قربانیان مین در ایران؛ از کودکان تا کولبران

منبع تصویر، صفحه اینستاگرام @iranwithoutmines
- نویسنده, روجا اسدی
- شغل, بیبیسی
سعید نه ساله در بهمن ماه با خانواده عشایرش در راه کوچ به همدان بودند که در غرب کرخه روی مین میرود و دو چشم و یک دستش را از دست میدهد. خودش به زبان کودکانه حادثه را اینطور تعریف میکند: "گوسفند میرفت، من هم دنبالش رفتم. گوسفند پا گذاشته بود منم رفتم منفجر شد." روایت واقعه از زبان سعید ساده است اما آنچه او به عنوان یک قربانی مین در ایران با آن روبروست پیچیده است.
مصدومین مین در ایران از همان ابتدا از هیچ حمایت مالی برای درمان برخوردار نیستند. خدمات ویژه و رایگان درمانی هم برای قربانیان مین در نظر گرفته نشده است. در ایران، مصدومان حوادث رانندگی طبق قانون باید رایگان معالجه شوند و وزارت بهداشت و درمان موظف است که هزینه های درمانی فرد مصدوم را بپردازد. اما مصدومین مین باید هزینه درمان را از ابتدا تا انتها خودشان بپردازند این در حالی است که بیشتر قربانیان مین در مناطق مرزی از خانواده های تهیدست روستایی و عشایر هستند. آن ها نه از کمک های مالی و درمانی دولتی نصیبی می برند نه از کمک های روان شناسی و آموزشی. تنها در یک حالت قربانی مین و خانواده اش می توانند حمایت مالی از دولت دریافت کنند، زمانی که قربانی مین شهید یا جانباز محسوب شود.
وقتی سعید روی مین رفت خیرین و فعالان مدنی در نهاد "ایران بدون مین" بودند که او را برای درمان به تهران آوردند و پیگیر کارهایش شدند. در صفحه اینستاگرام "ایران بدون مین" از عدم توانایی مالی خانواده سعید نوشته شده که او را که در وضعیت بسیار بد جسمی و روحی قرار داشت نتوانستند به جای اتوبوس با خودروی شخصی به بیمارستان منتقل کنند. این فعالان مدنی و غیر دولتی بودند که سعید را پیش متخصص و همینطور روانکاو بردند و با درمان سریع نگذاشتند عفونت بالاتر از مچش برود.
چگونه یک قربانی مین جانباز محسوب می شود؟
تنها مرجع رسیدگی به وضعیت قربانیان مین کمیسیون ماده ۲ است که در فرمانداری ها با هشت عضو از جمله نمایندگان ارگانهای نظامی و امنیتی و بنیاد شهید و جانبازان تشکیل می شود. اما نماینده ای از طرف شخص قربانی در این کمیسیون شرکت نمی کند. این کمیسیون در فرمانداری محل حادثه تشکیل میشود و مدارک ارائه شده از طرف قربانی را بررسی میکند و بعد تصمیم میگیرد که فرد قربانی شهید یا جانباز است یا نه. اگر کمیسیون ماده ۲ رای به جانبازی فرد مصدوم داد، بنیاد شهید به فرد مصدوم مستمری میپردازد، اگر جانباز محسوب نشود تحت تحت پوشش ارگانهای حمایتی دیگر از جمله کمیته امداد یا بهزیستی قرار می گیرد.
ببینید و بخوانید:
عثمان مزین، وکیل پایه یک دادگستری که وکالت شماری از پروندههای حقوقی قربانیان مین را به عهده دارد میگوید: "در صورت عدم تایید جانبازی یا شهادت، فرد مصدوم و خانواده اش متاسفانه تنها از کمیته امداد یا بهزیستی مستمری دریافت می کند که بسیار ناچیز است و در ده سال اخیر هم در لایحه بودجه سالانه افزایش پیدا نکرده است. این مقرری نمی تواند حداقل هزینههای زندگی قربانی را پوشش دهد."
ایرادهای حقوقی روند رسیدگی به وضعیت قربانیان
وکلای درگیر در پرونده های قربانیان می گویند یک خلاء قانونی وسیع در حمایت از قربانیان مین وجود دارد. آنها ایرادات قانونی زیادی به روند بررسی پروندهها و کمیسیون ماده ۲ دارند. عثمان مزین در اینباره می گوید: "یک ایراد این است که کمیسیون ماده ۲ هیچ مهلت قانونی برای بررسی پرونده ها ندارد و پرونده ها گاهی تا ۲۰ سال هم بلاتکلیف می ماند."
آقای مزین اضافه می کند: "با بررسی وضعیت رسیدگی های این کمیسیون ها در فرمانداری برخی شهرستانها به این نتیجه می رسیم که این کمیسیون ها به ندرت تشکیل شده یا با فواصل زمانی طولانی تشکیل شده و قربانیان سالها در نوبت رسیدگی می مانند." آقای مزین تعداد زیاد نمایندگان ارگانهای امنیتی و نظامی را هم مانعی بر سر راه تشکیل سریع جلسات کمیسیون ماده ۲ میداند: "لزومی برای حضور همه آنها نیست چون گرد هم آمدن آنها در یک جا امری وقت گیر است. یک نماینده از طرف این ارگانها کفایت میکند. ایراد بعدی این است که نمایندهای از طرف قربانی یا خود قربانی در کمیسیون ماده دو شرکت نمیکند. قربانی این شانس را ندارد که وضعیتش را به اعضای کمیسیون توضیح دهد و نظر آنها را جلب کند."
حسین احمدی نیاز، وکیل دادگستری که در گذشته پیگیر پرونده های بسیاری از قربانیان مین بوده است میگوید: "ترکیب کمیسیون ماده ۲ تبعیض آمیز است. اعضایش دولتی هستند و همینطور از بنیاد شهید که خودش در پرونده ذینفع است. اما هیچ نمایندهای از طرف قربانی وجود ندارد. بنیاد شهید هم سعی می کند بار مالی برای خودش ایجاد نکند و در بیشتر این پروندهها سعی می کند قربانی شهید یا جانباز محسوب نشود. روند رسیدگی به پرونده متناسب با روند قضایی نیست."

کولبرهای قربانی مین
شمار زیادی از قربانیان مین کولبرهایی هستند که در مرز کردستان ایران و کردستان عراق کولبری میکنند. آن ها در نبود کار در شهر و روستا تنها درآمدشان از راه کولبری است و پایشان وسیله امرار معاش. زمانی که آنها روی مین مصدوم میشوند معمولا پایشان را یا همان وسیله کسب و کارشان را از دست میدهند. این کولبران بیمه اجتماعی یا بیکاری ندارند، تنها امیدشان این است که جانباز محسوب شوند و مستمری بگیرند.
اما وکلا و فعالان مدنی میگویند کمیسیون ماده ۲ در خیلی موارد آنها را به دلایل مختلف جانباز محسوب نمیکنند از جمله اینکه: در خاک عراق روی مین رفتهاند، از مرز به شکل غیرقانونی عبور کردهاند، خویشاوندشان عضو گروههای کرد مخالف حکومت بوده اند و از عراق بار الکل حمل می کردند.
قادر نباتی، کولبری است که در سال ۹۳ نزدیک بازار کولبری بانه روی مین رفته است و یک پایش را از دست داده است. آقای نباتی میگوید: "من در خاک ایران روی مین رفتم اما کمیسیون ماده دو می گوید در عراق بوده تا من را جانباز محسوب نکند."
آقای نباتی از کمیسیون ماده ۲ به دیوان عدالت اداری شکایت کرده و در نهایت دیوان رای داده که پروندهاش توسط کمیسیون ماده ۲ دوباره بررسی شود. اما کمیسیون ماده ۲ بیش از یکسال است که به او پاسخ نمی دهد. آقای نباتی میگوید: "رای دیوان عدالت اداری هیچ کمکی نکرده. من مشکل مالی دارم، مشکل جسمی دارم. بدبخت شده ام. اگر یک شهر را هم به من بدهند برای من پا نمیشود اما دست کم با مستمری جانبازی می توانم زنده بمانم."
وکلا و فعالان این حوزه می گویند، مین سلاحی است که در اختیار دولت ها است. مین متعلق به دولت است و وقتی منفجر میشود. دولت باید پاسخگو باشد و دولت باید به فرد مصدوم هزینه درمان و غرامت بپردازد.
به گفته آقای احمدی نیاز: "بر اساس قانون عام هر قربانی مین می تواند در دادگاههای عمومی جزایی یا نظامی علیه نهادهای نظامی موثر شکایت کند و تقاضای دیه کند. دستگاههای قضایی هم می توانند نهادهای نظامی را محکوم کنند. اما بنیاد شهید گفته است اگر فرد قربانی دیه دریافت کند دیگر مستمری به او تعلق نمیگیرد."
آقای احمدی نیاز از پرونده لقمان وحید یاد میکند. کولبری اهل شینآباد پیرانشهر که هنگام کولبری روی مین رفت و یک پا و یک چشمش را از دست داد. به گفته این وکیل دولت به لقمان وحید نه تنها کمک مالی و درمانی نکرده است، بلکه دادگاهی در پیرانشهر هم او را به دلیل عبور غیر قانونی از مرز به ۱۱ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم کرده و او باید خسارت مین را هم پرداخت کند.

منبع تصویر، ygc
کودکان قربانی مین
کودکان قربانی مین مانند بزرگسالان هیچ حمایت مالی، درمانی، آموزشی و روانی دولتی دریافت نمیکنند و آنها هم باید روند کمیسیون شماره ۲ را طی کنند. اما شرایط برای آنها یک تفاوت دارد و آن اینکه حتی اگر آنها جانباز محسوب شوند تا ۱۸ سالگی به آنها مستمری تعلق نمیگیرد.
عثمان مزین می گوید: "متاسفانه این یک بخشنامه داخلی بنیاد شهید و جانبازان است. ما در قضیه کودکان نشکاش به این موضوع پی بردیم. هفت کودک در روستای نشکاش روی مین رفته بودند. دو نفرشان جانباز به حساب آمدند اما وقتی که رفتند و تقاضا کردند برای برقراری مستمری، بنیاد قبول نکرد و گفت از ۱۸ سالگی. به نظر من یک نفر که از این بخشنامه متضرر است باید برای شکایت به دیوان عدالت اداری مراجعه کند چون افراد را نمیشود به دلیل کودک بودن از حقوق قانونیشان محروم کرد. وقتی فردی واجد یک حق است نمیشود از آن محرومش کرد. متاسفانه ما تا به حال برای ابطال این بخشنامه کاری نکردهایم."
هفت کودک در روستای نشکاش در مریوان در مهرماه ۱۳۹۲ هنگام توپ بازی روی مین میروند. گشین یک پایش را و آلا یک چشمش را از دست داد و ۵ نفر دیگر زخمی شدند. در نبود کمکهای دولتی خیرین و فعالان مدنی به آنها برای درمان و آموزش کمک کردند.
در سال گذشته هم چندین کودک قربانی مین شدند. در اریبهشت ماه شایان فرجی ۱۲ ساله در راه مریوان به سنندج دستان و چشمانش را از دست داد. در آبان ماه محمد امین قالبی حاجیوند، در غرب کرخه، جانش را از دست داد. در اسفند ماه سعیده چنانی ۱۵ ساله در منطقه دشت عباس در شهرستان دهلران، استان ایلام، بر اثر انفجارمین کشته شد و سعید نیازی هم که در بهمن ماه یک دست و دو چشمش را در غرب کرخه از دست داد.
ایران، یکی از آلوده ترین کشورها
تخمین زده شده که ایران با حدود ۱۶ میلیون مین عمل نکرده یکی از آلودهترین کشورها به مین است. محمد حسین میراحمدی، رئیس مرکز مین زدایی، گفته است ایران پس از جنگ ایران و عراق با ۴۲ هزار کیلومتر مربع خاک آلوده به مین در پنج استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام و خوزستان مواجه شده است و حدود ۷۰۰ کیلومتر مربع هنوز آلوده به مین است.
همه مین های ایران حاصل جنگ نیست، ایران همچنان برای دفاع از مرزهایش و مبارزه با قاچاق در مرزهایش مین گذاری میکند.
حسین احمدی نیاز می گوید: "دسته دیگری از مینها نه مربوط به جنگ ایران و عراق است، نه برای دفاع از مرزها. به گفته او حکومت ایران این مینها "را در اطراف پایگاههای نظامی کار گذاشته بود در دهه شصت هنگامی که با گروههای کرد مخالف درگیر بود. بعد از پایان این درگیری ها خیلی از این پایگاهها تخلیه شدند اما مینهای اطراف آنها پاکسازی نشدند. سیلاب و باران شدید هم مین ها را جابجا میکند برای همین در بعضی موارد شاهد انفجار مین بسیار دورتر از مرزها هستیم مثل حادثه کودکان روستای نشکاش که حدود ۴۵ کیلومتر با مرز فاصله دارد."
بر اساس تخمین کمپین بین المللی منع مین تا پایان سال ۲۰۱۶ در ایران بیش ۲۸۰۰ نفر کشته و بیش از ۷۰۰۰ هزار نفر زخمی شده اند.

منبع تصویر، صفحه اینستاگرام @iranwithoutmines
پیمان اتاوا
با وجود اینکه ایران یکی از آلوده ترین کشورها به مین است و شمار قربانیانش بالا است اما این کشور هنوز به پیمان اتاوا نپیوسته است. پیمان اتاوا در سال ۱۹۹۷ با هدف ممنوعیت به کارگیری، انباشت، تولید و انتقال مین های ضدنفر و نابودی آنها ایجاد شد. تا کنون ۱۶۴ کشور این پیمان را امضا کرده اند.
لورن پرسی از کمپین بین المللی منع مین میگوید پیوستن ایران به پیمان اتاوا منافع زیادی برای این کشور دارد: "جامعه بین الملل برای پاکسازی مین و آموزش شهروندان مناطق مین گذاری و حمایت از قربانیان مین امکانات مالی و فنی در اختیار ایران قرار می دهد. ایران با آخرین تحولات در این زمینه آشنا میشود و به طور منظم از تجربه های کشورهای دیگر در این زمینه مطلع می شود."
شیرین عبادی هم با لورن پرسی موافق است. خانم عبادی در سال ۱۳۸۳ "کانون مشارکت در پاکسازی مین" را که یک نهاد غیرانتفاعی و مردمی بود، تاسیس کرد که یکی از اهدافش تشویق دولت ایران برای پیوستن به پیمان اتاوا بود. این انجمن در سال ۱۳۸۷ توسط نیروهای امنیتی تعطیل شد. خانم عبادی درباره اهمیت پیوستن ایران به پیمان اتاوا میگوید: "ایران تولید کننده مین است و مین های ساخت ایران در افغانستان و تاجیکستان دیده شده است. ایران همچنان در نواحی مرزی و شرقی کشور مین گذاری میکند. ایران با پیوستن به این پیمان متعهد میشود که دیگر مین تولید نکند و مین گذاری را متوقف کند. برای همین این کشور تاکنون به این پیمان نپیوسته است." خانم عبادی می گوید هر چقدر هم وکلا و فعالان مدنی برای احقاق حقوق و کمک به قربانیان تلاش کنند، باز هم مین قربانی میگیرد چون تا زمانی که ایران به پیمان اتاوا نپیوسته، باز هم مین می کارد و خاک ایران هیچ وقت از مین پاک نمی شود.
تا آن زمان کودکان بیشتری همچون گشین، آلا، شایان، محمد امین، سعیده و سعید جانشان یا عضوی بدنشان را از دست میدهند و نانآوران بیشتری مانند قادر و لقمان خانه نشین می شوند.











