رویارویی ایران و آمریکا؛ آیا واشنگتن بهدنبال محاصره دریایی ایران است؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
با استقرار نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا در خاورمیانه، خلیج فارس بار دیگر به کانون درگیری احتمالی ایران و آمریکا تبدیل شده است. بیراه نیست اگر گفته شود که تمام نگاهها به این نقطه از جهان دوخته شده تا ببینند که سرنوشت قدرتنمایی ایالات متحده با اعزام نیرویی عظیم به منطقه، از جمله ناو غولپیکر «ابراهام لینکن» چه میشود.
نیروی هوایی آمریکا، سهشنبه، ۲۷ ژانویه، (۷ بهمن) بدون آنکه زمان و مکانی را مشخص کند، اعلام کرد که رزمایشی بزرگ و چند روزه در خاورمیانه برگزار میکند. ایران هشدار هوانوردی درباره تیراندازی واقعی در مسیرهای ورودی به تنگه هرمز از ۲۷ ژانویه تا ۱۹ مارس ۲۰۲۶ صادر کرد و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم خبر از برگزاری یک مانور دو روزه دریایی در تنگه هرمز داده که قرار است روز یکشنبه، ۱ فوریه، شروع شود.
نیروهای آمریکا حالا در نزدیکی آبهای ایران مستقرند و هشدار صریح و شدید دونالد ترامپ به تهران، در روزهای اخیر، مطبوعات و عدهای از فعالان سیاسی و نمایندگان مجلس ایران را برآن داشته تا محاصره دریایی ایران را به عنوان یکی از راهبردهای احتمالی آمریکا مطرح کنند.
روزنامه قدس، روز سهشنبه، ۷ بهمن، در گزارشی مانور هوایی آمریکا را «فراتر از مانورهای معمول نظامی» توصیف کرد و از قول یک کارشناس نوشت که «این رزمایش، در اصل، یک نمایش چندلایه است که هم اهداف آشکار دارد، هم پنهان». روزنامه خراسان هم آرایش جدید نیروهای آمریکا در منطقه را «حرکت تدریجی به طرف محاصره دریایی ایران» دانست و با اشاره به اجرای این استراتژی در کشورهایی مثل ونزوئلا، نوشت هدف اصلی آن، «اعمال حداکثری فشار اقتصادی بدون ورود فوری به جنگی تمامعیار» است.
روزنامه خراسان در این زمینه نوشت: «به نظر میرسد سناریوی محاصره دریایی ایران بهعنوان گزینه مکمل جنگ مستقیم و فشار حداکثری، از احتمال قابل ملاحظهای برای تحقق برخوردار است؛ سناریویی که هدف آن کاهش توان صادرات نفت، فرسایش داخلی، افزایش هزینههای راهبردی ایران و در نهایت، شکست نظامی ایران و کشاندن جمهوری اسلامی به پای میز مذاکره با شرایطی جدید است.»
بعضی از روزنامههای تهران، روز پنجشنبه، ۹ بهمن ۱۴۰۴، هم جنگی رسانهای علیه حضور ناوهای آمریکا بهراهانداختند. روزنامههای محافظهکار نزدیک به حکومت، از جمله کیهان، جوان، قدس و فرهیختگان تیتر یکشان را به همین موضوع اختصاص دادند.
جوان، با تیتر «۴۰۰ قایق تندرو علیالحساب آبراهام را دوره کردند»، مینویسد که هزینه درگیری مستقیم با ایران «بالا» است و «با استقرار ناوهای آمریکا در اقیانوس هند و خلیج فارس، بعضی منابع غیررسمی اعلام کردهاند که واشنگتن در پی اجرای محاصره دریایی ایران است تا با فشار اقتصادی، جمهوری اسلامی را وادار به دادن امتیازات کند».
این روزنامه نزدیک به سپاه پاسداران تاکید دارد که آمریکا در جریان گروگانگیری سفارتش در تهران در سال ۱۹۷۹ برای آزادی آنها طرحی روی میز داشت که براساس آن «ترمینال نفتی خارک» را تصرف کند و گلوگاه صادرات نفت ایران را ببندد.
روز چهارشنبه، ۸ بهمنماه، محمد منان رئیسی، نماینده قم در مجلس ایران، گفت: «طبق گزارش افدیدی (بنیاد دفاع از دمکراسی)، جزیره خارک به عنوان تنها مبدا صادرات نفت ایران، یکی از گزینههای محتمل برای حمله آمریکاست. سناریو بدبینانه آن است که ترامپ ابتدا بخواهد با اشغال جزیره خارک، مسیر فروش نفت ایران را ببندد!»

منبع تصویر، Getty Images
«تصرف ترمینال نفتی خارک»
در سالهای گذشته موضوع محاصره دریایی ایران به عنوان یکی از گزینههای واشنگتن مطرح بوده است ولی هربار به دلایلی مقامهای آمریکا از بهکاربستن آن خودداری کردند.
اولین بار در سال ۱۳۵۸(۱۹۷۹) طرحی در فضای ملتهب پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران مطرح شد که براساس آن ایالات متحده « ترمینال نفتی خارک» را تصرف کند.
در آن زمان دولت جیمی کارتر، زیر فشار شدید افکار عمومی و نهادهای سیاسی آمریکا قرار گرفته بود تا واکنشی قاطع به گروگانگیری نشان دهد، بدون آنکه درگیر جنگی تمامعیار با ایران پس از انقلاب شود.
مجموعهای از گزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی در شورای امنیت ملی آمریکا و وزارت دفاع بررسی شد. در میان این گزینهها، طرحی که بعدها به دریادار جیمز لیونز جونیور نسبت داده شد، جایگاهی ویژه پیدا کرد. در این طرح حمله مستقیم به تهران یا عملیات نجات گروگانها مطرح نبود و تمرکز بر ضربهزدن به شاهرگ اقتصادی ایران بود.
جیمز لیونز، که در آن هنگام از فرماندهان بلندپایه نیروی دریایی آمریکا بود و بعدها چهرهای تاثیرگذار در مباحث راهبردی خاورمیانه شد، در چارچوب این بحثها پیشنهاد کرد که واشنگتن با استفاده از توان دریایی و آبی–خاکی خود، جزیره خارک را در شمال خلیج فارس به تصرف درآورد؛ جزیرهای که همچنان مهمترین پایانه صادرات نفت ایران است و بنا بر برآوردها، بیش از ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران از این جزیره بارگیری میشود.
در این طرح پیشبینی شده بود که اگر آمریکا صادرات نفت ایران را متوقف کند یا کنترل جزیره را در دست بگیرد، حکومت تازهتاسیس جمهوری اسلامی با کاهش شدید درآمدش وادار میشود برای پایاندادن به بحران گروگانها امتیاز بدهد.
در این طرح اعزام ناوها به خلیج فارس، پیاده کردن تفنگداران دریایی در جزیره خارج، تصرف اسکلهها، مخازن و خطوط لوله و سپس مسدود کردن صادرات نفت ایران مطرح شده بود. این طرح از مرحله بررسی فراتر نرفت چرا که کاخ سفید از پیامدهای غیرقابلمهار اقدام نظامی مستقیم نگران بود، از جمله این که جان گروگانها در تهران به خطر بیفتد و باعث بیثباتی دربازار نفت شود.
به همین دلیل، طرح تصرف خارک در حافظه تاریخی سیاست آمریکا بیشتر به عنوان یک «گزینه بررسیشده اما کنارگذاشتهشده» باقی ماند.

منبع تصویر، Getty Images
طرح محاصره دریایی ایران در کنگره آمریکا
شرایط امروز ایران و آمریکا از جهاتی با حدود ۲۰ سال پیش شباهتهایی داد که دو کشور را در آستانه یک درگیری نزدیک کرده بود و تنش به میزان بالایی احتمال جنگ را تقویت میکرد.
روزنامه گاردین در آن زمان خبر داده بود که اسرائیل در سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۸) به طوری جدی قصد داشته که تاسیسات اتمی ایران را بمباران کند.
گاردین در دیماه ۱۳۸۷به نقل از منابع ارشد دیپلماتیک اروپایی نوشته بود که اهود اولمرت، نخستوزیر وقت اسرائیل، این مساله را با جورج دبلیو بوش در میان گذاشته است ولی رئیسجمهور آمریکا با آن مخالفت کرده بود.
در این سال، محمود احمدینژاد رییس جمهور ایران بود و برنامه هستهای این کشور موجب نگرانی واشنگتن و بعضی کشورها، بهویژه اسرائیل، شده بود. در آن زمان پرونده ایران، پس از عراق و افغانستان، به یکی از اصلیترین چالشهای سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده بود.
برنامه هستهای ایران در کنار حمایت تهران از حزبالله لبنان و حماس و زبان و بیان تند ضداسرائیلی مقامهای ایرانی، فضایی ایجاد کرده بود که در آن، عدهای در آمریکا برای «مهار ایران» بهدنبال ابزاری فراتر از تحریمهای موجود بروند، بیآنکه رسما وارد جنگ شوند.
در چنین فضایی، پیشنویس قطعنامه شماره ۳۶۲، مجلس نمایندگان آمریکا، مطرح شد که به نام دو پیشنهاددهندهاش «اکرمن–پنس» مشهور شد و بهسرعت حمایتی گسترده در کنگره بهدستآورد.
گری اکرمن، نماینده دموکرات و مایک پنس، نماینده جمهوریخواه (معاون دونالد ترامپ در دور اول ریاست جمهوری از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱)، به عنوان طراحان این قطعنامه، میگفتند این طرح به صلح در خاورمیانه کمک میکند و ایران را به تغییر رفتارش وامیدارد. آنها تاکید میکردند که این قطعنامه الزامآور نیست و صرفا بیانگر «خواست نمایندگان» از رئیسجمهور آمریکاست.
در متن آن از رئیسجمهور خواسته میشد از همه گزینههای دیپلماتیک و اقتصادی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای استفاده کند و همزمان، بهصراحت از اقداماتی چون ممانعت از صادرات فرآوردههای نفتی ایران و بازرسی همه افراد، وسایل نقلیه، کشتیها و هواپیماهایی که ایران را ترک میکنند، سخن به میان آمده بود.
منتقدان این طرح هشدار میدادند که چنین زبان و کلامی، در عمل چیزی جز تعریف یک «محاصره دریایی» نیست؛ اقدامی که طبق حقوق بینالملل میشد آن را به منزله اعلام جنگ تلقی کرد.
همزمان با این بحثها در مجلس نمایندگان آمریکا، طرحها و ایدههای مشابه هم در مجلس سنا مطرح بود که نشان میداد فضای کلی در واشنگتن به طرف افزایش فشار حداکثری بر ایران متمایل شده است و بعضی از حامیان آن آشکارا از «محاصره اقتصادی و دریایی» بهعنوان جایگزین جنگ مستقیم یاد میکردند.
همزمان با چنین طرحی گروههای ضد جنگ، سازمانهای غیردولتی و بخشی دیگر از نمایندگان کنگره استدلال میکردند که تجربه تاریخی نشان داده است محاصره دریایی بهندرت «ابزار صلح» بوده و اغلب به تشدید درگیری انجامیده است. از این رو بعضی از حامیان اولیه قطعنامه امضای خود را پس گرفتند و همین امر باعث شد از دستور کار خارج شود.
هرچند پیشنویس قطعنامه ۳۶۲ در تابستان ۲۰۰۸ کنار گذاشته شد، اصل طرح آن و بحثهای پیرامونیاش نشان میداد که فکر محاصره دریایی ایران در محافل سیاسی آمریکا جدی گرفته شده است.

منبع تصویر، US National Archives
«عملیات آخوندک»
در سالهای پایانی جنگ ایران وعراق و روزهایی که در نماز جمعه تهران، شعار «خلیج فارس ایران، محل دفن ریگان» شنیده میشد، مهمترین برخورد دریایی میان ایران و آمریکا صورت گرفت. این برخورد به نام «عملیات آخوندک» به عنوان بزرگترین نبرد دریایی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، توصیف شده است.
ایران در آن سالها کویت را متهم میکرد که به صدور نفت عراق کمک میکند. در تابستان ۱۳۶۶ تهدید نظامی ایران علیه نفتکشهای کویتی با استفاده از موشکهای چینی کرم ابریشم بیشتر شد.
آمریکا برای تامین امنیت صادرات نفت از خلیج فارس، با ناوهایش محافظت از نفتکشهای کویت را بر عهده گرفت.
کشتیهای کویت با پرچم آمریکا و اسکورت نیروی دریایی این کشور در خلیج فارس و تنگه هرمز رفتوآمد میکردند.
ابرنفتکش بریجتون، که اولین نفتکش اسکورت شده بود، دوم مرداد ۱۳۶۶ (۲۴ ژوئیه ۱۹۸۷)، در نزدیکی جزیره فارسی (از جزایر استان بوشهر)، با مینهای رهاشده به وسیله سپاه پاسداران برخورد کرد و آسیب دید.
آمریکا برای مقابله با مینهای ایران چند هلیکوپتر مینروب به خلیج فارس فرستاد و عملیات شناساییاش را گسترش داد.
در سیام شهریور نیروی دریایی آمریکا، که متوجه عملیات مینریزی شناور «ایران اجر» نیروی دریایی ایران شده بود، به آن حمله کرد. در جریان این حمله سه نفر از خدمه آن کشته شدند و نیروهای آمریکایی پس از به اسارت گرفتن ۲۶ خدمه دیگر، آن را غرق کردند.
در ۲۵ فروردین ۱۳۶۷، ۱۴ آوریل ۱۹۸۸، یکی از مینهای رهاشده به وسیله ایران اجر به ناوچه آمریکایی یو.اس.اس ساموئل رابرتز برخورد کرد.
چهار روز بعد، در ساعت ۸ بامداد ۲۹ فروردین ۱۳۶۷ (۱۸ آوریل ۱۹۸۸) شناورهای آمریکا به همراه چند هلیکوپتر سکوی نفتی سلمان (ساسان) و سکوی نفتی سیری را منهدم کردند.
دو ناوچه موشکانداز جوشن و ناوچه سهند در این عملیات غرق شدند و ناوچه سبلان بهشدت آسیب دید و با کمک یک یدککش به بندرعباس برگشت.
همچنین در این عملیات یک روزه سه قایق تندرو غرق شد و دستکم ۵۶ نظامی ایران کشته شدند. دو نظامی آمریکا هم به علت سرنگون شدن هلیکوپترشان کشتهشدند.

منبع تصویر، ISNA
چه زمانی حمله به کشوری مشروع است؟
یک سوال کلیدی که درباره محاصره دریایی یک کشور وجود دارد این است که حقوق بینالملل در این رابطه چه میگوید و سازمانهای بینالمللی چه نقشی میتوانند در این بحران ایفا کنند.
سعید محمودی، استاد حقوق بینالملل و حقوق دریاها در دانشگاه استکهلم سوئد، میگوید زمانی محاصره دریایی قانونی است که هر دو کشور در جنگ باشند و اعلان جنگ کرده باشند. در آن زمان قوانین جنگ جاری میشود.
آقای محمودی، با اشاره به اینکه فعلا به صورت رسمی حرفی از جنگ نیست، میگوید: «محاصره دریایی ایران، خلاف حقوق بینالملل است اما دولت فعلی آمریکا و شخص رییس جمهور آمریکا گفته که برای او حقوق بینالملل مطرح نیست و مصالح آمریکا در اولویت است. بنابراین تعجب نمیکنم که اگر آمریکا چنین کاری کند و ایران هم میتواند اعتراض کند».
به گفته سعید محمودی سازمان ملل متحد در زمان وقوع محاصره دریایی، در عمل کاری از دستش برنمیآید چرا که آمریکا حق وتو دارد و امیدی به این سازمانها و نهادها نیست که بتوانند مانع این کار شوند.
استاد حقوق دریاها در دانشگاه استکهلم در مورد این که چه زمانی حمله به کشوری مشروع شناخته میشود، میگوید: «بنا به تفسیر بعضی از حقوقدانان برجسته آمریکا، گاهی کاربرد نیروی نظامی علیه یک کشور غیرقانونی است ولی میتواند "مشروع" باشد. مشروعیت امر حقوقی نیست و به وجدان بینالمللی برمیگردد که چه نظری درباره آن میدهد. اگر جامعه بینالمللی بگوید در این مورد خاص این حمله نظامی غیر قانونی، ولی مشروع است در این شرایط اهمیت غیرقانونی بودن حمله کم میشود و ضرب آن گرفته میشود.»
سعید محمودی توضیح میدهد که جنگهای غیرقانونی و در عین حال مشروع، در پارهای مواقع برای نجات افراد غیرنظامی صورت میگیرد و مشروعیت پیدا میکند و آنقدر مهم است که کشورهای دیگر اگر آن حکومت را ساقط کنند اقدام مشروع به حساب میآید.
آقای محمودی در مورد اثرگذار بودن محاصره دریایی میگوید محاصره دریایی غزه، از نمونههای موفقی است که از سال ۲۰۰۷ در حال اجراست: «ایران، اما، یک کشور متفاوت است و با توجه به سواحل و موقعیت استراتژیکش در تنگه هرمز، توان موشکی، نیروهای نظامی، بسیج و نیروهای نیابتی که دارد میتواند بر روی محاصره دریایی تاثیرگذار باشد. از این رو پیشبینی نتایج آن بسیار سخت است و به عملکرد و اقدامات ایران بستگی دارد. محاصره دریایی ایران بهسادگی میسر نیست و الزامات متعددی دارد.»
محاصره دریایی و اقدامات ایران
هنوز مشخص نیست که آمریکا برای آینده نزدیک چه برنامهای برای مواجه با جمهوری اسلامی ایران در نظر دارد. احتمال دارد در حالی که نگاهها به خلیج فارس است از نقطه و زاویه دیگری وارد درگیری با ایران شود و اقدامات غیرقابل پیشبینی انجام دهد و در عین حال مشخص نیست که ایران، در چنین شرایط بهشدت گنگ و مبهم، دست به اقدامات پیشدستانه میزند یا نه.
در صورت اعمال محاصره دریایی، صادرات نفت ایران، بهعنوان یکی از اصلیترین منابع درآمدی کشور، دستکم برای مدتی نامعلوم متوقف خواهد شد؛ سناریویی که طی دههها در محافل تصمیمسازی آمریکا مطرح بوده، اما تاکنون بهطور عملی اجرا نشده است.
در سالهای گذشته، بهخصوص در زمان جنگ ایران و عراق و در زمان افزایش تحریمهای بینالمللی، بخشی از سخنان مقامهایی ایران و فرماندهان نظامی تاکید بر تسلط آنها بر خلیج فارس و تهدید «دشمن» برای بستن تنگه هرمز بوده است و بارها مانورهای نظامی در این منطقه اجرا کردهاند.
علی خامنهای در۳۰ تیر ۱۳۹۷ (۲۱ ژوئیه ۲۰۱۸) از گفتههای حسن روحانی، رئیس جمهور وقت ایران، که تهدید به بستن تنگه هرمز کرده بود، تمجید کرد.
آقای روحانی گفته بود: «آمریکاییها مدعی شدهاند که میخواهند به طور کامل جلوی صادرت نفت ایران را بگیرند. آنها معنای این حرف را نمیفهمند. اصلا معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و آن وقت نفت منطقه صادر شود. اگر شما توانستید، این کار را بکنید تا نتیجهاش را ببینید.»
روزنامه کیهان، که زیر نظر نماینده رهبر جمهوری اسلامی ایران اداره میشود، هرگاه پای تحریمها و اختلافات ایران با آمریکا و کشورهایی اروپا به میان آمده، پیوسته تهدید بستن تنگه هرمز را یادآوری میکند. این روزنامه پنجشنبه، ۹ بهمن ۱۴۰۴، حضور ناو «ابراهام لینکن» را «افسانه ناوهای هواپیمابر» دانست و خواهان بستن تنگه هرمز شد و نوشت که با ساخت موشکهای بالستیک نقطهزن مانند فتاح، خیبر و خرمشهر این ناو تبدیل به «تابوتهای میلیارد دلاری» میشود.
اکثر امامان نماز جمعه در خطبههای این هفته هم تاکید کردند که «خلیج فارس گورستان نظامیان آمریکا» خواهد شد. این نوع تبلیغات از زبان مقامهای ایران هم بسیار شنیده میشود.
مقامهای ایران و رسانههای حکومتی در روزهای اخیر از آمادگی برای مقابله با تهدیدات آمریکا سخن میگویند. همزمان، برخی کارشناسان به مجموعهای از عوامل داخلی اشاره میکنند که به باور آنها میتواند بر توان و شیوه واکنش ایران تأثیرگذار باشد؛ از جمله وضعیت مشروعیت سیاسی، پیامدهای سرکوبهای دیماه، شرایط دشوار اقتصادی و آثار جنگ ۱۲روزه با اسرائیل بر زندگی روزمره مردم.
از نگاه این تحلیلها، چگونگی عملکرد ایران در هرگونه رویارویی احتمالی با آمریکا به ترکیبی از عوامل نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بستگی دارد. در این چارچوب، در کنار متغیرهایی که خارج از کنترل حکومت ایران قرار دارند، توان موشکی و روایتسازی رسانهای نیز بهعنوان بخشی از ابزارهای جمهوری اسلامی مطرح میشود.















