جبهه پایداری؛ رسیدن با «دو اتوبوس» به مجلس دوازدهم یا «مجلس ختم»

منبع تصویر، IRNA
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
در آستانه انتخابات مجلس ایران روز ششم اسفندماه، خبر توافق گروه جبهه پایداری انقلاب اسلامی با یکی از مهمترین تشکلهای اصولگرایان به نام «شورای ائتلاف نیروهای انقلاب» (شانا) منتشر شد. این خبر در حالی اعلام شد که چهار روز از شروع تبلیغات انتخاباتی نامزدها گذشته بود و رسانهها و افراد نزدیک به اصولگرایان دلیل این همه تاخیر را اختلافات اساسی جبهه پایداری با «شانا» که نزدیک به محمدباقر قالیباف است، اعلام کردند.
جبهه پایداری از نظر فکری و عملی با گروههایی مانند «شورای وحدت اصولگرایان» که طیفی از اصولگرایان قدیمی مانند جامعه روحانیت مبارز و حزب موتلفه اسلامی هستند، اختلافات بنیادی دارد و در فهرست منتشره این طیف از اصولگرایان هیچ یک از نامزدهای جبهه پایداری وجود ندارد. اما گفته میشود اختلافات این جبهه با همفکران آقای قالیباف سیاسی و از نوع سهمخواهی و چانهزنی برای جا انداختن نامزدهای بیشتر در لیست مشترک است.
در روزهای گذشته و در نبود همه گروههای سیاسی در انتخابات پیش رو، گروه جبهه پایداری به گونهای خود را یکهتاز و تعیین کننده سرنوشت کرسیهای مجلس معرفی کرده است و مرتضی آقاتهرانی، از اعضای ارشد جبهه پایداری اعلام کرده بود که اگر با «شانا» به توافق نرسند لیست مستقل خواهند داد.
منتقدان از اصلاحطلبان گرفته تا اصولگرایان از قدرت نمایی این گروه در عرصه اقتصاد و سیاست و فرهنگ ابراز نگرانی میکنند. بعضی از نمایندگان سابق و فعلی مجلس میگویند تعداد اعضای جبهه پایداری به ۱۰۰ نفر نمیرسد و به اندازه «دو اتوبوس» هستند اما پول و قدرت دارند، در عرصه سیاست یکهتازی میکنند، پروژه «خالصسازی» در سیستم مدیریتی کشور را به بهانه «شایستهسالاری» با شدت و حدت، مهندسی میکنند و آنقدر قدرت و نفوذ دارند که مانع از تایید صلاحیت داوطلبان شوند و حتی رد صلاحیت علی لاریجانی، رئیس سابق مجلس در انتخابات ریاست جمهوری را نیز به آنها نسبت میدهند.
نگاهی به اسامی اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری نشان میدهد که از نظر سابقه سیاسی و علمی دستکم روی کاغذ به عبارتی وزنی ندارند و افراد شاخص از نسل اول و دوم انقلاب در بین آنها نیست، در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که چگونه طیفی از فعالان سیاسی که در عرصه عمومی ناشناختهاند و چهرههای مشهور رسانهای آنها به اندازه انگشتهای یک دست هم نمیرسد، توانستهاند در حدود یک دهه، رسم و نشانی در قدرت پیدا کنند و در دستگاههای اجرایی، قضایی و مقننه نفوذ کنند؟ در مراکز تولید ثروت، سازمانها و نهادهای فرهنگی و هنری، دانشگاهها، حوزههای علمیه، صدا و سیما ... وارد شوند و خط و مشی تعیین کنند و بگویند «کشور مال حزباللهیها است».
با وجود دامنه گستردهای که از نفوذ گروه پایداری در رسانهها مطرح میشود سوال دیگر این است که این تحلیلها و اظهارات چقدر با واقعیت همخوانی دارد و چقدر ممکن است این بزرگنمایی بادکنکی و بدور از واقعیت باشد؟ و اصولا این نفوذ با کمک چه کسی یا کسانی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم صورت گرفته و به آنها میدان داده شده است؟

منبع تصویر، ENSAFNEWS
پیدایش جبهه پایداری انقلاب اسلامی
گفته میشود نطفه جبهه پایداری انقلاب اسلامی معروف به جبهه پایداری، پس از وقایع انتخابات جنجالی ریاستجمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ و خانهنشینی یازده روزه محمود احمدینژاد برسر تغییر وزیر اطلاعات در فروردینماه ۱۳۹۰ بسته شد.
هسته اصلی جبهه پایداری از ترکیب چهرههای نزدیک و بریده شده از دولت احمدینژاد مانند کامران باقری لنکرانی، غلامحسین الهام، صادق محصولی و برخی اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس هشتم و اعضای قرارگاه عمار همچون حمید رسایی، مرتضی آقاتهرانی، علیاصغر زارعی، مهدی کوچکزاده، اسماعیل کوثری، روحالله حسینیان و تعداد دیگری از فعالان سیاسی اصولگرا تشکیل شد.
در سال ۱۳۹۰ جبهه پایداری در بیانیهای اعلام کرد که «رابطه با خدا براساس اخلاص، رابطه با ولی خدا براساس تبعیت و رابطه با مردم براساس صداقت و خدمتگذاری، مرزبندی با فتنه ۸۸، مرزبندی با گروه انحرافی و مرزبندی با خواص مردود» جزء شاخصهای اصلی این جبهه است.
جبهه پایداری در بیانیههایشان اشاره داشتند که «تحت رهنمود و هدایت فقیهان وارسته» فعالیت میکند و محمدتقی مصباحیزدی، از روحانیون محافظهکار و نزدیک به علی خامنهای و عزیزالله خوشوقت پدر همسر مصطفی خامنهای، از کسانی بودند که جبهه پایداری از آنها «رهنمود» میگرفتند. اما به طور مشخص از مصباحیزدی به عنوان پدر معنوی این گروه یاد میشود. این دو روحانی در سالهای اخیر فوت کردهاند و مشخص نیست که این گروه فعلا از چه «فقهایی» تبعیت میکنند.
شاگردان محمدتقی مصباحیزدی مانند قاسم روانبخش، محمد ناصرسقای بیریا و محمود نبویان و مرتضی آقا تهرانی، از چهرههای مطرح در این جبهه هستند وبا درگذشت آقای مصباحیزدی در دیماه ۱۳۹۹ شاهد یک پوست اندازی در اعضای محوری جبهه پایداری هستیم. چهرههایی مانند روحالله حسینیان و علیاصغر زارعی درگذشتهاند و تعدادی مانند غلامحسین الهام و حسین جلالی نیز از این جمع جدا شدند.
جبهه پایداری در سال ۱۳۹۳ به شکل رسمی مجوز فعالیت گرفت و از سال ۹۵ تا کنون سه مجمع عمومی برگزار کرده است که در این جلسات شاهد تغییرات زیادی در اعضای شورای مرکزی آن بودهایم.
آخرین مجمع عمومی جبهه پایداری انقلاب اسلامی روز پنجشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۲ با حضور حدود هزار نفر از اعضای جبهه پایداری در سطح استانها و شهرستانها در مجتمع فرهنگی آدینه تهران برگزار شد و مرتضی آقاتهرانی به عنوان رئیس شورای مرکزی و صادق محصولی نیز به عنوان دبیرکل جبهه پایداری انتخاب شدند.

منبع تصویر، IUSNEWS
مرامنامه جبهه پایداری
درباره خط و مشی جبهه پایداری تعابیر تند و تیزی مطرح میشود، مخالفان این گروه آنها را از نظر فکری با طالبان، داعش و انجمن حجتیه مقایسه میکنند، برای بررسی نگاه این گروه، میتوان نگاهی به مرامنامه این جبهه داشت که در وبسایت آنها منتشر شده است.
مرامنامه جبهه پایداری مشتمل بر یک مقدمه و چهار ماده و یکصد و سی و چهار بند و یک تبصره است و در دهم بهمنماه سال ۱۳۹۲ به تصویب رسید.
نگاهی اجمالی به مرامنامه نشان میدهد که اساس و محور فکری این جبهه با هدف تشکیل «حکومت اسلامی» بنا شده است و «جمهوریت» بخش نحیف و لاغر این مرامنامه است. توجه این مرامنامه به نقش و حقوق مردم در تعیین سرنوشت خودشان هیچ یا بسیار ناچیز است و از نظر منتقدان این گروه، «جمهوریت» پایه و اساسی در نگاه آنها ندارد.
در مجموع سه بار کلمه «جمهوری» در مرامنامه بهکار رفته است و استفاده از آنها نیز برای پاسداشت جمهور مردم نیست. در مقدمه این مرامنامه گفته شده «برقراری نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و نیز رهبری امام خامنهای پس از امام راحل، زمینه را برای تشکیل دولت اسلامی، جامعه اسلامی و سرانجام تمدن اسلامی فراهم کرده است».
همچنین به صورت کلی گفته شده است که «التزام به قانون اساسی و سایر قوانین جمهوری اسلامی ایران» دارند.
کلمه «انتخابات» حتی یک بار نیز در مرامنامه به کار نرفته است و وقتی از «اهداف و راهبردها» سخن میگوید مکانیزم دستیابی به آنها را مشخص نمیکند.
«رای اکثریت» دوبار بهکار رفته است و در ذیل دو موضوع با عنوان «اصل صداقت و پرهیز از دو رویی» و «اصل مشورت و مراجعه به آراء» بهکار رفته است و مربوط به فعالیت درون جبهه تلقی میشود و ربطی به نظر اکثریت مردم ندارد چنانکه گفته شده است «تلاش میشود کارها با اجماع انجام شود. بدین ترتیب، بیان نظرات به منظور توجه دادن و دستیابی جمعی به حق، بدون توقع پذیرش از سوی همه، انجام میگیرد و در نهایت رأی اکثریت ملاک عمل خواهد بود».
دوبار کلمه «آزادی» به صورت کلی و بسیار گنگ در ذیل بخش «سیاسی- امنیتی» بکار رفته است. در این مرامنامه به «پاسداری از حاکمیت اسلامی همراه با تأمین آزادی های مشروع» و « پاسداری از آزادیهای مشروع» اشاره شده است.
کلمه «مردم» ده بار استفاده شده اما بیشتر با پیشوند یا پسوند اسلامی مانند «مردم سالاری دینی»، « تکریم ارزشهای اسلامی مردم» و «صداقت با مردم» بکار رفته است.
«رسانه» و آزادی رسانهها در مرامنامه مطرح نشده است. اما دو بار از رسانه در زمینههای دیگر استفاده شده است. درخواست شده که «تصمیمهای فردی مخالف با جمع، رسانهای نشود» و بر «استفاده موثر از رسانه در تبلیغ فرهنگ اسلامی» تاکید شده است.

منبع تصویر، IRNA
انجمن حجتیه و پایداریها و سکوت
در ماههای اخیر درباره همفکری و همسویی گروه جبهه پایداری با انجمن حجتیه بسیار گفته و نوشته شده است. اینگونه اظهارات از طرف منتقدان حکومت و به طور مشخص اصلاحطلبان و افراد میانهرو بیشتر شنیده میشود. اصولگرایان ترجیح میدهند که چنین مطالبی را که منجر به تشدید اختلافات میشود در رسانهها مطرح نکنند و اگر انتقادی میشود بیشتر حول محور سهم خواهی آنهاست.
کسانی مانند رسول منتجبنیا، دبیرکل حزب اصلاحطلب «جمهوریت ایران اسلامی» معتقد است که تفکر جبهه پایداری از آقای مصباحیزدی گرفته شده و تفکرات او نیز «متحجرانه و ارتجاعی و ریشه در انجمن حجتیه» دارد.
آقای منتجبنیا در ۹ بهمنماه امسال در روزنامه «مستقل» گفته بود «انجمن حجتیهای که آیتالله خمینی در سال ۱۳۶۲ منحل کرد و نگران نفوذ آنها حتی در شورای نگهبان بود حالا با نام جبهه پایداری در جایجای نظام و کشور نفوذ کردهاند» و «معتقدم این یک مرتبهای از مراتب داعش است یعنی بسیاری از ویژگیها و تفکرات داعش را اینها دارند و اگر قدرت پیدا بکنند چه بسا همان روش و منش داعش را در مملکت پیاده بکنند».
آقای منتجب نیا در این گفتوگو بدون نام بردن از علی خامنهای معتقد است که مسئولان عالی نظام «تا به حال احساس خطر از اینها نکردند... و به اینها حسن ظن دارند ... و تا زمانی که مسئولان رده بالای کشور نسبت به اینها حسن ظن دارند هیچ کار نمیشود کرد».
حشمتالله فلاحتپیشه که سه دوره نماینده مجلس و یک سال رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس بوده است در گفتوگو با سایت «دیدبان ایران» در ۲۵ آذرماه ۱۴۰۱ وهمزمان با اوج گیری جنبش زن، زندگی، آزادی گفته بود «برخی از نمایندگان مجلس با تفکر انجمن حجتیه همسو هستند... امروز شان نمایندگی مجلس به حدی نزول پیدا کرده که از جانب نماینده درخواست اعدام سریع و بدون اغماض میشود».
آقای فلاحت پیشه گفته بود «انجمن حجتیه تلاش میکرد در کل کشور خون به پا کند... جریان فکری انجمن حجتیه در طول دهههای اخیر به شکلهای مختلف در عالم سیاستورزی ایران حضور داشته و حرکت خزنده خود را ادامه داده است. این تفکر در مقاطع مختلف تلاش کرده تا مانع از آرامش مردم شود...افراد نزدیک به این تفکر حتی تلاش میکنند تا به نام اسلام مردم را طرد کنند.»
فاضل میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، معتقد است تفکر این گروه از جنس «سلفیگری و واپسگرایی» است و تفکر انجمن حجتیه از پایداری «سالمتر» است چرا که «انجمن حجتیه دنبال قدرت نبود و دین را از سیاست جدا میدانست و تنها به دنبال ظهور امام زمان بود».
انجمن حجتیه اعتقادی به مبارزه و ورود به دنیای سیاست ندارد و در سال ۱۳۳۲ با هدف مقابله با بهاییت در ایران شکل گرفت. پس از انقلاب، آیتالله خمینی همواره نگران نفوذ آنها در دستگاه حکومت بود و با وجود نگرانیهای مطرح شده، ادعا شده است که اعضای این انجمن به شکل خزنده و آرام وارد دستگاههای اجرایی و حتی امنیتی ایران شدند.
یکی از معروفترین شخصیتهای انجمن حجتیه حسین سجادی بود که در آذرماه ۱۳۹۹ درگذشت. در دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد این گمان میرفت که ارتباطاتی بین آنها وجود دارد.
آقای سجادی در سال ۸۴ همزمان با ریاست جمهوری احمدینژاد، کتاب جنجالی «دهه ۸۰، دهه ظهور» را منتشر کرد. این کتاب درباره «مهدویت» و نشانههای ظهور امام دوازدهم شیعیان است و به استناد آیات، روایات و احادیث به تحولات و دوره ظهور، شخصیتهای زمان ظهور، اصحاب و انصار امام زمان میپردازد.
سایت وابسته به جبهه پایداری در ۲۵ بهمنماه امسال در یادداشتی با عنوان «مصباح یزدی علیه حجتیه» به بخشی از اظهارات درباره ارتباط آقای مصباحیزدی با انجمن حجتیه پاسخ داد و آنها را «کینهتوزانه» و اقدامی برای «ترور شخصیت» مصباحیزدی دانست.
این سایت نوشت آقای مصباحیزدی بر خلاف انجمن حجتیه، بر وسیع بودن قلمرو دین و گستره آن در مسائل اجتماعی و سیاسی تأکید داشت و به همین دلیل «مغضوب گروه های متعددی» قرار داشته و دارد، به نحوی که زمانی به او لقب «تئوریسین خشونت» دادند، اما به گفته این سایت در عین حال به او انگ حجتیهای بودن و تلاش برای بیرون کردن دین از سیاست میزنند.
در یادداشت جبهه پایداری تاکید شده است که «تهمت انجمن حجتیهای بودن، بسیار مفتضحتر از آن است که بتوان آن را به شخصیت انقلابی و مورد حمایت امام و رهبری نسبت داد».

منبع تصویر، KHAMENEI.IR
سکوت علی خامنهای و انجمن حجتیه
در حالی که صحبت از این است که طرفداران و شاگردان محمدتقی مصباحیزدی و جبهه پایداری در تمام ارکان حکومت نفوذ کردهاند و آنها را منتسب به انجمن حجتیه میدانند، این سوال مطرح میشود که چرا آیتالله خامنهای به این مطالب واکنشی نشان نمیدهد یا همانند روحالله خمینی نگران نفوذ انجمن حجتیه در دستگاه حکومت نیست.
به نظر میرسد به طور مستقیم نتوان پاسخ چرایی این سوال را پیدا کرد. از زاویهای دیگر آقای مصباح در زمانی که زنده بود از حامیان اصلی آیتالله خامنهای در بین روحانیون بود و از نظر فکری و سیاسی نقش مهمی را در تایید و حمایت از مراتب علمی و فقهی رهبر جمهوری اسلامی داشت. این درحالی بود که او در زمان آیتالله خمینی در حاشیه بود.
آقای مصباحیزدی نماد کسی بود که در ولایت ذوب شده و آقای خامنهای را جانشین پیامبر اسلام میدانست و نظر ولی فقیه را «فوق نظرها» میدانست. در مقابل آقای خامنهای نیز او را «مطهری زمان» و از شمار برجستگان رجال علمی و چهرههای برجسته عالم تشیع میدانست. از این رو به نظر میرسد نزدیکی و روابط مرید و مرادی و مشابهتهای فکری آنها را باید فراتر از مشی انجمن حجتیه دید.
قدیمیترین منبعی که به اظهارات علی خامنهای درباره انجمن حجتیه اشاره دارد به مدرکی از سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در سال ۱۳۵۳ برمیگردد که در یک سخنرانی دیدگاه انجمن را نقد میکند. پس از انقلاب به ندرت او نامی از انجمن حجتیه به زبان آورده است. مثلا در سال ۹۴ در دیدار با خانواده علیاکبر پرورش، وزیر پیشین آموزش و پرورش که پیش از انقلاب عضو انجمن حجتیه بود، خاطرهای را تعریف کرده است.
در بخش جستوجوی وب سایت آیتالله خامنهای هیچ مطلب یا گفتهای از او درباره انجمن حجتیه بدست نمیآید. همچنین «مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی» در پاسخ به خوانندهای نوشته است «دیدگاه و نظر آیتالله خامنهای در باره انجمن حجتیه به طور صریح یافت نشد اما به نظر میرسد ایشان نیز با مرحوم امام هم عقیده باشند».
با نگاهی به دوران ریاست جمهوری و رهبری علی خامنهای مواردی وجود دارد که او اعضای انجمن حجتیه را به مقامهای ارشد نظامی و امنیتی منصوب کرده است. «محمد سلیمی»، وزیر دفاع در دولت اول میرحسین موسوی، فرمانده پیشین کل ارتش و مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور نظامی یکی از همین نمونهها است. آقای سلیمی در ۱۰ بهمنماه ۱۳۹۴ درگذشت و مشخص نیست که آیا او همچنان از نظر عقیدتی تابع انجمن بوده یا همانند آقای پرورش از انجمن کنار کشیده بود.
یک چهره دیگر نزدیک به علی خامنهای در دوره ریاست جمهوریاش، محمدجواد مادرشاهی است. آقای مادرشاهی مشاور امنیتی آقای خامنهای بود. در زمان تشکیل وزارت اطلاعات، مادرشاهی از طرف رئیسجمهور در جلسات مجلس حضور مییافت و خواهان تشکیل سازمان اطلاعات زیر نظر رئیسجمهور به جای وزارتخانه بود.
محمد شریعتمداری، از موسسین تشکیل وزارت اطلاعات و از وزیران دولت های محمد خاتمی و حسن روحانی در دیماه ۱۳۹۱ در گفتوگو با روزنامه اعتماد به نقش محمدجواد مادرشاهی در سیر تشکیل وزارت اطلاعات، اشاره دارد و میگوید «آقای مادرشاهی از اعضای سرشناس انجمن حجتیه بودند ... برای تدوین این قانون دو نگاه وجود داشت. یک نگاه که متعلق به آقای (سعید) حجاریان و دوستانشان بود که قائل به وزارتی شدن اطلاعات بودند . یک نگاه هم متعلق به آقای مادرشاهی بود که به عنوان مشاور امنیتی رییس جمهور در جلسات حاضر میشد و قائل به سازمان اطلاعات بودند».
از این رو در کنار آقای خامنهای چهرههای شناخته شده انجمن حجتیه مثل آقای مادرشاهی و آقای سلیمی در بالاترین مناصب امنیتی و نظامی حضور داشتهاند و شاید همانطور که رسول منتجبنیا گفته آقای خامنهای «به اینها حسن ظن دارد».

منبع تصویر، PGNEWS
جبهه پایداری و انتخابات پیش رو
با نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس در یازدهم اسفندماه، تا کنون احزاب و گروههای اصولگرا با ائتلافهای انتخاباتی سه فهرست از نامزدهایشان را منتشر کردهاند و گفته میشود امکان افزایش این لیستها همچنان ادامه دارد.
در میان این جلسات متعدد احزاب اصولگریان، بعضی از اصولگرایان مانند علییوسفپور میگویند جبهه پایداری نقشی فراتر از سایر احزاب در این چانهزنیها بازی میکند و برای ۵۰ درصد کرسیهای مجلس خیز برداشتهاند.
صادق محصولی، دبیرکل جبهه پایداری از تعداد فعلی نمایندگان این جبهه در مجلس ابزار ناخشنودی کرده و گفته است «تعداد نمایندگان جبهه پایداری در مجلس کافی نیست».
آقای محصولی میگوید تاکید روی «انتخاب اصلح» دارد و در انتخاب نامزدها توجه به میزان رای آوری افراد ندارند و «و هر کسی که پای نظام و ارزشها بایستد جزو جبهه پایداری به حساب میآوریم».
منتقدان میگویند «انتخاب اصلح» به نوعی همان کلید واژه یا اسم رمز «خالصسازی» است و باعث شده که بخش زیادی از اصولگریان را از دایره قدرت و رقابت خارج کند و ارایه لیست واحد را سخت میکند.
در مجلس یازدهم از ۲۹۰ کرسی مجلس حدود ۲۲۷ کرسی به اصولگریان اختصاص یافت. جبهه پایداری ابتدا جدا از طیف اصولگریان لیست ۶۰ نفرهای را منتشر کرد و نشان داد که برای کل کشور نامزد کافی ندارند اما سرانجام با طیف طرفداران آقای قالیباف ائتلاف کردند و از لیست ۳۰ نفره تهران ۹ نفرشان نامزدهای جبهه پایداری بود که وارد مجلس شد.
نکته قابل توجه در این است که تعداد نمایندگان فعلی این جبهه در مجلس پایین است اما نمایندگان «همسو» با جبهه پایداری بالاست و در بعضی از محاسبات گفته میشود حدود ۱۸۰ نماینده مجلس با آنها نزدیکی فکری دارند اما لزوما تابع آنها نیستند و از آنها خط و مشی نمیگیرند.
از این رو بعضی از منتقدان و فعالان سیاسی براین باورند که پایگاه اصلی جبهه پایداری در «سوپر انقلابیها» است و پایگاه اجتماعی ندارند و تاکنون به طور مستقل وزن سیاسی گروه پایداری در نزد رای دهندگان و حتی در بین اصولگرایان مشخص نشده است.
سایت «انتخاب» روز یکشنبه، ششم اسفندماه در یک مطلب تحلیلی با عنوان «قلع و قمع مقدس» نوشته است چبهه پایداری به دلیل نداشتن پایگاه مردمی ترجیح میدهد که انتخابات محدود و با مشارکت محدود «سوپر انقلابیها» برگزار شود و با رای «حداقلی» به نهادهای انتخاباتی راه پیدا کنند و خواهان پایینآمدن مشارکت در انتخاباتاند.
با ائتلاف جبهه پایداری و شورای ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی با سرلیستی محمدباقر قالیباف و مرتضی آقاتهرانی آنها امیدوارند که بتوانند سایر اصولگرایان را از صحنه انتخابات کنار بزنند. اما عملکرد ضعیف این گروه در مجلس یازدهم و خبرهای پررنگ و پرحاشیه درباره خانواده آقای قالیباف نشان میدهد که احتمال پیروزی آسان (حتی با مشارکت حداقلی) برای آنها مقدور نیست و ممکن است لیست طیف محمدباقر قالیباف و جبهه پایداری در مقابل لیست سایر اصولگرایان شکست بخورد.
محمد مهاجری، روزنامهنگار اصولگرا در واکنش به نقش آفرینی جبهه پایداری در انتخابات پیش رو در شبکه ایکس به طعنه نوشته است: «مجلسی که لیستهایش را صادق محصولی و آقاتهرانی (از جبهه پایداری) و قالیباف در طرف دیگر ببندند، فقط شبیه مجلس ختم است. فاتحه معالصلوات».
















