آهنگهای اعتراضی علیه طالبان؛ «وطنم، فریاد زنانه و میبوسمت در بین طالبها نمیترسی»

- نویسنده, رویین رهنوش
- شغل, بیبیسی

موسیقی یکی از پدیدههاییست که طالبان با ذات آن مشکل دارند. این مشکل هم از احکامی بیرون میآید که طالبان از عینک آن به قضایا نگاه میکنند.
در دوسال گذشته طالبان مثل پنج سال دوره اول حاکمیتش رفته رفته صدای موسیقی را از فضای عمومی به پشت دیوارها و خلوت خانهها محصور کردهاست. بخشی از هیاهوی شهرهای افغانستان تا دوسال پیش از موسیقی برپا بود و شهرها را زندهتر نشان میداد.
در کابل اگر شیریخ فروشیهای شهر نو و بهارستان بود، اگر بازار پل سرخ بود یا کوچه مندوی، همه لبریز از آهنگ و موسیقی بودند که با آواز کاسبها و دستفروشها در محل میپیچید. گاهی هم که از کوچه خرابات میگذشتی صدای هارمونیه و دهل و موسیقی کلاسیک در گوشها طنینانداز بود.
تا کنون عکس و ویدیوهای زیادی از برخورد طالبان با موسیقی و اهالی موسیقی در شبکههای اجتماعی منتشر شدهاست. صحنهای از آتشزدن ابزار موسیقی در حضورِ شاید اجباری صاحب آنها و جمع زیادی از افراد طالبان. صحنه آویختن وسائل موسیقی به گردن آوازخوانها و نوازندگان و گرداندن شا ندر میان مردم. صحنه شکستن وسائل موسیقی با تبر. و صحنههای دیگر. یکی از آخرین موارد از اقدامات طالبان علیه موسیقی آتشزدن همزمان دهها وسیله موسیقی در ولایت هرات در غرب افغانستان به دست ماموران امر به معروف بود.

منبع تصویر، Social Media
وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان موسیقی را ممنوع کرده و در مراسمهای شادی پخش نمیشود. اگرچه گفته میشود گاهی به دور از چشم و گوش طالبان از موسیقی در محافل هم استفاده میشود. و دست کم این شنیدن موسیقی در خفا در حال حاضر همچنان عمومیت دارد. مردم از انترنت و شبکههای اجتماعی استفاده میکنند و در خلوت به آوازهای مورد علاقه شان گوش میدهند.
با این همه و در حالی که طالبان از تمام توانش برای محو موسیقی از جامعه افغانستان استفاده کرده، در فعالیت آوازخوانهایی که در بیرون از کشور حضور دارند تغییری ایجاد نشدهاست. و در این میان، آهنگهای هنرمندان افغانستان در دوسال اخیر رنگ و محتوای جدیدی هم به خودش گرفتهاست: محتوای اعتراضی و طالبان در متن آن. نه این که در گذشته اعتراضی نخواندهاند. ولی به مضمون اعتراض در آهنگهای آوازخوانهای افغانستان در گذشته توجه بسیار کمی شده. شماری از آهنگهای اعتراضی تولیدشده هم نتوانسته توجه مردم را جلب کند.
«فرار میکنم از این وطن به آن وطنم»

منبع تصویر، Dawood Sarkhosh
اما به یمن انترنت و شبکههای اجتمای، در سالهای اخیر برخی از آهنگهای اعتراضی آوازخوانهای کمتر شناخته شده بازتاب گستردهای در میان مخاطبان داشتند.
وطنم
غزل نشد وطنم اشک بیامان وطنم
فرار میکنم از این وطن به آن وطنم
این آهنگ داوود سرخوش روی شعر سهراب سیرت در هفتههای اخیر منتشر شد. آهنگی از آلبوم جدیدش. وطن و سرزمین در صدای داوود سرخوش و در میان مخاطبانش همیشه طنین و بازتاب وسیعی داشتهاست. شاید بتوان گفت آهنگ «وطنم» به نحوی نسخه دوم آهنگ «سرزمین من» در فصل دوم بیسرزمینی داوود سرخوش و ملیونها آدم دیگر باشد.
داوود سرخوش آهنگ سرزمین من را سالها پیش خوانده و ضبط کردهاست که اصل آن کار آوازخوانی از کشور ترکیه و به زبان ترکی است. شعر این آهنگ روایتگر بیآشیانهگی و درد چند نسل از مردم افغانستان است. مثل آهنگ وطنم. بعد از سقوط نظام جمهوری به دست طالبان و صدور احکام شان در مورد اجتناب مردم از موسیقی، و حتا همان اوایل برگشت طالبان، دوباره آهنگ سرزمین من به سفره عواطف و احساسات مردم برگشته بود. آدمهای بسیاری با آن آهنگ گریستند و اشک بیوطنی ریختند. به همین دلیل آقای سرخوش در گفتوگویی از ساختن آن آهنگ اظهار ندامت کرد و گفت ای کاش آن را نخوانده بود.
اما چطور شد که در «وطنم» دوباره سراغ آهنگی با حال و هوای مشابه رفت؟ شاید این آهنگها هستند که طبیعت خواننده را هدف میگیرند نه این که او انتخابش کرده باشد. داوود سرخوش در کلیپ کوتاهی به بیبیسی گفت «آهنگ وطنم را به همه دورازوطنها و آنهایی که در وطن خود بیوطناند» تقدیم میکند.
آهنگ وطنم استقبال و البته انتقادهایی، هرچند نه خیلی زیاد را هم به دنبال داشت. مثلا عدهای آن را با سرزمین من مقایسه کردهاند. یا تعدادی گفتند محتوای آهنگهای اعتراضی در این شرایط باید شورانگیز و برانگیزاننده مردم باشند نه ملتمسانه و ناامیدکننده. در هر حال کارهای داوود سرخوش اکثرا اقبال استقبال وسیع داشتهاند.
«میبوسمت در بین طالبها نمیترسی»

منبع تصویر، Getty Images
میبوسمت
از عشق، از امید، از فردا نمیترسی
میبوسمت در بین طالبها نمیترسی
وقتی رامین مظهر این شعر را نوشت نه او و نه هیچ کس دیگر از فردا خبر داشت و کسی تصور نمیکرد درونمایه این شعر با کولاکی درآمیخته که سالهای بعد فوران میکند و فضای عمومی افغانستان را زیر و رو میکند. شاید بتوان گفت این شعر چندسال جلوتر از شاعر و مخاطبان بوده. اگرچه این نگرانی که طالبان برگردند همیشه وجود داشت. اما آن زمان قلمروشان به شماری از ولسوالیها و روستاهای افغانستان خلاصه میشد و در شهرها تنها دست به حملات انتحاری و انفجار میزدند.
میبوسمت در بغض و سوگواریها
میبوسیام در بین انتحاریها
در سال ۲۰۱۹ این شعر را غوغا تابان در قالب آهنگی تنها با گیتار خواند. ناگهان در شبکههای اجتماعی افغانستان مثل سیل به راه افتاد و تبدیل به یکی از معروفترین آهنگهای اعتراضی سالهای اخیر شد. آهنگی که روی ساخت، ضبط و ویدیوی عادی آن هزینهای نشده بود. ولی حس درون شعر، صدا و نتهای کمپوز یکدیگر را چنان خوب شناختند که گویا آهنگ بلد بود راهش از دل مخاطبان میگذرد. این یک نمونه از کارهای خوبی بود که نشان دهد کیفیت همیشه به امکانات زیاد ربط ندارد. البته محتوای شعری که ملهم از درون شرایط آن زمان افغانستان بود را هم نمیتوان در عطف توجه مخاطبان به آن نادیده گرفت. شعری که در کنار جادههای کابل دیوارنگاری شد.
سه سال پس از ضبط آهنگ، نظام پیشین سقوط کرد و با استحاله ارتجاعی به بیست و یک سال پیش، افغانستان بار دیگر بدل به جهنم دموکراسی شد و حتی بسیاری از ارزشهای بومی از جمله ساز و موسیقی از زندگی مردم حذف شدند. با رویکارآمدن حکومت طالبان آهنگ میبوسمت بار دیگر در میان مخاطبان شبکههای اجتماعی اهمیت و حضور پیدا کرد. ماههای اول برگشت طالبان باز هم در میان شبکههای اجتماعی دست به دست میشد و زنان معترض در مراسم شب یلدا آن را به صورت دستهجمعی زمزمهاش کردند.
ماههای اول برگشت طالبان باز هم در میان شبکههای اجتماعی دست به دست میشد و زنان معترض در مراسم شب یلدا آن را به صورت دستهجمعی زمزمهکردند.
پروانه ابراهیمخیل از جمله کسانی است که در مراسم شب یلدای خانمهای معترض که آهنگ «میبوسمت» را همخوانی کردند حضور داشت. او میگوید آخرین اعتراضش در ۱۶جنوری/ژانویه ۲۰۲۲ بود و در تاریخ ۱۹ استخبارات طالبان بازداشتش کرد.
خانم ابراهیمخیل میگوید، آهنگ میبوسمت را بعضی از افراد طالبان هم در جریان گشتن دنبال سرنخ زنان معترض در شبکههای اجتماعی شنیده بودند.
او در مورد مواجههاش با دادستان استخبارات طالبان میگوید: «به رسم اعتراض ما از شب یلدا گرامیداشت کرده بودیم تا به نحوی بتوانیم با فرهنگ هم در مورد گروه طالب اعتراض کنیم. به این خرسند شدم که یک شعری داشتم که طالب را به این اندازه خشمگین ساخته، شعری که توانست حتی خشم طالب را به وجود بیاورد. من در چشمهای طالب و در وجود طالب خشمی را دیدم که حتی از محبت و از فرهنگ ما ترس دارند.»
چنانچه این زندانی پیشین طالبان میگوید این شعر و آهنگ هم در جریان بازجوییهای طالبان از او، در زندان مورد توجه آنها بوده و از آن به عنوان ابزار فشار روانی استفاده میکردند.
او میگوید در بازداشت، یکی از بازجوهای طالبان خندهای کنایه آمیز کرد و به من گفت: «حالا چطور؟ حالا هم همان جرات را دارید که در حالی که در زندان طالب هستید و از زندگی و مرگتان هیچ خبری ندارید این شعر را بخوانید و کسی را ببوسید؟»
«من به دلم گفتم اگر کسی را داشتم که ببوسم حتما این کار را در داخل چشمهایتان میکردم و میخواستم از این بدترش هم شما خشمگین شوید.»
«رزم تو قشنگ است به فریاد زنانه»

منبع تصویر، Social media
در میان آهنگهای اعتراضی دوسال اخیر یکی از پر سر و صداترینها ترانهای بود که دو دخترخانم آن را اجرا کردهاند. هردو خانم در حالتی متناقضنما و کاملا نمادین ترانه را اجرا کردهاند. آوازخواندن که خلاف احکام طالبان است با صورت و بدن پوشیده با چادری که بر وفق میل آنهاست. شاید یک دلیل چادریپوشیدن مخفینگهداشتن هویت شان بود.
این ترانه اواخر سال ۲۰۲۲ یعنی حدود هشت ماه پیش در شبکههای اجتماعی منتشر شد. اعتراضی به اقدامات طالبان در حمایت از زنان و دختران افغانستان. خانمهایی که به صورت ناشناس این ترانه را اجرا کردند هنوز ناشناخته ماندهاند و نمیخواهند در مورد هویت شان صحبت کنند. این ترانه که با صدای زیبایی اجرا شده بازتاب زیادی در شبکههای اجتماعی داشت و کاربران از آن استقبال زیادی کردند.
ای آه تو سوزنده تر از آه زنانه
رزم تو قشنگ است به فریاد زنانه
اما در دوسال اخیر هرچه محدودیتهای طالبان بیشتر و اعتراضها در افغانستان سرکوب شده، توجه به اعتراض از هر طریقی در بیرون هم افزایش یافته. شماری از آوازخوانهای شناختهشده افغانستان هم جنبه اعتراض را در کارهای هنری شان بیشتر کردهاند.
«مجازات یک تار موی زنان»

منبع تصویر، Screenshot of video clip/Ramsha Shafa-Insaan
از جمله رامشه شفا که آهنگی به نام انسان ساخته شهرام فرشید را ضبط و منتشر کرده است.
او میگوید «دلیل عمده خودم برای ساخت این اثر همین بوده که اشارهای کرده باشم به جهل و خرافات و قیودات و استثماری که در افغانستان وجود دارد.»
او باور دارد که در شرایط فعلا بیش از هر زمان نیاز به اعتراض است و باید در آن پایداری کرد.
به گفته رامشه «ما باید از جایی شروع کنیم. من به عنوان یک هنرمند این کار را انجام میدهم و هرکس به همین شکل با توجه به غل و موقعیت شان باید به این اعتراضها کمک کنند در مقابل ظلم و جهل ایستاد شوند. باید خیلی بیشتر فعالیت نشان بدهیم. چون فقط خانمهایی که در افغانستان صدا بلند میکنند کفایت نمیکند.»

منبع تصویر، Sonita
سونیتا علیزاده نزدیک به یک دهه است موسیقی رپ کار میکند. سبکی از موسیقی که خود خاستگاه اعتراضی دارد و اعتراض مضمون اصلی آن است. محتوای آهنگهای خانم علیزاده هم به گفته خودش مشکلات اجتماعی، حقوق زنان و ازدواجهای اجباری، جنگ و کودکان کار بوده.
او که آخرین بار سال ۲۰۱۶ به افغانستان رفته میگوید سخت است که در داخل افغانستان مردم خودشان را به خطر بیاندازند ولی در خارج نباید ساکت بمانند. انتظار دارد کسانی که در بیرون از کشور هستند، جای امن دارند و میتوانند گپ دل مردم افغانستان را بگویند، سکوت نکنند.
«امید ما این بود که یکبار بتوانیم کانسرت بگذاریم و به مردم بخوانیم که آن هم از ما گرفته شده. فعلا یک امید در موسیقی این است که خدا کند که زودتر افغانستان آزاد میشود و همهچیز خوب میشود و بر میگردیم و خلاصه... هرچیزی که به من یک امید بدهد حتا اگر پوچ هم باشد به آن دست میزنم تا مرا به مسیری که هستم برساند.»
کمبود روحیه اعتراضی در موسیقی افغانستان
اما چرا آهنگهای اعتراضی در این دو دهه در افغانستان بازار سردی داشته؟ اکثر آوازخوانها ترجیح میدادند آهنگهایی ضبط کنند که زبانزدن محافل باشند تا چیزی که تا چیزی که مردم را به ایستادگی دعوت کند. بیشتر آهنگهایی به سبک محلی و برای رقص و محافل شادی. البته آهنگهای زیادی هم منتشر شده که به باور بسیاری، از نظر هنری نمیتوان با هیچ معیاری سنجش شان کرد. هم از نظر مضمون و محتوا، هم از نظر موزیک و هم از نظر کیفیت در سطح بسیار پایین تولید شدهاند. البته تعدادشان هم کم نیستند.
فرهاد دریا، هنرمند معروف و شناختهشده افغانستان هم باور دارد که موسیقی اعتراضی در افغانستان پررنگ نبوده ولی شماری در این عرصه کوشیدهاند.
او میگوید: «آثار اعتراضی بسیار بسیار کم هم نداشتیم. هنرمندانی هم هرچند اندکشمار بودند و هستند که سرودهای اعتراضی داشتند. من هم نه تنها یکی دو آهنگ که به اصطلاح افغانها یک درجن کلان از آهنگهای اعتراضی داشتم. در تور سال گذشتهام که موسیقی نمیمیرد نام داشت آن را با یک سروود اعتراضی به نام در به در آغاز کردم که مستقیم خطاب به طالبان بود. مثل من و آقای سرخوش و چند عزیز دیگر. اما تعدادشان خیلی زیاد نیست ولی هستند و وجود دارد.»

منبع تصویر، FarhadDaryaOfficialPage
آقای دریا میگوید که فضای موسیقی افغانستان نباید با ایران مقایسه شود چون تعامل دولت ایران با اهل موسیقی در افغانستان با تعامل طالبان با اهل موسیقی زمین و آسمان فرق دارد.
اما پیش از برگشتن طالبان فرصت زیادی در آوازخوانها بود و هنرمندان آزادی عمل بیشتری داشتند.
با این حال، آقای دریا جنگ را دلیل عمده ضعف پرورش روحیه اعتراضی در موسیقی افغانستان میداند.
به گفته او «مشکل کلان ما شاید یکی در این باشد که چندین بار به عنوان خانواده موسیقی بیبستر شدیم. هی قدرتها آمدند و هی جنگها چه خارجی و چه داخلی در افغانستان جریان پیدا کرد و بیشترین ضربه را موسیقی دید. هر قدرتی که بخواهد و بداند که مردمی نیست اول موسیقی را از میدان میروبد. نتیجهاش این شد که چندین بار اهل موسیقی از خانه رانده شد. از بستر رشد و تکاملش دور شد. رفتند در کشورهای همسایه با وضعیت اسفانگیز زندگی کردند و مشکلات زیادی داشتند. رشد موسیقی در افغانستان تداوم نیافت. ما چرخه صنعت موسیقی را در افغانستان جاری نداریم که یک اقتصاد داشته باشد و چرخه صنعت موسیقی ایجاد شود و عاید داشته باشد و مصرف شود.»











