علینقی منزوی، اسلامشناس و همکار دهخدا و معین، درگذشت

علینقی منزوی، کتابشناس نامی و از استادان اسلامشناسی علمی در ایران معاصر، در دقایق پایانی روز سهشنبه ۲۷ مهر ماه در منزل خود در کوی سعادتآباد تهران درگذشت.
وی هنگام مرگ ۸۹ سال داشت. او در سال ۱۳۰۱ خورشیدی در خانوادهای روحانی در شهر سامرا در عراق به دنیا آمد.
او بزرگ ترین پسر از چهار پسر شیخ آقا بزرگ تهرانی، عالم و مؤلف نامی شیعه بود.
آقا بزرگ تهرانی صاحب کتابالذریعه الی تصانیف الشیعه است، که از بزرگ ترین فرهنگ های جامع آثار شیعیان به شمار میرود.
علینقی منزوی نخست تحصیلات حوزوی خود را در سامرا و نجف، نزد استادان بزرگ روزگار گذراند.
او در زمان جنگ جهانی دوم به ایران رفت و در تهران به تحصیل در رشتههای اسلامشناسی و حقوق پرداخت و لیسانس گرفت.
او تا پیش از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در دبیرستانهای تهران تدریس میکرد و در "بنیاد لغتنامه" از دستیاران علامه علی اکبر دهخدا بود و سپس با جانشین او، دکتر محمد معین، از نزدیک همکاری کرد.
آقای منزوی از جوانی مددیار پدر در تدوین دو کتاب مرجع بود: الذریعه و همچنین کتاب طبقات اعلام الشیعه که کتابی مهم در معرفی مؤلفان و متفکران شیعه از نخستین اعصار تا امروز توصيف شده است.
آقای منزوی در رشته معقول از دانشگاه تهران و سپس از دانشگاه سن ژوزف بیروت در رشته اسلامشناسی درجه دکترا گرفت.
آزمونها و رنجهای سیاسی
علینقی منزوی در سال های پس از شهریور ۱۳۲۰ به تأثیر از فضای پرالتهاب روزگار، به همراه جلال آل احمد، که پسرخاله او بود، به عضویت حزب توده ایران در آمد.
برادر کوچک تر او دکتر محمد رضا منزوی از اعضای سازمان افسران حزب توده بود.
ستوان منزوی پس از کودتای ۲۸ مرداد از ایران فرار کرد، اما در بیروت دستگیر و به فرماندهان حکومت نظامی وقت ایران تحویل داده شد و در بهمن ۱۳۳۳ در ۲۵ سالگی در زندان کشته شد.
علینقی منزوی خود نیز پس از کودتای ۲۸ مرداد به خاطر فعالیتهای سیاسی دو بار به زندان افتاد.
او پس از آزادی در اواخر دهه ۱۳۳۰ خورشیدی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به خدمت پرداخت.
در اوایل دهه ۱۳۴۰، علینقی منزوی با اینکه تنها به فعالیتهای فرهنگی اشتغال داشت، همچنان با تهدیدهای سازمان اطلاعات و امنیت (ساواک) رو به رو بود و سرانجام در سال ۱۳۴۵ ایران را ترک کرد و نه سالی از زندگی خود را در عراق و لبنان گذراند.
او در لبنان به تحصیل و تدریس و ترجمه و تحقیق در متون اسلامی ادامه داد و در پی وساطت دوستان بانفوذ خود، علی دشتی و پرویز ناتل خانلری، در سال ۱۳۵۴ به ایران بازگشت.
او پس از بازگشت خود را وقف کار علمی کرد و به تدریس در دانشکده ادبیات، همکاری با "بنیاد لغتنامه" و یاری به ادامه انتشار مؤلفات پدر خود ادامه داد.
علینقی منزوی پس از انقلاب دستگیر شد. اتهام اصلی او نگارش کتاب بیست و سه سال ذکر شده بود، که کتابی انتقادی در باره زندگی پیامبر اسلام است. وی در زندان جمهوری اسلامی از این اتهام تبرئه شد، اما به جرم "تبلیغ افکار الحادی" به پنج سال زندان و انفصال از تمام خدمات دولتی محکوم شد.
آقای منزوی پس از آزادی با این که تا حد زیادی تندرستی خود را از دست داده بود، کار علمی و تحقیقی را از سر گرفت.
او به همکاری با "دائرةالمعارف بزرگ اسلامی" پرداخت و در کنار برادر خود، احمد منزوی، چندین سال به کار و تلاش در این مؤسسه ادامه داد.
علینقی منزوی از چند سال پیش به بیماری آلزایمر دچار شده بود.
پیکر آقای منزوی بامداد جمعه از مقابل منزل او در تهران به سوی قطعه "نامآوران" بهشت زهرا تشییع میشود.











