انجمن حجتیه؛ از حکومت پهلوی تا جمهوری اسلامی

منبع تصویر، MEHR
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
خبر در گذشت حسین سجادی از قدیمیترین و با نفوذترین عضو انجمن حجتیه، در سکوت رسانههای خبری،در چند سایت انگشتشمار و در چند سطر منتشر شد. سالها بود که خبری از آقای سجادی نبود. او به برگزاری جلسات هفتگی در خانهاش در محله دروس تهران بسنده کردهبود و گهگاهی خبر میرسید که عدهای به جلسات او حمله کردهاند و حتی آسیب هم به او زدهاند.
او متولد ۱۳۲۴ بود و از ۲۲ سالگی به عنوان سخنران انجمن، به تبلیغ مهدویت میپرداخت. بعد از فوت محمود حلبی، موسس و رهبر انجمن حجتیه در سال ۷۶، او آرام و بدون آنکه حساسیت مقامهای جمهوری اسلامی را برانگیزد، هیات مدیره انجمن حجتیه را در کنار حسن افتخارزاده سبزواری و سه عضو دیگر، اداره میکرد و نقش مهمی در ماندگاری و گسترش فعالیتهای انجمن در سه دهه اخیر داشت.
حسین سجادی در سال ۸۴ همزمان با ریاست جمهوری محمود احمدینژاد، کتاب جنجالی "دهه ۸۰،دهه ظهور" را منتشر کرد. این کتاب درباره "مهدویت" و نشانههای ظهور امام دوازدهم شیعیان است و بخشهایی از کتاب که به قول نویسنده به استناد آیات، روایات و احادیث نوشته شده، به تحولات و دوره ظهور، شخصیتهای زمان ظهور، اصحاب و انصار امام زمان میپردازد.
آن سالها این گمان میرفت که ارتباطاتی بین آقای سجادی و آقای احمدینژاد هست و شخصیتسازیها و زمان ظهور به گونهای است که انگار آقای احمدینژاد از جمله کسانی است که زمینه ظهور امام دوازدهم را فراهم میکند.
او در این کتاب بعد از شرح تحولات خاورمیانه، سرنگونی صدام حسین در عراق، بحرانها و شورشها در لبنان، اردن،یمن، عربستان و... به تشریح فرماندهی می پردازد که تقریبا تمام مشخصات آقای احمدینژاد مثل "سبزه، ریش کم و با قد متوسط"را دارد و فقط یک مصداق او شامل آقای احمدینژاد نمیشد که این شخص اهل ری یا تهران است. آقای سجادی در این کتاب تاکید میکند از ۴۰ نشانه برای ظهور امام زمان ۳۷ مورد وجود دارد و فقط سه مورد از این نشانهها باقیمانده است.
و با توجه به اینکه ۱۵ سال از انتشار این کتاب میگذرد و این پیشبینی محقق نشده، میتوان حدس زد او با نوشتن "انشاالله" با حروف ریز در زیر نام کتاب "دهه ۸۰، دهه ظهور" پاسخی به این سوالات میدهد، احتمالا براساس معنای لغوی آن " اگر خدا بخواهد" دلیل تاخیر در ظهور است و او در کتاب هم تاکید دارد که اگر خدا بخواهد یک شبه شرایط ظهور فراهم میشود.
درگذشت آقای سجادی با سکوت حوزههای علمیه همراه بود.مهمترین شخصیت حوزه که برای درگذشت آقای سجادی بیانیه داده آیت الله صافی گلپایگانی است. او در پیامی از حسین سجادی به عنوان "فقید سعید" یاد کرد و اشارهای هم به تلاشهای او در انجمن حجتیه نکرد و از خدمات او به مکتب تشیع تشکر کرد. جعفر سبحانی از مراجع قم هم در پیامی از خدمات شصت ساله او در دفاع از امام زمان قدردانی کرد.

منبع تصویر، ENTEKHAB
انجمن حجیته از آغاز تا انقلاب اسلامی
پیش از انقلاب اسلامی یکی از مهمترین جشنهای مذهبی که در سراسر ایران برگزار میشد، جشنهای سوم و نیمهشعبان بود. براساس تاریخ قمری، تولد امام سوم و امام دوازدهم شعیان در این دو تاریخ است.
سراسر خیابانها آذین بندی و در کوچه و خیابان شیرینی و نقل و نبات پخش میشد و در ۱۵ شعبان این جشن به اوج خودش میرسید. با وجود بحث اعتقادی که شیعیان به این دو امام دارند اما در پس این جشن و پایکوبی یک تشکیلات بسیار قوی و منسجم بهنام انجمن حجیته قرار داشت و تلاش میشد این جشنها با شکوهتر از سال قبل برگزار شود با نزدیک شدن به انقلاب اسلامی اتفاقهایی افتاد که این روند کمرنگ شد و در نهایت در تیرماه ۱۳۵۷ اعلام شد امسال بخاطر کشتهشدن شماری از مردم در تظاهرات علیه حکومت شاه، جشنی برگزار نمیشود.
تاسیس انجمن خیریه حجتیه مهدویه به سال ۱۳۳۲ برمیگردد. محمود حلبی با هدف مبارزه با بهائیت و جلوگیری از نفوذ آنها در بین مردم و فراهم کردن زمینه ظهور امام زمان شکل گرفت و مراجع تقلید تا پیش از انقلاب اسلامی از تاسیس این انجمن استقبال و حمایت میکردند.
محمود ذاکرزاده تولایی، مشهور به شیخ محمود حلبی، تا پیش از کودتای ۲۸ مرداد، در عرصه سیاسی و مذهبی فعالیت داشت. در انتخابات مجلس هفدهم از مشهد نامزد شد، اما انتخاب نشد یا گفته میشود قبل از انتخابات انصراف داد. او از همراهان محمد مصدق و آیتالله کاشانی و از مبارزان ملی شدن صنعت نفت بود. آقای حلبی با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سیاست را رها کرد و راهی تهران تهران شد و " انجمن ضد بهائیت" را راه انداخت این انجمن در سال ۱۳۳۶ با نام "انجمن حجتیه مهدویه" ثبت کرد.
تشکیل چندین کمیته آموزشی، برگزاری جلسات بحث و مناظره و انجام پژوهشها و تحقیقاتی درباره بهائیت، از اقدامات انجمن بود. این اقدامات در شهرهایی که محل تجمع بهائیان بود، پررنگتر صورت میگرفت. هزینههای انجمن حجتیه از وجوهات شرعیه و کمکهای افراد متدین و متمول بازار تامین میشد. آقای حلبی در تبلیغ اعتقادات اسلام و نقد بهائیت، از روحانیون کمتر بهره میبرد و معتقد بود نباید شأن روحانیت در مناظرهها تضعیف شود.
تشکیلات انجمن کاملا حزبی عمل میکرد و ساختار حزبی داشت و در کنار حزب توده از مسنجمترین تشکیلات برخوردار بود.
در اساسنامه انجمن گفته شد این موسسه غیر انتفاعی است و به منظور فعالیتهای علمی و آموزشی و خدمات مفید اجتماعی، با الهام از تعالیم عالیه اسلام و مذهب شیعه جعفری ... تأسیس میشود.
تاسیس مدارس و آموزشگاهها و برگزاری سخنرانیهای علمی،ایجاد مراکز درمانی و بیمارستانی بخشی از اهداف این موسسه است و تاکید شدهاست که " انجمن به هیچوجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسئولیت هرنوع دخالتی را که در زمینههای سیاسی از طرف افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، بر عهده نخواهد داشت".
اکثر مراجع تقلید ایرانی همچون آیتالله بروجردی،آیتالله محمدرضا گلپایگانی و آیتالله مرعشی نجفی فعالیتهای انجمن را تایید میکردند. آیتالله روحالله خمینی هم در اواخر دهه چهل، فعالیت انجمن را تایید کرد و موافقت خودش را بر ای استفاده از وجوهات شرعیه اعلام کرد ولی بخاطر ماهیت غیر سیاسی انجمن، حمایتش را پس گرفت و عملا تقابل آیتالله خمینی و طرفدارانش با انجمن حجتیه بالا گرفت و با پیروزی انقلاب اسلامی این تقابل شدت گرفت و بارها از سوی آقای خمینی مورد انتقاد قرار گفتند.
آقای حلبی با مجموعه انجمن از معتقدان سرسخت ولایت مطلقه اهلبیت بود و با اشاره به زندگی امامان شیعه و احادیث و روایات، اعتقاد راسخ داشت که اعضای انجمن وارد سیاست نشوند و از مبارزه سیاسی علیه حکومت پهلوی حمایت نکنند.
اعضای انجمن آنها براین باور بودند که تلاش برای کسب حکومت، قیام و شورش علیه حکومت مستقر به هر بهانه و مستمسکی ممنوع و غیر شرعی است و این تلاشها جز زیان و خسران و پشیمانی، چیزی به همراه ندارد، بنابراین باید زمینه ظهور حکومت امام زمان را از طریق کارهای فرهنگی و ایدئولوژی فراهم کنند تا از طریق یک "معصوم" حکومت تشکیل شود.
آقای حلبی معتقد بود امام زمان "شاهرگ" شیعه است و شیطان میخواهد بین آنها و امام زمان فاصله بیندازد و قبل از قیام مهدی موعود، هر قیامی اشتباه است و به شکست میانجامد.
تفکر و رویه انجمن با طبع کسانی همچون آیتالله خمینی سازگار نبود و اگر زمانی مراجع تقلید از این انجمن حمایت میکردند، با نزدیک شدن به سال ۱۳۵۷ اتهامهایی تازهای به آنها زده شد، وابستگی به ساواک و بریتانیا از جمله این اتهامها بود.

منبع تصویر، TARIKH
انجمن حجتیه و انقلاب اسلامی
بهمن ۱۳۵۷ برای انجمن حجتیه پایان فعالیتهای علنی و گسترده در سراسر کشور و آغاز دوره سکوت، حاشیه و بدبینی حکومت علیه آنها بود.
آقای حلبی در اوایل انقلاب تلاش کرد با نظام همراهی کند و حتی در اولین دورانتخابات مجلس خبرگان رهبری از مشهد نامزد شد اما رای نیاورد. با وجود نرمشی که نشان میداد، پیوسته از سوی مقامهای و مسئولان بخصوص آیت الله خمینی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم مورد خطاب قرار میگرفت.
پس از انقلاب اسلامی در کنار محمود حلبی کسانی همچون محمد صالحی آذری، حسین سجادی، محمدحسین سجادی، محمدحسین عطار، غلامحسین حاج محمد تقی باقر،محمدمهدی عبدخدایی و محمدمهدیپورگل به عنوان اعضای هیأت مدیره و هیأت مؤسس انجمن حجتیه در مشهد و تهران بودند.
مخالفت شدید با انجمن از سال ۶۰ توسط سازمان مجاهدین انقلاب با انتشار مجموعه یادداشتهای عمادالدین باقی در روزنامه اطلاعات شروع شد. آقای باقی در زمان انتشار یادداشتها ۲۱ سال داشت و مجموعه نوشتهها باعنوان "در شناخت حزب قاعدین زمان" به صورت کتاب در سال ۱۳۶۲ منتشر شد، گفته میشود بیش از ۸۰ هزار نسخه از آن به فروش رفت.( آقای عمادالدین باقی در سال ۷۶ اعلام کرد که در نوشتن این یادداشتها تندوری کرده و مقالاتی در نقد نوشتههایش علیه انجمن نوشت).
در وب سایت آیتالله خمینی به صراحت نوشته شده که او از جانب انجمن حجتیه احساس خطر میکرد و به مسئولان گفته بود افراد موثر آنها در پستهای حساس و کلیدی نباشند.
آیتالله خمینی در ۲۵ آبانماه سال ۶۰ به صراحت اعلام میکند "حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر- ولو امام عصر باشد- اهمیتش بیشتر است،برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا میکند برای اسلام"
برای همین نگرانیها بود که در ۲۱ تیرماه ۶۲ آقای خمینی بدون نامبردن از انجمن، سخنان تندی علیهشان ایراد کرد و گفت: "یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چی میآید؟ حضرت صاحب میآید معصیت را بردارد، ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید..."
با این سخنان انجمن چارهای جز تعطیلی نداشت در اول مردادماه در اطلاعیه اعلام کرد که در چنین شرایطی "وظیفه شرعی" در ادامه فعالیت نیست.
اما این پایان کار انجمن و خصومت حکومت با آنها نبود. انجمن حجتیه سعی کرد اگر با حکومت همراهی نمیکند، سنگانداری هم نکند، موافق جنگ ایران و عراق و دخالت ایران در فلسطین و کشورهای منطقه نبود و همین منش آنها هم مورد انتقاد مسئولان از جمله آیتالله خامنهای روبرو شد. آقای حلبی در سال ۷۶ فوت کرد و از قول آقای افتخارزاده پدر معنوی انجمن نقل می شود که آقای حلبی انجمن را به ده نفرسپرده است.
با گذشت چهل سال از تعطیلی رسمی انجمن حجتیه، حکومت همچنان از آنها احساس خطر میکند. دهها کتاب علیه آنها منتشر و سمینارهای بسیاری برگزار میشود و هراز چندسالی سخنرانیهای آتشین علیه همفکران و تشکیلات انجمن ایراد میشود.
به نظر میرسد یکی از نگرانیهای جدی حکومت از تقویت انجمن و پا گرفتن دوباره آن، به نقدهای بخش مذهبی جامعه و حوزههای علمیه برمیگردد، نقدهایی که به نوعی تایید رویکرد انجمن حجتیه را میکند که مذهبیها باید از سیاست دوری کنند و منتظر ظهور امام دوازدهم باشند.











