'از پدر ...' در آپارات
این هفته در شروع فصل نمایش فیلمهای فرشاد فداییان در آپارات ساخته فراز فداییان به نمایش درمیآید.
درباره فیلم

منبع تصویر، aparatfromdad
فرشاد فداییان یکی از چهرههای متمایز و شاخص در مستندسازی است که به فرم بیانی خاص خودش و در واقع به امضای خودش در پای آثارش رسیده است. فیلمسازی که در عرصه عمومی حضور چندانی ندارد و آرام و بیسر و صدا بیش از دو دهه است که در ایران فیلم میسازد: از مستندهای صنعتی و سفارشی گرفته تا مستندهای شخصی و ویدیو آرت. آقای فداییان متولد ۱۳۲۶ است. فلسفه خوانده، عکاسی کرده و شعر و موسیقی را خیلی خوب میشناسد. ورودش به سینما و عرصه مستندسازی با ساخت فیلمهای مستند صنعتی بوده است. از سالهای پایانی دهه شصت شروع کرده و کارنامهای پربار از مستندهایی درباره زندگی در نقاط مختلف ایران دارد. فیلمسازی خود ساخته که ذهنیتی سیال در درک سینما دارد و به دنبال بیان سینمایی خاص خودش است. اهل جشنوارههای سینمایی و رقابتهای جشنوارهای نیست و بیش از چهارده سال است که در جشنوارهای شرکت نکرده است. برای آشنایی بیشتر با نوع فیلمسازی فرشاد فداییان و فضای آثار او فراز فداییان پسر آقای فداییان فیلمی به نام 'از پدر ...' ساخته است. فیلم 'از پدر ...' پژوهشی تصویری است از این نوع فیلمسازی از نگاه همکاران و صاحبنظران حوزه مستند در ایران.
ویژگی فیلم
'از پدر ...' ساخته فراز فداییان فیلمی است که بر نحوهی رفتار، سلوک و کار یک مستندساز با موضوعهایش، آدم ها و فضاهای آثارش تمرکز دارد. این فیلم بیشتر از اینکه فیلم یک پسر درباره پدرش باشد مروری است بر نوع فیلمسازی یک فیلمساز از نگاه کسانی که با او کار کردهاند و از کار با او تجربههای دست اولی دارند. این فیلم در تابستان سال ۱۳۹۳ ساخته شده است.
درباره کارگردان

منبع تصویر، aparatfaraz
فراز فداییان متولد تهران و دانشآموخته معماری است. او علاوه بر ساخت فیلم در زمینه معماری، گرافیک، عکاسی، تصویربراداری، تدوین و انیمیشن نیز فعالیت دارد.
'از پدر ...' از فیلمهای مستند اوست که درباره پدرش فرشاد فداییان مستندساز ایرانی در سال ۱۳۹۳ ساخته است.
نگاه کارگردان
اولین مستند پرتره درباره پدرم (یک زندگی ...تا باران ساخته مجید لشگری) با وجود حس و حالی که دارد فیلمی نسبتاً شخصی است درباره ایشان و مخاطب، اطلاعات متقاعدکنندهای از شیوه کاریشان به دست نمیآورد. این شد که فکر کردم شاید ساختن چنین مستندی بتواند مخاطب را به دریافت ملموستری از رفتار و رویهی فرشاد فداییان در مواجهه با کارها، همکاران، موضوعها و آدمهای مستندهایش نزدیک کند.
مستند 'از پدر' روایت من از پدرم نیست( که خودش داستان دیگری دارد) بلکه روایت تنی چند از همکاران و علاقهمندان به آثار او درباره ایشان و مستندهای ایشان است.
درباره فرشاد فداییان از زبان خودش
'بیست و هفت سال است در حوزهی سینما با رویکرد مستند کار می کنم. پیش از فعالیت مستندسازی، عکاسی کردهام و هنوز هم عکاسی میکنم.
رشته ی تحصیلیام فلسفه است. مستندسازی برای من بیش از هر چیز یک وظیفهی فرهنگی- اجتماعی است. ایران، همیشه برای من یک مائدهی گسترده با انبوهی خوراک آماده برای کار بوده و هست.
تا حالا هم شصت و نه مستند و نیمه مستند کوتاه و بلند ساخته ام. ' فرشاد فداییان
فیلم شناسی فرشاد فداییان
خاک تا سنگ ١٣٦٧ سنگ ، مادر خاموش ١٣٦٦ – ١٣٦٧ شناسنامه کارخانهای فراموش شده ( سه اپیزود ١٣٧١- ١٣٦٩) آبسال ۱۳۷۳ L.A.B ۱۳۷۳ او و پرندهها ۱۳۷۵ گولش منزل ۱۳۷۵ در مدرسه سید قلیچ ایشان ۱۳۷۶ دام ۱۳۷۶ مسافران کوچک سفری بی انتها ۱۳۷۷ فیلم – موسیقی "شهرزاد" ۱۳۷۸ یموت ، یک خانه ، یک ایل ۱۳۷۸ یک سازه ، یک سد ۱۳۸۰- ۱۳۷۵ سازههای آبی در تمدن خوزستان ( سه اپیزود _ اپیزود : کارون و دز ۱۳۸۱ – ۱۳۷۹ ) ورود ممنوع ۱۳۸۲ مرزها ۱۳۸۲ L.A.B ۲ ۱۳۸۲ آخرین بخشی ۱۳۸۲ مهمانخانهی عذرا ۱۳۸۳ خانهی ایوب ۱۳۸۳ ورودیها ۱۳۸۳ بار دیگر ، آن خانه ۱۳۸۳ خانه در خانه ۱۳۸۳ گزارش هایی از آهن ، آهنگر و آهنگرخانه(هفت فیلم کوتاه بر اساس آثار بهروز حشمت) ۱۳۸۳ خانهی بامَسِ مهربان ۱۳۸۴ داریوش و بانو ۱۳۸۴ آخرین بازمانده: شهربانو ۱۳۸۴ انگشت های پای چپ ۱۳۸۶-۱۳۷۹ بُرنا ۱۳۸۶ ذاکر ۱۳۸۶ کهنه، نومی شود ۱۳۸۷ دره گوران، گهواره ای که تکان می خورد ۱۳۸۷ مدارس جلفای نو (به زبان ارمنی) ۱۳۸۹ لگراند ۱۳۸۹ عزت اگر به قهوه خانه نیاید ۱۳۸۹ شیرین نساء خانه ات کجاست ۱۳۸۹ معلا تنها نیست ۱۳۹۰ نجار پسر عطار ۱۳۹۰ من و یک نوبت صیادی ۱۳۹۰ خانهای که پسرش را در شهر گم کرده ۱۳۹۰ خدیجهی نی زن و رمههایش (تدوین و تهیه) ۱۳۹۱ داس¬های اوسا جلیل ۱۳۹۱ مادرم، بُرزولان ۱۳۹۱ آسبادهای " نشتیفان " ، کنار قبرستان ١٣٩١ بی اسب هم ترکمنم ۱۳۹۱ برادران طایفه ی اسماعیلی، همسران و فرزندان ... ۱۳۹۱ حباب ... ۱۳۹۱ بچه قصاب ، قصاب ، گوسفندان و کبوتران ... ۱۳۹۱ گیسو ... ۱۳۹۲ ماسوله با خسرو میخندد ... ۱۳۹۲ با گاو های یوسف ... ۱۳۹۲ چهار پنجره رو به یک حیاط ... ۱۳۹۲ همهی بیماران این پزشک ... ۱۳۹۳ گزارش در و پنجره های مانده ... ۱۳۹۳ شاعری که به مردمش نان میدهد ... ۱۳۹۳ این بامداد خسته ... ۱۳۷۶-۱۳۹۴ یک جمع گُداری ... ۱۳۹۴
درباره کارشناسان برنامه
حمید نفیسی

منبع تصویر، aparatnaficy
حمید نفیسی، استاد رادیو، تلویزیون و فیلم و همچنین استاد تاریخ هنر در دانشگاه نورثوسترن آمریکا است. او همچنین صاحب کرسی 'التانی' در رشته ارتباطات و عضو 'برنامه مطالعات خاورمیانه و افریقای شمال در همان دانشگاه است. پروفسور نفیسی جایگاه برجستهای در مطالعات فرهنگی در حوزه رسانههای ایرانی و خاورمیانهای در زمینه سینما و رسانه در مهاجرت و تبعید و سینما و رسانه پسااستعماری دارد. نفیسی سخنرانیها و تالیفات متعددی در در ایران و جهان درباره موضوعات فوق داشته است. یکی از تالیفات فارسی او کتاب 'سینمای مستند' (جلد اول و دوم) است که در سال ۱۳۵۷ منتشر شده و هنوز یکی از منابع درسی فیلم مستند در ایران محسوب میشود. از آخرین تالیفات او میتوان به کتاب چهار جلدی 'تاریخ اجتماعی سینمای ایران' اشاره کرد که به تازگی جلد اول آن در ایران ترجمه شده و تالیف آن بیش از سی سال به طول انجامیده است.
فرید اسماعیلپور

منبع تصویر، aparatfarid
فرید اسماعیل پور متولد مشهد و دانشجوی مقطع دکترای سینما در سوربن فرانسه است. فعالیت سینمایی خود را در نوجوانی و از سال ۱۳۷۵ با تحصیل در دوره های آموزش فیلمسازی انجمن سینمای جوانان ایران، و ساخت فیلم های کوتاه تجربی آغاز کرد. پس از آن او کوشید تا با ساخت سه فیلم مستند درباره موسیقی فولکلور خراسان و یک فیلم درباره شیخ احمد جامی، صوفی و شاعر قرن ششم (مجموعه فرهنگ فولکلوریک خراسان)، سهم خود را در حفظ و انتقال این فرهنگ ایفا کند.وی تا کنون هشت فیلم مستند و چهار فیلم کوتاه داستانی و تجربی در کارنامه خود دارد و در کنار فیلمسازی به عنوان مترجم و منتقد با نشریه های سینمایی همکاری می کند. او عضو هیئت تحریریه مجله سینمایی " سینما-چشم" نیز است. بعضی از فیلمهای او غیر از این دو فیلم عبارتند از: 'نامه ایرانی" ۱۳۹۲'، 'آوریل بی رحم ترین ماههاست'،۱۳۹۰ ،'نیمکت سنگی' ۱۳۸۹ و 'ژنده پیل' ۱۳۸۷.

منبع تصویر، aparatshahab
شهاب میرزایی دانشآموخته سینمای جوان همدان و مدرسه فیلمسازی تهران است. او کار مطبوعاتی خود را از سال ۱۳۷۷ در روزنامه زن آغاز کرد و سپس در خبرگزاری میراث فرهنگی و سایت جدید آنلاین فعالیت داشته است.او فیلم کوتاه 'کابوس' را در سال ۱۳۸۱ ساخته است که در هفته فیلم در بارسلونا، کلن و پورتوبلوی لندن حضور داشته است. او دستیار کارگردان در فیلم 'تهران، ساعت هفت صبح' ساخته امیرشهاب رضویان بوده است و همچنین به عنوان نویسنده با برنامه سینما چهار تلویزیون ایران همکاری داشته است. همچنین در سال ۱۳۸۴ هفته فیلم های ایرانی را با همکاری خانه فیلم کلن در شهر کلن آلمان برگزار کرده است. شهاب میرزایی از سال ۱۳۹۰ در وب سایت بیبیسی فارسی مشغول به کار است.
گفتگوی برنامه آپارات
گفتگوی برنامه آپارات با حمید نفیسی، فرید اسماعیلپور و شهاب میرزایی درباره فیلم 'از پدر...' را اینجا ببینید.
خلاصه فیلم هفته گذشته 'پسری به نام میر' ساخته فیل گربسکی

منبع تصویر، non
چندماه بعد از سقوط طالبان در افغانستان، فیل گربسکی، فیلمساز بریتانیایی با هدف کشف شرایط زندگی مردم عادی افغانستان به همراه همکارش شعیب شریفی به بامیان سفر میکنند.
در آنجا یک پسر بچه ۸ ساله افغان به نام میر، توجه فیلمساز را جلب میکند و او ده سال زندگی این پسربچه را تا ۱۸ سالگی به تصویر می کشد. فیلم'پسری به نام میر' حکایت سختی زندگی میر و خانوادهاش و تلاش آنها برای بقا در دورهای است که افغانستان تغییر چهره میدهد. فیلمساز در طول این دوره ده ساله، هر سال سری به میر و خانواده اش زده و با آنها زندگی کرده است.
نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته
لیلا
فیلمی عالی بود. آنقدر که من ترجیح دادم به جای مسابقه والیبال ایران و امریکا این فیلم را ببینم. خیلی تاثیرگذار بود. یک زندگی واقعی از انسانهایی که نمیتوانند زندگی راحتی داشته باشند. در کنارش طبیعت زیبای افغانستان،کوههای مرتفع و آرام بخش آن را زیباتر میکرد.
حمید
باكمال تاسف فلم با يك نتيجه مجهول و نامعلوم درقسمت مير به اختتام رسيد، مانند جنگ افغانستان كه فعلا هم با تمام شدت خود ادامه دارد و تمام ملت مظلوم و محروم افغانستان به سوی يك اينده تاريك و مجهول په پيش میرود .
روح اله
من این لحظات را عیناً براىِ چند روزى در بامیان مشاهده کردم. این فیلم را میتوانیم به دو معنا تقسیم بندى کنیم: معناى موسع و معناى مضیق، معناى موسع آن حسِ ناخوشایند تراژیک را به وجودمان میکوبد. معناى مضیق آن حسِ شیرین باهم بودن در روزهاىِ نادارى است، کلنجار است اما وقتى به تَه آن میرسند؛ دلیل دوست داشتن از یاد شان نمیرود، براى من آموختنى بود.
باران
من مدت ۲ سال دنبال این مستند بودم . برایم بسیار جالب و شیرین بود از طرفی هم غمناک بود. آینده اکثر جوانان ما با وجود استعدادهای بزرگ اینطور در کوهها و چمنزارها تباه شد.
تقی
در این فیلم دقیقاً آنچه بر مردم آن ساحه از افغانستان و یا شاید در جای جای افغانستان می گذرد، به تصویر کشیده شده است.هر چه در این فیلم می بینیم واقعیتهایی است که مردم افغانستان و مخصوصاً مردم آن قسمت از افغانستان آن را تجربه کرده اند. یک فیلم بکر و جذاب که بگو مگوهای پیر مرد و پیر زن و اصطلاحات عامیانه ای که استفاده می شود بر جذابیت آن افزوده است. اگرچه همه اصطلاحات آن کامل زیر نویس نشده است و در این مورد باید از یک فرد افغانستانی کمک گرفته می شد.
میر ولید جالبی فلم به اينجی بود كه با چی مشكلاتی زندگي میكردند و هنوز هم خنده بر لب داشتند. شايد بسياری از سرمايهداران باشند كه با بهترين نحوه زندگی كنند ولی همين خوش و خوشحال نباشند.
مجی
فیلم قشنگی بود. نکته جالب لذت بردن مردم در نهایت فقر و بدبختی بود و سکانس رقص در معدن خیلی به دلم نشست و امیدواری میر و واقع بینیاش وقتی بزرگتر شد. انگار که دیگر نمیخواست یا نمیتوانست رییس جمهور شود.
هادی
باميان سرزمين مردم گمشده است. باميان مهد تمدن و تجارت بود به طوريكه امروز با اين همه خرابى پايتخت فرهنگى سارك شده است. اين مستند بىنقص و بينظير زندگى يك باميانىنشين غارنشين بود. اكثر مردمان باميان هنوز هم با همين فقر و روياها و چالشهاى زندگى دست و پنجه نرم میكنند.
محمد
فیلم ساده زیستن مردم بامیان را بدون هیچ کم و کسری به تصویر کشیده بود. واقعا عالی بود.
مینو
دیشب برای بار دوم این فیلم را دیدم و باز هم اشک ریختم برای مظلومیت و معصومیت میر و میرها و دست های پینه بسته آنها و حداقلهای زندگی که از آن محروم بودند. آنها ناخواسته در شرایطی قرار میگیرند که توان تحمل آن دور از ذهن است. آیا روزی برای درد و رنج و سختی این مردم را پایانی هست ؟
پریا
فیلم انقدر قشنگ ساخته شده بود حتی من بوی دود اتش را حس می کردم. یک سوژه و داستان را در نظر گرفته بود در عین حال مشکلات و رویاهای پسر را به تصویر میکشید و هم کار و تلاش. نسل قدیم و جدید. تقسیم کار، زن و مرد و زندگی را نشان میداد. تشابههایی در زندگی یک روستایی با زندگی مدرن در فیلم میشد دید .از نظر من نگاه فیلم ساز اوروسنتریش نبود. مثل فیلم داستانی و انتروپولوژی بود. و واقعا احسن که اعتماد را از آن خانواده بدست اورده بود. حتم دارم مستندساز مدتی مثل عضوی از خانواده با آنها زندگی کرده بود.
اکبر
بسيار فيلم پر از احساسى بود؛ من اين فيلم را دوبار نگاه كردم. نكات بسيار زيادى در اين فيلم ديده ميشد ولى آنچه كه بيش از همه من را تحت تاثير گذاشت جريان جارى زندگى و اميدى كه مخصوصاً در مير ديده ميشد، بود. اين بچه چقدر زنده و سرشار از اميد بود، ناراحتى و غم راهى به دل اين بچه نداشت و البته در اين مسئله خوشدل كه به عنوان برادر ناتنى معرفى شد خيلى نقش داشت، شخصاً بگویم كه شخصيت خوب خوشدل خيلى من را تحت تاثير قرار داد؛ نكته مهم ديگری كه متوجه شدم اين است كه سادگى و دور بودن از زندگى مدرن چقدر شيرين و پر از لحظه هاى ناب اصل زندگى بود؛ كاش ما هم اينقدر از طبيعت دور نشده بوديم. و اما البته سختى ها و نداشتن ها خيلى درد آور بودند. به عنوان يك همنوع آرزو ميكنم افغانهاى عزيز هم داراى امكانات معمول زندگى شوند. دوست دارم هرچه زودتر صلح و آرامش و پيشرفت ملت افغان را ببينم.
آرشیو برنامه های آپارات
<bold>برای دسترسی به صفحات برنامههای گذشته آپارات روی<link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/09/140924_aparat_archive" platform="highweb"/></link> کلیک کنید.</bold>
مشاهده برنامه از طریق وبسایت بیبیسی فارسی
این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول زیر از طریق لینک پخش زنده تلویزیون وبسایت بیبیسی فارسی نیز قابل مشاهده است.
برای مشاهده برنامه از طریق لینک پخش زنده تلویزیونی وب سایت بیبیسی <link type="page"><caption> اینجا </caption><url href="http://www.bbc.com/persian/tvandradio/2013/08/000001_bbcpersian_livetv" platform="highweb"/></link>را کلیک کنید.
آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک <documentLink href="" document-type=""> </documentLink><link type="page"><caption> aparat@bbc.co.uk</caption><url href="aparat@bbc.co.uk" platform="highweb"/></link>
آدرس فیس بوک برنامه آپارات:کلیک <link type="page"><caption> https://www.facebook.com/aparatonbbc</caption><url href="https://www.facebook.com/aparatonbbc" platform="highweb"/></link><documentLink href="" document-type=""> </documentLink>
*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.











