جشنواره کارلووی واری؛ «تولدی دیگر» برای سینمای ایران

.

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, محمد عبدی
    • شغل, منتقد فیلم
    • در, محل برگزاری جشنواره

پنجاه و هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی واری در جمهوری چک که مهمترین جشنواره سینمایی اروپای شرقی و مرکزی محسوب می‌شود، به محملی برای ستایش از سینمای مستقل ایران بدل شد؛ با نمایش سه فیلم از سینماگران ایرانی در بخش‌های مسابقه‌ای و نه فیلم در بخشی مختص به ایران که عنوان درخوری داشت: «تولدی دیگر».

در بخش مسابقه امسال سینماگران ایرانی حضور چشمگیری داشتند و دو جایزه هم نصیب بردند. بابک جلالی که پیشتر با فیلم‌هایی چون «رویاهای رادیویی» در جشنواره‌هایی چون روتردام مورد تحسین قرار گرفته بود، با فیلم تازه‌اش، «فریمانت»، توانست جایزه بهترین کارگردانی جشنواره را از آن خود کند.

جلالی در ادامه سبک و سیاق قبلی، این بار به شکل سیاه و سفید همان دنیای تلخ توأم با سردی و ملال را روایت می‌کند. قهرمان فیلم دختری است افغان که مترجم نیروهای آمریکایی در افغانستان بوده و پس از دوباره به روی کار آمدن طالبان، به آمریکا گریخته است و در شهر فریمانت در کالیفرنیای آمریکا که به شهر مهاجران افغان شهره است، زندگی می‌کند.

روایت روزمره‌گی و تنهایی این دختر، جهان فیلم را شکل می‌دهد، با دوربینی که با فاصله می‌ایستد و نمی‌خواهد تماشاگر را به شکل احساسی درگیر ماجرا کند. طنز تلخ و خاصی هم به مانند دیگر آثار جلالی در فیلم دیده می‌شود که گاه تماشاگر را درگیر می‌کند و گاه در تناقض با سردی فضا قرار می‌گیرد.

تورهای خالی

منبع تصویر، Karlovy Vary International Film Festival

توضیح تصویر، فیلم تورهای خالی، ساخته بهروز کرمی‌زاده

بهروز کرمی زاده دیگر فیلمساز مهاجر ایرانی است که حالا با اولین فیلم بلندش به نام «تورهای خالی» که در داخل ایران به عنوان محصول مشترک ایران و آلمان ساخته شده، در بخش مسابقه اصلی جشنواره حضور داشت و جایزه ویژه داوران به ارزش ۱۵ هزار دلار را نصیب برد.

فیلم داستان آشنایی را روایت می‌کند: عاشق شدن یک پسر فقیر به دختری از طبقه بالاتر که با مخالفت خانواده دختر روبرو می‌شود. این مضمون بارها در سینمای ایران- از فیلم‌های زیادی در دوران پیش از انقلاب تا فیلم‌هایی در همین چند سال اخیر- مورد استفاده قرار گرفته و نیمه اول اثر، فیلم قصه‌گویی با همین حال و هوای آشنا به نظر می‌رسد.

در نیمه دوم فیلمساز سعی دارد بار اجتماعی فیلم را پر رنگ‌تر کند و پایانی نمادین همراه با حال و هوای ایران امروز بسازد، جایی که شخصیت اصلی تصمیم متفاوتی می‌گیرد.

اما جایزه اصلی ۲۵ هزار دلاری نصیب «درس های بلاگا» ساخته استفان کوماندارف از بلغارستان شد؛ فیلمی که با روایت زندگی یک زن هفتاد ساله که به تازگی شوهرش را از دست داده، به انتقادی تند و تیز از مسائل سیاسی و اجتماعی بلغارستان پس از کمونیسم بدل می‌شود.

سینمای ایران؛ «تولدی دیگر»

فیلم «ماده تاریک» ساخته کریم لک‌زاده

منبع تصویر، Karlovy Vary International Film Festival

توضیح تصویر، فیلم «ماده تاریک» ساخته کریم لک‌زاده

به نظر می‌رسد سخت گیری‌های سازمان سینمایی و همه اتفاقات سیاسی و اجتماعی ماه‌های اخیر، ورق سینمای ایران را برگردانده و ادامه حیات سینمای ایران به شکل قبلی - و نحوه حضور این سینما در جشنواره‌های جهانی - را به تمامی تغییر داده است: حالا نوبت فیلم‌های کم خرج و تجربی و مستقلی است که بدون مجوز در داخل ایران ساخته می‌شوند و بی آن که فرصت نمایش در سینماهای ایران را داشته باشند، مستقیم به جشنواره‌های جهانی می‌رسند.

حالا جشنواره کارلووی واری در بخش ویژه‌ای به این نوع سینمای ایران توجه نشان داده و نه فیلم را که در سال‌های اخیر به شکل مستقل و زیرزمینی در داخل ساخته شده‌اند، در بخشی تحت عنوان «تولدی دیگر: سینمای ایران اینجا و اکنون» گرد آورده است، ضمن آن که پذیرای فیلم «ماده تاریک» ساخته کریم لک‌زاده در بخش مسابقه‌ای پروکسیما هم بود؛ فیلمی که بدون حجاب ساخته شده و محدودیت‌های جاری در سینمای ایران در روایت روابط زن و مرد را زیر پا می‌گذارد تا در قصه ای شبیه به «ژول و جیم» ساخته فرانسوا تروفو، یک دوستی سه نفره را روایت کند که با ساخت یک فیلم در دل داستان ارتباط دارد.

اما در بخش تولدی دیگر همه نوع فیلم می‌توان یافت؛ از فیلمی چون «زاپاتا» («عموزادگان» ساخته دانش اقباشاوی) که با موبایل فیلمبرداری شده تا مستندی چون «دروازه رویاها» ساخته نگین احمدی که روایت حضور خود فیلمساز بین جنگجویان زن کرد برای مبارزه با داعش است.

فیلم «کی-۹» ساخته وحید وکیلی فر

منبع تصویر، Karlovy Vary International Film Festival

توضیح تصویر، فیلم «کی-۹» ساخته وحید وکیلی فر

عجیب این که بسیاری از این فیلم‌ها درباره فیلمسازی و سینما هستند و در واقع به شکل فیلم در فیلم روایت می‌شوند؛ از «ملخ» ساخته فائزه عزیزخانی تا همان «زاپاتا» که داستان عموزادگانی را روایت می‌کند که برای فیلمسازی دست به آدم‌ربایی می‌زنند.

اما این داستان روایت فیلمسازی در دل فیلم گاه به بیراهه هم می‌کشد و نتیجه‌اش فیلم الکن و آماتوری‌ای است به نام «رودخانه سیاه و سفید» ساخته فرزین محمدی که هیچ انگیزه‌ای به مخاطب برای دنبال کردن فیلم را نمی‌دهد.

اما «بی پایان» ساخته نادر ساعی ور نمونه دیدنی‌ای است از سینمای مستقل ایران که با جسارت به روایت داستان ممنوعه خود می‌پردازد و کمبودهای تولید، ذره‌ای از ارزش‌های تکنیکی و سینمایی اثر نمی‌کاهد(به طور جداگانه در مقاله‌ای دیگر به این فیلم مهم سال‌های اخیر خواهم پرداخت).

و فیلم «کی-۹» ساخته وحید وکیلی فر هم ارزش‌های سینمایی و فرم فیلم را در اولویت قرار می‌دهد در حالی که در داستانی نمادین و استعاری، همه ناگفته‌ها را با تماشاگرش در میان می گذارد؛ افسوس اما که فیلمساز در بند زیبایی نماهایش گرفتار می‌شود و گاه دلش نمی‌آید که آنها را کوتاه کند و نتیجه‌اش طولانی شدن بی دلیل فیلم است (نظیر رقص حدود پنچ دقیقه‌ای کنار آتش که به راحتی می‌توانست کوتاه‌تر باشد).