ژن، ژیان، آزادی: از مردی تنها در سلول انفرادی تا خیابانهای ایران
سوران قربانی، بیبیسی

بهار داشت از راه میرسید. تپههای مشرف به رود فرات سبز میزدند. چریکهای کرد زمستان سختی را پشت سر گذاشته بودند. نزدیک به شش ماه بود که برای دفاع از شهر کوبانی در مرز سوریه و ترکیه با داعش میجنگیدند. چند روز قبلش توانسته بودند نیروهای داعش را به شرق رود فرات عقب برانند و در روستای شیخلر در ساحل غربی رود جشنی کوچک در جریان بود.
آن روز آفتابی از قضا هشت مارس بود، روز جهانی زن . چریکهای زن و مرد که خستگی جنگ از سر و رویشان میبارید روز زن را به هم تبریک میگفتند. چریکهای زن که نزدیک به صد نفری بودند در ساحل رود فرات دست در دست هم کردی میرقصیدند و شعار "ژن، ژیان، آزادی" سر میدادند. طوری شعار را فریاد میزدند انگار که بخواهند جنگجویان داعش در آن سوی رودخانه طنین صدایشان را بشنوند.
حالا بیش از هفت سال از آن روز گذشته . این شعار در میانه تشییع پیکر مهسا (ژینا) امینی در سقز سر داده شد و در کمتر از چند ساعت در خیابان ها و صحن دانشگاههای ایران طنین انداخت. شعاری که حالا به شناسنامه جنبشی جوان در ایران تبدیل شده.
اما این شعار از کجا آمده؟ عبدالله اوجالان، رهبر زندانی حزب کارگران کردستان در پاییز سال ۱۹۷۸ میلادی به کمک رفقایش این حزب را در ترکیه تاسیس کرد. مانند بیشتر احزاب چپ ، مبارزه برای احقاق حقوق زنان بخشی از برنامه سیاسی این حزب بود. در اواسط دهه هشتاد میلادی و وارد شدن این حزب به فاز نظامی زنان هم در کنار مردان، مسلح شدند. دورههای نظامی و ایدئولوژیک برای زنانی که از جامعه سنتی و مردسالار کردستان گریزان بودند این حزب را بین آنها محبوب کرد.
اوجالان معتقد بود که زنان تحت ستم نظام پدرسالارانه، سرمایهداری و دولت-ملت هستند. او زنان را "اولین ملت به اسارت رفته تاریخ" میخواند و میگوید « با خودم فکر میکردم که زن سرزمینیست در اسارت که باید آزاد شود».
او تا جایی پیش رفت که در اواسط دهه نود از مردان جامعه خواست که به ستم خود علیه زنان پایان دهند و به استعاره گفت «مردانگی را در خود بکشید».
همزمان اعضای زن پ ک ک در حال تئوریزه کردن اندیشههای زن محور خاص خود بودند. کسانی مانند سکینه جانسز(در سال ۲۰۱۳ در پاریس ترور شد) از جنبشی زن محور صحبت میکردند که فمنیزم غربی را به چالش میکشید چرا که آن را استعمارگر، بورژوایی و نخبهگرا میخواندند. جانسز از زندان و اوجالان از بیرون زندان در حال ارائه یک الگوی زنانه بودند که از دل تاریخ و جامعه خاورمیانه الهام گرفته و از پایین به بالا بود و رویکردی فراملی و استعمارگریز داشت.
اوجالان در اواخر دهه نود "ایدئولوژی زن آزاد" را مطرح کرد. او این ایدئولوژی را در این جمله خلاصه میکرد: تا زن آزاد نشود، جامعه آزاد نمیشود. او مینویسد « زن، زندگی، آزادی یعنی زن آزاد، سرزمین آزاد و حتی مرد آزاد».
مردی تنها در سلول انفرادی
عبدالله اوجالان یک سال بعد از انتشار این الگو، در یک عملیات پیچیده بین المللی در سال ۱۹۹۹(۱۳۷۷ شمسی) درکنیا ربوده شد و از آن زمان در زندان جزیره امرالی ترکیه در حبس است. اما از طریق نامهنگاری و دفاعیههای خود سعی کرد ایدئولوژی زن آزاد را بیشتر بسط دهد.
نتیجه تلاش او و زنانی مثل سکینه جانسز بسط مفهوم "ژنولوژی" بود، علم شناخت زن (ژن) که حالا در کوهستان، در دانشگاه قامشلی و بعضی از آکادمیهای زنان در اروپا و آمریکای لاتین تدریس میشود.
ژنولوژی در کوبانی
برای اولین بار «ژنولوژی» در آن ساحل رود فرات به گوشم خورد. آفتاب غروب کرده بود. رود فرات آرام درجریان بود. صدای قورباغهها نیزارها را تنیده بود. گروه کوچکی از چریکها تحت فرمان یک زن در کنار کلبه ماهیگیرهایی که معلوم نبود سرنوشتشان چطور رقم خورده، دور آتش حلقه زده بودند و چایی مینوشیدند و سیگار پشت سیگار دود میکردند. در میان آنها یک مرد جوان اسپانیایی به نام سازمانی شروان بود که برای جنگ با داعش داوطلب شده بود. از دلیله ، فرمانده زن درباره یگانهای مدافع زن ( YPJ ) میپرسید. میخواست بداند که چطور آن همه زن از یک جامعه مردسالار توانستهاند خود را سازمان داده و علیه داعش بجنگند. دلیله که صورت آفتاب سوخته و استخوانیاش با نور شعلههای آتش روشن میشد با علاقه گفتگو را پیش میبرد. میگفت از یک خانواده کارگرمهاجر کرد در استانبول آمده و از دوران نوجوانی زندگی در کلان شهر او را آگاه کرده است.

بعد از رسیدن اعتراضات بهار عربی و آغاز جنگ داخلی در سوریه ، کردهای این کشور کنترل مناطق کردنشین، روژاوا، را به دست گرفتند. در بهار ۲۰۱۳ اولین یگانهای مدافع زن در کنار یگانهای مدافع خلق ( YPG ) شکل یافت و پای زنانی مانند دلیله را از استانبول به آن بخش از سوریه جنگ زده کشاند. دلیله ی پ ژ را ارتش زنان میخواند و میگفت رهایی جوامع خاورمیانه در گرو آزادی زن است.
او میگفت زن زندگیست و شعار زن، زندگی ، آزادی بیانگر این مفهوم است. معلوم نیست که صحبتهای دلیله تا کجا شروان اسپانیایی را قانع کرد؟ ولی شعار آنها هزاران کیلومتر دورتر از آن کلبه ماهیگیری کنار رود فرات در خیابانهای شهرهای مختلف جهان در راهپیمایی هایی که در حمایت از کوبانی شکل گرفته بود سرداده میشد. این شعار در گزارش و مستندهای خبرنگاران زیادی منعکس شد و حتی سر از فیلم و سریالهایی درآورد که به موضوع جنگ با داعش میپرداختند.
در صحنهای از فیلم دختران خورشید با بازی گلشیفته فراهانی، بهار، فرمانده ایزدی واحد زنان «دختران آفتاب» قبل از آغاز یک عملیات علیه داعش برای دادن روحیه به رفقایش فریاد میزند برای زن، برای زندگی و برای آزادی.
حالا این شعار با پیمودن مرزهای زیادی به خیابانهای ایران رسیده است. معلوم نیست چند نفر از معترضان ایرانی که این شعار را سر میدهند تاریخچه آن را میدانند اما مبارزه زنان در ایران آنقدر هم بی تجربه نیست که با چنین مفاهیمی غریبه باشد.
عاطفه نبوی، زندانی سیاسی سابق در این روزها در توئیتی نوشته: شعار زن، زندگی، آزادی را بار اول در زندان اوین از شیرین علمهولی شنیدم. نوشته بود زده بود روی دیوار کنار تختش. شیرین در اردیبهشت ۱۳۸۹ اعدام شد. شیرین علمهولی اردیبهشت ۱۳۸۹ به اتهام ارتباط با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) همراه فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان در زندان اوین اعدام شد.
در سقز، شهری که مهسا امینی در آن به دنیا آمد و به خاک سپرده شد، زنان بعد از انقلاب ۵۷ خود را در چارچوب شوراهای زنان سازمان داده بودند. شوراهایی که به ابتکار سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران- کومله شکل گرفته بود و نظام تازه به قدرت رسیده را به چالش میکشید.
جان باختن مهسا امینی هنگام بازداشت توسط گشت ارشاد، قلب بسیاری در ایران را به درد آورد. گروهی از زنان از آرامستان آیچی سقز روسریهایشان از سر باز کردند و با سر دادن شعار زن، زندگی ، آزادی بنیانهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی را بار دیگر به لرزه درآوردند.

منبع تصویر، social Media
خشم زنان ایران انگار از زیر خاکستر سر برآورده باشد به سرعت همه جغرافیا را پیمود و در نقاط مختلف جهان شنیده شد، از کابل تا سانتیاگوی شیلی. انگار بگویند «ما دیگر منتظر مردان حاکم نمیمانیم تا حقمان را بدهند.»
سر دادن این شعار در کنار شعارهایی مثل «از کردستان تا تهران، خونین تمام ایران» پلی شد بر شکافهای اتنیکی در ایران و ناگهان همه متحدتر از همیشه به خیابان آمدند. به شهادت شاهدان عینی در بسیاری از شهرهای ایران زنان اعتراض را کلید زده و مردان اغلب جوان از آنها حمایت کردهاند.
تصویر زنی جوان که با دست راستش روسری آتش زده شده اش را بالا نگه داشته و دو انگشت دست چپش را به نشان پیروزی بالا برده ناخودآگاه من را به یاد دلیله و همرزمان زنش میاندازد که بیش از هفت سال پیش داعش را به زانو درآورده بودند و در کنار رود فرات میرقصیدند. بدون ترس از داعش و ایدئولوژی زن ستیزشان.











