سهم زنان ایران از نشریات، ۱۱درصد

- نویسنده, یسنا اهورایی
- شغل, پژوهشگر امور زنان
پیش از پرداختن به چند و چون نشریات زنانه باید بر این مهم تکیه داشت که تعریف ما از رسانه یا نشریه چیست. در وهله نخست پاسخ روشن است: "اطلاع رسانی"، اما در همین نخستین گام باید روشن سازیم که اطلاع رسانی به چه کسی و با چه منظوری. براساس آمار جمعیتی در سال ۱۳۹۰ جمعیت زنان ایران ۳۷میلیون و ۲۴۴هزار نفر و جمعیت مردان ۳۷میلیون و ۹۰۵ هزار و ۶۶۹نفر اعلام شد.
براساس آمار دیگری از ۳۶۹ نشریه منتشر شده در کشور تنها ۱۱درصد بوسیله زنان منتشر میشدند و یا میشوند. اما در بین همین نشریات بسیاری نیازهای عامه زنان مطرح نمیشوند.
بسیاری از نشریاتی که در رابطه با مباحث زنان در این سال ها انتشار یافته اند در واقع پژوهشنامههایی اند که از سوی مراکز دانشگاهی یا پژوهشکدهها منتشر شده اند و مخاطبان آنها نیز افراد خاص و علاقمند به موضوع بوده اند. برخی نشریات نیز با وابستگی مذهبی و حزبی انتشار مییابند که هدف آنها نیز مشخص است و گروه خاصی را مخاطب قرار میدهد.
این مسئله مربوط به این سال ها نمی شود. اگر دو مجله زن روز و اطلاعات بانوان را کنار بگذاریم که مخاطب عام داشتند، پیش از انقلاب نیز نشریاتی که در رابطه با مسائل زنان انتشار مییافت از طرف سازمانهای فعال در امور زنان بود و به صورت نشریات داخلی با شمارگان اندک منتشر میشد. این نشریات در واقع جزواتی بودند برای اعضا.
با توجه به آمار جمعیتی کشور، پیش از انقلاب جمعیت ایران به ۳۶میلیون نفر هم نمیرسید در حالیکه در حال حاضر تنها جمعیت زنان کشور از رقم کل جمعیت کشور در پیش از انقلاب بیشتر است.
با افزایش جمعیت زنان کشور سطح سواد این گروه نیز افزایش داشته است. براساس آمار در سال ۱۳۵۵درصد زنان باسواد کشور ۴۸ و ۳۵درصد، دانشجویان ۲۹و ۸ درصد، و دانش آموزان نیز ۳۷ و ۸۳ درصد بود. این رقم در طی سه دهه بعداز انقلاب به رقمی رسید که می توان گفت بیسوادی در زنان تقریبا از بین رفته است.
براساس آمار سال ۱۳۸۵ درصد زنان با سواد از ۶ تا ۲۹ سال به رقم ۹۵ و سه درصد رسیده است. آمار سال ۱۳۸۷نیز بیانگر آن است که میزان دختران دانش آموز بیش از ۴۸درصد و دانش آموزان دختر مقطع پیش دانشگاهی حدود ۶۳درصد است. این آمار و ارقام لزوم افزایش و بکارگیری ابزارهای آگاهی رسانی به زنان را بیش از پیش برجسته میسازد. یکی از این ابزارها نشریات است. البته نشریاتی که مخاطب عام را در نظر داشته باشد. هرچند پژوهشها زمینه ساز برنامه ریزی صحیح درمورد مباحث زنان است؛ اما برای گروه محدود و خاص است.

آن دسته از نشریات که برای زنان منتشر می شوند و مخاطب عام دارند میتوانند در آگاهی رسانی نقش بیشتری برعهده داشته باشند. هر چند تعداد اندکی از آنها هم بوسیله مردان منتشر می شوند و برخی نیز صاحب امتیاز و مدیریت دولتی و وابسته به دولت دارند. البته هستند نشریاتی اندک که با سختی بسیار برای سالی یا سالهایی و حتی چند روز فعال بودند و سرانجام یا ورشکست شدند یا از سوی دولت توقیف. از بین نشریات زنان که بعد از انقلاب منتشر شد تنها روزنامه ایرانی مربوط به زنان "زن" خیلی زود به محاق توقیف رفت.
. با بسته شدن روزنامه "زن" جای خالی یک نشریه برای زنان هیچگاه ترمیم نشد هر چند نشریات دیگر تلاش کردند که سرفصل زنان را حتی هفتهای یا ماهی یک بار در نشریات خود حفظ کنند ولی مسائل و مشکلات زنان نیاز به پی گیری مداوم دارد کاری که روزنامه زن میکرد و با پرداختن به مسائل حقوقی و فرهنگی زنان و کودکان قدم موثری در این راه برداشت.
مجله "زنان" نیز که مورد اقبال قرار گرفته بود در بهمن ماه سال ۱۳۸۶ پس از ۱۶سال با لغو امتیاز از سوی دولت از فعالیت باز ایستاد.
با نگاهی به مدیریت نشریاتی که برای زنان منتشر میشود در مییابیم که بخش خصوصی سهم چندانی در این بین ندارد. پیام زن (دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، شمیم نرجس (مدرسه علمیه نرجس مشهد) شمیم پارس (معاونت فرهنگی تربیتی حوزه های علمیه)، نامه جامعه (جامعه الزهرا)، سروش بانوان (صدا و سیما)، شاهد بانوان (بنیاد شهید)، سوره بانوان (حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی) و دو نشریه زن روز و پویندگان راه زینب (اطلاعات بانوان) که از سوی دو موسسه کیهان و اطلاعات تحت سرپرستی نمایندگان آیت الله خامنه ای منتشر می شوند.
گروهی دیگر نشریاتی هستند که از سوی برخی از فعالان حوزه زنان انتشار یافته و یا مییابند مانند حقوق زنان، زن شرقی، دنیای زنان، هفته نامه فکر روز و زنان فردا و پیام هاجر که این نشریه اخیر نیز ارگان جامعه زنان انقلاب اسلامی است.
نشریاتی نیز با رویکردی متفاوت در زمینه خیاطی، گلدوزی، آشپزی، آرایشی و بهداشتی طی این سال ها منتشر شدند که مخاطبین خود را داشتند.
با توجه به پیشرفت تکنولوژی این روزنه گشوده شده بود که زنان بتوانند از راه وبلاگ ها پیام خود را برسانند. در ابتدا این حرکت اوجی گرفت و زنان از اولین گروههایی بودند که وبلاگهای ویژهای را تدارک دیدند اما با فیلتر شدن سایتها و کند شدن سرعت اینترنت این مسیر نیز بسته شد هر چند که زنان وبلاگ نویس با تلاش بسیار سعی میکنند این راه را تا آنجا که برایشان مقدور است باز نگه دارند.
اما در یک نگاه کلی به نشریاتی که در حوزه زنان و برای زنان منتشر میشود، نمی توان نتیجه گرفت آنچه اتفاق میافتد جوابگوی نیازهای زنان یعنی نیمی از جمعیت کشور است. تاسف آورتر آنکه در این مسیر نیز مردان حضور بیشتری دارند. این امر نه به این دلیل است که جامعه زنان از مسائل خود بیخبرند یا برایشان بی اهمیت است بلکه سقف شیشهای بالای سرشان مجال نفس کشیدن در فضای بیرون از سقف را فراهم نمیآورد.











