظر علم روانشناسی صحیح نیست. هنگامی که اتفاقی میافتد که کل جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد و به آحاد افراد جامعه مربوط میشود، مسلما نمیشود از انعکاس و انتشار اخبار مربوط به آن جلوگیری کرد. جلوگیری از انتشار آن به بهانه بر هم نخوردن آرامش و ثبات جامعه نیز توجیه مناسبی نخواهد بود چرا که، انتشار اخبار این وقایع، باعث میشود قشر خاصی که در معرض خطر هستند بیشتر مواظب خود باشند و از سوی دیگر، فعالان حوزه هم برای کمک به بهبود شرایط خاص وارد عمل شده و از طریق انتقاد یا هر اقدام دیگری در راستای بهبود شرایط فعالیت کنند.
نویسنده روان شناس بر همین اساس تاکید کرده: این مسائل باید از سوی رسانهها انعکاس داده شود تا از به وقوع پیوستن اعمال مشابه جلوگیری شده و همچنین، از میزان اعمال اینچنینی که خسارات روحی و جسمی دارد، کاسته شود. برای جلوگیری از بحران در جامعه باید از بروز آن جلوگیری کرد نه اینکه، با عدم انعکاس آن با توجیه حفظ آرامش روانی جامعه، از مطرح کردن آن برای عموم خودداری شود.
مقاله آرمان نتیجه گرفته: کشورها همواره با مسائل و مشکلاتی از قبیل جنگ، بحران اقتصادی، افزایش آسیبهای اجتماعی و قتلهای زنجیرهای روبهرو هستند و کشور ما هم از این قاعده مستثنی نیست. مسئولان هم اگر میخواهند آرامش روانی در جامعه برقرار شود نباید با جلوگیری از انتشار حقایق سعی در ایجاد آرامش کاذب در جامعه کنند.
تصویر درست ایران

<link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-07-29/150.htm" platform="highweb"/></link> در گزارش اصلی خود نوشته: واقعیت این است كه جامعه ایران امروز آن جامعهیی كه رسانههای خارجی تصویر میكنند نیست اما چرا جامعه ایران نمیتواند این ذهنیت را درست كند؟ و اساسا تغییر این ذهنیت چه اهمیتی دارد؟
به نظر نویسنده: بخشی از این تصویر نادرست محصول غلبه نگرشهای غربی بر نویسندگان گزارشهاست كه در نهادهای پژوهشی و ژورنالیستی غرب حاكم است. بخشی نیز محصول وجود ارادهیی سیاسی است كه درصدد بدنام كردن ایران است، ولی اینها نباید موجب شود كه ما بخش مربوط به مسوولیت خود را فراموش كنیم و نادیده بگیریم بخشی كه مهم است و زمینهساز موفقیت دو بخش قبلی میشود. بخشی كه ناشی از رفتارهای نادرست افرادی غیرمسوول در جامعه است كه ممكن است با برخورد لازم و مناسب رسمی نیز مواجه نشوند.
اعتماد بدان جا رسیده که: در دولت گذشته اظهارات نادرست و نسنجیده یكی از موارد تحریفكننده این تصویر از ایران بود و در این میان برخی اقدامات خودسرانه نیز در این مسیر موثر بودند. نمونه آن قتلهای محفلی در كرمان بود كه مواجهه درستی با آن نشد و نمونه امروزی هم اتفاقاتی است كه در اصفهان و به صورت اسیدپاشی رخ داده.
امداد مردمی در حوادث
شهرام شهیدی در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=79&pageno=20#" platform="highweb"/></link> صحنه تصادفی را مجسم کرده که چند خودرو در بزرگراهی با هم تصادف کردهاند و صحنههای دلخراشی بهوجود آمده و تعریف استاندارد امداد در ایران انواع امدادهای زیر را پیشنهاد کرده است:
امداد هجوم اولیه: چون مردم مهربان و دلسوزی هستیم بلافاصله تمام خودروها کنار ایستاده (بسته به عمق حادثه چهبسا خودروهای عبوری وسط بزرگراه هم میایستند) با دیلم و تبر و گرز و فلاخن به خودروهای سانحهدیده حملهور شده و در و پیکر آنها را شکسته و مصدومان را با زبان خوش و اگر نشد با تهدید و ارعاب و اگر باز جواب نداد با توسری و کتک و باز اگر بینتیجه بود به ضرب و زور از خودروها پیاده میکنند. در این خصوص پیشنهاد میشود سازمان آتشنشانی و آمبولانسهای اورژانس تعریف نحوه امداد به فرد مصدوم را براساس واقعیات روز و عملکرد امدادگران بدون مرز اصلاح کنند.
امداد خبررسانی: گزارش هر حادثه و مخابره آن به جهان از مهمترین بخشهای امدادگری است. به همین منظور کاربران محترم و شهروندان گرامی باید به جدیدترین تبلتها و گوشیهای تلفنهمراه مجهز باشند تا با تهیه عکس و فیلم، البته با استعانت از فیلترشکن عکس و خبر خود از بروز حادثه را در شبکههای مجازی فیسبوک، وایبر، واتسآپ، گوگل پلاس یا توییتر با دیگران به اشتراک بگذارند. این نوع امداد به نامهای امداد مجازی و امداد لایکگرایانه نیز شناخته میشود.
پرسش: بالاغیرتا با این سرعت حلزونی اینترنت چطور عکس و فیلم آپلود میکنید؟ به ما هم یاد بدهید ثواب دارد.
توافق هسته ای و مشکلات اقتصادی
جلال خوشچهره در مقاله ای در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-07-29/150.htm" platform="highweb"/></link> به مهم ترین برنامه دولت یعنی حل مشکلات اقتصادی اشاره کرده و نوشته اگرچه دولت توانسته نرخ تورم را از ۴۵ درصد سال گذشته به ۲۱ درصد كاهش دهد، ولی نیك روشن است كه این دستاورد بیش از آنكه مربوط به اجرای سیاستهای كلان اقتصادی باشد، برگرفته از امیدی است كه در جامعه ایرانی با استقرار دولت یازدهم و شروع گفتوگوهای پیشرونده در موضوع هستهیی ایجاد شد.
به نوشته این مقاله: دشمنان ایران خواستار آن هستند كه این كشور همچنان در بلاتكیفی باقی بماند. این وضع علاوه بر اینكه فرصتها را برای واقعی شدن نقش منطقهیی و جهانی ایران میگیرد، بلكه دولت را در اجرای برنامههای سازندهاش دچار كندی خواهد كرد.
مقاله اعتماد تاکید کرده: استمرار بلاتكلیفی در مذاكرات هستهیی منفعتی برای ایران ندارد. در اینحال واشنگتن را نیز در رقابتهای انتخاباتی پیشروی این كشور و تلاش برای سامانبخشی به سیاستهای منطقهیی خود در خاورمیانه، دچار چالش اساسی میكند. فرصت تا ۲۴ نوامبر محدود اما طلایی است.
دزد با لباس پلیس
مصطفی عابدی در سرمقاله <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=79&pageno=1" platform="highweb"/></link> به بخشنامه تازه پلیس پرداخته که در آن آمده: داشتن اسلحه و نشان دادن آن نیز نمیتواند صحت ادعای افراد مبنی بر مامور بودن را اثبات کند، ماموران حتما باید کارت شناسایی خود و حکمی که نشانگر ماموریتشان باشد را به همراه داشته و ارایه کنند. علاوه بر اینکه عکس روی کارت با عکس چهره باید تطبیق داشته باشد، … از مردم خواسته با تبه کارانی که از لباس پلیس استفاده می کنند، برخورد کنند.
به نظر نویسنده: با این توصیهها مشكل حل نمیشود. دلیل آن نیز روشن است. انجام این همه کار از سوی مردمی که گمان میکنند در معرض بازخواست پلیس هستند امکانپذیر نیست. باید كمی ریشهایتر به قضیه نگاه كنیم. مشكل اینجاست كه مجرمین چرا خود را در پوشش پلیس درمیآورند و از مردم اخاذی میكنند؟ اگر به توصیههای رئیس پلیس آگاهی هم عمل كنیم، اولاً از كجا معلوم كه پلیسنما یا پلیس واقعی زیر بار چنین درخواستهایی بروند؟ و اگر نرفتند آیا مردم باید درگیر شوند؟ بهعلاوه كسی كه اسلحه و بیسیم تهیه میكند، مگر برای او مشكل است كه یك كارت جعلی هم درست كند؟ مگر مردم قدرت تشخیص كارت واقعی از جعلی را دارند؟
سرمقاله شهروند پیشنهاد کرده اول از همه جایگاه و رفتار پلیس را در برخورد با مردم تصحیح شود. اگر افرادی هستند كه برای اخاذی از مردم خود را به لباس پلیس درمیآورند، به این دلیل است كه گمان میكنند، مردم در برابر اقدامات پلیس منفعل هستند و قدرت و توان سوال كردن ندارند.
راهحلهای مبارزه با مواد مخدر

میترا زمانی در ستون طنز <link type="page"><caption> جهان صنعت</caption><url href="http://www.jahanesanat.com/16/" platform="highweb"/></link> نوشته: پیشنهادات زیر برای حل مشکل عملیات تروریستی و مبارزه با مواد مخدر در مرزهای شرقی تقدیم میگردد:
بخشنامه شود از این پس کلا تمام تردد و نقلوانتقالات در مرز به غیر نیروی انتظامی باید از طریق اتومبیلی که خودتان میدانید کدام است انجام شود! اینطوری نود درصد عملیات تروریستی و حمل مواد مخدر به صورت خودجوش قبل از انجام شدن ناکام میماند چون اتومبیل تروریستها سالم به محل حمله نمیرسد که اصلا بخواهند تروری انجام دهند!
دومین پیشنهاد ستون طنز جهان صنعت این است که: در مرزها را باز کنیم بگذاریم قاچاقچیان بیایند داخل بعد در مرزها را ببندیم و نگذاریم خارج شوند! چند وقت که ماندن اینجا و ماست پالمی و کالباس و سوسیس از کجای مرغ میل کردند و گوجه فرنگی غنیشده با نیترات میل فرمودند خودشان میروند لب مرز التماس میکنند که بگذارید ما برویم دیگر برنمیگردیم!











