تنش بین ایران و آمریکا؛ آیا جنگ روانی به رویارویی نظامی کشیده می‌شود؟

نیروی دریایی سپاه پاسداران در آستانه مذاکرات تهران و واشنگتن در ژنو، روز دوشنبه ۲۷ بهمن‌ماه مانور«کنترل هوشمند تنگه هرمز» را برگزار کرد

منبع تصویر، IRIBNEWS

توضیح تصویر، نیروی دریایی سپاه پاسداران در آستانه مذاکرات تهران و واشنگتن در ژنو، دوشنبه ۲۷ بهمن‌ (۱۶ فوریه) مانور «کنترل هوشمند تنگه هرمز» را برگزار کرد
    • نویسنده, مسعود آذر
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه

با گذشت حدود هشت ماه از جنگ ۱۲ روزه، تنش میان آمریکا و ایران به سطح چشمگیری افزایش پیدا کرده است. تاکنون دو کشور در مسقط و ژنو،‌ مذاکراتی «غیرمستقیم» داشته‌اند و تا اینجا به نظر می‌رسد دیپلماسی را به جنگ ترجیح داده‌اند. در عین حال، دو طرف می‌گویند بیش از هر زمان دیگر از نظر نظامی آماده هستند و تحرکات یکدیگر را زیر نظر دارند. بعضی ناظران بر این باورند که خطر رویارویی ایران و آمریکا بیش از هر زمان دیگری وجود دارد.

در کنار تحرکات دیپلماتیک، نقل و انتقال‌ تجهیزات نظامی و مانور‌های دریایی هم در جریان است. آمریکا ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را در دریای عرب، در جنوب دریای عمان، مستقر کرده و ناو یو‌اس‌اس جرالد آر. فورد هم به طرف خاورمیانه در حرکت است. نیروی دریایی سپاه پاسداران در آستانه مذاکرات تهران و واشنگتن در ژنو، روز دوشنبه ۲۷ بهمن‌ماه (۱۶ فوریه) مانور«کنترل هوشمند تنگه هرمز» را برگزار کرد. در جریان دور اول مذاکرات در عمان (۱۷ بهمن‌ماه) سپاه پاسداران از یک شهر موشکی جدید و موشک‌های «خرمشهر ۴» موجود در آن رونمایی کرد. علی خامنه‌ای نیز روز سه‌شنبه، ۲۸ بهمن‌ماه، (۱۷ فوریه) در واکنش به تهدید ناوهای آمریکایی علیه ایران گفت: «ناو البته دستگاه خطرناکی است اما خطرناک‌تر از آن، سلاحی است که می‌تواند ناو را به قعر دریا بفرستد.»پیشتر، در اقدامی که بعضی رسانه‌ها آن را نمادین تعبیر کردند، هواپیمای حامل عباس عراقچی و هيئت همراهش در سفر به عمان، مبدا پروازش را به جای تهران، «صحرای طبس» (طبس – مسقط) اعلام کرد؛ اشاره‌ای به شکست عملیات «پنجه عقاب» آمریکا در طبس، در ۵ اردیبهشت‌ ۱۳۵۹ (۲۴ آوریل ۱۹۸۰) برای آزادی گروگان‌های سفارت آمریکا در تهران. در طرف مقابل، کاخ سفید هم اعلام کرد که «دونالد ترامپ در برابر ایران گزینه‌هایی فراتر از دیپلماسی در اختیار دارد.»

بعضی تحلیلگران مجموعه این تحولات را بخشی از یک جنگ روانی توصیف می‌‌کنند، که هدف آن اثرگذاری بر محاسبات طرف مقابل و تقویت موقعیت چانه‌زنی، پیش از هرگونه رویارویی مستقیم است.

در جنگ روانی دو طرف برای اثرگذاری بر محاسبات و ادراک حریف تلاش می‌کنند؛ چه از راه تهدیدهای صریح،‌ چه از طریق نمادسازی و نمایش قدرت نظامی، اقتصادی یا سیاسی. در این چارچوب، حتی بزرگ‌نمایی توان یا ابهام و دوپهلویی در بیان مواضع هم، اگر طرف مقابل آن را جدی بگیرد، در عمل به ابزار فشار بدل می‌شود.

در چنین فضای پرتنشی، دولت‌ها می‌کوشند پیش از ورود به درگیری مستقیم، از راه فشارهای سیاسی، اقتصادی یا نظامی، بمحاسبات طرف مقابل را تغییر دهند یا تاثیر بگذارند.

در هفته‌های اخیر با استقرار نیروهای آمریکا در چند نقطه خاورمیانه، لحن و بیان مقام‌های ایران و آمریکاعلیه یکدیگر تشدید شده است و برای هم خط و نشان می‌کشند. در ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ (۲ فوریه) علی خامنه‌ای هشدار داد که درصورت حمله آمریکا، این بار جنگی منطقه‌ای به‌راه خواهد‌افتاد.‌ پس از تهدید رهبر جمهوری اسلامی ایران، دونالد ترامپ هم در پاسخ گفت: «اگر توافقی نشود، خواهیم دید درست می‌گوید یا نه.»

او‌ روز چهارشنبه ۱۵ بهمن‌ (۴ فوریه) دوباره با تهدید ایران به عملیات نظامی، به رهبر جمهوری اسلامی ایران هشدار داد و از او خواست «نگران» عواقب نپذیرفتن شروط آمریکا، از جمله برنامه هسته‌ای و موشکی و دست کشیدن از حمایت از گروه‌های نیابتی، باشد.

در این شرایط سوال اصلی این است که آیا این سطح از تهدید و نمایش قدرت، صرفا ابزار چانه‌زنی در مذاکرات است، یا نشانه‌ای از افزایش واقعی احتمال درگیری؟ و مهم‌تر آنکه چه سازوکارهایی از تبدیل سوءبرداشت‌های متقابل به بحران نظامی جلوگیری می‌کند؟

یک طرح از جنگ روانی

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، جنگ روانی به پشتوانه عملی نیاز دارد چرا که تهدید لفظی بدون توان یا اراده برای عملی کردنش، به بلوف تبدیل می‌شود

جنگ روانی چیست؟

در فضای تنش‌های سیاسی و امنیتی، دولت‌ها گاه می‌کوشند پیش از ورود به درگیری مستقیم، از راه پیام‌ها، نمایش قدرت و تحرکات نمادین بر رفتار طرف مقابل اثر بگذارند. در چنین تقابلی، ابزاری مثل روایت‌سازی، دیدارهای دیپلماتیک، مانورهای نظامی و تهدیدهای لفظی به‌کار‌گرفته می‌شود تا بر محاسبات طرف مقابل تاثیر بگذارد.

محسن صلح‌دوست، استادیار روابط بین‌الملل در دانشگاه لیورپول چین، در تعریف جنگ روانی به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «جنگ روانی به تلاش طرف‌ها برای تاثیرگذاری بر "ادراک" و محاسبات یکدیگر، بدون ورود به جنگ گرم، گفته می‌شود. هدف این است که از راه جنگ روانی و تغییر محاسبات، امتیازهایی در مذاکرات به دست آید. در صورت تشدید تنش، اگر خطا و سوءمحاسبه‌ای رخ دهد ممکن است به درگیری واقعی منجر شود.»

آقای صلح‌دوست براین باور است که در جنگ روانی چند ابزار اصلی به کار گرفته می‌شود. یکی از مهم‌ترین آن‌ها دوگانه «تهدید و دیپلماسی» است؛ به این معنا که هر طرف اعلام می‌کند مذاکره را ترجیح می‌دهد، اما هم‌زمان گزینه نظامی را هم روی میز نگه می‌دارد. این رویکرد، که هم آمریکا و هم ایران بارها مطرح کرده‌اند، از شاخصه‌های اصلی جنگ روانی به شمار می‌رود.

این کارشناس روابط بین‌الملل «کنترل دستور کار» مذاکرات را ابزار دیگر در جنگ روانی می‌داند و می‌گوید: «این‌که چه موضوعاتی در مذاکرات مطرح شود، مانند محدود شدن گفت‌وگوها به مسئله هسته‌ای یا گسترش آن به حوزه‌های موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای در این حیطه قرار دارد. هر طرف تلاش می‌کند دستور کار را به نفع خود شکل دهد. ابزار سوم هم "سیگنال‌دهی" است که پیام‌های رسمی و نیمه‌رسمی از طریق رسانه‌ها و همچنین نمایش‌های میدانی، مثل رزمایش‌ها، جابه‌جایی نیروها و پرواز پهپادهای شناسایی را شامل می‌شود.»

آقای صلح‌دوست، با اشاره به ابزاری که در مدیریت جنگ روانی نقش دارد، «مدیریت ریسک» را مطرح می‌کند و می‌گوید: «از آن‌جا که جنگ روانی ممکن است هم به امتیازگیری، هم به خطای محاسباتی و درگیری واقعی منجر شود، کانال‌های پشت‌پرده و میانجی‌گری کشورهایی مثل عمان، قطر و ترکیه برای مهار این ریسک فعال می‌شوند تا تهدیدها به تنظیم محاسبات طرف مقابل منجر شود؛ نه به جنگ. به عبارتی تهدیدها به شلیک گلوله و خطای محاسباتی منجر نشود. هدف این است که مسیر مذاکره باز بماند و امکان امتیازگیری فراهم شود.»

محسن صلح‌دوست بخش دیگری از جنگ روانی را به سیاست داخلی مرتبط می‌داند: «در حالی که سیاست خارجی، به‌ویژه تنش با ایران، در افکار عمومی در آمریکا چندان مطرح نیست، در ایران حساسیت بسیار بالایی دارد. چون جمهوری اسلامی روابطش با آمریکا را به‌ صورت حیثیتی و هویتی تعریف کرده است. به همین دلیل، مدیریت مخاطب داخلی، از جمله نحوه معرفی مذاکره، محل آن و دستور کار گفت‌وگوها بخش مهمی از جنگ روانی است که به‌ویژه از طرف ایران با جدیت دنبال می‌شود. اینکه گفته شود مذاکرات در ترکیه نباشد و در عمان برگزار شود، یا این‌که دستور کار مذاکرات را “ما“ تعیین می‌کنیم، برای مقام‌های ایران بسیار مهم است.»

 موشک «خرمشهر ۴» رونمایی شد

منبع تصویر، KHABARONLINE

توضیح تصویر، در آستانه مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط، سپاه پاسداران از شهر موشکی و موشک‌های «خرمشهر ۴» موجود در آن رونمایی کرد

جنگ روانی از گروگانگیری تا به امروز

جنگ روانی بین ایران و آمریکا، سابقه‌ای به عمر جمهوری اسلامی دارد و از همان ابتدا با اشغال سفارت آمریکا در تهران و انتشار تصاویری از گروگان‌ها با چشم‌های بسته شعله‌ور شد. در همان زمان آیت‌الله خمینی اقدام دانشجویان را «انقلاب دوم» و سفارت آمریکا را «مرکز فساد» دانست و گفت: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. ... آمریکا امکان دخالت نظامی در ایران ندارد... غلط می‌کند دخالت نظامی کند».

در زبان و کلام علی خامنه‌ای هم، وقتی از «دشمن» حرف می‌زند، نماد اصلی آمریکا و بعد اسرائیل است. به اعتقاد تحلیلگران سیاسی با توجه به سابقه آشتی‌ناپذیر رهبر جمهوری اسلامی ایران با «دشمن»، بنیان و سرشت و آینده جمهوری اسلامی به این دشمنی گره خورده است.

با وجود چنین سیاست و خصومت طولانی در سیاست خارجی ایران، توافق برجام برسر پرونده هسته‌ای ایران و قدم زدن وزبران خارجه ایران و آمریکا در خیابان‌های ژنو در دی‌ ۱۳۹۳ (ژانویه ۲۰۱۵)، از نقاط عطفی است که تنش و جنگ روانی را به پایین‌ترین شکل ممکن آن رساند.

تجربه برجام نشان داد که واشنگتن و تهران به همراه قدرت‌های خارجی چگونه می‌توانند بدون ورود عملی به جنگ به توافق برسند و چگونه ترکیبی از فشارهای اقتصادی، تهدیدهای نظامی و دیپلماسی، تهران را به پای میز مذاکره و توافق کشاند.

در سال‌هایمنتهی به توافق هسته‌ای، تحریم‌های اقتصادی ابزاری در خدمت جنگ روانی و فشار آمریکا بود و در نهایت جمهوری اسلامی ایران در آن زمان تا حدی از تقابل و درگیری لفظی با آمریکا دست برداشت و ترجیح داد که در ازای پذیرفتن محدودیت‌های هسته‌ای و نظارتی، تهدیدهای آمریکا را از خود دور کند.

حسن روحانی، در ۳ شهریور ۱۳۹۴،‌درباره اهمیت برجام گفته بود: «بعد از سال ها مذاکره پیگیر توسط فرزندان انقلابی و دیپلمات‌های قهرمان، توانستیم سایه شوم جنگ را از سر مردم برداریم و امنیت واقعی را به این کشور بازگرداندیم».

براساس سخنان رئیس جمهور وقت ایران، برجام در عمل نشان داد که دو کشور، به‌رغم دشمنی عمیق و تعارض منافع، قادرند برای جلوگیری از جنگ و کاهش هزینه‌ها به توافق حداقلی برسند، ولی خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌ها، نه‌تنها این دستاورد را از بین برد، بلکه جنگ روانی را وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر و خطرناک‌تر کرد.

در حال حاضر خواسته‌هایی که آمریکا روی میز مذاکره گذاشته است صرفا محدود به برنامه هسته‌ای نیست و از زبان مقام‌های آمریکا الزاماتی مانند کاهش برد و توان موشک‌های دوربرد، قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی در منطقه‌، متوقف کردن غنی‌سازی و انتقال ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد به خارج از کشور مطرح است.

به اعتقاد کارشناسان و تحلیلگران سیاسی، شروطی که آمریکا پیش‌روی ایران گذاشته، مستقیما به هویت امنیتی، ساختار دفاعی و راهبرد منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران گره خورده است. این مطالبات و خواسته‌های آمریکا، در واقع صرفا تلاش برای تغییر رفتار نیست، بلکه تغییر موقعیت و نقش ایران در آینده این منطقه، مورد نظر است.

در این چارچوب، جنگ روانی ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای تازه شده است. به نظر می‌رسد آمریکا حالا در کنار تحریم‌ها،‌ که همچنان نقش اهرم اصلی فشار را بازی می‌کنند، ناوگان دریایی و نیروی هوایی و تجهیزات دفاعی خودش را در منطقه مستقر کرده است تا علاوه بر فشار اقتصادی، فشار نظامی و روانی را به آن اضافه کند تا تکلیف خودش را با جمهوری اسلامی ایران به عنوان مساله و تهدید پیوسته در منطقه حل کند. جمهوری اسلامی ایران هم می‌کوشد از راه نمایش نظامی و دیپلماسی، از زیر سایه جنگ و تهدید عبور کند و یا دست کم با خرید زمان آن را به تاخیر بیندازد.

در سه دهه گذشته نشانه‌‌ای نیست از این‌که حکومت ایران زمانی خواسته باشد، به تمام و کمال، پرونده این جنگ روانی و مخاصمه را ببندد. چرایی این امر را احتمالا باید در گفته علی خامنه‌ایجست‌وجو کرد که معتقد است ایران و آمریکا «ناسازگاری ذاتی» و «تقابل منافع» دارند.

آقای خامنه‌ای، آبان‌ماه امسال، در آستانه سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران، شرط‌های مشخصی را برای «همکاری» با آمریکا مطرح کرد که به گفته کارشناسان، تحقق‌شان بسیار بعید به نظر می‌رسد: «اگر آمریکا به‌کلی پشتیبانی از رژیم صهیونیستی را کنار بگذارد؛ پایگاه‌های نظامی‌اش را از منطقه جمع کند و دخالت‌هایش را کنار بگذارد؛ این مساله (همکاری) قابل بررسی است.»

دیوار نگاره در میدان ولیعصر در آستانه مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، یک دیوار نگاره در میدان ولیعصر در آستانه مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط که یادآوره واقعه طبس و کشته شدن نیروهای آمریکایی است

تفاوت جنگ روانی اخیر با گذشته

در روزهای گذشته از قول مقام‌های نظامی و سیاسی و رسانه‌های نزدیک به حکومت بارها شنیده شده است که در پاسخ به تهدیدات آمریکا گفته‌اند: «پاسخ قاطع داده خواهد شد»، «غلط کردند»، «دسترسی به پایگاه‌های آمریکا آسان است»، «تنگه هرمز جهنم آمریکایی‌ها خواهد بود» و «انگشت‌ها روی ماشه است.»

در طرف دیگر، آمریکا با استقرار نیرو، تحرک ناوگان دریایی و هوایی و هم‌زمان با آن تهدیدهای لفظی، می‌کوشد این پیام را منتقل کند که گزینه نظامی واقعی، در دسترس و قابل اجراست و ادامه وضعیت موجود، ممکن نیست و به نوعی دوام و بقای جمهوری اسلامی ایران به پذیرش شرط‌های آمریکا وابسته است.

محسن صلح‌دوست، استادیار روابط بین‌الملل در دانشگاه لیورپول چین، در مقایسه شرایط جنگ روانی امروز با گذشته می‌گوید: «جنگ روانی در این دوره تحت تاثیر حوادثی است که طی چند ماه اخیر اتفاق افتاد. جنگ ۱۲ روزه‌ اسرائیل، ضربه بسیار بزرگی به توان نظامی ایران وارد کرد و ضعف‌های نظامی را، از نظر پدافندی و نیروی هوایی، به‌طور جدی برملا کرد.»

آقای صلح‌دوست می‌گوید: «وقتی همه این ضعف‌ها در جنگ ۱۲ روزه نمایان شد، قدرت چانه‌زنی و تهدیدهایی که ایران در جنگ روانی مطرح می‌کند، به‌مراتب تاثیر کمتری خواهد داشت. این‌که ادعا کنند، مثلا در این چند ماه، توان پدافندی را بازسازی یا تقویت کرده‌اند و این بار ضربات سنگین‌تری به دشمن وارد خواهند کرد، بیشتر در حد حرف‌هایی است که پشتوانه عملیاتی ندارد و بیشتر به‌عنوان لفاظی در صحنه سیاسی شبیه است. بنابراین، تاثیرگذاری‌ ایران در جنگ روانی به‌شدت کم شده است».

او اقدام جمهوری اسلامی ایران در کشتار خونین معترضان دی ماه را از عوامل کاهش قدرت چانه‌زنی جمهوری اسلامی در سیاست خارجی می‌داند: «با توجه به تزلزل موقعیت حکومت در داخل، در جنگ روایت‌ها میان ایران و آمریکا، جمهوری اسلامی بازنده این نبرد روایت‌هاست و در شرایط "دیپلماسی در سایه تهدید" دست بالا با طرف آمریکایی است و جمهوری اسلامی عملا توان تهدید موثری ندارد، چرا که بازوی‌های نیابتی‌اش هم در یکی دو سال اخیر به عنوان پشتوانه سیاست خارجی تضعیف شده؛ توان نظامی‌اش تا حد زیادی کم شده و در مجموع شاهد نوعی عدم تعادل در این جنگ روانی ایران با آمریکا هستیم.»

این کارشناس روابط بین‌الملل در ارزیابی رفتار و سخنان رئیس جمهور آمریکا می‌گوید: «دونالد ترامپ علاقه‌ای ویژه به استفاده از جنگ روانی دارد و می‌خواهد از این راه تا حد ممکن امتیاز بگیرد؛ بدون آنکه خودش یا آمریکا را وارد جنگ‌های طولانی‌مدت در منطقه سازد. به همین دلیل، دائما پیام‌هایی به ایران می‌فرستد، مصاحبه می‌کند و تهدیدهایی را مطرح می‌کند.»

به نظر می‌رسد با توجه واکنش‌های مقام‌های نظامی و سیاسی ایران، فعلا هدف تهران در جنگ روانی در عرصه بین‌المللی، بازدارندگی و مدیریت بحران بوده است، اگرچه عده کمی از طرفداران حکومت و به خصوص نمایندگان مجلس فکر می‌کنند که جمهوری اسلامی باید با حملات پیش‌دستانه قبل از شروع حمله آمریکا، ضربه اول را بزند.

روزنامه‌های چاپ ایران

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images

توضیح تصویر، بخشی از جنگ روانی حکومت‌ها متوجه مردم کشورشان است و مخاطب داخلی دارد، با این حال کنترل پیام و ممانعت از ارسال آن به مخاطبی که هدف اولیه پیام نبوده در دنیای امروز غیر ممکن به نظر می‌رسد

اما و اگرهای رویارویی نظامی

بعضی از مقام‌های ایران و آمریکا به نتیجه‌بخش بودن این دور از مذاکرات ابراز تردید کرده‌اند، هرچند ارزیابی‌ها و اظهارنظرهای مطرح‌شده در حال حاضر بیشتر در حد گمانه‌زنی است. در همین حال، شماری از تحلیلگران فضای کنونی را نشانه‌ تشدید جنگ روانی میان دو کشور می‌دانند. مقام‌های دو طرف هم بارها گفته‌اند که درگیری مستقیم پرهزینه و پیش‌بینی‌ناپذیر است و از این رو می‌کوشند از طریق پیام‌های سیاسی و نمایش قدرت، بر محاسبات طرف مقابل تاثیر بگذارند.

محسن صلح‌دوست، استادیار روابط بین‌الملل در دانشگاه لیورپول چین، در مورد این‌که چه زمانی جنگ روانی به نظامی تبدیل می‌شود، می‌گوید که جنگ واقعی محصول تصمیم یک‌شبه نیست. زمانی جنگ واقعی رخ می‌دهد که در آن دست کم یکی از سه عامل «سوءبرداشت، سوءمحاسبات و تله اعتبار» اتفاق بیفتد.

آقای صلح‌دوست در توضیح «تله اعتبار» می‌گوید که در جنگ روانی دو طرف ممکن است مواضعی بگیرند و تهدید را بیش از حد بالا ببرند و به نقطه‌ای برسند که عقب‌نشینی برایشان از نظر اعتبار داخلی و بین‌المللی پرهزینه باشد و در نهایت مجبور به ورود به جنگ واقعی بشوند.

این کارشناس روابط‌ بین‌الملل همچنین به «حوادث سهوی» در بروز جنگ و رویارویی اشاره دارد و می‌گوید برای نمونه اگر پهپادهای شناسایی دو طرف اتفاقی وارد حرم هوایی یکدیگر شوند ممکن است به زنجیره‌ای از حوادث و در نهایت جنگ و رویارویی کشیده شود.

در مجموع، اگر برجام حاصل ترکیبی از فشار و دیپلماسی برای مهار تنش بود، وضعیت فعلی بیانگر تداوم اختلاف‌ها و تقابل روایت‌های دو کشور در منطقه است. مقام‌های آمریکا می‌گویند فشار اقتصادی و تهدید نظامی با هدف تغییر رفتار ایران اعمال می‌شود، در حالی که حکومت ایران برنامه موشکی و سیاست‌های منطقه‌ای را بخشی از امنیت ملی خود تعریف می‌کند و عقب‌نشینی در این حوزه‌ها را نمی‌پذیرد.

در چنین شرایطی، تنش‌ها تنها به سطح اظهارنظرهای لفظی محدود نمانده و با تحرکات نظامی، از جمله استقرار ناوهای آمریکا در منطقه و تحرکات نظامی دو طرف همراه شده است. عده‌ای از تحلیلگران این وضعیت را ترکیبی از نمایش قدرت نظامی و جنگ روانی می‌دانند که با هدف اثرگذاری بر محاسبات طرف مقابل دنبال می‌شود. با این حال، این تقابل فعلا در چارچوب بازدارندگی متقابل قرار دارد و هرگونه سوءبرداشت یا خطای محاسباتی ممکن است به تشدید بحران و حتی درگیری مستقیم بینجامد.