سینمادوستان جهان ساموئل خاچیکیان را کشف میکنند

منبع تصویر، il cinema ritrovato
- نویسنده, یوسف لطیف پور
- شغل, روزنامهنگار سینمایی
فستیوال فیلم "ایل چینما ریتراتو" (به معنای سینمای دوباره کشف شده) که سالانه میزبان هزاران سینمادوست، منتقد، مورخ و گردانندگان سینماتکها و آرشیوها از سرتاسر جهان است در دوره سی و یکم خود مروری بر آثار کارگردان ایرانی-ارمنی ساموئل خاچیکیان برگزار کرد.
این مهمترین فستیوال تاریخ سینما، مرمت فیلم و بزرگداشت اساتید سینما که در شهر بولونیای ایتالیا، برگزار میشود در همکاری بین سینماتک بولونیا (گرداننده فستیوال) و فیلمخانه ملی ایران چهار اثر خاچیکیان را نمایش داد شده که با استقبال بسیار خوبی روبرو شدند.
این فستیوال که به "بهشت سینمادوستان" و "کن سینمای کلاسیک" شهرت دارد چیزی نزدیک به پانصد فیلم را در مدت هشت روز در پنج سینما، یک میدان بزرگ (به صورت مجانی) و محوطه خود سینماتک (نمایش فیلمهای توسط پروژکتور کربنی) نمایش میدهد.

منبع تصویر، sight and sound
آثار نمایش داده شده از آثار برادران لومیر تا مستندهایی دربارۀ سینما از سال ۲۰۱۷ تنوع دارند. بخشهای دیگر این دوره از فستیوال عبارتند از مرور بر عصر طلایی سینمای مکزیک، درامهای تاریخی سینمای ژاپن، مرور بر فیلمهای ویلیام کی هاوارد، مرور بر آثار آگوستو جنینا، نمایش نسخههای اصل تکنیکالر ملودرامهای داگلاس سرک، مرور بر آثار بیل موریسن، ژان ویگو، رابرت میچم (بازیگری که به مناسبت صد سالگی اش نه تنها مرور بر آثارش برگزار شد، بلکه عکسی از او به پوستر این دوره از جشنواره مبدل شد) و کارگردان آلمانی هلموت کویتنر.
اما چهار فیلم نمایش داده از ساموئل خاچیکیان، به انتخاب بهداد امینی و احسان خوشبخت، در واقع چهار اثر کلیدی خاچیکیان و آثار محبوب خود کارگرداناند:
"چهارراه حوادث" (۱۳۳۱) ملودرامی با مایههای جنایی که برای اولین بار اسم خاچیکیان را بر سر زبانها انداخت و مملو از سکانسهای خلاقانه است، اگر چه خامدستیهای فیلمی از یک صنعت سینمای نوپا را هم دارد.
"طوفان در شهر ما" (۱۳۳۷) اولین فیلم کامل خاچیکیان و اثری است که نمایشاش با استقبالی فراگیر روبرو شد و محبوبیت خاچیکیان را مثل هیچکاک - که اغلب با او مقایسه شده- به حدی رساند که مردم فارغ از این که چه کسی در فیلم بازی میکند برای دیدن فیلم تازهای از او به سینماها میرفتند. "طوفان در شهر ما" از نظر تکنیکی فیلمی خیره کننده است و تصویری درخشان از روزهای آخر سال در ایران (شامل چهارشنبه سوری و نوروز) ارائه میدهد. فیلم گاهی مستند است، گاهی کمدی، گاهی ملودرام و گاهی جنایی و حتی یک فیلم موزیکال و فانتزی و به راحتی و با مهارت بین این ژانرها حرکت میکند.

منبع تصویر، sight and sound
دو فیلم بعدی خاچیکیان، "دلهره" (۱۳۴۱) و "ضربت" (۱۳۴۳)، که شاید مشهورترین فیلمهایش باشند ساختار کلاسیکتری دارند و بیشتر از دو فیلم دیگر به قواعد ژانر جنایی و نوآر پایبندند و همینطور در استفاده از مکانیزمهای خلق دلهره و تعلیق موثرتر از بقیه آثار این فیلمساز به نظر میرسند.
در همین دو فیلم است که خاچیکیان را از نظر میزانسن میتوان در دقیقترین و درخشانترین شکل خود دید که دارد الفبای سینما را در ایران برای اولین بار به شکلی کمابیش بینقص (اگرچه همچنان لطمه دیده از محدودیتهای فنیِ آشنای سینمای ایران در آن سالها) به کار میبرد.
نمایش آثار خاچیکیان در بولونیا در کنار فیلمهای کارگردانانی مثل ویلیام ولمن، رابرت وایز، لوییس بونوئل، ژاک تورنر، اتو پرهمینجر، وینچنته مینهلی، میکلآنجلو آنتونیونی، فریتس لانگ و هانری ژرژ کلوزو لااقل میتواند این حقیقت را روشن کند که سینمای خاچیکیان تا چه حد اصالت دارد و تا چه حد تقلیدی است.

منبع تصویر، sight and sound
به نقل از تماشاگرانی از ملیتهای مختلف که این فیلمها را در طی جشنواره دیدند، خاچیکیان با وجود شباهتهای قابل پیشبینیاش به سینمای غرب، صاحب هویتی مستقل و تقریباً پیشبینی ناپذیر است که به فیلم طراوتی منحصر به فرد میدهد. فیلمهای خاچیکیان به نظر بسیاری، از جمله رییس فستیوال، جان لوکا فارینلی، کشف مهم این دوره از فستیوال بودند.
انتخاب ساموئل خاچیکیان از چند نظر انتخابی بسیار ضروری و کلیدی است: پازل سینمای ایران را کامل میکند و از بخشی از آن رمزگشایی میکند که تقریباً هرگز در خارج از ایران دیده نشده است. روی ذات چند وجهی و همکاریهای موفق اقلیتها در سینمای ایران انگشت میگذارد که شاید خاچیکیان مهمترین نمونهاش باشد.

بخشی از ایران و تناقضهای فرهنگی و اجتماعیاش را نشان میدهد که در بیشتر فیلمهای سینمای هنری ایران آن دوره غایب است و این تصویر دقیق و بعضاً طنزآمیز و مفرح خاچیکیان از رسیدن مدرنیزم به ایران و تضادها و تناقضهایی است که مواجهه جامعه سنتی با آن به ارمغان میآورد. خاچیکیان که میداند دارد برای جامعهای با اکثریت مسلمان فیلم میسازد، هوشمندانه این تضادها را با زبانی ترسیم میکند که به دل تماشاگر اکثریت بنشیند (فیلم کلیدی او، "چهارراه حوادث"، با صدای اذان شروع میشود و نمایی از یک ماشین آمریکایی را نشان میدهد که دارد در خیابانی در تهران به سوی چهارراه تقدیر میراند.)
این برنامه نشان میدهد که چطور یک فرهنگ سینمایی پویا، چنان که ایران در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ از آن برخوردار بود، و نمایش منسجم آثار سینمایی از تمام جهان به شکلگیری یک سینما کمک کرد. خاچیکیان هم از جریانهای روز با خبر بود و از آنها تأثیر میگرفت و هم قصد داشت پاسخ خودش را به آنها بدهد.

منبع تصویر، il cinema ritrovato
این بخش دوم را خاچیکیان با استفاده از موسیقی متن فیلمهای دیگر، استفاده از نماهای آرشیوی آنها (مثل نماهای صاعقه و آتش و غیره)، بازسازی خلاقانه داستانهای آنها و حتی انتخاب بازیگران بر اساس شباهتشان به ستارههای سینمای هالیوود پیش میبرددر سمیناری که با موضوع سینمای خاچیکیان در بولونیا و با شرکت مانیا گرگوریان، بهداد امینی، احسان خوشبخت و کاوه عسکری برگزار شد.
کاوه عسکری، استاد دانشگاه در آمریکا، به استفاده خلاقانه خاچیکیان از موسیقیهای متن فیلمهای دیگر در آثار خودش اشاره کرد و عنوان کرد که در مطالعه آثار خاچیکیان به چیزی نزدیک به صد نمونه از موسیقی آثار دیگر برخورد کرده است.
مانیا گرگوریان، متخصص مرمت فیلم، به نقش ارامنه در شکلگیری و رشد سینمای ایران پرداخت و بهداد امینی از شرایط ساخت فیلمهای خاچیکیان در دوره طلایی ده سالهای که از "چهارراه حوادث" آغاز شد اشاره کرد.
سینماتک بولونیا صاحب یکی از پیشرفتهترین لابراتوآرهای مرمت فیلم در دنیاست که آثاری از تمام کشورهای دنیا را مرمت میکند و در سالهای اخیر برای مرمت فیلمهایی که "بنیاد سینمای جهان" مارتین اسکورسیزی انتخاب میکند شناخته میشود. اسکورسیزی همچنین مقدمهای بر کاتالوگ چهارصد صفحهای فستیوال که در کنار دیگر بخشها شامل مقاله و یادداشتهایی دربارۀ خاچیکیان میشود نوشته است.

منبع تصویر، sight and sound
نمایش این فیلمها در کنار آثار بعضی از بزرگترین فیلمسازان تاریخ سینما همچنین از نظر کیفیت فیزیکی و وضعیت نگهداری و مرمت فیلمها درسی مهم است در ضعفها و امتیازهای سینمای ایران.
به رغم تمام تلاشهای فیلمخانه ملی ایران و با اینکه نسخههای آماده شده توسط فیلمخانه در مقایسه با ده ها فیلم مرمت شده دیگر در این فستیوال قابل قبول به نظر می رسید، اما این مسأله یک بار دیگر ارزش یادآوری دارد که فیلمخانه به امکانات و بودجه بیشتر برای حفظ و مرمت آثار سینمای ایران نیاز دارد و همانطور که همه آرشیوهای فیلم از آمریکای شمالی و اروپا تا کوبا و چین با جدیت تمام دارند آثار سینمایی را از خطر نابود شدن حفظ میکنند، ایران باید به صورت جدی و مستمر برای حفظ میراث سینمایی کشور از تمام دورهها و فیلمسازان دست به اقداماتی اساسی بزند.
این برنامه همچنین نشان میدهد که سینمای ایران چقدر در صورت فراتر رفتن از نامهای آشنای همیشگی که در سطح جهانی مطرح شدهاند میتوانند مخاطبانی تازه برای خود پیدا کند.
ساموئل خاچیکیان با فیلمهایش برای تماشاگر ایرانی سلیقه ساخت و برای سینماگران ایران (مسعود کیمیایی و خسرو هریتاش دستیارهایش بودند و امیر نادری عکاساش) استاندارد تازهای در ظرافت و دقت معرفی کرد. او شاید اولین کارگردان ایرانی بود که به مفهوم مطلق از نقش و اهمیت و وظیفه کارگردان در سینما آگاه بود و تماشای فیلمهایش در کنار هم نشان میدهد که خاچیکیان برای خودش مولفی تمام عیار بود که با امکاناتی اندک فیلمهایی فراموش نشدنی ساخت، فیلمهایی که در زمرۀ بزرگترین آثار تاریخ سینمای ایران جای میگیرند.

منبع تصویر، il cinema ritrovato











