بررسی روزنامه های صبح تهران؛ سه شنبه ۱۵ مهر
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
روزنامه های صبح امروز تهران در گزارش های اصلی و مقالات خود به مساله پیشروی های داعش در کوبانی پرداخته و هم از حمله حزب الله به نیروهای داعش در لبنان خبر داده و از آن به عنوان یک پیروزی بزرگ یاد کرده اند.
فاجعه انسانی کوبانی

روزنامه <link type="page"><caption> جوان</caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/678856/45هزار-كرد-در-محاصره-داعش-و-تركيه" platform="highweb"/></link> در عنوان اصلی خود نوشته: با وجود اینکه شبهنظامیان گروه تروریستی داعش به شهر ۴۵ هزار نفری کردنشین کوبانی واقع در شمال سوریه و در نزدیکی مرزها نزدیک میشوند و در صورت سقوط این شهر احتمال وقوع یک تراژدی بزرگ انسانی در این شهر میرود، اما ترکیه و ائتلاف جهانی علیه داعش برخلاف ادعاهای خود، همچنان نظارهگر پیشروی داعش است و منابع محلینه تنها از همکاری دولت ترکیه با داعش خبر میدهند بلکه این کشور حتی مانع از ورود جوانان داوطلب کرد برای دفاع از کوبانی میشود که از سه طرف تحت محاصره داعش قرار دارد و تنها راه دسترسی به این شهر از طریق مرز ترکیه است.
به نوشته این روزنامه: این سیاستهای ترکیه باعث شده تا فعالان هشدار بدهند که در صورت سقوط کوبانی، آنکارا مسئول هرگونه جنایت بشری در این شهر خواهد بود.
مازیار خسروی در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=519&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته: کوبانی اکنون درگیر نبرد مرگ و زندگی است. سخن بر سر مترها و ثانیههاست نه کیلومترها و روزها. پس از سههفته نبرد نفسگیر، جدال در «کوبانی» از حاشیه شهر به جنگ خانهبهخانه کشیده شده است. کارد باید بهاستخوان رسیده باشد که «آرین میرکان» یکی از فرماندهان زن پیشمرگه، کمربند انفجاری ببندد و در میان داعشیان عملیات فدایی انجام دهد.
به نظر نویسنده مقاله: سخن بر سر آن نیست که کوبانی تا پای جان میجنگد یا نه؟ مساله آن است که هنگامی که آخرین پیشمرگه بر خاک افتاد، بر سر شهر و شهروندانش چه خواهد آمد. چندصدمتر آنطرفتر، پشت سیمهای خاردار مرزی، تانکهای ارتش ترکیه با لولههای خاموش بیحرکت ایستادهاند و فاجعه را نظاره میکنند. «کوبانی» در محاصره است و اردوغان و ژنرالهایش تنها راه کمکرسانی به شهری را بستهاند که از سهطرف در محاصره «داعش» است. اردوغان و ژنرالهایش میدانند که اگر در ساعات آینده راه کمکرسانی به «کوبانی» باز نشود، شهر سقوط میکند. سقوط شهر یعنی رخداد یک فاجعه انسانی تازه. اردوغان و ژنرالهایش این را هم میدانند.
در ادامه مقاله شرق آمده: تانکهای ارتش ترکیه اما هفتههاست که از جای خود تکان نمیخورند؛ نه بهسوی داعشیان شلیک میکنند، نه از سر راه کنار میروند تا پیشمرگههای کردستان به کمک «کوبانی» بروند. ترکیه کشوری است که هیولای داعش از زهدان آن زاده شد. آنکارا اکنون در انتظار میوهچینی از بذر هولناکی است که در شورهزار بنیادگرایی خاورمیانه کاشته است.
امیر مدنی در سرمقاله <link type="page"><caption> مردم سالاری</caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=30333" platform="highweb"/></link> نوشته: با ملاحظه نقش ترکیه در شکل گیری داعش و دیگر گروههای افراطی و سیاست بسیار سختگیرانه ترکیه در قبال کردهای ترکیه و بطور کلی مساله کرد سووال این است که چرا ترکیه با اعلام قصد دفاع از کوبانی آن هم با نیت انسان دوستانه از طریق ورود احتمالی نیروی زمینی در برابر داعش قرار میگیرد؟
نویسنده در پاسخ این سووال نوشته: تصمیمگیران در ترکیه فکر میکنند که با سیاست وارد سازی نیروی زمینی به کوبانی به نیت انسان دوستانه به تجربه خودگردانی کردهای سوریه در چارچوب حاکمیت ملی سوریه، با ایجاد منطقه حائل پایان مینهند و با استفاده از بمبارانهای ائتلاف و حذف سر دیو افراطیگری، بدن دیو را حفظ کرده آن را در کنار نیروی زمینی خود در جهت تغییر رژیم در سوریه در جهت اهداف ژئوپلیتیکی پروژه نو عثمانی به کار میگیرند .
مقاله مردم سالاری به این جا رسیده که: همه دولتها اشتباه میکنند و مقامات کنونی ترکیه نیز به دام ماجرایی پر مخاطره خود آفریده شده افتاده اند و با ادامه این سیاست بسیار خطرناک کشور خود را به سوی پاکستانی شدن و بیامنیتی مستمر پیش میبرند.
تغییرات منطقه و ابتکار ایران

جلال خوشچهره در مقاله ای در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-07-15/150.htm" platform="highweb"/></link> نوشته: ایران باید خود را برای تغییرات اجتنابناپذیر در منطقه آماده کند. سیاست بازدارنده و تلاش برای حفظ وضع موجود در بهترین حالت، تنها کنترل اوضاع و نه مدیریت آن خواهد بود. این امر بر سیاستهای تهران تاثیر فرساینده خواهد گذاشت. وجود قدرتهای ناهمگن، پیشروی داعش به همراه مطالبات مردمی در قبال رژیمهایسنتی، چشماندازی را ایجاد کرده که برگشت به گذشته را ناممکن میکند.
به نوشته این مقاله: از درون بههم ریختگی و بینظمی کنونی بیتردید نظم یا نظامی متفاوت با ساختار گذشته شکل خواهد گرفت. سیاست بازدارندگی ممکن بود تا پیش از آنکه اوضاع تا این اندازه بیرون از کنترل شود، تاثیرگذار باشد ولی اکنون باید بخشی از ابتکار تغییرات - اگر نه همه آن - را به دست گرفت. این روش بسیار کارآمدتر از آن است که تلاش شود تنها به ترجیحات ذهنی بسنده کرد و در این باره وارد عمل شد.
مقاله اعتماد تاکید کرده: از این رو تسریع در حل و فصل پرونده هستهیی امری لازم است. حل و فصل منطقی و واقعی مناقشه ایران و غرب در این باره، عرصه را برای حضور فعال ایران در تحولات منطقهیی بسیار تاثیرگذارتر از آن خواهد کرد که تنها سیاستهای بازدارندهاش از دیگر موارد پررنگتر باشد. مذاکرات با گروه ۵+۱ تاکنون دستاوردهای قابل قبولی را برای دیپلماسی تهران به همراه داشته است.
مخالف و موافق وزیر خارجه
روزنامه <link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/259/2" platform="highweb"/></link> در سرمقاله امروز خود همچنان به انتقاد از سیاست های خارجی دولت روحانی ادامه داده و برای چندین بار به گفته های جواد ظریف در مصاحبه با فرید ذکریا اشاره کرده و آن را نادرست خوانده و در عین حال کمپین شش سینماگر صاحب نام را نیز مورد انتقاد قرار داده و بدون اشاره به منبع خبر خود نوشته: در حالی که نتانیاهو و جان کری، به صراحت اعلام کرده بودند که «عدم توافق بهتر از توافق بد است» سفارش دهندگان کمپین مذکور شعار «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست» را انتخاب کرده بودند! این یعنی اعلام نیاز شدید و مبرم به توافق! یعنی پذیرش هر شرط و عهدی به هر قیمتی! صرفاً برای اینکه توافقی کرده باشیم.
جمال کاظمی در سرمقاله <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://www.iran-newspaper.com/?nid=5762&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> روزنامه دولت با اشاره به اولین سفر حسن روحانی به مجمع عمومی سازمان ملل نوشته: این اولین مأموریت حزبی مخالفان دولت بود. موتور پرواز نیویورک که آرام شد مخالفان، سوت لکوموتیو لجاجت را به صدا درآوردند تا سفر و مسافر را با هم تخطئه کنند. مسافر، روحانی بود اما سفرنامهاش را دیگران سعی کردند بنویسند. در این سفرنامه تخیلی، فصل اول به ماجراسازی پیرامون کامرون- روحانی اختصاص یافت. سفرنامه سعی میکرد دیدار دولتمردان ارشد تهران و لندن را نشانه سازشکاری روحانی معرفی کند. مضمون فصل دوم، پروندهسازی برای ظریف بود. ظریف را دیپلماتی دلداده به غرب توصیف کردند که با رسانههای بیگانه سر و سرّی دارد.
به اشاره طعنه آمیز این مقاله: سفرنامهنویسان در این مأموریت دشوار، بسادگی مصاحبهسازی کردهاند، با گشادهدستی جعل کردهاند و با خاطری آسوده «موجآفرینی» کردهاند. هرچه نهاد دیپلماسی کشور اصرار کرد که مصاحبهای که دستاویز شماست، هیچ ربطی به آنچه میگویید ندارد، افاقه نکرد و هرچه نصیحت کرد که جعل سخن یک مقام ارشد دولتی، عملی غیراخلاقی است، سودی نداشت.
سرمقاله ایران سپس اشاره کرده: مخالفان دولت روایتی تازه به دهانها انداختند که مثلاً دستگاه دیپلماسی کشور، هنرمندان را مخفیانه تحریک کرده تا کمپین هستهای تدارک ببینند. آشکار است که غرض آنها مقابله با مذاکره به هر قیمتی است. هر چیزی که خط مذاکره را محو و مات کند پسند مخالفان لجوج دولت است.
فردا روز کودک است

عسل عباسیان در گزارشی در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=519&pageno=16#" platform="highweb"/></link> با اشاره به روز کودک در ایران نوشته: فردا روزی است که نام آسیبپذیرترین قشر جامعه، یعنی کودکان را بر تارک خود دارد. به بهانه این روز از چند چهره خواستهایم از کودکی بگویند و اهمیت ایندوران و البته بگویند نقش مادران و جامعه در این دوران را چطور ارزیابی میکنند؟
احترام برومند مجری شناخته شده برنامههای کودک به اعتماد گفته: چرا رسیدن بعضی از روزها درون من را غمگین میکند؟ گرچه منطق وجودی چنین روزی اندوه نیست... هرسال از این سالهای متمادی عمرم که سپری شده بهنظرم به موازات توجه بیشتر به بچهها و ارزشمندترشدن جایگاه کودکان، ظلم و ستم و نابرابری و فقر و بیماری و تنگدستی نیز غلبه بیشتری به این موجودات شکننده داشته است.
با همه اینها باید روز جهانی کودک را تبریک گفت به همه کودکان جهان، و تبریک و خسته نباشید به فعالان عرصه کودک؛ از مربیان و معلمان گرفته تا پرستارانی که در بیمارستانهای مخصوص کودکان، دلسوزانه و کودکانه غمخوار آنها هستند تا هنرمندانی که در عرصه کودکان فعالند.
کامران عدل نیز به شرق گفته: اهمیت دوران کودکی، بهخاطر زیربنایی بودن آن است و فکر میکنم مادر است که زیربنای فکری فرزند را میسازد. اگر مادری درست و حسابی باشد، فرزندش کودکی خوبی را سپری میکند و در آینده هم آدم درستی میشود. اگر قرار بود بچهها را ما مردها بزرگ کنیم بچه ۱۶سالگی زبان باز میکرد! کودک دنیا را از چشم مادرش میبیند، آن هم در دورهای که مهمترین دوره فراگیری یک انسان در زندگی است.
دسته گل

شهرام شهیدی در ستون طنز <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/93-07-15/204.htm" platform="highweb"/></link> نوشته: در خبرها آمده بود نمایندگان مجلس احساس میکنند به علت پارهیی مشکلات در ترجمه سخنان رییسجمهور آرژانتین در سازمان ملل متحد فریب جنجال و خبرسازیها را خوردهاند. در این باره قرار بود از سوی مجلس دستهگلی هم برای سفارت آرژانتین در تهران فرستاده شود.
طنزنویس سناریویی نوشته و در اول آن نوشته مکان: در ورودی سفارت آرژانتین، زمان: دم غروب
مرد از وانت پیاده شده و زنگ سفارت را میزند. صدای سرایدار سفارت آرژانتین: کیه؟ راننده وانت: گل آوردم براتون. در باز میشود. سرایدار متعجب میپرسد: این چیه دیگه؟ راننده میگوید: از مجلس گل فرستادن براتون. سرایدار: چرا اون وقت؟ راننده: اینجا نوشته به خاطر تشکر از مواضع برحق رییسجمهور آرژانتین در سازمان ملل. سرایدار: چی گفته مگه؟ ما که چیز خاصی نشنیدیم. راننده: منم نمیدونم. ما هم نشنیدیم. سرایدار: من تازه فکر کردم الان میآیید تحصن میکنید جلوی در. گل فرستادن اونوقت؟ راننده: خب چیزای خوبی گفته دیگه. سرایدار: یعنی شما زبان اسپانیایی را بهتر از ما بلدید؟ راننده: ما مترجمان خوبی داریم.
سرایدار: آهان داماد یکی از دوستان بوده حتما. یا شاید هم همان مترجم معروف که در حرفهای محمد مرسی، سوریه را بحرین ترجمه کرد. راننده: من نه سر پیازم نه ته پیاز. گل را بگیر و خلاص. سرایدار: نمیشود. فردا میفهمید چه گفته تازه با توپ و تشر میآیید گل را ببرید. راننده: پس من با این دسته گل به این بزرگی چه کنم؟ سرایدار: دسته گل را ببر در جوی آب جلوی صداوسیما به آب بده.











