دیدار دوباره پس از ده سال؛ سیاست‌های ترامپ حالا تهدیدی برای جدایی خانواده شده است


تصویری از پشت سر مارون، روشل و گرلین که رو به دریاچه‌ای کنار هم نشسته‌اند دست در کمر هم انداخته‌اند

منبع تصویر، Liam Weir/BBC

توضیح تصویر، مارون می‌گوید حالا که روشل و گرلین را شناخته، زندگی‌اش «کامل‌تر» به نظر می‌رسد
    • نویسنده, نوال المقحفی و جزمین دایر
    • شغل, بی‌بی‌سی
    • در, گزارش از جنوب فلوریدا

در خانه‌ای مشرف به آب در شهر لیک‌لند ایالت فلوریدا، مارون در کنار دو زنی که بسیار دوستشان دارد می‌خندد. روشل، خواهرش و گرلین مادر واقعی‌شان.

گرمای رابطه میان آنها کاملا آشکار است. آنها شانزدهمین تولد مارون را جشن می‌گیرند، با وجود اینکه یک دهه از هم دور بوده‌اند. اما اکنون از جدایی دوباره می‌ترسند.

استیسی ناگلی آنگولو، زنی که مارون را زمانی که سه ‌ساله بود از هائیتی و در پی زلزله ویرانگر سال ۲۰۱۰ به فرزندی گرفت، نیز در جشن حضور دارد.

او سه سال پیش به گرلین و روشل کمک کرد تا به آمریکا بروند و خانواده را دوباره دور هم جمع کرد، درست زمانی که گسترش خشونت باندهای تبهکار، بحران انسانی جدیدی را در این کشور رقم زده بود.

نام دو زن اهل هائیتی را به دلیل مسائل امنیتی تغییر داده‌ایم. آن‌ها با استفاده از برنامه‌ای به نام وضعیت حمایت موقت به‌طور قانونی در آمریکا زندگی و کار می‌کنند. برنامه‌ای که برای افرادی که از کشورهای درگیر جنگ یا بلایای طبیعی هستند و پیش‌تر وارد آمریکا شده‌اند، حمایت فراهم می‌کند.

اما این حمایت برای ۳۵۰ هزار هائیتی‌تبار در فوریه پایان می‌یابد. این تصمیم بخشی از تغییرات گسترده دولت دونالد ترامپ در سیاست‌های مهاجرتی است.

جشن تولد مارون، مردی کیک تولد با شمع‌های روشن در دست دارد و زنی هم در یک طرف دیگر میز نشسته است، مارون با کلاه بوقی کوچک به سر به کیک نگاه می‌کند

منبع تصویر، Liam Weir/BBC

توضیح تصویر، مارون اخیرا ۱۶ ساله شد، حدود سه سال پس از اینکه دوباره با مادر و خواهرش دیدار کرد

وقتی مارون شمع‌ها را فوت می‌کند، روشل ۲۱ ساله با هیجان شادی می‌کند اما لبخند گرلین کم‌ رنگ می‌شود. در چند ماه آینده ممکن است این دو زن دیپورت شوند.

پس از زلزله، گرلین در پورتوپرنس، پایتخت هائیتی، زندگی می‌کرد و برای تامین هزینه‌های زندگی فرزندانش با سختی دست ‌و پنجه نرم می‌کرد. او می‌گوید اینکه مارون را برای فرزند خواندگی به دیگران سپرده «زخمی بر دلش گذاشته» اما «می‌خواست زندگی بهتری برای او فراهم شود.»

استیسی که پس از سال‌ها کار در دنیای شرکت‌های بزرگ اکنون به بازسازی خانه‌ها مشغول است، می‌گوید در پی فاجعه زلزله احساس می‌کرد باید از هائیتی کودکی را به فرزندی بگیرد و مارون را در کنار دو فرزندش بزرگ کرد.

با افزایش خشونت‌ها در سال‌های اخیر، او شروع به یافتن مسیرهای قانونی برای بردن روشل و گرلین به آمریکا کرد. به‌محض باز شدن یک برنامه بشردوستانه در سال ۲۰۲۳، آنها فورا درخواست دادند.

او می‌گوید: «سه هفته بعد، تایید شدند و سوار هواپیما بودند و نزد ما آمدند.»

دو زن اهل هائیتی ابتدا در کاروانی در حیاط خانه استیسی ساکن شدند و سپس آپارتمانی در همان منطقه اجاره کردند. گرلین اکنون در یک هتل کار می‌کند. روشل هم در سوپرمارکت و هم در مهدکودک شاغل است و رویای پرستار شدن دارد.

مارون اغلب شب‌ها در آپارتمان آنها می‌ماند و عاشق غذای هائیتی است که گرلین می‌پزد. او می‌گوید زندگی‌اش اکنون «کامل‌تر شده است.»

اما روشل و گرلین وحشت عمیقی از بازگشت به هائیتی دارند. طبق اعلام سازمان ملل، خشونت باندهای مسلح یک‌ دهم جمعیت را آواره کرده و آدم‌ربایی و قتل به‌شدت افزایش یافته است. تجاوز و آتش‌سوزی گسترده است.

پنج مرد جوان با شلوارک و شلوارهای جین پاره با سلاحی که رو به بالا گرفته‌اند در منطقه‌ای در پورتو پرنس در خیابانی خاکی گشت‌زنی می‌کنند، فوریه ۲۰۲۴

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، گروه‌های تبهکار بخش زیادی از پایتخت هائیتی را کنترل می‌کنند، جیمی «باربیکیو» چریزیر (وسط) که در اینجا در سال ۲۰۲۴ دیده می‌شود، رهبری یکی از گروه‌ها را بر عهده دارد

روشل که اکنون ۲۱ سال دارد، می‌گوید بزرگ‌ترین ترسش در پورتوپرنس ربوده شدن بود.

او می‌گوید: «در مدرسه بودم و می‌دیدم دختران جوان مثل خودم ربوده می‌شوند… از خانواده‌هایشان باج می‌خواستند و بعد آنها را برنمی‌گرداندند.»

او باور دارد بسیاری از دخترانی که ربوده می‌شوند یا مورد تجاوز قرار می‌گیرند یا کشته می‌شوند.

او می‌گوید هر روز دوستان و بستگانش از هائیتی ویدئوهای هولناکی برایش می‌فرستند. از جمله سوزاندن اجساد و تبادل آتش بین گروه‌های مختلف تبهکار.

او می‌گوید: «همیشه صدای تیراندازی می‌آید. واقعا نمی‌توانی بیرون بروی.»

استیسی در سه انتخابات گذشته به دونالد ترامپ رای داده، اما اکنون از اینکه روشل و گرلین ممکن است بازگردانده شوند، وحشت‌زده است.

او می‌گوید: «آیا مرزهای باز می‌خواهیم؟ قطعا نه. آیا می‌خواهیم جنایتکاران دیپورت شوند؟ البته. اما اینکه خانواده‌هایی مثل ما را از هم با خشونت جدا کنند و افراد را به کشورهایی بفرستند که کاملا ناامن هستند… غیر قابل ‌تصور و غیرانسانی است.»

مدرسه‌ای در پورتو پرنس که به عنوان سرپناه استفاده می‌شود، با مردمی که روی بالکن‌ها ایستاده‌اند، در حال شستن لباس‌هایشان هستند و سرپناه‌های موقت ساخته شده از برزنت، اکتبر ۲۰۲۵

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، بسیاری از ۱/۴ میلیون آواره هائیتی به پناهگاه‌های موقت در مدارس و سایر ساختمان‌ها نقل مکان کرده‌اند

وضعیت حمایت موقت برای هائیتی‌تبارها از سال ۲۰۱۰ بارها تمدید شده بود. اما اکنون وزارت امنیت داخلی آمریکا می‌گوید «وضعیت محیط ‌زیست در هائیتی به اندازه‌ای بهبود یافته که بازگشت شهروندان هائیتی به خانه امن است.»

با این حال، دولت آمریکا به شهروندان خود توصیه می‌کند به دلیل «آدم‌ربایی، جرم، فعالیت‌های تروریستی و ناآرامی مدنی» به هائیتی سفر نکنند.

اداره خدمات مهاجرت آمریکا می‌گوید ادامه این برنامه به نفع کشور نیست، چون بررسی پیشینه مهاجران دشوار است و دریافت اطلاعات از نهادهای امنیتی هائیتی با مشکل روبروست. ضمن اینکه «گروه‌های تبهکار هائیتی تهدیدی جدی» محسوب می‌شوند.

سخنگوی وزارت امنیت داخلی آمریکا همچنین به بی‌بی‌سی گفت که وضعیت حمایت موقت مورد سوءاستفاده و بهره‌برداری قرار گرفته است.

دولت آمریکا می‌گوید کسانی که وضعیت حمایت موقت آنها پایان می‌یابد می‌توانند داوطلبانه کشور را ترک کنند یا از گزینه‌های مهاجرتی دیگر استفاده کنند. اما وکلا می‌گویند تعداد کمی واجد شرایط خواهند بود و بسیاری هم وارد زندگی زیرزمینی می‌شوند.

در میامی، زن دیگری که او را «مونیک» می‌نامیم، می‌گوید بیش از ۱۶ سال است در آمریکا زندگی می‌کند. خانه کوچک او پر از عکس‌های همسر، پسر و دخترش است. اما تنها خودش در معرض دیپورت است. همسرش اقامت دائم دارد، دخترش شهروند آمریکاست و پسرش در حال طی مراحل دریافت گرین‌کارت است.

مونیک که اکنون راننده اتوبوس است، ابتدا از طریق یک برنامه بشردوستانه و به‌طور قانونی وارد آمریکا شد و سپس در سال ۲۰۱۰ به وضعیت حمایت موقت منتقل شد.

او می‌گوید: «بله، نامش وضعیت موقت حمایت ‌شده است، اما وقتی موقت است که خانه‌ات امن باشد. هائیتی امن نیست.»

او درحالیکه اشک‌هایش را پاک می‌کند، می‌گوید اگر برگردد همه‌ چیز را از دست می‌دهد و حتی ممکن است بمیرد: «ما را به هائیتی نفرستید… همان بهتر که ما را همین‌ جا بکشید.»

استیسی و مارون رو به دوربین، پشت سرشان دریاچه است. هر دو لبخند می‌زنند، مارون یک تی‌شرت یقه‌دار خاکستری پوشیده، استیسی موهای بلند بلوند و عینک دارد و یک لباس چین‌دار سبز روشن پوشیده است

منبع تصویر، Liam Weir/BBC

توضیح تصویر، استیسی می‌گوید پس از زلزله سال ۲۰۱۰ در هائیتی، احساس کرد که باید کودکی را به فرزندی قبول کند

بیش از یک ‌میلیون نفر در آمریکا تحت وضعیت حمایت موقت زندگی می‌کنند. افرادی از ۲۰ کشور از سال ۱۹۹۰ تاکنون این حمایت را دریافت کرده‌اند.

در سال جاری، آمریکا این برنامه را برای شش کشور افغانستان، کامرون، هندوراس، نپال، نیکاراگوئه و ونزوئلا پایان داده است. چالش‌های حقوقی متعددی از جمله شکایتی که پایان وضعیت حمایت موقت برای هائیتی را به تاخیر انداخته بود، مطرح شده است.

در فلوریدا، جایی که ۵۶ درصد رای‌دهندگان به ترامپ رای داده‌اند، بسیاری از هواداران جمهوری‌خواه مانند استیسی می‌گویند خواهان اجرای قوانین مهاجرت هستند، اما از هزینه انسانی ناشی از سیاست‌های فعلی نگرانند.

او که احساس می‌کند حزب جمهوری‌خواه در موضوع مهاجرت «کاملا از پایگاه رای‌دهندگانش دور شده است.»

اما سم رمین، تاجر محلی و رئیس جمهوری‌خواهان شهرستان پلک، کمتر همدل است. او می‌گوید: «می‌دانستید که این وضعیت موقت است. زندگی‌تان را روی یک وضعیت موقت بنا کردید و حالا… ناراحتید که دارد تمام می‌شود. ما از اول قوانین را می‌دانستیم.»

وقتی درباره وضعیت هائیتی از او سئوال می‌شود، می‌گوید صلاحیت ارزیابی ندارد که آیا وضعیت برای بازگشت امن است یا نه، اما باور دارد که تصمیم را افراد متخصص گرفته‌اند و به قضاوت آنها اعتماد می‌کند.

 یک فرد تنها که در حال قدم زدن در خیابانی پوشیده از آوار در محله دلماس ۳۰ است، سپتامبر ۲۰۲۵

منبع تصویر، CLARENS SIFFROY/AFP via Getty Images

توضیح تصویر، تمام محله‌های پورتو پرنس مورد حمله قرار گرفته و ویران شده‌اند

آقای رمین می‌گوید به آمریکا به‌عنوان «کشوری با حکومت قانون» باور دارد و می‌افزاید که اصلاحات مهاجرتی «قطعا لازم است.»

اما برای روشل و گرلین، آینده سرشار از بلاتکلیفی است.

روشل می‌گوید: «به ما گفته بودند آمریکا سرزمین آزادی و امنیت است. حالا نمی‌دانم جایی داریم یا نه.»

مارون می‌گوید: «من خواهرم را خیلی دوست دارم. نمی‌دانم اگر اتفاقی برایش بیفتد چه کنم.»

این سه نفر کنار هم برای عکس گرفتن می‌ایستند. مادر، پسر و دختر. اما ممکن است در چند ماه آینده، دو نفرشان دیگر حضور نداشته باشند.