آیا ترامپ میتواند شهرهای نفتی فراموش شده ونزوئلا را زنده کند؟

- نویسنده, نوربرتو پاردس
- شغل, بیبیسی موندو
- در, دریاچه ماراکایبو، ونزوئلا
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
با ردیفهای مرتب خانههای ویلایی خانوادگی، چمنزارها و ایوانها، محله میرافلورس میتواند با یک حومه معمولی آمریکایی اشتباه گرفته شود.
این محله در قلب صنعت نفت ونزوئلا، در ساحل شرقی دریاچه ماراکایبو واقع شده و زمانی به ثروتمند شدن این کشور، یکی از ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین، کمک کرده بود.
میرافلورس نمادی از شکوفایی ملی بود. این منطقه زمانی یکی از پربازدهترین حوزههای نفتی جهان بود و همراه با شهر ماراکایبو در آن سوی دریاچه، کلید برنامه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای تشویق شرکتهای آمریکایی به سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی صنعت انرژی ونزوئلا محسوب میشود.
ونزوئلا دارای بزرگترین ذخایر نفت اثباتشده جهان است که حدود ۳۰۳ میلیارد بشکه برآورد میشود.
اما در حال حاضر، منطقه اطراف دریاچه ماراکایبو یادآور آشکاری از افول چشمگیر بخت این کشور در دهههای گذشته است.
پمپهای نفت و دکلها در همه جا پراکندهاند. در گوشههای خیابان، در مزرعههای اطراف و از دل دریاچه سر برآوردهاند. در حالی که تعداد اندکی از آنها تازه با رنگ زرد، آبی و قرمز پرچم ملی رنگآمیزی شده و همچنان فعال هستند، بسیاری دیگر سالها است که فعال نبودهاند و زنگ زده و رو به ویرانیاند.

در حدود ۲۰ «اردوگاه نفتی» به سبک آمریکایی در حومه دریاچه، نشانههای آشکار زوال به چشم میخورد. این اردوگاهها ابتدا توسط شرکتهای بینالمللی برای اسکان نیروی کارشان ساخته شدند، زمانی که بهرهبرداری تجاری از ذخایر نفتی ونزوئلا در دهه ۱۹۲۰ آغاز شد.
غولهای نفتی مانند استاندارد اویل نیوجرسی (که بعدا به اکسون تبدیل شد)، شورون و شل بهطور گسترده در ماراکایبو، دومین شهر بزرگ ونزوئلا، سرمایهگذاری کردند. پول نفت، روستاهای ماهیگیری سابق را به جوامعی مرفه با بیمارستانها، مدارس و باشگاههای اجتماعی تبدیل کرد.
در میرافلورس، که خانه مدیران ارشد صنعت نفت بود، اکنون بسیاری از خانهها متروک و غارت شدهاند، پنجرهها شکسته و سیمکشیها به کلی برداشته شدهاند.
گلادیسمیلا گیل، در سال ۱۹۶۸ با همسر مرحومش به یک محله سادهتر در همان نزدیکی نقل مکان کرد. همسرش در صنعت نفت کار میکرد و این خانه به او داده شده بود. او میگوید: «وقتی به این خانه نقل مکان کردیم، وضعیت خوبی داشت.»
او این را در حالی میگوید که روی صندلی نخنما نشسته و به رنگ صورتی که روی دیوارها پوسته شده نگاه میکند.
او با یادآوری دوران بهتر میافزاید «اگر مریض میشدیم، به بیمارستان میرفتیم و آنجا ما را درمان میکردند. زبالهها یک روز در میان جمعآوری میشدند و این قطعیهای برق را نداشتیم.»
امروزه زبالهها تنها بهطور پراکنده جمعآوری میشوند و با وجود ذخایر نفتی، این منطقه طی دهه گذشته با بحران شدید انرژی روبهرو بوده و تقریبا هر روز خاموشی گزارش میشود.

یک سامانه ناتمام قطار شهری که درگیر اتهامات فساد است، یک بیمارستان مرکزی فرسوده که بیماران، آن را «جهنم» توصیف کردهاند و نابرابری فزاینده باعث شدهاند که این منطقه به نمونهای کوچک از کل کشور تبدیل شود. تولید ناخالص داخلی ونزوئلا از زمان به قدرت رسیدن نیکلاس مادورو در سال ۲۰۱۳ بیش از ۷۰ درصد کاهش یافت.
خوزه گرگوریو مارتینز ۶۴ ساله، فرزند یکی از کارکنان سابق نفتی که روی ایوان خانهاش نشسته، میگوید: «در این خیابانها دیگر بچهای نمیبینی، هیچ جوانی نیست. من با ۹ نفر از بستگانم اینجا زندگی میکردم و همهشان رفتهاند.»
او در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده، توضیح میدهد که تنها به لطف پولی که بستگانش از خارج میفرستند زنده مانده است. حقوق بازنشستگی دولتی ماهانهاش معادل ۲ دلار و ۸۰ سنت حتی نیازهای ابتداییاش را هم پوشش نمیدهد.
گلادیسمیلا گیل و خوزه گرگوریو مارتینز دوران گذشته را «روزهای طلایی» مینامند و تنها کسانی نیستند که امیدوارند سرمایهگذاری جدید شرکتهای آمریکایی زندگیشان را متحول کند.
در دهه ۱۹۷۰، ونزوئلا تا روزانه ۳/۵ میلیون بشکه نفت تولید میکرد که بیش از ۷ درصد از کل تولید جهانی بود.
در آن زمان، تولید توسط شبکهای از شرکتهای خارجی، بسیاری از آمریکا، اداره میشد که تحت امتیازات دولتی فعالیت میکردند، تا اینکه در سال ۱۹۷۶ این صنعت ملیسازی شد و به شرکت دولتی سپرده شد.

این صنعت همچنان ستون فقرات اقتصاد کشور باقی ماند و از قیمتهای بالای نفت در دهه ۱۹۷۰ سود برد. اما زمانی که در دهه ۱۹۸۰ قیمت نفت سقوط کرد و ونزوئلا وارد بحران اقتصادی شد، واقعیت چهرهاش را نشان داد. با اجرای سیاستهای ریاضتی برای متعادل کردن بودجه، اعتراضاتی در کشور رخ داد.
در دهه ۱۹۹۰ اصلاحاتی برای باز کردن درها به روی سرمایهگذاری خارجی صورت گرفت و تا سال ۱۹۹۹ کشور هنوز روزانه حدود ۳/۲ میلیون بشکه نفت تولید میکرد، که تقریبا نیمی از این تولید از ایالت زولیا منطقه اطراف دریاچه ماراکایبو میآمد.
سپس ظهور چاوزیسم رقم خورد. یک ایدئولوژی ضد آمریکایی و ملیگرایانه که توسط هوگو چاوز، رئیسجمهور پیشین و سلف نیکلاس مادورو، ایجاد شد.
هوگو چاوز در سال ۱۹۹۹ و در زمانی که قیمت نفت دوباره در حال افزایش بود، به ریاستجمهوری رسید و دولتش توانست برنامههای عظیم اجتماعی را برای خارج کردن میلیونها نفر از فقر اجرا کند.
اما تا پایان سال ۲۰۲۵، تولید نفت به حدود ۸۶۰ هزار بشکه در روز کاهش یافت. کمتر از یک درصد از تولید جهانی نفت خام.
بسیاری از ناظران، سال ۲۰۰۲ را نقطه عطفی برای این صنعت میدانند، زمانی که اعتصاب کارگران نفتی علیه دولت چاوز، منجر به تغییرات گستردهای در شرکت نفت دولتی شد. گزارشهای گستردهای از اخراج حدود ۲۲ هزار نفر منتشر شد.
خورخه (نام واقعی او نیست)، که در آن زمان اخراج شد، میگوید: «نمیتوانی ۲۲ هزار نیروی فنی را از یک شرکت از دست بدهی و انتظار داشته باشی هیچ اتفاقی نیفتد.» او میگوید این تغییرات در راستای همراستا کردن شرکت با اولویتهای سیاسی انجام شد و بسیاری از مدیران باتجربه که مقاومت کردند، نهایتا شغل خود را از دست دادند.
در سال ۲۰۰۷، صنعت نفت بار دیگر دگرگون شد، زمانی که دولت هوگو چاوز کنترل کامل صنعت را در دست گرفت.
برخی شرکتهای خارجی تحت مشارکتهای جدید دولتی باقی ماندند، در حالی که برخی دیگر بهویژه اکسونموبیل کشور را ترک کردند و روند افول صنعت شتاب گرفت.

سوءمدیریت و فساد برای این بخش مشکلساز شده، اما دولت بهطور جدی تحریمهای آمریکا را عامل اصلی این افول میداند.
تحریمهای اقتصادی گسترده در سال ۲۰۱۷، در نخستین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ وضع شد، در واکنش به آنچه «نقض جدی حقوق بشر… تاسیس مجلس موسسان نامشروع که قدرت مجلس ملی منتخب دموکراتیک را غصب کرده… فساد گسترده دولتی» و «آزار و خشونت علیه مخالفان سیاسی» خوانده شده بود.
نقطه عطف برای آمریکا، اوایل ژانویه امسال بود. زمانی که آمریکا نیکلاس مادورو را از مقر اقامتش در کاراکاس دستگیر و به نیویورک منتقل کرد تا با اتهامات «تروریسم مواد مخدر» روبهرو شود. اتهاماتی که او رد میکند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرد که ایالات متحده «اداره» ونزوئلا را برعهده خواهد گرفت و فروش نفت تحریمشده آن را «برای همیشه» کنترل خواهد کرد. با این حال، دلسی رودریگز، فردی وفادار به نیکلاس مادورو از آن زمان کنترل نیروهای مسلح و نهادهای کشور را در دست گرفته است.
دلسی رودریگز با قاطعیت خواستار آزادی آقای مادورو شده و میگوید او «ربوده شده»، اما در عین حال با دولت دونالد ترامپ همکاری میکند و در حال تدوین لایحهای است که در صورت تصویب به شرکتهای نفتی داخلی و خارجی اجازه خواهد داد از طریق یک مدل قرارداد جدید دوباره در میادین نفتی فعالیت کنند.
بسیاری در ماراکایبو نسبت به سرمایهگذاری احتمالی آمریکا خوشبین هستند.

کارلوس رودریگز، که بیست و چند ساله است و از نوجوانی در این آبها کار کرده، میگوید: «این بهتر است، چون در آن صورت کار خواهد بود و بچههای ما مجبور نخواهند بود به ماهیگیری روی بیاورند. آنها میتوانند آیندهای داشته باشند.»
او قایق آلوده به نفت خود را به دریاچه میبرد و منظره، چشمگیر است. زیبایی آسمان تضادی شدید با آب دارد. گاهی آبی، اما اغلب سبز تیره به دلیل سیانوباکتریها یا آلوده به سیاهی نفت است. بهراحتی میتوان لایههای نفت را روی سطح آب دید و وقتی دستم را در آب فرو میبرم، با رگههایی از نفت بیرون میآید.
کارلوس رودریگز شکایت میکند و میگوید: «هر روز بدتر میشود. سبز، سیاه، چرب. و ماهیها کمتر شدهاند.» آن روز صبح، حتی یک ماهی هم نگرفته بود.
او امیدوار است که در صورت بازگشت شرکتهای بینالمللی نفتی، آنها به پاکسازی دریاچه کمک کنند.
دیگران محتاطتر هستند. خوزه لوساردو، ماهیگیر دیگری، میگوید: «ما با آمدن [شرکتهای خارجی] برای بهرهبرداری از منابعمان، حفاری چاهها و ایجاد شغل مشکلی نداریم. اما نمیخواهیم مستعمره کسی باشیم.»
او از وفاداران سرسخت نیکلاس مادورو است، اما اذعان دارد که خانوادهاش و همکارانش در تنگنا هستند.
او میگوید: «ترامپ میتواند بیاید، اما باید پول نفت ما را بدهد… نفت متعلق به ونزوئلاست، متعلق به همه ونزوئلاییهاست.»
بسیاری دیگر بهویژه مخالفان دولت برای پرهیز از پیامدها از صحبت درباره سیاست خودداری میکنند.
ساعاتی بعد، صدای برخورد امواج دریاچه با دیواره خانه لوساردو با جلز و ولز روغن داغ رقابت میکند. در آشپزخانهای با دیوارهای لخت و گچینشده، گروهی از زنان ماهیهای اندک صید شده آن صبح را سرخ میکنند. لوساردو میگوید آنها خوششانس بودند.
گاهی با دست خالی به خانه برمیگردند. در آن روزها، گرسنه به رختخواب میروند.
هم دولت و هم مخالفان بر نیاز به سرمایهگذاری اتفاق نظر دارند.
خوان رومرو، عضو پارلمان از ایالت زولیا و یکی از رهبران محلی حزب متحد سوسیالیست ونزوئلا که حزب حاکم است، میگوید این سرمایهگذاری کلید احیای صنعت است.
او میگوید: «در دریاچه ماراکایبو حدود ۱۳ هزار چاه وجود دارد که میتوان آنها را احیا کرد و ۲۶ میلیارد بشکه نفت ذخیره داریم.»
او معتقد است با لغو تحریمهای آمریکا، «خفگی اقتصادی» این بخش پایان خواهد یافت و ونزوئلا خواهد توانست سرمایه خارجی جذب کند.
اما تحلیلگران هشدار میدهند که بازگرداندن تولید نفت کشور به وضعیت پیشین میتواند یک دهه و صدها میلیارد دلار زمان ببرد و غولهای صنعتی همچنان محتاط هستند.
دارن وودز، مدیرعامل اکسونموبیل، در اجلاس کاخ سفید پس از کنار رفتن مادورو، این کشور را «غیرقابل سرمایهگذاری» توصیف کرد.
او خاطرنشان کرد که شرکتش دو بار در آنجا با توقیف داراییها مواجه شده و گفت: «پس میتوانید تصور کنید برای بازگشت بار سوم، تغییرات بسیار اساسی لازم خواهد بود.»
او هشدار داد که بدون چارچوب قانونی جدید و محافظتهای قویتر برای سرمایهگذاران، میلیاردها دلاری که برای بازسازی نیاز است، فراهم نخواهد شد.
با این حال، برای بسیاری در ماراکایبو، امید به بازگشت سرمایهگذاری و رفاه پابرجا است.
یکی از آنها خوزه روداس ۹۳ ساله است، یک کارگر بازنشسته نفتی که هنوز یک دستگاه دوج دارت مدل ویژه دارد. یک ماشین کلاسیک آمریکایی که در دوران رونق نفتی دهه ۱۹۷۰ خرید.
او میگوید: «اوضاع سختتر شده. قبلا زندگی راحتتر بود. آن زمان رفاه داشتیم.»
او به «اداره تدارکات» اشاره میکند. بخشی مرکزی در اردوگاههای نفتی که نهتنها غذای یارانهای ارائه میداد، بلکه خانههای کارگران را با رنگ تازه و لامپهای نو نگهداری میکرد.
امروزه، آن خودرو که در حیاط خانه متروکش نشسته، همچون یادگاری رنگباخته از آن زندگی پیشین به نظر میرسد.

































