از هم‌سویی تاریخی تا منفعت‌طلبی سیاسی؛ موضع چین و روسیه در قبال «آرمان فلسطینی» چیست؟

.

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, پائولا روساس
    • شغل, بی‌بی‌سی، بخش موندو

مائو برای فلسطینی‌ها سلاح فرستاد و بسیاری از رهبران فلسطینی - از جمله محمود عباس، رئیس کنونی تشکیلات فلسطینی - در مسکو تحصیل کرده‌اند.

هم‌سویی تاریخی چین و روسیه با آرمان فلسطینی مسئله‌ پنهانی نیست. اما در سال‌های اخیر، به ویژه پس از آغاز جنگ غزه در حدود یک سال پیش، پکن و مسکو نقشی جدید و نامعمول، به عنوان میانجی در درگیری میان اسرائیل و فلسطینی‌ها بر عهده گرفته‌اند.

در ماه ژوئیه گذشته، حماس، فتح و دوازده گروه دیگر فلسطینی در پکن، پایتخت چین، توافق اولیه‌ای برای تشکیل «دولت موقت وحدت ملی» با هدف اداره غزه پس از پایان جنگ امضا کردند. این گروه‌ها در ماه فوریه نیز با هدف مشابهی در مسکو دیدار کرده بودند.

چین و روسیه روابط خود را با تمام بازیگران منطقه، از جمله ایران، سوریه و ترکیه حفظ کرده‌اند. برخلاف آمریکا که حماس را یک سازمان تروریستی می‌داند و به همین دلیل قادر به مذاکره با آن‌ نیست، نه پکن و نه مسکو هیچ مشکلی با دعوت حماس به گفت‌وگو ندارند.

فراتر از آن که این میانجیگری‌ها نتایج ملموسی داشته باشد یا نه - امری که کارشناسان در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی احتمال آن را بعید می‌دانند - بسیاری این پرسش را مطرح می‌کنند که چینی‌ها و روس‌ها با این نقش‌آفرینی به دنبال چه هستند.

فلسطینی‌ها نه نفت دارند و نه منابع طبیعی قابل توجه. آنها یک قدرت منطقه‌ای نیستند و با حوزه‌های نفوذ این دو قدرت شرقی و مناطق استراتژیک آنها فاصله دارند. پس چین و روسیه از درگیر شدن در یکی از دشوارترین منازعات بین‌المللی چه سودی می‌برند؟

دو هدف اصلی وجود دارد که می‌توان در پاسخ این سوال مطرح کرد: کسب نفوذ بین‌المللی و مقابله با قدرت آمریکا و غرب در جهان.

از مائو تا شی جین‌پینگ

در تصویر مربوط به سال ۱۹۶۷، شبه نظامیان ارتش آزادیبخش فلسطین، شاخه مسلح ساف، آثار مائو را در دست دارند.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، تصویر مربوط به سال ۱۹۶۷، شبه نظامیان ارتش آزادیبخش فلسطین، شاخه مسلح ساف، آثار مائو را در دست دارند

از زمان اعلام تاسیس جمهوری خلق چین در سال ۱۹۴۹، این قدرت آسیایی همواره با آرمان فلسطینی همدلی و هم‌سویی نشان داده است. دیدگاه مائو تسه‌تونگ، بنیان‌گذار جمهوری خلق چین نسبت به اسرائیل، مشابه نگاه او به تایوان بود: یک پایگاه امپریالیسم غربی که در منطقه تاسیس شده تا منتقدان احتمالی نظم بین‌المللی تحمیل‌شده از سوی واشنگتن را تحت کنترل نگه دارد.

احمد ابودوح، پژوهشگر اندیشکده چتم هاوس در لندن، به بی‌بی‌سی گفت که روایت ضد غربی و ضد استعماری این چین جدید، «بازتاب رنج‌های خود را در مصائب فلسطینی‌ها می‌دید».

آنچه حزب کمونیست چین «یک قرن تحقیر» می‌نامید - که از جنگ‌های تریاک در قرن نوزدهم آغاز شد و تا به قدرت رسیدن مائو ادامه داشت - همان چیزی بود که فلسطینی‌ها از آن رنج می‌بردند.

حمایت چین تنها در حد شعار باقی نماند. مائو که از جنبش‌های آزادی‌بخش در سراسر جهان حمایت می‌کرد، برای سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) سلاح ارسال کرد و تاثیر قابل توجهی بر تفکر این سازمان داشت.

اما سیاست خارجی چین با به قدرت رسیدن دنگ شیائوپینگ در سال ۱۹۷۸ و شعار او یعنی «ثروتمند و پرافتخار شوید»، تغییر کرد.

برای تحقق چشم‌انداز اقتصاد بازار سوسیالیستی، چین مجبور شد اصلاحات انجام دهد، درهای خود را به روی جهان باز کند و برای این کار از ایدئولوژی به عمل‌گرایی روی آورد. چین به جای حمایت از بازیگران غیردولتی، به دنبال گسترش روابط دیپلماتیک با قدرت‌های بزرگ و متوسط جهان بود.

به گفته ابودوح انتخاب شی جین‌پینگ به ریاست جمهوری چین در سال ۲۰۱۲ اوضاع را تغییر داد.

شی در حال بازگرداندن عنصری ایدئولوژیک به سیاست خارجی‌ چین است، اما به شکلی که همواره در خدمت منافع عملی چین باشد. درگیری اسرائیل و فلسطینی‌ها این رویکرد را به صورت کامل نمایان می‌کند.

یاسر عرفات، رهبر فلسطین، روابط عالی با همتایان روسی خود داشت. که در سال ۱۹۹۷ با بوسیدن رئیس جمهور بوریس یلتسین نشان داد.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، یاسر عرفات، رهبر پیشین فلسطینی‌ها ، روابط عالی با مقام‌های روسیه داشت

از استالین تا پوتین

روابط روسیه با فلسطینی‌ها کمی متفاوت شروع شد. زمانی که اسرائیل در سال ۱۹۴۸ اعلام استقلال کرد، اتحاد جماهیر شوروی تحت رهبری جوزف استالین، یکی از اولین کشورهایی بود که آن را به رسمیت شناخت.

مارک کاتز، استاد بازنشسته علوم سیاسی در دانشگاه جرج میسون، به بی‌بی‌سی گفت «در آن زمان به نظر می‌رسید که اسرائیل گرایش‌های سوسیالیستی دارد، در حالی که همسایگانش همچنان مستعمرات اروپایی بودند.»

اما اسرائیل در نهایت به یک کشور سوسیالیستی تبدیل نشد و در اواسط دهه ۱۹۵۰ نیکیتا خروشچف با ملی‌گرایی عرب همراه شد.

کاتز توضیح می‌دهد که «آرمان فلسطین برای مسکو بسیار مفید بود، چون در حالی که آمریکا از اسرائیل حمایت می‌کرد، حمایت شوروی‌ از فلسطینی‌ها آن‌ها را در میان کشورهای عربی محبوب‌تر می‌کرد».

اما در حالی که آرمان فلسطین برای جهان عرب‌ یک موضوع اصولی بود، برای مسکو تنها یک مسئله مصلحتی بود.

مارک کاتز که کارشناس سیاست خارجی روسیه و خاورمیانه است اضافه می‌کند: «آن‌ها هرگز از آن به‌گونه‌ای حمایت نمی‌کردند که خطر درگیری با آمریکا را به‌همراه داشته باشد، و هرگز ضداسرائیلی نبودند.»

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خصومت روسیه با اسرائیل شروع به کاهش کرد و محدودیت‌هایی که تا آن زمان مانع مهاجرت یهودیان روس به اسرائیل می‌شد، برداشته شد.

تا زمانی که ولادیمیر پوتین در سال ۲۰۰۰ رئیس جمهور روسیه شد، بیش از یک میلیون اسرائیلی به نوعی ریشه‌ در شوروی سابق داشتند و بسیاری از آن‌ها به زبان روسی صحبت می‌کردند.

از آن زمان، کرملین تلاش کرده تا تعادلی بین روابط خود با اسرائیل و حمایت از فلسطینی‌ها برقرار کند، اما روابط مسکو با دولت اسرائیل اخیرا به سردی گراییده است.

این اختلاف پس از ۷ اکتبر سال گذشته عمیق‌تر شد، زمانی که حماس در حمله‌ای غافلگیرانه به اسرائیل بیش از ۱۲۰۰ نفر را کشت و اسرائیل در واکنش، با حمله به غزه بیش از ۴۰هزار فلسطینی را کشت.

در تصویر، ترمینال نفتی بندر ژوشان را میبینید.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، چین به واردات نفت بسیار وابسته شده است

نظم جهانی جایگزین

چین به بزرگترین واردکننده نفت در جهان تبدیل شده است و تخمین زده می‌شود نیمی از خریدهای آن از کشورهای خاورمیانه و خلیج فارس باشد.

آیا این به معنای آن است که تلاش‌های چین برای میانجی‌گری در درگیری اسرائیل و فلسطینیان با منافع اقتصادی‌اش ارتباط دارد؟ از نظر احمد ابودوح، پاسخ منفی است.

این پژوهشگر اندیشکده چتم هاوس می‌گوید: «بسیاری از کشورهای عربی روابط خود را با اسرائیل عادی کرده‌اند و آن‌هایی که هنوز این کار را نکرده‌اند، مانند عربستان سعودی، آماده‌اند که پس از فروکش کردن جنگ غزه این کار را انجام دهند. چین این مسئله را درک کرده و این دو موضوع را به یکدیگر مرتبط نمی‌کند.»

به‌عبارت دیگر، هیچ کس به‌دلیل موضع چین در این درگیری، فروش نفت به این کشور را متوقف نخواهد کرد.

دلایل میانجی‌گری ممکن است بیشتر به رقابت با آمریکا مربوط باشد و تصویری که چین می‌خواهد با توجه به موقعیت جدیدش به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی از خود ارائه دهد.

ابودوح می‌گوید از یک سو «چین می‌خواهد به‌عنوان یک قدرت منطقی و مسئول دیده شود که به میانجیگری و برقراری صلح علاقه‌مند است»، و از سوی دیگر پکن به دنبال «پیش‌برد دیدگاهی از نظم جهانی است که با نظم آمریکایی متفاوت است»، به ویژه در جهان جنوب که اکثر کشورها از فلسطینی‌ها حمایت می‌کنند.

علاوه بر این درگیری خاورمیانه، که یکی از پیچیده‌ترین و خبرسازترین درگیری‌های جهان است، برای منافع آن‌ها مناسب است، مخصوصا زمانی که آمریکا - رقیب اصلی چین - و بسیاری از کشورهای غربی به عنوان حامیان اسرائیل در نظر گرفته می‌شوند.

پکن سال گذشته با ایجاد توافق برای بازسازی روابط دیپلماتیک دو دشمن منطقه‌ای، یعنی ایران و عربستان سعودی، نقش جدید خود به عنوان یک میانجی موثر را به نمایش گذاشت. بخش عمده‌ای از مذاکرات دو طرف با میانجی‌گری عراق و عمان انجام شده بود، و توافق همچنان در مراحل ابتدایی خود قرار دارد. این توافق باعث سازمان‌دهی مجدد منطقه نخواهد شد، اما امضای چین به آن وزن بین‌المللی داد و پکن با این کار به نوعی توانست نفوذ آمریکا را در خلیج فارس کاهش دهد.

پژوهشگر چتم هاوس، که در زمینه نفوذ چین در خاورمیانه تخصص دارد، می‌گوید با وجود این «چین هیچ ایده‌ای برای متحد کردن فلسطینی‌ها یا حل درگیری پیچیده میان فلسطینیان و اسرائیلیان ندارد. منافع عمده‌ای هم ندارد که با حل این درگیری مرتبط باشد».

تظاهرات ضد پوتین در برلین

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، جنگ در غزه توجه بین‌المللی را از درگیری در اوکراین منحرف کرده است

منحرف کردن توجه از اوکراین

مارک کاتز، استاد سابق علوم سیاسی توضیح می‌دهد که برای روسیه «درگیری میان حماس و اسرائیل برای منحرف کردن توجه از جنگ در اوکراین بسیار مفید بوده است».

نه تنها جنگ اوکراین تا حد زیادی از چرخه خبری حذف شده است، بلکه بخشی از کمک‌های تسلیحاتی که متحدان اوکراین، به ویژه آمریکا، برای کی‌یف می‌فرستادند، از زمان آغاز این درگیری به اسرائیل ارسال شده است.

این پژوهشگر آمریکایی می‌گوید: «کرملین معتقد است که غرب در حالی روسیه را به اشغال اوکراین متهم می‌کند که در مقابل اقدامات اسرائیل در قبال فلسطین سکوت می‌کند و استانداردهای دوگانه اعمال می‌کند.»

به همین دلیل روسیه از جنگ غزه برای متهم کردن غرب به دورویی و کسب وجهه در نگاه کشورهای عربی استفاده می‌کند. مارک کاتز می‌گوید: «برای روسیه کافی است در چشم افکار عمومی عرب بهتر از آمریکا به نظر بیاید.»

احمد ابودوح هم بر این باور است که هدف روسیه از تلاش برای میانجی‌گیری در درگیری اسرائیل و فلسطینیان «خروج از انزوای بین‌المللی» است که غرب سعی کرده پس از تهاجم روسیه به اوکراین بر مسکو تحمیل کند «و به نظر می‌رسد که به‌ ویژه در میان کشورهای خلیج فارس که همچنان با روسیه تجارت می‌کنند، شرکای آماده‌ای یافته است».

حماس، که سال ۲۰۰۷ کنترل غزه را به دست گرفت، هرگز به دلیل ایدئولوژی اسلام‌گرایانه‌اش، شریک مورد علاقه روسیه در میان فلسطینی‌ها نبوده است، اما این امر مانع همکاری روسیه با این گروه و حتی بهره‌برداری از روابط با آنها نشده است.

به گفته مارک کاتز بخشی از انگیزه پوتین برای برقراری رابطه با این گروه اسلامی، این بود که «اطمینان حاصل کند که حماس از گروه‌های اسلام‌گرای داخل روسیه، به ویژه در چچن، حمایت نمی‌کند».

این استراتژی نتیجه داد. استاد دانشگاه جرج میسون می‌گوید هنگامی که روسیه در سال ۲۰۰۸ به گرجستان حمله کرد «هم حماس و هم حزب‌الله از موضع مسکو حمایت کردند و هرگز در کنار مسلمانان روسیه قرار نگرفتند».

با این حال کارشناسان بر این باورند که با وجود حفظ روابط با حماس، به نظر نمی‌رسد کرملین هیچ سلاحی برای این گروه ارسال کرده باشد. پژوهشگران می‌گویند یکی از دلایل نفرستادن سلاح این است که مسکو نمی‌خواهد اسرائیل به تلافی همین کار را با اوکراین انجام دهد.

سربازان روسیه در سوریه در سال ۲۰۲۲.

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، روسیه در درگیری های خاورمیانه از جمله در سوریه مداخله نظامی کرده است، در حالی که چین هیچ قصدی برای انجام این کار ندارد

تفاوت‌های روسیه و چین

برخی از اهداف این دو کشور ممکن است شبیه هم باشد، به ویژه در مورد تضعیف نفوذ آمریکا در خاورمیانه و جنوب جهان، اما چین و روسیه روش‌های بسیار متفاوتی دارند.

روسیه از ابتدا، به صورت نظامی در منطقه درگیر شده است، مثل آن چه در جنگ سوریه انجام داد، امری که چین هیچ تمایلی به انجام آن ندارد.

ابودوح می‌گوید در حالی که چین به دنبال حفظ نظم منطقه‌ای در خاورمیانه با اعمال برخی اصلاحات در جهت منافع خود است، «روسیه می‌خواهد این نظم را کاملا به هم بزند تا آن را به‌ گونه‌ای بازسازی کند که برای منافع روسیه مفید باشد».

به گفته این پژوهشگر چتم هاوس، پکن مایل است درگیری در خاورمیانه با تاسیس یک دولت فلسطینی حل شود که بیش از هر کشوری تحت تاثیر چین باشد.

اما کرملین با کارت‌های دیگری بازی می‌کند. کاتز معتقد است که مسکو واقعا نمی‌خواهد درگیری اسرائیل و فلسطین حل و فصل شود، بلکه می‌خواهد وانمود کند به دنبال راه حل است: «اگر این درگیری زمانی حل شود، هیچ‌کدام از طرفین (اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها) به روسیه نیازی نخواهند داشت، آن‌ها بر توسعه اقتصادی تمرکز خواهند کرد و به جای روسیه به آمریکا یا چین روی خواهند آورد.»

کاتز می‌گوید بر اساس این منطق «روسیه از ناپایداری سود می‌برد، اما نه از ناپایداری بیش‌ از حد. آن‌ها می‌خواهند دیگ در حال جوشیدن باشد، اما جوشش آن از حد نگذرد».