نوید محمدزاده برنده جایزه فیلم 'مغزهای کوچک زنگ زده' در جشنواره تالین

منبع تصویر، Tallinn Black Nights Film festival
- نویسنده, محمد عبدی
- شغل, منتقد فیلم - محل برگزاری جشنواره
تالین مرکز استونی، شهر کوچک سرد شمال شرقی اروپا، حالا صاحب مهمترین جشنواره این بخش از این قاره و یکی از بزرگترین جشنوارههای سینمایی رده الف جهان شده که شبهای روشنش در دل تاریکی (عنوان جشنواره: "شبهای تاریک") و نمادش (گرگ)، به معروفترین نشانههای این کشورهمسایه روسیه و فنلاند بدل شده و هر ساله صدها نفر از دست اندرکاران سینمایی جهان را به خود جلب میکند و در جشنوارهای که هفده روز به طول میانجامد (احتمالاً طولانیترین جشنواره سینمایی جهان)، میزبان صدها فیلم از سراسر جهان است در بخش های گوناگون.
سینمای ایران؛ از تهران تا کردستان
جشنواره تالین همواره نگاه مثبتی به سینمای ایران داشته و هرساله تعداد قابل توجهی فیلم ایرانی را در بخشهای گوناگون خود به نمایش میگذارد. طی سالهای اخیر سینماگران ایرانی از این جشنواره معمولاً دست خالی به خانه بازنگشتهاند.
امسال هم شنبه شب، یکم دسامبر، در مراسم اختتامیه، نوید محمدزاده بازیگر "مغزهای کوچک زنگ زده" موفق شد جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره را(به طور مشترک با بازیگری از دانمارک) از آن خود کند.
"مغزهای کوچک زنگ زده" ساخته هومن سیدی که این روزها در سینماهای ایران در حال نمایش است و با فروش خوبی روبرو شده، داستان غریبی دارد که در وهله اول ممکن است اغراق آمیز به نظر برسد: داستان خلافکاری به نام شکور که کودکان و نوزادان را میخرد و بزرگ میکند تا در خدمت او به شرارت بپردازند. اما شخصیت اصلی فیلم، شکور نیست، بلکه پسر جوانی است به نام شاهین با بازی نوید محمدزاده که در ابتدا به نظر میرسد برادر واقعی شکوراست اما او در اوج این شرارت و نکبت، واقعیتهایی را درباره خودش کشف میکند.
حکایت این کشف، مایههای اصلی فیلم را شکل میدهد، با ساختار و تکنیکی نسبتاً شسته رفته که میتواند تماشاگر را با فیلم همراه کند، اما صحنهها و دیالوگهای اغراق آمیز آن- مثلاً اعتراض و گریه خواهر درباره شرایطش- به فیلم لطمه جدی میزند.
دومین نماینده ایران در جشنواره امسال، فیلمی بود از نیما یار با عنوان "کژال" که در بخش مسابقه فیلمهای اول به نمایش درآمد. فیلم داستان دختر کردی به نام کژال را روایت میکند که با مرگ برادرش در حین قاچاق از مرز، به روستایش در مرز ایران و عراق باز میگردد و مجبور میشود کارهای برادرش را دنبال کند.
فیلم موضوعی جنجالی درباره فقر مردمان کرد در این مناطق و اجبار آنها برای کولبری و قاچاق دستمایه کار قرار داده، اما در نهایت درپرداخت به موفقیت نمیرسد و تنها میتواند بیانی شعاری باشد از جبر حاکم بر شرایط این مناطق، با چاشنی پرداختن به پایمال شدن حق و حقوق زنان.
هادی محقق که با فیلم قبلیاش، "ممیرو" بسیار خوش درخشیده بود، حالا اولین نمایش جهانی فیلم تازهاش، ایرو (اینجا) را در جشنواره تالین تجربه کرد.

منبع تصویر، Tallinn Black Nights Film festival
ایرو هرچند به قوت ممیرو نیست، اما آن را میتوان ادامهای بر فیلم قبلی فرض گرفت؛ دقیقاً با همان حال و هوا و شخصیتهای کم حرف که قراراست همه چیز را به تصویر واگذارکنند. محقق حالا با این فیلم ثابت میکند که راه و رسم فیلمسازی خاصی را برای خود برگزیده و در حال تجربه کردن فیلمهایی است تقریباً بی داستان، با تکیه بر نماهای بلند، بدون اینکه در دادن اطلاعات به بینننده عجلهای به خرج دهد. این مسئله دراین فیلم به اغراق میرسد و ارتباط با فیلم را اندکی دشوار میکند.
فیلم های بخش مسابقه؛ از زنانگی تا مذهب
جایزه بهترین فیلم جشنواره امسال به فیلم "دختر سرگردان" ساخته روبن مندوزا از کلمبیا رسید: فیلمی درباره جمع شدن چهار خواهر جوان پس از مرگ پدرشان و آغاز سفری جادهای؛ یک فیلم نسبتاً گرم درباره دنیای زنانگی و مفهوم بلوغ و زن شدن و در عین حال مفهوم تنهایی. فیلم لحظه های سرخوشی از محبت و احساس امنیت را از چهار خواهرناتنی با تماشاگرش قسمت میکند و در صحنه پایانی دست تلخ تقدیر تنهایی آنها را دراشکهای خواهر کوچکتر نمایان میسازد.
اما یکی از بهترین فیلمهای جشنواره امسال، فیلمی بود از فنلاند به نام "بخش انسانی" ساخته ژوها لهتوها که در داستانی شبیه به "داستان توکیو" (یاسوجیرو اوزو)، دنیای ساده زوج پیری را روایت میکند که برای دیدار سه فرزندشان که مدتهاست به دیدار آنها نیامدهاند، به شهر میآیند؛ یک کمدی تاثیرگذار با شخصیت پردازی جذاب که به راحتی تماشاگر را در جهانی آخرالزمانی شریک میکند و با نوع طنز خاص اسکاندیناوی (یادآور فیلمهای روی اندرسون و "مربع" ساخته روبن اوستلاند) مرز تراژدی و کمدی را درهم میشکند.

منبع تصویر، Tallinn Black Nights Film festival
یک "قصه اخلاقی" ساخته راجات کاپور از هند موقعیت غریبی را شکل میدهد که با آغازی تکان دهنده شروع میشود: مردی در خانهای را میزند و به صاحبخانه میگوید او شوهر زنی است که این مرد با او میخوابد. این سرآغاز شب تکان دهندهای است که با جشن دیوالی آمیخته میشود و فیلمساز میتواند در یک فضای بسته، شخصیتهای ملموسش را پیش ببرد.
"رود ساکن" ساخته آنجلوس فرانتزیس از یونان، یک ساعت اول جذابی را درباره مفهوم ایمان و تردید در منطقهای در سیبری با حضور ارتدوکسهای روس پیش میبرد، اما در نیمه دوم فیلم کاملاً رها می شود و با نتیجه گیری و پایان بندی خام، ارزشهای نیمه اول هم به زیر سوال کشیده میشود.
"شب زمستانی" محصول کره جنوبی به کارگردانی ژانگ وو جین، سعی دارد بحران میانسالی و رابطه عاشقانه را با یادآوری و مشابه سازی گذشته روایت کند، اما با ریتمی کند و صحنههای اضافی تنها به تکرار دستمایهای نه چندان تازه بسنده میکند، اما "اشعار بد" ساخته گابور ریز از مجارستان، در فضایی شبه سوررئال مصیبتهای یک عشق را به زبانی شاعرانه و جذاب- و به شدت شخصی- با تماشاگر در میان میگذارد و "سایبانی میان ابرها" ساخته رابرت بودینا از آلبانی، داستان غریبی را درباره یک خانواده که یکیشان مسیحی است و دیگری مسلمان( و پدر خانواده کمونیست)، روایت میکند و در نهایت به بیهودگی اختلافات کوچک و بزرگ مذاهب میرسد.
عجیب این که یکی از زیباترین فیلمهای امسال در بخش مسابقه اصلی جای نداشت و تنها در بخش مسابقه فیلمهای اول نمایش داده شد: "آواز درخت" ساخته آیبک دئیربکوف از قرقیزستان که با ساختار ساده و صمیمیاش تماشاگر را میخکوب میکند؛ یک موزیکال ملی و مردمی که یک داستان عاشقانه را با شیوه داستانگویی کمال گرایانه با ما قسمت میکند تا هیچگاه فراموشش نکنیم و سینمای قرقیزستان را جدی بگیریم.

منبع تصویر، Tallinn Black Nights Film festival











