گفتوگو با هانس بلیکس؛ مدیرکل پیشین آژانس، توصیههای تازه برای ایران و ۱+۵ دارد

- نویسنده, محمد قوام
- شغل, بی بی سی
هانس بلیکس بین سال های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی بوده است، اما در سال های اخیر هم که دیگر سمتی رسمی در سازمان های بین المللی ندارد، پرونده اتمی ایران را همانند دیگر موضوعات کلان حقوقی به دقت زیر نظر داشته است. او اکنون مشاور دولت امارات متحده عربی در توسعه برنامه های اتمی است.
آقای بلیکس ۸۵ ساله از نامدارترین متخصصان حقوق بین الملل در جهان است و استدلال های حقوقی او به عنوان یک سیاستمدار کارکشته در موارد متعددی مبنای تصمیمگیری در نهادهای بین المللی و همچنین طرح دیدگاه های تازه در دانشگاه ها و محافل علمی است. دوره فعالیت آقای بلیکس به عنوان وزیر امور خارجه سوئد، با انقلاب ایران و سپس با آغاز دوره سفارت عباس امیرانتظام در سوئد و کشورهای اسکاندیناوی همزمان بوده است.
او پس از اشغال سفارت آمریکا و فراخوانی آقای امیرانتظام به تهران که به بازداشت و محاکمه و زندانی شدن طولانی او منجر شد، به سفیر ایران گفته بود که با توجه به وضعیت متلاطم، به ایران نرود.
آقای امیر انتظام در کتاب اش از شخصیت فردی و سیاسی آقای بلیکس تمجید کرده است. گفت و گوی حاضر در شرایطی انجام شده است که ایران و گروه ۱+۵ برای اولین بار در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی، آماده گفت و گو بر سر پرونده اتمی هستند.
آقای بلیکس ایران و گروه ۱+۵ به زودی در ژنو مذاکرات اتمی را از سر می گیرند. خوش بینی هایی سیاسی درباره این مذاکرات وجود دارد. تصور می کنید این مذاکرات چه تفاوت اساسی می تواند با مذاکرات پیشین داشته باشد؟
در گذشته لحنهای جنجالی سد راه مذاکرات میشد. زبانی که برای بدست آوردن دل برخی مخاطبان داخلی مورد استفاده قرار میگرفت، ممکن بود بر بخشهایی از مخاطبان خارجی تأثیر منفی داشته باشد. لحن آشتیجویانه که حالا همه طرفها از آن استفاده میکنند، ممکن است نشاندهنده تمایل واقعی برای خروج از وضعیت خطرناکی باشد که در چند سال اخیر شکل گرفته است. اما تغییر سبک و لحن لزوما به معنای تغییر محتوایی مواضع نیست. باید در عمل دید که چه تغییراتی اتفاق افتاده است.
به نظر می رسد که جامعه جهانی به نوعی غنی سازی تا ۵ درصد به عنوان سوخت راکتور اتمی را مطابق حقوق ایران در معاهده منع گسترش سلاح های اتمی پذیرفته است. شما هم همین برداشت را دارید؟
ارزیابی من این است که هیچیک از کشورهای گروه ۱+۵ با اینکه ایران غنیسازی تا حد ۵ درصد انجام دهد، بطور موثر مخالفت نمیکند.
در این صورت تکلیف قطعنامه های شورای امنیت چه می شود که از ایران خواسته بود همین میزان غنی سازی را متوقف کند؟
اگر تفاهم جدیدی حاصل شود، این تفاهم بر قطعنامهها ارجحیت مییابد و جانشین آنها میشود.
به نظر شما این که شورای امنیت برای اولین بار کشوری را از حق غنی سازی اورانیوم محروم کند، آیا می تواند تضعیف معاهده منع گسترش سلاح های اتمی (ان پی تی) یا حتی نقض این معاهده محسوب شود؟
مطابق ماده ۲ این معاهده، کشورها صرفا متعهد میشوند که "سلاحهای هستهای تولید نکنند و به روشهای دیگر هم به آنها دست پیدا نکنند".
ماده ۴ معاهده هیچ الزام دیگری برای کشورها ایجاد نمیکند و صرفا بر آزادی طرفهای امضا کننده "برای تحقیق، تولید و استفاده از انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز" تأکید میکند. بر این اساس، ایران به عنوان یک کشور عضو ان پی تی آزاد است که از جمله اورانیوم را به هر میزانی که بخواهد غنی کند و در عین حال قانونا ملزم به تولید نکردن سلاح هستهای است.
مسأله دیگر این است که غنیسازی اورانیوم به مقادیر و غلظتهایی که توجیه اقتصادی ندارند، این سوء ظن را بر میانگیزد که نیت ساخت سلاح هستهای وجود دارد و این سوء ظنها ممکن است – و در این مورد خاص توانسته – پیامدهای سیاسی بسیار مخربی داشته باشد.
ایران می گوید تعلیق داوطلبانه – اقدامی که ۱۰ سال پیش برای اعتماد سازی انجام داد- دیگر به تاریخ پیوسته و حاضر به تکرار این اقدام نیست. آیا تعلیق داوطلبانه و زماندار می تواند موضوعی برای توافق و نشان دادن حسن نیت ایران باشد؟
به نظر من مذاکرات درباره برنامه اتمی ایران – و بسیاری موضوعات دیگر مربوط به خلع سلاح – معمولا به دلیل پافشاری بیش از اندازه طرفین بر سر متقابل بودن امتیازات (quid pro quid) ناکام مانده است.
به عقیده من، ایران بهعنوان کشوری مستقل باید به طور یکجانبه و مستقل از دیگران برنامه انرژی اتمی خود را طراحی کند. این برنامه باید پاسخگوی نیازهای عملی و صلحآمیز ایران در زمینه انرژی و توسعه باشد. این کشور در چارچوب ان پی تی کاملا این حق را دارد.
اما اگر ایران در ارزیابیهایش به این نتیجه برسد که نیاز داخلی یا بازار سودآور خارجی برای اورانیوم غنیشده تا ۲۰ درصد ندارد، شاید تصمیم بگیرد و اعلام کند که تا زمانی که نیاز نداشته باشد اورانیوم را تا این غلظت غنی نخواهد کرد (البته ممکن است در آینده چنین نیازی مثلا برای جایگزین کردن سوخت راکتورهای کوچک تریگا به وجود آید)، و شاید هم اعلام کند که حاضر است ذخایر اورانیوم ۲۰ درصد موجودش را که بلا استفاده مانده اند، بفروشد.
اگر فعالیت تأسیسات غنیسازی فردو انگیزه اقتصادی ندارد، و صرفا نقش ضامنی در مقابل تهدیدات نظامی را بازی میکند، ایران میتواند بطور یکجانبه غنیسازی اورانیوم در آن را تعلیق کند.
راه حل پیشنهادی شما برای خروج از بن بست اتمی ایران چیست؟
ممکن است برخی به فکر رسیدن به توافقی بینالمللی و الزامآور در مورد تعداد سانتریفوژها، سطح غنیسازی، محل یا مقدار ذخایر و – در چارچوب عمل متقابل – برنامه زمانی برای کاهش تدریجی فشارهای اقتصادی خارجی باشند.
ایران آزاد است که به چنین توافقی برسد و چنین تعهداتی را متقبل شود، مشروط بر اینکه بین هزینهها و فواید آن توازنی برقرار باشد. ایران حق دارد اورانیوم غنی کند، اما وظیفه ندارد حتما این کار را انجام بدهد. حتی میتواند بدون رسیدن به توافق با طرف مقابل دست به کار شود.
اقدامات یکجانبه از نظر حقوقی عمل متقابلی را بههمراه ندارند، اما به احتمال زیاد به موازات خود پاسخهای مثبتی را بهدنبال خواهند داشت. آنها آزادانه طراحی میشوند و هیچیک از حقوق قانونی کشور را گرو کشی نمی کند.
با توجه به عمکرد ایران و غرب در ۱۰ سال گذشته بر سر پرونده اتمی و احاطه شما به قوانین آژانس و معاهده ان پی تی، فکر می کنید خواسته هایی که جامعه جهانی طی این سال ها از ایران داشته با چارچوب های حقوقی موجود منطبق است؟
از نظر من این ادعا که حق غنیسازی اورانیوم باید از ایران "سلب" شود همیشه یک استدلال حقوقی تحمیلی بوده و در بسیاری از موارد این احساس را داشته ام که لحن مورد استفاده تحقیرآمیز بوده است.

از سوی دیگر، ادعای ایران مبنی بر اینکه از این کشور خواسته شده کلا از انرژی هستهای دست بکشد هم مبالغهآمیز بوده، چرا که در برخی مواقع پیشنهادهایی برای کمک به توسعه برنامه ساخت نیروگاههای اتمی این کشور هم روی میز بوده است.
خارجیها همیشه در مورد تولید موادی نگران بوده اند که میتوانند برای ساخت سلاحهای هستهای مورد استفاده قرار گیرند. فرصتهای بسیاری برای حل مسأله از دست رفته است.
خواسته های ایران چطور؟ ایران می گوید هرآنچه که در فن آوری اتمی می خواهد حقوقی است که ان پی تی به کشور عضو داده و هرآنچه که در برابر آژانس انجام می دهد مطابق قوانین آژانس و ان پی تی است و مثل دیگر کشورهای عضو، نمی تواند خواسته های فراتر از حقوق و تعهداتش را (همانند توقف غنی سازی اورانیوم) اجابت کند. ایران به نظر شما پا را از حقوق اش فراتر گذاشته؟
نه شورای امنیت سازمان ملل و نه آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) ادعا نکرده اند که ایران از تعهداتش در چارچوب ان پی تی مبنی بر خودداری از ساخت سلاح اتمی تخطی کرده است. اما روشن است که بسیاری از کشورها وقتی یک برنامه غنیسازی پرهزینه را میبینند که تنها کارکردش تأمین سوخت دو راکتور است، نگران میشوند.
به احتمال زیاد میشود این سوخت را با قیمتی ارزانتر وارد کرد. سوئد که ۱۰ راکتور تولید برق دارد، سوخت این راکتورها را در بازار رقابتی بینالمللی خریداری میکند. گفته میشود که ارائه برخی اطلاعات مورد نیاز در چارچوب تعهدات ناشی از پادمان خطر خرابکاری را بیشتر میکند؛ میتوان با این توضیحات تا حدی تفاهم نشان داد، اما مسأله این است که به این تعهدات عمل نشده است.
حل و فصل پرونده اتمی ایران به هر طریقی به هر حال تبعات حقوقی برای آینده و دیگر اعضای آژانس و امضا کنندگان ان پی تی خواهد داشت. تا همین جای کار این آثار چه بوده؟ فکر می کنید نقایص حقوقی ان پی تی و پروتکل های الحاقی به اندازه کافی معلوم شده؟
بعضا چنین استدلال میشود که اگر کره شمالی سلاحهای اتمیاش را کنار نگذارد و ایران به این سلاحها دست پیدا کند، ان پی تی فرومیپاشد و بسیاری از کشورها بهدنبال اتمی شدن خواهند رفت. به نظر من این برداشت اشتباه است.
در دنیا کشورهای زیادی نیستند که توان و تمایل بالقوه هستهای شدن را داشته باشند. دلیل اصلی خودداری کشورها از تلاش برای دستیابی به این سلاحها عضویت آنها در ان پی تی نیست. آنها اعتقاد دارند که به این سلاحها نیاز ندارند و به همین دلیل دنبال آن نیستند. با تنشزدایی پس از پایان جنگ سرد، امنیت در اکثر نقاط جهان بهبود پیدا کرده است (البته نه در همهجا). همین مسأله در کنار وحشتانگیزی سلاحهای هستهای عامل بازدارنده اصلی است. ان پی تی مدخل حقوقی بسیار مطلوبی است، اما چیزی بیش از آن نیست.
ممکن است گفته شود که هدف از این معاهده ایجاد جهانی عاری از سلاحهای هستهای است: کشورهایی که سلاح هستهای ندارند باید از آنها دوری کنند، و کشورهای هستهای هم باید این نوع سلاحها را کنار بگذارند. البته مورد دوم پیشرفت چندانی نداشته است. هنوز حدود ۲۰ هزار سلاح هستهای در جهان وجود دارد و فرآیند خلع سلاح فعلا دچار رکود شده است. حتی پیمان منع فراگیر آزمایشهای هستهای هم با مشکل مواجه شده است.
هدف جلوگیری از دستیابی کشورهای به سلاحهای هستهای نسبتا موفق بوده است. زمانی که این معاهده در سال ۱۹۷۰ اجرایی شد، پنج عضو دائمی شورای امنیت سلاح هستهای در اختیار داشتند. حالا ۴ کشور دیگر هم به این جمع اضافه شده اند: کره شمالی، هند، اسرائیل و پاکستان. البته سه جمهوری سابق اتحاد شوروی هم سلاحهای هستهای خود را از بین بردند: بلاروس، قزاقستان و اوکراین. آفریقای جنوبی هم همین کار را کرد. دو کشور هم از تلاش برای دست یافتن به این سلاحها دست کشیدند: عراق و لیبی.
در حال حاضر همه توجهات بر بازگرداندن کره شمالی به وضعیت قبلی و حصول اطمینان از دست نیافتن ایران به این نوع سلاحها متمرکز است.
موفقیت در این زمینه و در زمینه اشکال دیگر خلع سلاح با پیگیری تنشزدایی جهانی و منطقهای تسهیل خواهد شد. اقدام نظامی علیه ایران ناقض منشور ملل متحد است و میتواند خاورمیانه را به آتش بکشد. در مقابل، اگر اقدامات غیرنظامی به کاهش تنش و آرام شدن نگرانیها منجر شود، خطر اشاعه سلاحهای هستهای در خاورمیانه کمتر خواهد شد.
شما ۱۶ سال مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی بوده اید. به نظر شما در این ۱۰ سالی که پرونده اتمی ایران مطرح بوده، آژانس کار خود را درست انجام داده است؟
برخورد آژانس در وهله اول بر اساس مفاد سیستم پادمان و توافقات موردی پادمان و دیگر ترتیبات تکمیلی، و پس از آن بر مبنای خواستههای شورای حکام شکل میگیرد. سیستم پادمان برای ایجاد اعتماد در مورد صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایجاد شده، و در مدل سنتی آن در چارچوب ان پی تی برای این هدف پیشبینی شده که هیچ ماده هستهای اعلام نشدهای برای مقاصد نظامی یا دیگر مقاصد مصرف نمیشود.
تا آنجا که من اطلاع دارم، آژانس هیچگاه انحرافی در برنامه ایران مشاهده نکرده است. اما آنطور که فهمیده ایم، ممکن است اِعمال ساز و کارهای احتیاطی سنتی برای حصول اطمینان مطلوب کافی نباشد. به همین علت در دوران مدیر کلی من پروتکل الحاقی تهیه و تصویب شد. بر اساس این پروتکل، آژانس درک و آگاهی بهمراتب بهتری پیدا میکند، و در نتیجه بهتر میتواند عدم انحراف مواد هستهای را بررسی کند.

با آنکه ایران پروتکل الحاقی را امضا کرده، و برای مدتی هم اجرا کرده، اما هنوز آن را به تصویب مجلس نرسانده است.
به تأخیر انداختن بیشتر تصویب پروتکل در مجلس توجیه چندانی ندارد. ایران معمولا بهمراتب فراتر از تعهداتش در چارچوب ضمانتهای سنتی با آژانس همکاری میکند، و هرگونه امتناع از شفافیت بهخرج دادن ممکن است از سوی جهانیان به تلاش برای پنهان کردن چیزی تفسیر شود.
با این وجود، باید اضافه کنم که تردید دارم هر چقدر هم که کشوری باز و شفاف عمل کند، آژانس بتواند کاملا تضمین دهد که همه مواد هستهای موجود در آن کشور اعلام شده است. نهایتا بر دولتهای دیگری که فرآیند پادمان به آنها گزارش داده میشود است که بگویند از این بررسیها چه نتیجهای میگیرند.
لحن گزارش های مدیرکل آژانس درباره فعالیت های اتمی ایران در دوره مدیرکلی آقای البرادعی تفاوت هایی با دوره آقای آمانو داشته. به نظر شما نتیجه مقایسه کارنامه این دو مدیرکل مشخصا در برابر ایران چیست؟
من مایل نیستم درباره عملکرد جانشینانم در آژانس اظهار نظر کنم. با افزایش تدریجی توانایی ایران در زمینه غنیسازی اورانیوم و تولید پلوتونیوم، طبیعی است که کار نظارت دشوارتر شده است.
یک بحثی که در این سال ها مورد اختلاف برخی از حقوقدان ها و اعضای آژانس بوده، بررسی مدارکی است که یک کشور عضو علیه برنامه اتمی کشور عضو دیگری مطرح می کند. مثل مدارکی که اسرائیل درباره برنامه های ایران به مدیرکل داد اما این مدارک هرگز در اختیار ایران قرار نگرفت. به نظر شما راه حل درست مواجهه با چنین وضعیتی چیست؟
به نظر من خوب است که کشورهای عضو اطلاعاتی را که ممکن است به موضوع ارتباط داشته باشد، در اختیار آژانس قرار دهند تا آژانس در صورت نیاز آنها را بررسی کند. آژانس میتواند اطلاعات زیادی از رسانهها به دست بیاورد و تصاویر ماهوارهای را خریداری کند، اما حکومتها منابع خوبی برای کسب خبر دارند (منابع اطلاعاتی، شنود الکترونیکی، و امثال اینها) که سازمانهای بینالمللی از آنها بیبهره هستند.
البته آژانس در قضاوتهایش تنها میتواند از شواهد و مدارکی استفاده کند که قادر به بررسی صحت و سقم آنها هست.
آیا حل و فصل پرونده اتمی ایران از ابتدا راه حل بهتری می توانست داشته باشد؟ مثلا کشیده شدن پرونده به شورای امنیت گرهی از کار باز کرد؟
مثبت بودن کشیده شدن مسأله ایران به شورای امنیت، جای بحث دارد. اما منطقی به نظر میرسد که موضوعی که توان بالقوه به آتش کشیدن خاورمیانه را دارد، به نهادی از سازمان ملل سپرده شود که وظیفه و اختیارات لازم را برای حفظ صلح داراست.
در عین حال، قرار دادن ایران در مقابل نهادی که اتهامزنندگان به این کشور در آن مزایای بیشتری دارند، ممکن است انگیزه ایران را برای مقاومت بیشتر کرده، و کمکی به یافتن راه حل نکرده باشد. در زمینه اعمال فشار هم باید توجه داشت که مجازاتهای تحمیل شده از سوی شورای امنیت – به نمایندگی از جامعه جهانی – نسبتا محدود بوده اند.
در نهایت چه نوع رویکردی میتواند باعث حل و فصل مسأله ایران شود؟
در حال حاضر شاهد برخوردی موقتی هستیم. شاید رسیدن به راه حلی محدود امکانپذیر باشد.
البته راه حلهای موقتی خیلی وقتها دائمی میشوند. به نظر من در درازمدت باید بر سر ایجاد منطقهای عاری از سلاحهای کشتار جمعی و همچنین عاری از ابزارهای تولید اورانیوم بسیار غنیشده و پلوتونیوم توافقی میان همه کشورهای خاورمیانه – از جمله ایران و اسرائیل – حاصل شود.
در کنفرانس بازنگری ان پی تی در سال ۲۰۱۰ پیشنهاد شد که کنفرانسی درباره ایجاد منطقهای عاری از سلاحهای کشتار جمعی برگزار شود، اما آمریکا با آنکه به این پیشنهاد رأی مثبت داده بود، مانع از آن شد که حتی در دسامبر ۲۰۱۲ جلسه چند روزهای در هلسینکی (پایتخت فنلاند) برگزار شود. تصور من این است که آمریکا تحت تأثیر اسرائیل نگران بود که چنین کنفرانسی، به جای پرداختن به جاهطلبیهای ایران – که به اعتقاد دولت اسرائیل بهدنبال دستیابی به سلاح هستهایست – سلاحهای هستهای اسرائیل را در کانون توجهات قرار دهد.
پرسشی که در ذهنم مطرح است این است که آیا منافع خود اسرائیل اقتضا نمیکند که در چارچوب ایجاد منطقهای عاری از سلاح و مواد هستهای، سلاحهای هستهای خود را – که رسما به وجودشان اذعان نکرده – و توانایی تولید مواد هستهای را کنار بگذارد، و در عوض ایران هم از غنیسازی اورانیوم و تولید پلوتونیوم دست بکشد، و بقیه کشورهای منطقه هم از دستیابی به این توانایی صرفنظر کنند؟ چنین کاری باعث خواهد شد اسرائیل و دیگر کشورهای منطقه از آنچه به باور آنها تهدید ناشی از غنیسازی اورانیوم توسط ایران است، خلاص شوند.
اسرائیل میتواند روش خطرناک بمباران کردن – اوسیراک عراق در سال ۱۹۸۱، و تأسیسات سوریه در سال ۲۰۰۷ و شاید هم ایران – را کنار بگذارد. ایجاد چنین منطقهای برای ایران به منزله رها کردن تأسیسات پرهزینه غنیسازی اورانیوم خواهد بود، اما در عین حال این کشور اعتبار کمک به حل مسأله بغرنج کنترل سلاحها در منطقه را دریافت خواهد کرد.
یک توافق منطقهای از طریق مذاکره میان کشورهای منطقه حاصل خواهد شد، و نه در نتیجه اعمال فشار کشورهای خارج از این منطقه. برای اینکه چنین پروژهای بختی برای موفقیت داشته باشد، ابتدا باید به سوالات زیادی پاسخ داده شود، از آن جمله میتوان به تضمینهای امنیتی، ضمانت تأمین سوخت راکتورهای هستهای منطقه و ساز و کارهای راستیآزمایی فراتر از پادمانهای آزانس بینالمللی انرژی اتمی.
فکر می کنید تا همین جا نحوه برخورد با پرونده اتمی ایران، چه اثری بر دیدگاه دیگر کشورهای عضو ان پی تی و غیر دارنده فن آوری اتمی داشته است؟
فشارهای شدیدی که برای وادار کردن ایران به نشان دادن شفافیت بیشتر اعمال شده، قاعدتا برای همه کشورهای عضو فاقد سلاح هستهای روشن کرده که باز و شفاف عمل کردن، و از جمله تصویب داخلی پروتکل الحاقی چقدر اهمیت دارد. همچنین ممکن است این مسأله کشورهایی را که دلایل اقتصادی محکمی برای غنیسازی اورانیوم ندارند، از گام گذاشتن در این راه منصرف کرده باشد.
علاوه بر این، ممکن است برخی کشورهای عضو فاقد سلاح هستهای احساس کنند که برخوردی که با ایران شده، تند و غیرمنصفانه بوده، به خصوص که این کشور به اینکه سلاح اتمی ساخته متهم نشده است. بیشتر کشورها احساس میکنند که کشورهای دارای سلاحهای اتمی که تا این حد بر وظایف دیگر کشورها در چارچوب ان پی تی تأکید میکنند، باید خود وظایفشان در چارچوب این معاهده را جدی بگیرند و به سوی خلع سلاح اتمی حرکت کنند.
درباره تحریم های چهارگانه (شورای امنیت، اتحادیه اروپا، کنگره آمریکا و دولت آمریکا) هم می خواستم نظر شما را بدانم. حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در نشست مجمع عمومی، تعبیری از این تحریم ها داشت که به نظر او این تحریم ها از مرحله قانونی با هدف فشار گذشته و به نوعی از تخاصم رسیده. به لحاظ حقوقی می توان و از دیدگاهی که در آن همراهی وجدان در حقوق می گویند، شما چه نگاهی به این تحریم ها دارید؟
بحث بر سر تحریمهای وضع شده از سوی شورای امنیت فایده چندانی ندارد. مهم نیست درباره آنها چه نظری دارید، چرا که به هر حال مطابق منشور ملل متحد الزامآور هستند، و هیچ مرجع فرجامخواهی هم برای آن وجود ندارد. اما مناسب بودن مجازاتهای اقتصادی تحمیل شده از سوی کشورها یا گروهی از آنها - مهمتر از همه آمریکا و اتحادیه اروپا – با علامت سوال مواجه بوده است.
چنین مجازاتهایی پس از آن از سوی کشور یا گروهی از کشورها اعمال شده، که نتوانستند جامعه جهانی را به اقدام از طریق شورای امنیت راضی کنند. ممکن است گفته شود که این تحریمها صلاحیت شورای امنیت را در مدیریت مجازاتهای اقتصادی دور میزنند، اما اگر با توافقنامههای الزامآوری نظیر توافقات سازمان تجارت جهانی مغایرت نداشته باشند، آیا میتوان گفت که غیرقانونی هستند؟ مجازاتهای اقتصادی که در مقیاس جهانی وضع نشده اند، معمولا اثر چندانی ندارند و شاید تأثیرشان به راضی کردن افکار عمومی داخلی محدود باشد.

اما تحریمهایی که در زمینه صنعت نفت علیه ایران وضع شده اند، فشار اقتصادی بسیاری به همراه داشته اند.
شما تحولات ایران از جمله پرونده اتمی را به دقت پیگیری کرده اید. برداشت شما از نیت ایران در توسعه برنامه اتمی اش چیست؟
من هیچ تردیدی ندارم که ایران میخواهد با استفاده از انرژی هستهای ظرفیت تولید برقش را افزایش دهد و نفتی را که در حال حاضر صرف تولید برق میکند، به فروش برساند. ابوظبی هم مشغول همین کار است و عربستان سعودی هم چنین برنامهای در سر دارد.
این کار از نظر اقتصادی و زیستمحیطی توجیه دارد، و من واقعا ندیده ام در جهان در سطح دولتها با این ایده مخالفت شود. جهان خارج به ایران وعده داده که در ساخت نیروگاههای اتمی با این کشور همکاری میکند. من چندین بار به ایران سفر کرده ام، و تردیدی ندارم که این ملت پرغرور و با فرهنگ از اینکه بر علم و فناوری پیشرفته اتمی مسلط شده، بهحق به خود میبالد، اما در عین حال به اشتباه فکر میکند که کشورهای توسعهیافته صنعتی میخواهند راه دستیابیاش به فناوریهای پیشرفته را سد کنند.
همچنین بارها شنیده ام که ایران گفته خواهان دستیابی به سلاح اتمی نیست، معتقد است که این سلاحها خلاف اعتقادات اسلامی هستند و در چارچوب منافع امنیتی این کشور جایی ندارند. ایران خواهان پیشبرد خلع سلاح منطقهای و جهانی است. به نظر من این اظهارات معنای فراوانی دارند.
در عین حال سوء ظنهای ناشی از رفتار ایران را هم درک میکنم. ایران برنامهای پرهزینه و فاقد توجیه اقتصادی را برای غنیسازی اورانیوم و ساخت یک راکتور تحقیقاتی در پیش گرفته، و این راکتور بهراحتی میتواند پلوتونیوم مورد نیاز برای سلاح هستهای را تولید کند. به علاوه، ایران برای مدتی طولانی از ارائه گزارشها در چارچوب پادمانهای آژانس خودداری کرده است.
سازمان ملل و آژانس ایران را به نقض ان پی تی متهم نکرده اند، اما بسیاری از کشورها نسبت به صرفا صلحآمیز بودن استفاده ایران از انرژی هستهای بیاعتماد هستند. حالا باید اقداماتی انجام گیرد که بتواند اعتماد را بازگرداند و فشارهای شدیدی را که مدتهاست بر ایران اعمال میشود، قطع کند.
آقای بلیکس، اگر شما می خواستید به ایران راه حلی ارائه کنید که این کشور هم حقوقی را که می خواهد حفظ کند و هم از زیر فشار جهانی و تحریم ها رها شود، چه پیشنهادی می کردید؟
به نظرم پاسخ این سوال در اظهارات قبلیام هست: در حال حاضر باید سعی شود توافقی موقتی به دست بیاید. اگر فایده نداشت، ایران میتواند به طور یکجانبه اعلام کند که معتقد است حق دارد همه نوع استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای داشته باشد، و از جمله به غنیسازی اورانیوم بپردازد، و هر زمان که آن را به حال کشور و اقتصاد آن مفید بداند، این کار را انجام خواهد داد، اما از آنجا که احساس میکند میزان اورانیوم ۲۰ درصدی تولید شدهاش برای مدتی طولانی جوابگوی نیازهایش خواهد بود، اعلام میکند که فعلا مقدار بیشتری از این نوع اورانیوم تولید نخواهد کرد، و شاید هم ذخایر بلااستفاده موجودش را بفروشد.
ایران اهمیت شفافیت را در فرآیند اعتماد سازی بهرسمیت میشناسد و دنبال رسیدن به توافق با آژانس بر سر روشهای راستیآزمایی خواهد بود، و پروتکل الحاقی را هم به تصویب داخلی خواهد رساند.
به اینها تنها یک مورد اضافه میکنم.
برای اینکه اجرای معاهده ممنوعیت فراگیر آزمایشهای هستهای، که در سال ۱۹۹۶ منعقد شد، برای کشورهای امضا کننده الزامآور باشد، هنوز ۸ کشور دیگر – از جمله ایران – باید آن را به تصویب داخلی برسانند. به نظر من ایران باید روشن کند که اگر کشورهای دیگری نظیر اسرائیل، مصر، آمریکا و چین این معاهده را به تصویب داخلی برسانند، آمادگی انجام این کار را دارد.











