حمله به شرکت‌های فولادی؛ فروریختن یکی از ستون‌های اقتصادی و نظامی ایران

نمایی از آهن گداخته

منبع تصویر، NurPhoto via Getty Images

    • نویسنده, علی رمضانیان
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • زمان مطالعه: ۸ دقیقه

با تشدید درگیری‌ها میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران، دامنه حملات به زیرساخت‌های کلیدی صنعتی کشیده شده است. در این میان، هدف قرار گرفتن مجتمع‌های فولادی، به‌ویژه فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان، نقطه عطفی در این روند است.

این دو شرکت از مهمترین ارکان صنعت فولاد و اقتصاد صنعتی ایران هستند وعلاوه بر تامین مواد اولیه برای طیف گسترده‌ای از صنایع راهبردی، سهم قابل‌توجهی در صادرات غیرنفتی و ارزآوری کشور دارند.

بازتاب بین‌المللی این حملات نیز قابل توجه بوده است. گزارش‌ها حاکی از وارد آمدن آسیب‌های جدی به زیرساخت‌های تولید و انرژی این مجتمع‌ها و توقف تولید است؛ آسیبی که به‌گفته منابع صنعتی، می‌تواند ظرفیت تولید و صادرات فولاد ایران را به‌طور محسوسی کاهش دهد. برآوردها نشان می‌دهد بازسازی کامل برخی واحدهای آسیب‌دیده، ماه‌ها زمان خواهد برد.

در خصوص دلایل این حملات، تحلیل‌ها متفاوت است.

تایمز اسرائیل علت این حمله را «اثر اقتصادی» آن بر ایران دانست. گزارش‌هایی درباره ارتباط بخشی از تولیدات این شرکتها با زنجیره تأمین صنایع دفاعی نیز مطرح شده است.

در مجموع، هدف قرار گرفتن صنعت فولاد، نه‌تنها به‌معنای اختلال در یک بخش اقتصادی، بلکه نشانه‌ای از آسیب‌پذیری یکی از زیرساخت‌های حیاتی ایران در شرایط جنگی است؛ موضوعی که پیامدهای آن به‌سرعت در تولید، صادرات و اشتغال و ادامه جنگ نمایان شده و حتی ممکن است وابستگی ایران به فولاد چین را افزایش دهد.

فولاد مبارکه؛ تعارض میان توسعه صنعتی و حفظ محیط زیست

بر اساس برآوردها، شرکت فولاد مبارکه اصفهان به‌عنوان بزرگترین تولیدکننده فولاد در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، سهمی در حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی ایران دارد که نشان‌دهنده اهمیت راهبردی این مجموعه در اقتصاد ملی است.

مطابق صورت‌های مالی منتهی به اسفند ۱۴۰۳، فولاد مبارکه مستقیم و غیر مستقیم بین حدود ۱۲ هزار تا ۲۳ هزار نفر را به کار گرفته است.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

در گزارش‌های صنعتی، فولاد مبارکه به‌عنوان شرکت مادر یک هلدینگ بزرگ با بیش از ۱۲۰ شرکت زیرمجموعه معرفی می‌شود.

این شرکت تامین‌کننده مواد اولیه برای بیش از ۳۰۰۰ کارخانه و کارگاه در کشور است و نقشی کلیدی در زنجیره تولید صنایع پایین‌دستی دارد. به‌طور مشخص، حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد ورق‌های فولادی مورد نیاز خودروسازان بزرگ داخلی، از جمله ایران‌خودرو و سایپا را این شرکت تامین می‌کند.

بر اساس داده‌های عملیاتی، فولاد مبارکه پارسال حدود ۸/۷ میلیون تن محصول فروخت که ۷/۳ میلیون تن در بازار داخلی عرضه شد و ۱/۴ میلیون تن نیز صادر شد.

از منظر مالی، فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۷۶ هزار میلیارد تومان فروش داشت و سود ناخالص آن به حدود ۹۶ هزار میلیارد تومان رسیده است.

سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، گفته است که مجموع صادرات فولاد مبارکه از ابتدای فعالیت تاکنون به بیش از ۲۷ میلیون تن، معادل حدود ۱۲ میلیارد دلار درآمد رسیده و فروش داخلی نیز از ۱۵۶ میلیون تن فراتر رفته است.

از منظر ساختار مالکیتی، دولت اصلی‌ترین سهامدار فولاد مبارکه است. سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) به‌عنوان زیرمجموعه وزارت صنعت، معدن و تجارت، در کنار بانک تجارت و دیگر نهادهای وابسته به دولت، بخش قابل‌توجهی از سهام این شرکت را در اختیار دارند.

با این حال، فعالیت فولاد مبارکه همواره با حاشیه‌هایی نیز همراه بوده است. در سال ۱۴۰۰، گزارش تحقیق و تفحص مجلس از این شرکت منتشر شد که در آن از تخلفاتی به ارزش حدود ۹۲ هزار میلیارد تومان سخن به میان آمد.

بر اساس جزئیات منتشرشده، کمیته تحقیق مجلس مدیران ارشد فولاد مبارکه را به سوءاستفاده از موقعیت، انعقاد قراردادهای صوری و غیرشفاف، پرداخت‌های خارج از ضابطه و غیرقانونی و به‌کارگیری نیروهای مبتنی بر روابط متهم کرده و این موارد را در چارچوب یک ساختار معیوب شامل خویشاوندسالاری، حقوق‌های بالا و رانت توصیف کرده است.

همچنین فولاد مبارکه اصفهان یکی از بزرگترین مصرف‌کنندگان آب در استان بوده و سال‌ها سهم قابل توجهی از آب زاینده‌رود را برای تولید مصرف کرده است. این مصرف بالا، همراه با کشاورزی، از عوامل اصلی خشک شدن رودخانه زاینده‌رود و بحران آب اصفهان شناخته می‌شود.

هرچند شرکت در سال‌های اخیر با پروژه انتقال آب از خلیج فارس سعی در کاهش وابستگی به زاینده‌رود داشته است اما بسیاری از اصفهانی‌ها همچنان آن را یکی از مقصران اصلی بی‌آبی و آسیب به کشاورزان می‌دانند.

از نظر آلودگی نیز، فولاد مبارکه سال‌ها یکی از آلاینده‌های اصلی هوای اصفهان بوده است. دودکش‌ها و گرد و غبار صنعتی آن باعث افزایش ذرات معلق و آلاینده‌های شیمیایی در هوا شده و بارها از سوی سازمان حفاظت محیط زیست اخطار گرفته و جریمه شده است.

به طور خلاصه، فولاد مبارکه برای بسیاری از مردم اصفهان نماد تعارض توسعه صنعتی و حفظ محیط زیست است.

دومین تولید کننده فولاد ایران و نفوذ نهادهای وابسته به سپاه

شرکت فولاد خوزستان، به‌عنوان دومین قطب تولید فولاد در ایران و یکی از مهم‌ترین صادرکنندگان محصولات فولادی، جایگاهی راهبردی در صنعت و اقتصاد ایران دارد. این شرکت مستقیم و غیرمستقیم برای حدود ۱۵ هزار نفر اشتغال ایجاد کرده و نقش مهمی در زنجیره تولید و صادرات فولاد ایفا می‌کند.

فولاد خوزستان در نیمه نخست سال ۱۴۰۴، با وجود محدودیت‌های شدید در تامین برق و چالش‌های گسترده انرژی، نزدیک به ۵ میلیون تن تولید داشت که بخشی از آن در بازار داخلی عرضه و بخش دیگری صادر شد.

میزان صادرات این شرکت در سال ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال قبل، رشد چشمگیر ۶۷/۲ درصدی داشته و درآمد فروش آن نیز در نیمه نخست سال، حدود ۴۱ درصد افزایش یافته است.

از نظر ظرفیت تولید، شرکت فولاد خوزستان به‌تنهایی حدود ۳/۸ میلیون تن شمش فولادی در سال تولید می‌کرد که با راه‌اندازی خط تولید یک میلیون تنی فولادسازی شادگان در سال ۱۴۰۴، ظرفیت تولیدش به حدود ۵ میلیون تن شمش فولادی افزایش یافته است؛ اقدامی که جایگاه این مجموعه را در بازار داخلی و صادراتی بیش از پیش تقویت کرده است.

در حوزه مالکیت، ساختار سهامداری این شرکت نیز همواره مورد توجه بوده است. در گذشته یکی از سهامداران اصلی فولاد خوزستان، «گروه توسعه اقتصادی یاس» معروف به هلدینگ یاس بود که به‌عنوان بازوی اقتصادی بنیاد تعاون سپاه شناخته می‌شد. این هلدینگ، در حالی که حدود ۴۹ درصد از سهام فولاد خوزستان را در اختیار داشت، در دی‌ ۱۳۹۶ منحل شد.

بر اساس برخی گزارش‌ها، پس از انحلال هلدینگ یاس، سهام این مجموعه به «گروه توسعه اقتصادی پایندگان» منتقل شد. بررسی اسناد منتشرشده در روزنامه‌های ایران نشان می‌دهد که برخی از مدیران این مجموعه به‌عنوان نمایندگان بنیاد تعاون سپاه معرفی شده‌اند.

برخی منابع از قراردادهای مهم نظامی سپاه با فولاد خوزستان خبرداده‌اند. مالکیت و نفوذ نهادهای وابسته به سپاه در شرکت‌هایی مانند فولاد خوزستان، در سال‌های گذشته همواره یکی از موضوعات بحث‌برانگیز بوده است.

فولاد کرمان

منبع تصویر، NurPhoto via Getty Images

حمله به فولاد مبارکه اصفهان و خوزستان

نخستین حمله به شرکت‌های فولادی در هفتم فروردین و دومین حمله در یازدهم فروردین رخ داد.

در بعد ازظهر هفتم فروردین، بخش‌هایی از تاسیسات برق و کارگاه ناحیه فولادسازی فولاد مبارکه مورد اصابت قرار گرفت. این حمله، یک کشته و ۱۶ مجروح به دنبال داشت. بخش‌های حیاتی این مجموعه، از جمله نیروگاه‌های ۹۱۴ و ۲۵۰ مگاواتی، آسیب‌های جدی دیدند که تأثیر مستقیمی بر روند تولید داشت.

در ادامه این حملات، مدیریت ارتباطات گروه فولاد مبارکه در اطلاعیه‌ای در ۱۳ فروردین گفت که این مجتمع برای دومین بار در تاریخ ۱۱ فروردین هدف حمله قرار گرفته است.

بر اساس این اطلاعیه، شدت حملات و حجم خسارات وارده به‌گونه‌ای بوده که خطوط تولید آلیاژی و نیروگاه‌های کارخانه خسارات سنگینی دیده‌اند و تمامی خطوط تولید به‌طور کامل متوقف شده‌اند.

هم‌زمان با حملات به فولاد مبارکه، مجتمع فولاد خوزستان نیز هدف حملات مشابهی قرار گرفت. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، شدت خسارات در این مجموعه به حدی بوده که در پی اصابت مستقیم به زیرساخت‌های اصلی، تمامی خطوط تولید تخریب و فعالیت کارخانه به‌طور کامل متوقف شده است.

یکی از مدیران شرکت فولاد مبارکه اصفهان، که خواست نامش فاش نشود، به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «بخش‌های برقی و تولیدی دو شرکت بیشترین خسارت را دیدند. هدف این بوده که تولید متوقف شوند. به همین دلیل به مهم‌ترین بخش‌های این دو شرکت خسارت زدند تا راه‌اندازی مجدد آن به آسانی صورت نگیرد.»

«این حملات خسارت جانی بالایی نداشته اما خسارت مالی زیادی داشته است و تولید آنها به طور کامل متوقف شده که برای کل اقتصاد ایران اثر منفی زیادی دارد.»

چرا تعطیلی فولاد مبارکه مهم است؟

کوره

منبع تصویر، Getty Images

تعطیلی فولاد مبارکه اصفهان صرفا توقف فعالیت یک کارخانه نیست بلکه به منزله اختلال در یکی از گروه‌های اصلی صنعت ایران است.

فولاد مبارکه تولیدکننده اصلی ورق‌های گرم، سرد، گالوانیزه و آلیاژی در ایران است؛ محصولاتی که در صنایع کلیدی نقش حیاتی دارند. به‌ویژه در صنعت خودروسازی، شرکت‌هایی مانند ایران‌خودرو، سایپا، بهمن و مگاموتور وابستگی بالایی به این محصولات دارند.

طبق برآوردها در صورت تداوم توقف تولید، خطوط بدنه و شاسی‌سازی خودروها، پس از اتمام ذخایر انبار، ظرف یک تا دو هفته به طور کامل متوقف خواهند شد. همچنین در صنعت لوازم خانگی، تولید محصولاتی مانند یخچال، ماشین لباسشویی و اجاق‌گاز که به ورق‌های سرد و گالوانیزه وابسته‌اند، به‌شدت تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

بخش ساختمان و عمران نیز به طور گسترده‌ای به محصولات فولاد مبارکه وابسته است. تولید لوله، پروفیل، سازه‌های فلزی و حتی اجرای پروژه‌های بزرگ دولتی و طرح‌هایی مانند مسکن ملی، همگی با کمبود مواد اولیه و افزایش هزینه‌ها روبه‌رو خواهند شد.

در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی نیز، که برای ساخت خطوط انتقال، مخازن و سازه‌های دریایی به فولاد نیاز دارند، اختلال در تأمین مواد اولیه می‌تواند به‌طور مستقیم زنجیره انرژی کشور را تحت تاثیر قرار دهد.

از منظر اقتصادی، فولاد مبارکه نقشی فراتر از یک بنگاه صنعتی دارد. این شرکت حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی کشور و بیش از ۴ درصد از تولید بخش صنعت را به خود اختصاص داده است.

از سوی دیگر، فولاد مبارکه یکی از منابع مهم ارزآوری غیرنفتی ایران است. توقف صادرات این شرکت، به‌ویژه در شرایط جنگی، می‌تواند فشار مضاعفی بر بازار ارز وارد کرده و به افزایش نرخ ارز و در پی آن، رشد تورم در کالاهای وارداتی دامن بزند.

اهمیت این موضوع تا حدی است که حتی در سیاست‌های تحریمی آمریکا نیز صنعت فولاد ایران به‌عنوان یکی از منابع تامین مالی دولت، هدف قرار گرفته است.

در کنار این موارد، نباید از پیامدهای اجتماعی هم غافل شد. علاوه بر بیش از ۲۰ هزار شغل مستقیم، اشتغال حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ هزار نفر در زنجیره بالادستی و پایین‌دستی به فعالیت این مجموعه وابسته است.

ارتباط فولاد مبارکه با بیش از ۳۰۰۰ کارخانه و شرکت سبب بروز اختلال طولانی‌مدت آنها شده و به افزایش بیکاری و شکل‌گیری تنش‌های اجتماعی، به‌ویژه در استان اصفهان، منجر می‌شود.

در نهایت، نقش فولاد مبارکه در پروژه‌های زیرساختی نیز قابل توجه است. این شرکت یکی از بازیگران اصلی طرح انتقال آب از جنوب به فلات مرکزی ایران بوده است؛ پروژه‌ای ۸۰۵ کیلومتری که در آستانه بهره‌برداری قرار دارد و هدف آن کاهش برداشت صنایع از منابع آبی داخلی، از جمله زاینده‌رود، است.

در مجموع، تعطیلی فولاد مبارکه حتی در کوتاه‌مدت می‌تواند به‌سرعت به کاهش تولید، افزایش قیمت‌ها، اختلال در زنجیره تأمین و شکل‌گیری موجی از بی‌ثباتی در اقتصاد صنعتی ایران منجر شود؛ موضوعی که اهمیت راهبردی این مجموعه را بیش از پیش آشکار می‌سازد.

از همه مهم‌تر، با تعطیلی شرکت‌های فولادی ، ایران را در کوتاه‌مدت به کشورهای مختلف وابسته می‌کند. کارشناسان اقتصادی معتقدند که ایران برای جبران کسری فولاد، احتمالا به واردات گسترده از چین روی آورد که این به وابستگی بیشتر به این کشور منجر خواهد شد.