چرا گرامیداشت قاسم سلیمانی مرگبار میشود؟

منبع تصویر، IRNA
- نویسنده, علی سودایی
- شغل, بیبیسی
چهارمین سالگرد کشته شدن سرلشکر قاسم سلیمانی مثل مراسم تدفینش مرگبار بود.
تا به این جا گرامیداشت و ادای دین جمهوری اسلامی ایران به او، چه در قالب سوگواری و چه خونخواهی، بیش از ۳۰۰ قربانی گرفته است.
تشییع قاسم سلیمانی پنج روز به درازا کشید. تابوت او را با تبلیغات فراوان از بغداد و کاظمین، تا اهواز، مشهد و تهران گرداندند. اما در ایستگاه آخر، کرمان، ۶۲ نفر از سوگواران زیر فشار جمعیتی که با تهییج رسانههای حکومتی به خیابانهای تنگ و ناآماده رفته بودند، جان باختند.
درست یک روز بعد، موشکهای «انتقام سخت» سپاه پاسداران با توجه به «اطلاع دقیق قبلی» از زمان حمله جان هیچ سرباز آمریکایی را نگرفت، اما چند ساعت بعد دست کم دو موشک سپاه ۱۷۶ مسافر و خدمه پرواز شماره ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین را به آتش و بر خاک کشید.
حال بمبگذاری در مراسم چهارمین سالگرد کشته شدن او نزدیک صد کشته بر جای گذاشته و مرگبارترین حمله این چنینی پس از انقلاب ۱۳۵۷ به شمار میرود. در تمام تاریخ معاصر ایران پس از فاجعه سینما رکس آبادان این دومین حمله مرگبار این چنینی است.
چرا گرامیداشت قاسم سلیمانی به رویدادهایی تا این اندازه خونین میانجامد؟
هرچند بمبگذاری، شلیک موشک به هواپیمای مسافربری و ازدحام جمعیت ماهیتا با یکدیگر متفاوتند، اما میتوان رد عوامل مشترکی را در همه این رویدادها دید؛ عواملی که گویای وضعیت کنونی حکمرانی در ایران هستند.
از عمق استراتژیک در سوریه و لبنان، تا حفرههای امنیتی در خاک ایران

منبع تصویر، IRNA
هنوز هیچ گروهی مسئولیت بمبگذاریهای مرگبار کرمان را نپذیرفته است و بدون شواهد قابل اتکا نمیتوان درباره عاملان آن گمانهزنی کرد.
برخی مقامهای جمهوری اسلامی ایران، مانند معاون اول رئیس جمهور، اسرائیل را به طراحی این حمله متهم کردهاند.
مجتبی ذوالنوری، نایب رئیس و از چهرههای امنیتی مجلس شورای اسلامی، گفته است: «با توجه به جنس کار که اقدام تروریستی غیر انتحاری بوده است، به نظر میآید جنس کار، اسرائیلی و از اقدامات رژیم صهیونیستی است.»
در گذشته گروههای اسلامگرایی مانند دولت اسلامی (داعش) یا جیشالعدل و جندالله و برخی گروههای مسلح دیگر مخالف حکومت نیز دست به حملاتی زدهاند، اما ابعاد هیچ کدام از آنها با انفجارهای روز چهارشنبه کرمان قابل مقایسه نیست.
فارغ از اینکه چه گروهی مسئولیت مستقیم انفجارهای کرمان را به عهده داشته باشد، وقوع مرگبارترین حمله این چنینی در سالگرد فرماندهای که همه مقامها شبانهروزی ستایشش میکنند تازهترین شکست در سلسله طولانی ضربات اطلاعاتی و امنیتی به حکومت ایران است.
شکنندگی چندجانبه امنیتی در ایران را به این ترتیب میتوان دریافت که تنها در یک ماه گذشته، به جز انفجارهای کرمان شاهد کشته شدن رضی موسوی، فرمانده ارشد سپاه قدس در سوریه، در عملیاتی منتسب به اسرائیل بودهایم و همینطور اختلال سراسری در پمپهای بنزین که موجودیت نامشخصی با نام گنجشک درنده مسئولیتش را به عهده گرفت و همین طور هک و دزدیدن اطلاعات کاربران اسنپفود.
حملات منتسب به اسرائیل به اهدافی در سوریه و در خاک ایران، در کنار عملیات هک، خرابکاری و درز اطلاعات پیاپی در ایران رخ میدهند و به نظر نمیرسد انبوه دستگاههای امنیتی و پدافندی توان متوقف کردنشان را داشته باشد.
و این حفرههای امنیتی در دفاع از اهداف حساس ایران در حالی بروز میکند که حکومت از سویی سیاست خارجی خود را بر اساس گسترش و دفاع از «عمق استراتژیک» در لبنان، عراق، سوریه و یمن توجیه میکند و از سوی دیگر دوباره نیروهایش را برای «حجاببانی» بسیج کرده است.
آیا جمهوری اسلامی توان درگیری امنیتی در چندین جبهه داخلی و خارجی و همزمان دفاع از اهداف حساس خود را دارد؟
«ترس دشمن از اقتدار نظامی»

منبع تصویر، Khamenei.ir
«دشمن» پایه ثابت صحبتهای آیتالله علی خامنهای و شعارها و رجزخوانیهای فرماندهان نظامی ایران است.
مقامهای جمهوری اسلامی غیر از کاخ سفید و تلآویو در میان مقامهای کشورهای همسایه هم دنبال دشمن میگردند؛همین طور بین جوانانی که در شهرهای ایران به سبک دلخواه حکومت لباس نمیپوشند، یا شهروندانی که با گلایههای معیشتی، قومی یا اقلیمی به اعتراض میپردازند.
جوینده، یابنده است؛ اصرار بر تعریف هویت حکومت و منافع آن به ترتیبی که در تعارض مستقیم با منافع و هویت بازیگران منطقهای یا گروههای بزرگی از شهروندان ایرانی قرار میگیرد یکی از دلایل تنشهای دیرپا و چندجانبهای است که ایران درگیر آن است.
البته که درگیریهای خاورمیانه پیچیدهتر از آنی هستند که بتوان رویکرد جمهوری اسلامی را تنها زمینهسازشان دانست، اما سیاستهای حکومت ایران هم کمتر در جهت تنشزدایی و مصالحه بوده است و انگیزه دشمنی و ضربه زدن را برای بازیگران دیگر تقویت کرده است.
در این کشمکشها تصویری که جمهوری اسلامی از اقتدار خود ساخته است گاه با واقعیتش همخوانی ندارد.
اسماعیل قاآنی، فرمانده سپاه قدس، انفجارهای کرمان را به عوامل آمریکا و اسرائیل منتسب کرده و در عین حال چنین اقدامی را «نشانه استیصال دشمن» دانسته است.
مشخص نیست این چگونه «استیصالی» است که تنها در چند روز فرمانده ارشد سپاه قدس را در سوریه و نفر دوم حماس را در بیروت هدف میگیرد.
«انتقام سخت» قاسم سلیمانی یکی از نمونههایی بود که ناسازگاری میزان خودستایی و وعده قدرتنمایی مقامهای حکومت با توان عملیشان گران تمام شد.
پس از چند سالی که وعده انتقام تکرار شد، حمله حماس و متحدانش به اهدافی در اسرائیل و کشتن بیش از ۱۲۰۰ اسرائیلی فرصتی به ایران داد تا آبرویی بخرد؛ یا دستکم تصور رمضان شریف سخنگوی سپاه چنین بود.
آقای شریف گفت عملیات گروههای فلسطینی «بخشی از انتقام ترور قاسم سلیمانی» بوده است.
این ادعا به اندازهای نادرست بود که گروه حماس در اتفاقی نادر، در میانه جنگ با اسرائیل ناچار شد بیانیهای بدهد و حرفهای سپاه را تکذیب کند.
رمضان شریف کاملا برخلاف حرفهایی که زده بود و ویدئوهایش هم منتشر شده بود، گفت از صحبتش برداشت اشتباهی شده است. پس از او شخص فرمانده سپاه و رئیس دفتر آیتآلله خامنهای هم ناچار شدند برای «جمع کردن» موضوع وارد شوند و بر «فلسطینی» بودن حمله حماس تاکید کنند.
کارآمدی دستگاههای حکومتی

منبع تصویر، TAGHRIBNEWS
سرلشکر حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فردی است که در اوج همهگیری کرونا آبروی خود را پای رونمایی از یک دستگاه جعلی کرونایاب گذاشت.
او توضیح داده بود که «ویروس را داخل خشاب دستگاه میگذارند و میدان مغناطیسی که این ویروس ایجاد میکند باعث میشود که این آنتن هرکجا که ویروس مشابهی را پیدا کند، در شعاع صد متری به سمت آن حرکت میکند و ویروس در آن نقطه شناسایی میشود.»
آیا فرماندهای که در میانه یک بحران بیسابقه بهداشت و سلامت چنین اظهارنظری میکند، توانایی و کارآمدی لازم برای هدایت یک نیروی نظامی در جهان پیچیده امروز، آن هم در منطقهای پرتنش چون خاورمیانه را دارد؟
در چنین سطحی از کارآمدی است که چند ماه پیش یک آزمایش موشکی در گرگان خساراتی ایجاد کرد و زخمیهایی هم بر جای گذاشت.
اشتباه و ناکارآمدی دامنهدار به عرصه نظامی محدود نیست.
تورم بالای ۴۰ درصد دیگر در ایران عادی شده است. آلودگی هوا با سوخت مازوت نیروگاهها هم هر پاییز و زمستان مدارس و ادارات را به تعطیلی میکشد و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از آزمایش و توطئه دشمن برای دزدیدن ابرها میگوید. سطح علمی دانشگاهها در حدی است که برای رئیس جمهور جلسهای با دانشمندان یک درصد جهان میگذارند و در آن یکی از اساتید میخواهد با شبکه جهانی پایتون چهار سال آینده را پیشبینی کند.
علی خامنهای دو دهه پیش به نمایندگان مجلس خبرگان گفته بود «هرجا کارآمدی نباشد، مشروعیت از بین خواهد رفت.»
آیا ضربه به مشروعیت یک حکومت آن را از نظر امنیتی ضربهپذیرتر نمیکند؟
جان ارزان ایرانیان

منبع تصویر، Aftabnews
حوادث فاجعهبار در ایران تقریبا عادی شدهاند و با وجود رویکرد امنیتی حاکم، دستگاههای گوناگون حکومتی کمتر انگیزهای برای بهبود واقعی ایمنی و امنیت مردم عادی نشان میدهند.
جان باختن ۳۲ نفر در کمپ ترک اعتیاد لنگرود یکی از آخرین نمونههای چنین فجایعی است.
حوادث مرگبار در همه جای دنیا رخ میدهند، جاهایی بیشتر و جاهایی کمتر. آنچه ایران را از بسیاری کشورهای دیگر متمایز میکند میزان مسئولیتپذیری دستگاهها و مقامهای حکومتی است.
برخورد علیرضا زاکانی، شهردار بسیجی تهران با حادثه مرگبار محله خلازیر از این نظر گویا است.
بلافاصله بعد از آن که پنج نفر در جریان تخریب غیراصولی ساختمانهای غیرمجاز در این محله کشته شدند، و در حالی که بسیاری انتظار برکناری یا استعفای شهردار منطقه ۱۹ را داشتند، آقای زاکانی او را به مراسمی برای روز خبرنگار دعوت کرد و به او برای سخنرانی درباره برخورد با ساختوساز غیرمجاز تریبون داد.

منبع تصویر، @َali_ghanbarloo
این رویه بیتوجهی به جان شهروندان و ناکارآمدی دستگاههای حکومتی گریبانگیر همه است، حتی حامیان حکومت و سوگواران قاسم سلیمانی.
آمادگی کرمان برای مراسم خاکسپاری قاسم سلیمانی در سال ۱۳۹۸ به ترتیبی بود که علی قنبرلو، یک عکاس خبری از قبل از مراسم درباره فاجعهای که در آستانه وقوع بود هشدار میداد.
اما مسئولان برگزاری مراسم به اندازه خبرنگاری که وظیفهاش عکاسی بود به جان مردم اهمیت نمیدادند: پیشبینی آقای قنبرلو به طور باورنکردنی به تحقق پیوست و همان طور که او گفته بود «بالای پنجاه نفر» در این مراسم کشته شدند.
نه تنها کسی مسئولیت فاجعه را نپذیرفت و بابت آن توبیخ نشد، که علت مرگ برخی قربانیان در گواهی فوت ثبت احوال «واکنشهای حیوانی و غیرعمدی انسانی» توصیف شده بود.
معجون مرگبار
کمارزش بودن جان شهروندان، ناکارآمدی و شکنندگی امنیتی در کنار اصرار بر تبدیل شدن به قدرت برتر منطقهای و به چالش کشیدن ابرقدرتهای جهانی، معجونی مرگبار ساخته که میتواند جان ایرانیان را در هر جایی بگیرد، حتی در گرامیداشت قاسم سلیمانی.
تلاشهای مدام حکومت ایران برای قدرتنمایی شبیه تیم فوتبالی است که با هیاهو و هیجان میخواهد همه توان را بر حمله بگذارد، اما مهاجم گلزنی برایش نمانده و خط دفاعی و دروازهاش هم خالی است.






























