بررسی روزنامههای صبح تهران؛ شنبه ۱۹ مهر

منبع تصویر، DonyayeEghtesad
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامههای اول هفته تهران همچنان گزارشهایی از کوبانی را در صفحات اول خود نقل کرده و در مقالاتی درباره دور تازه مذاکرات هستهای ایران نوشته و در عین حال، اختصاص نوبل صلح امسال را به ملاله یوسفزی دختر هفده ساله پاکستانی با اهمیت دیدهاند.
دیگر مذاکره با آمریکا تابو نیست
جاوید قربان اوغلو در مقاله ای در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-07-19/150.htm" platform="highweb"/></link> نوشته: مذاکره ایران و امریکا دیگر تابو نیست. این تابو را دولت تدبیر و امید شکست که این یکی از بزرگترین دستاوردهای این دولت ظرف یک سال گذشته است. این دستاورد را به خصوص آنهایی که در سالهای گذشته باب مذاکره با امریکا را باز کردند اما فاقد اعتماد به نفس لازم برای علنی کردن آن بودند برنمیتابند. با وجود چند سال مخفیکاری، سرانجام اعلام شد که میان دولتمردان ایران و امریکا در دو سال پایانی دولت گذشته در یکی از کشورهای عربی مذاکرات مخفیانهیی انجام شده است.
این کارشناس مسایل دیپلوماتیک تاکید کرده: اصل این پدیده در دوران ریاستجمهوری آقای احمدینژاد شکل گرفت. دولت گذشته از تمام پتانسیل و ظرفیت خود برای مذاکره مستقیم میان ایران و امریکا استفاده کرد اما هیچگاه هیچ کس حاضر نشد درباره صحت یا سقم آن سخن بگوید بلکه اصرار بر عدم وقوع چنین رویدادی در عرصه سیاسی اصولگرایان کاملا مشهود بود، هر چند پس از دستاورد بزرگ توافق ژنو برخی عقلای اصولگرایان مجبور به رمزگشایی از آن مذاکرات شده و به آن اعتراف کردند.
مقاله اعتماد یادآور شده: جدا از دیدارهای مخفیانه که تحت هدایت حاکمیت یکدست اصولگرایان انجام گرفت و مردم ایران برای اطلاع از آن نامحرم دانسته شدند، محمود احمدینژاد به شخصه بارها به صورت علنی خواستار مذاکره (مناظره) مستقیم با رییسجمهوری امریکا بود. او همچنین دو نامه را به روسای جمهوری امریکا ارسال کرد که تاکنون بدون پاسخ مانده است.
آمریکا شکست میخورد

منبع تصویر، Armaan
<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/262/2" platform="highweb"/></link> در یادداشت روز خود همچنان به سیاست منطقه اوباما حمله برده و نوشته: به نظر میآید که آمریکاییها هنوز نتوانستهاند اطراف قضیه را با طرح خود هماهنگ نمایند. حتی دولت ترکیه با همه اصراری که به عملیات زمینی علیه سوریه دارد، به طرح آمریکا در این باره اعتماد ندارد.. بر این اساس اوباما در پاسخ به اصرار اردوغان مبنی بر لزوم ایجاد منطقه حایل گفت هنوز سخن گفتن در این باره زود است.
این روزنامه در جمعبندی نوشته: آمریکا در مورد سوریه نسبت به تشکیل یک سرفرماندهی که بقیه به فرمان آن عمل کنند، مشکل جدی دارد و بعید است این مشکل حتی طی چند ماه آینده حل شود. برخلاف آنچه تصور میشود اعراب متحد آمریکا قادر به کمک موثر به آمریکا در طرح ضد سوریاش نیستند، عربستان نمیتواند و. اردن خود در ملاحظات داخلی غرق است.
به نوشته کیهان: ورود عملیاتی رژیم صهیونیستی به پرونده سوریه نیز امکانپذیر نیست چرا که با عملیات سنگین متقابل حزبالله و سوریه و متحد منطقهای این دو یعنی ایران مواجه میگردد و اساسا ارتش اسرائیل هماینک قابلیت عملیاتی خود را از دست داده است. بنابراین تنها تکیهگاه عملیات زمینی آمریکا، ترکیه است و این در حالی است که ترکیه به موفقیتآمیز بودن نقشه عملیاتی واشنگتن اعتماد ندارد.
احمدینژاد و افقهای بالاتر
<link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-07-19/204.htm" platform="highweb"/></link> در گزارشی سیاسی نوشته: اطرافیان محمود احمدینژاد هنوز هم نگاه خاص خود را دارند. میگویند رییس دولت سابق بالاترین میزان محبوبیت را در میان چهرههای سیاسی دارد اما تحلیلهایشان کمی هم شگفتانگیز است. میگویند حضور احمدینژاد در انتخاباتهای مجلس و ریاستجمهوری دیگر جزو اهداف رییس دولتهای نهم و دهم نیست و افقهای بالاتر از آن را در ذهن دارد؛ افقهایی که معلوم نیست دقیقا چه تعریفی دارد و قرار است چگونه محقق شود.
طبق این گزارش، اظهارنظر از سوی عبدالرضا داوری همان مردی صورت گرفته است که این روزها یک تنه فضای رسانهیی محمود احمدینژاد را اداره می کند از یک نظرسنجی صحبت میکند که ظاهرا تا به امروز کسی از آن خبر نداشته است و میگوید: احمدینژاد بر اساس نتایج نظرسنجی که از سوی دولت یازدهم انجام شده است، بالاترین محبوبیت در میان چهرههای سیاسی را در اختیار دارد.
گزارش اعتماد اضافه کرده که همین مقام با سناریوسازی خواندن آنچه رسانهها در روزهای گذشته درباره نامهنگاری محمود احمدینژاد به سید حسن خمینی و تلاش وی برای نزدیک شدن به اردوگاه اصلاحات منتشر کردهاند، اظهار داشته: با این سناریوسازیها میخواهند افکار عمومی را آنطور که خود میخواهند در مسیر منافع و خواست خود حرکت دهند و چهره احمدینژاد را تخریب کنند.
پوریا عالمی در ستون طنز <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=522&pageno=16#" platform="highweb"/></link> نوشته: امنیت نداریم. مولوی را که ترکیه تخورپخور کرد. خیام را شیخنشینها برداشتند، اصغر فرهادی را فرانسه برداشت، منشور کوروش را هم انگلیس بلند کرد، چین هم که از برنج شب عروسی تا سنگ قبر عزا همواره با ماست، حالا هم سیرترشی ما را عراقیها و سوریها برداشتهاند و توش هرویین قاچاق کردهاند به آلمان. واقعا امنیت نداریم. آخر توی سیرترشی هرویین قاچاق میکنند؟
طنزنویس به طعنه نوشته: تا آنجا که ما دیدیم توی شیشه سیرترشی آب میریزند و آن را تبدیل به ساز آبی میکنند و کنسرت قلقل برپا میکنند. این ساز از قدیمیترین و مردمیترین سازهای ماست که واقعا عراقیها و سوریهای قاچاقچی به فرهنگ و هنر ما توهین کردند.
در ضمن ما نگرانیم حالا که به سیرترشی ما هم رحم نکردهاند فردا روی چی دست میگذارند؟
ما و تمنای خود ویرانگری

منبع تصویر، Farhikhtegan
شاهرخ تندروصالح در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=71&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: برای ما که خود را شهروندان کشوری با سابقه تمدنی بسیار و چشمانداز فرهنگی گسترده میدانیم قابل پذیرفتن نیست که یکی از دلایل گسترده و عمیق عدم توسعهیافتگیمان را خللپذیری عمیق فرهنگ عمومی و در شکلی دقیقتر، نوع رفتار و الگوی مصرفمان در زندگی روزمره بدانیم. بله، متاسفانه باید پذیرفت که بهرغم ادعای بسیارمان در بافرهنگ بودن و رفتار اخلاقی داشتن، دچار نقیصهای نگرانکننده و تاسفبار در بکارگیری ارکان زندگی هستیم.
نویسنده با اشاره به ججم گسترده اسراف ها در زندگی همگانی نوشته: چرا چنین مشکلی وجود دارد؟ آیا به تبعیت از قانون تبادلی رفتار و حتی افکار، جهانی که پیشرویمان قرار دارد حاصل نوع بینش ما به زندگی است؟ یعنی باید بپذیریم که کوه مشکلات این جهانیمان حاصل رفتار تک تک ماست؟
مقاله شهروند در پایان به شهروندان توصیه کرده: با درس گرفتن از سرنوشت قحطیزدگان سرزمینهای بیآب و علف و معصومیت بیپناه آنان زیر سقف آسمان خدا به این نکته تامل کنیم که این همه تمایل به خودویرانی از کجاست و چرا، دامنه غرقه شدن در خودفریبیها تا بدانجا رسیده که به آب و نان خویش نیز رحم نمیکنیم؟
بیاعتمادی به آمار
نادر هوشمندیار استاد دانشگاه در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=71&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: در چند روز گذشته افزایش رشد اقتصادی به ٤,٦درصد باعث شد تا بسیاری از دستاندرکاران اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هر کدام از منظری ماجرای افزایش ناگهانی رشد اقتصادی تا نزدیک ٥درصد را ارزیابی کنند ولی در مجموع وقتی از دور به اقتصاد ایران نگاه میکنی به خوبی مشهود است که میانگین اظهارنظرها در مورد رشد اقتصادی به گونهای است که دولت و برنامهریزان اقتصادی دولت را در کنج قرار داده است و به عبارتی آنها میزبان انتقادهای تند و تیز و در برخی موارد با گوشه و کنایههای تند شدهاند.
به نظر این استاد دانشگاه: همه آنها به این نتیجه رسیدهاند که رشد ٤.٦درصدی اقتصاد عجیب و پرسشانگیز است. میشود تا حدی به این کارشناسان و در کل منتقدین رقم رشد اقتصادی حق داد. به خصوص کسانی که همیشه دل نگران فضای اقتصادی ایران بودند ولی در مقابل افراد و گروههایی که در چندسال گذشته در مقابل موج بدرنگ اقتصاد ایران سکوت کرده بودند انتقاد امروزشان نه از سر دلسوزی برای اقتصاد کشور بلکه در جهت کش و قوسهای سیاسی است.
مقاله شهروند به آن جا رسیده که: همین چندسال پیش نفر اول دولت با قاطعیت اعلام کرد که رشد اقتصادی ١٠درصد شده است درحالیکه درست در همان زمان صنعت و سرمایهگذاریهای مولد در اقتصاد ایران بدترین روزهای تاریخی خود را پشتسر میگذاشت. این اتفاق در چندسال گذشته بارها رخ داد، تا حدی که همه دستاندرکاران اقتصادی آموخته بودند نباید به آمار دولتی در مورد اقتصاد اهمیت بدهند و باید در کل آنها را کاملا معکوس تحلیل کنند. باید بپذیریم دود این فضا امروز در چشم دولت یازدهم فرو رفته است.
علی فرحبخش در سرمقاله <link type="page"><caption> دنیای اقتصاد</caption><url href="http://www.donya-e-eqtesad.com/news/833718/" platform="highweb"/></link> نوشته: سبد خانوار بهترین آینهای است که میتوان آثار سیاستهای کلان اقتصادی را به روشنی در رزق و روزی مردم یافت. همانند خلبانان که در مقابل خود نمایشگرهای متعددی قرار دادهاند تا هر لحظه از آخرین وضعیت موتور هواپیما، وضعیت جوی و سمت وسوی پرواز آگاهی یافته و در سریعترین زمان ممکن به این تغییرات واکنش نشان دهند، آمار بودجه خانوار همین نقش را برای سیاستگذاران اقتصادی بازی میکند.
اگر هزینههای خانوار در دوره ۸۴ تا ۹۲ را در مقابل نرخ تورم قرار دهیم مشخص است که بهجز سال استثنایی ۸۸ که تورم بهشدت کاهش یافته و اندکی در حدود ۲.۴ درصد وضعیت رفاهی خانوارها ارتقا یافته است، در کلیه سالهای این دوره کشور با کاهش سطح رفاهی روبهرو بودهاست.
سرمقاله دنیای اقتصاد تاکید کرده: اگر سیاستگذاران کشور ارتقای رفاه خانوادههای ایرانی را هدف گرفتهاند، راهی جز کنترل تورم و دستیابی به رشد پایدار موجود نیست و هر سیاست عوامگرایانهای که در کوتاهمدت حلاوت و شیرینی برای مردم به جا بگذارد در میانمدت و بلندمدت هزینههای سنگین خود را بر همه آحاد جامعه ظاهر میسازد، نتایجی که گاه همچون بازیهای فوتبال هیچکس انتظار آن را نداشته است.
محمد علی وکیلی در سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://iranpress.ir/ebtekar/Ebtekar/News.aspx?NID=138746" platform="highweb"/></link> با اشاره به آمار جدید اقتصادی که خبر از کاهش تورم می داد نوشته: بهتر است دکتر روحانی با عینک ملاک زندگی مردم به آمار هایی که در اختیارشان قرار میگیرد نگاهی دگر باره کند. برخی از آمارها برای رفع مسئولیت و بیلان کار برخی مسئولان میانه ساخته میشود. برخی دیگر نیزبرای به بیراهه بردن کلیت دولت ساخته و پرداخته میشوند. به عبارتی آمارها با هدفِ پوست خربزه زیر پای دولت ساخته و پرداخته شده اند. بر این اساس هوشیاری و احتیاط دولت در باور پذیری آمارهای ارایه شده حداقل انتظار است.
به نظر نویسنده این مقاله: مردم صداقت دولت ها را در ارائه آمارهایی میبینند که واقعی و با زندگی آنان منطبق باشد. آنان این را بیشتر میپذیرند تا آمارهایی که با زندگی شان فاصله زیاد دارد.
سرمقاله ابتکار در نهایت نوشته: عملکرد دولت پیشین مردم را نسبت به آمارهای رسمی بسیار بدگمان و بی باور ساخته است. وقتی معلوم شد که آمارهای میلیونی در اشتغال به چند ده هزار بیشتر نمیرسد و با واقعیت فاصله ای چند صد هزار نفری دارد، چطور باید انتظار داشت که مردم چشم بسته به آمارها دل خوش کنند و بر واقعیت زندگی چشم بپوشانند. پس لطفاً از گذشه عبرت بگیرید و در دالان تاریک آمارسازی کاذب قدم نگذارید.
آزادی کامل وجود دارد

منبع تصویر، Shargh
شهرام شهیدی در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=71&pageno=20#" platform="highweb"/></link> نوشته:در ایران خدا را صدهزار مرتبه شکر نوعی از آزادی وجود دارد که در هیچ کجای جهان دیده نمیشود، البته نائل شدن به این نوع از آزادی اکتسابی بوده و خود ملت در طول زمان با درایت به آن رسیده و دولتمردان در تکمیل آن فقط نقش کاتالیزور داشتهاند. حالا این چه نوع آزادیای است که جهانیان برای داشتن آن به ما حسودیشان میشود؟ آزادی خندیدن.
طنزنویس به عنوان مثال نوشته: در آمریکا در سالروز درگذشت مارتین لوترکینگ بر مزار او تاجگل میگذارند. در هند در سالگرد وفات گاندی چراغها یک دقیقه خاموش میشود. در ایران در سالگرد درگذشت مصدق این متن اساماس میشود: دکتر مصدق در مراسم ملی شدن صنعت نفت گفت: یکی از نمونههای تهاجم فرهنگی این است که سالهاست در تولید گوجهفرنگی خودکفا شدیم اما هنوز نامش به گوجه ملی تغییر نکرده!
مثال دیگر طنزنویس شهروند این است که: در کشوری در تولید لبنیات از روغن پالم استفاده میشود. یک شهروند ایتالیایی با تظاهرات مسالمتآمیز خواهان برکناری و استعفای وزیر و نخستوزیر و رئیس دولت و انحلال پارلمان میشود. یک شهروند آلمانی با اختراع سنسور پالمسنج از بکارگیری بیرویه آن جلوگیری میکند. یک شهروند ایرانی فورا این لطیفه را میسازد: امروز رفتم ۴کیلو ماست گرفتم و ریختم تو موتور ماشینم. اینقدر موتور ماشین نرم و راحت کار میکنه نگو! الکی که نیست روغن صنعتی پالم داره روغن پالم میفهمی؟











