ورزش ایران بعد از اعتراضات دی ۱۴۰۴؛ «چشمان خود را بر کشتار مردم بیگناه ما بستهاید»

منبع تصویر، Football360
- نویسنده, نازنین کیان
- شغل, روزنامهنگار
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
کشتار بیسابقه معترضان در ناآرامیهای دیماه امسال، در ورزش هم، مثل سایر بخشهای جامعه ایران، دگرگونیهای بنیادین ایجاد کرده است.
گذشته از ورزشکارانی که کشته شدند و نامشان در شبکههای اجتماعی منتشر شده است، شماری هم در اعتراض به حکومت، از تیم ملی رشتههای مختلف خداحافظی کردهاند.
از طرف دیگر همراهی بعضی از چهرههای سرشناس با حکومت، یا حتی سکوت آنها، با واکنش تند بسیاری از کاربران فضای مجازی روبهرو شده است. در مواردی حتی از کسانی انتقاد شده که موضعشان علیه حکومت از دید معترضان به اندازه «کافی» تند و محکم نیست.
ورزش ایران، مطلقا به آنچه که پیش از دی ۱۴۰۴ میشناختیم، شباهت ندارد. این گزارش به بعضی از زوایای این دگرگونی بزرگ پرداخته است. با در نظر گرفتن این نکته که با توجه به گستردگی کشتار و خشونت، شمار ورزشکاران آسیبدیده، بهخصوص افرادی که شهرت کمتری دارند، بسیار بیشتر از افرادی است که نامشان در این گزارش آمده است.
خداحافظی از تیم ملی
همزمان با انتشار خبرهای کشتار، جامعه ورزش ایران شاهد موج بزرگی از خداحافظی و کنارهگیری ورزشکاران و ملیپوشان بود.
زهرا علیزاده، ملیپوش باشگاه فوتبال گلگهر سیرجان، جزو اولین ورزشکاران سرشناس و احتمالا نخستین زنی بود که از تیم ملی خداحافظی کرد. پس از خانم علیزاده، کوثر کمالی، بازیکن تیم ماشین سنگین ایستا و نیلوفر میرکریمی، داور فوتسال، از تیم ملی و داوری زیر نظر فدراسیون فوتبال کنارهگیری کردند. در این مدت خبرهای غیررسمی از افزایش فشار جمهوری اسلامی بر زنان فوتبالیست و تهدید خودشان و خانوادههایشان منتشر شد.
خبر کنارهگیری مهلا محروقی، ملیپوش پرتاب دیسک، از ورزش حرفهای روز ۱۴ بهمن منتشر شد. کنارهگیری شش عضو تیم ملی بیسبال، در پی کشته شدن احمد رمضانزاده، دروازهبان این تیم، هم، از پرتعدادترین خداحافظیهای جمعی ملیپوشان بود. به دنبال آن هدی کافی، بازیکن تیم ملی بیسبال زنان، هم با تیم ملی وداع کرد.
در رشته هندبال نیز امیدرضا سرپوشی و محمدرضا اوراعی اعلام کردند در اعتراض به کشتار دیماه، دیگر در تیم ملی بازی نخواهند کرد.
به فهرست این ورزشکاران معترض میتوان این اسمها را اضافه کرد: بهنام یخچالی و فرهاد زبرجدی (بسکتبال)، محمد امینی (لژیونر بسکتبال)، سعیده نصیری (تکواندو)، محمد رحیمی (شمشیربازی) و میلاد خردمند (بسکتبال با ویلچر.)
سارا قمی، بازیکن تیم ملی فوتبال زنان ایران، هم بعد از خداحافظی گفت که تصور میکرده وداعش با تیم ملی بسیار غمانگیز باشد، اما: «اتفاقات اخیر ایران آنقدر غمانگیز بود که خداحافظی و بازی نکردن من در کنار این غم اصلا دیده نمیشد.»
واکنش فوتبالیستها به کشتار معترضان
کشته شدن افرادی چون مجتبی ترشیز، بازیکن سابق تیم تراکتور و نساجی، ریبین مرادی، بازیکن تیم نوجوانان سایپا، و دستگیری روزبه سینکی، دروازهبان پیشین تیم گلگهر سیرجان و چند بازیکن دیگر، «سوگ جمعی» جامعه ایران را وارد خانواده فوتبال کرد و واکنشهایی متفاوت برانگیخت.
مهدی قایدی، ملیپوش ایرانی باشگاه النصر امارات، در قیاس با دیگران، خبرسازترین واکنش را داشت. او با پوشیدن تیشرتهایی به یاد جانباختگان، شادی نکردن بعد از زدن گل و استوریهای پرتعدادی که در اینستاگرامش منتشر میکرد، بارها با مردم داغدیده همراهی و همدلی کرد.

منبع تصویر، Getty Images
قایدی همچنین متنی برای «سپهر بابا» نوشت؛ در اشاره به ویدیویی با عنوان «سپهر! بابا کجایی؟» که بهسرعت به نماد کشتار خونین معترضان بدل شد: سوز و گداز پدر سپهر شکری، با صدایی بهشدت محزون و تاثیرگذار در جستوجوی پیکر پسرش در میان صدها جسد.
علیرضا فغانی، داور برجسته فدراسیون جهانی فوتبال، که در سالهای اخیر با گرفتن حق اقامت در استرالیا زندگی و داوری میکند، در واکنش تند به کشتار حکومتیها نوشت: «برای بقا، جون عزیزانمون رو بلعیدید!؟»
حشمت مهاجرانی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۱۹۷۸، هم در اعتراض به سکوت فیفا در قبال سرکوب خونین دیماه، نوشت: «چشمان خود را بر کشتار مردم بیگناه ما بستهاید. تاریخ شما را قضاوت خواهد کرد.»
مجتبی محرمی، بازیکن پیشین پرسپولیس و تیم ملی، که پیش از کشتار دیماه با مشخص شدن خالکوبی امضای محمد رضا شاه پهلوی روی دستش جنجالی شده بود و حتی گفته شد که به نهادهای امنیتی احضار شده است، به انتشار استوریهای انتقادی دراینستاگرام ادامه داد و با تلویزیون ایران اینترنشنال هم مصاحبه کرد.
امید روانخواه، سرمربی تیم فوتبال المپیک ایران، ۲۳ دی، در نشست خبری تیمش پس از بازی با لبنان در جام قهرمانی آسیا، گفت: «وظیفه اجتماعی من است که در این شرایط در کنار مردمم باشم. هر چقدر که برای من تبعات داشته باشد. امیدوارم صدایشان شنیده شود.»
روانخواه بعد از بازگشت تیم، برکنار شد و خبرهایی در مورد ضبط گذرنامهاش هم منتشر شد.
زمانی که وزارت ورزش و جوانان ایران، فهرستی از ورزشکاران برای شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن منتشر کرد، کریم باقری، جواد نکونام، جواد زرینچه، شاهرخ بیانی، محمد مایلیکهن، فرشاد پیوس، سهراب بختیاریزاده، برادران پیروانی، مازیار زارع، سروش رفیعی، امید عالیشاه، عارف غلامی، روزبه چشمی، ابوالفضل جلالی، سعید سحرخیزان و میلاد سرلک اعلام کردند که نامشان بدون اجازه و هماهنگی در این فهرست آمده است.
«سکوت یعنی شستن خون...»
با گسترش انتقادها از بیتفاوتی یا سکوت سرشناسان دنیای ورزش، واکنش آنها بیشتر شد. در این میان، اما، منتقدان واکنش عدهای از سلبریتیها را ناکافی و در مواردی بیشتر از سر «رفع تکلیف» توصیف کردند.

منبع تصویر، Getty Images
مهدی طارمی، بازیکن باشگاه المپیاکوس یونان، تنها یک بار از وضعیت بد معیشت در ایران گلایه کرد. پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی هم بدون اشاره به کشته شدن معترضان، تنها در اعتراض به قطع سراسری اینترنت، تصویری از نقشه ایران با دری بسته، در استوری اینستاگرامش منتشر کرد.
علیرضا جهانبخش، ملیپوش فوتبال، که حالا در باشگاه دندر بلژیک بازی میکند، در این مدت با دو استوری، بدون اشاره به قطع سراسری اینترنت و بدون اشاره به سرکوب و کشتار در ایران، به انتشار تصاویری غمگین از ایران بسنده کرد. منتقدان ناراضی از «سکوت» جهانبخش به او یادآوری کردهاند که در فاصله سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۴ دستکم ۱۵ بار در اینستاگرام استوریهای انتقادی از اسرائیل و حمایت از غزه گذاشته است.
سرمربی تیم ملی فوتبال، اما، در همین حد هم چیزی در مورد سرکوب خونین دی نگفته است. رفتار امیر قلعهنویی، هدف انتقاد بعضی از اهالی فوتبال هم قرار گرفت، از جمله داریوش یزدانی، بازیکن پیشین استقلال و تیم ملی، که در اینستاگرام خطاب به قلعهنویی نوشت: «سکوت یعنی شستن خون، اگر ناصرحجازی و حشمت مهاجرانی بودند، نمیماندند.»
واکنشهایی که برجسته شدند
از موارد واکنشبرانگیز دیگر حرفهای سروش رفیعی بود. این بازیکن پرسپولیس با اشاره به شرایط کشور و «ورزشگاههای خالی از تماشاگر» به خبرنگاران گفت که بازیکنان هم «حالی» برای شرکت در مسابقهها ندارند، اما «مجبورند» بازی کنند.
صحبتهای رفیعی با واکنش تند محمدحسین میثاقی، مجری صدا و سیما، همراه شد که خطاب به او گفت: «حال نداری برو بشین خونه!»
پیمان حدادی، مدیرعامل باشگاه پرسپولیس، هم گفت :«هر بازیکنی که حال روحی مناسب و تمرکز کافی برای حضور در پرسپولیس ندارد، میتواند به ساختمان باشگاه بیاید و قرارداد خود را تسویه کند.» آقای حدادی پس از مشاهده واکنشهای تند به حرفهایش گفت که منظورش بازیکنی دیگر بوده است، نه سروش رفیعی.
مراسم قهرمانی تیم فوتبال زنان خاتون بم در لیگ فوتبال زنان، هم بسیار خبرساز شد. بازیکنان خاتون بم، در حالی جام قهرمانی را بالای سر بردند که هیچ یک شادی نکردند و مراسم در سکوت برگزار شد.
بسیاری از کاربران شبکهها اجتماعی این رفتار را با جشن قهرمانی تیم ملی فوتسال ایران مقایسه کردند. در آن مراسم حسین طیبی در کنار مهدی تاج با بالا بردن جام قهرمانی خوشحالی کرده بود.

منبع تصویر، Getty Images
واکنشها به تیم ملی فوتسال البته قبل از این شروع شده بود. وحید شمسایی، سرمربی این تیم، که قبلا حضورش در سوریه دوران بشار اسد، همراه با علیرضا دبیر و خداداد عزیزی، جنجالی شده بود، در مراحل ابتدایی مسابقات در مورد کشتار معترضان ایران به خبرنگاران گفته بود به جاکارتا آمده است که «در کنار دوستانش» باشد.
شمسایی با بالا گرفتن انتقادها از حرفهایش، در یک کنفرانس خبری در حالی که به نظر میرسید از روی نوشته میخواند، به مردم ایران تسلیت گفت و اشک ریخت.
فدراسیون کشتی و علیرضا دبیر
با شروع اعتراضات، و حتی پیش از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی، بعضی از کشتیگیران در حمایت از معترضان استوریهایی در اینستاگرام منتشر کرده بودند؛ استوریهایی که بعدا حذف شدند و گفته شد که کشتیگیرها به علت تهدیدهای علیرضا دبیر، رئیس فدراسیون کشتی، مجبور به حذف استوریها و سکوت شدهاند.
با این حال محمدعلی گرایی، به قطع اینترنت و سرکوب مردم واکنش نشان داد و بهمن طیبی، ملیپوش سابق کشتی ایران، هم در اینستاگرام نوشت: «بازی خیلی وقته تموم شده.»
زمانی که علیرضا نجاتی، ملیپوش پیشین کشتی فرنگی، در اعتراضات دستگیر شد، رئیس کمیسیون پزشکی اتحادیه جهانی کشتی، خواستار آزادی او شد، از علیرضا دبیر و سایر مقامهای کشتی ایران، اما، هیچ واکنشی در این مورد گزارش نشد.
آقای نجاتی در اینستاگرامش نوشته بود: «من هم میتوانستم مانند بقیه ورزشکاران سرم را پایین بیندازم و ورزشم را دنبال کنم. اما نمیتوانستم ساکت بمانم. در ذهنم با همه کسانی که ظلم میکردند، حق را ناحق میکردند، ناخودآگاه جنگ داشتم و نمیتوانستم سکوت کنم و بروز ندهم و فریاد نزنم.»

منبع تصویر، Getty Images
علیرضا دبیر اخیرا هم در مصاحبهای گفت: «همه ما ناراحتیم. هیچکس نمیگوید من خوشحالم. بگذریم که آنها میگویند ناراحتیم، اما میرقصند. در هر صورت ما باید تکهمان را به این بهدردنخورها بیندازیم. اینها که این اتفاقات را درست میکنند و درباره ما دروغ میگویند، واقعا بهدردنخورند.»
صالح محمدی، کشتیگیر دیگری است که ۱۹ سال دارد و دستگیر شده است. در گزارشهای غیررسمی آمده بود که دادگاهی در قم حکم اعدام او را صادر کرده است.اما بعد از بازتابهای جهانی این خبر، قوه قضائیه اعلام کرد که او هیچ حکم قطعی و قابل اجرایی ندارد.
دو قطبی در ورزش ایران
جو عمومی ورزش ایران، با در نظر گرفتن شمار زیاد ورزشکاران و مربیان کشته و دستگیرشده، وضعیتی ویژه هم دارد.
در پلتفرمهای مختلف نام بسیاری از ورزشکاران کمتر شناختهشده به چشم میخورد که قربانی سرکوب حکومت ایران شدهاند و آرنیکا دباغ، دختر ۱۵ سالهای که از قهرمانان شنا بود یا محمدحسین پرنون، بوکسور نوجوانی که ۱۸ دی در اعتراضات شرکت کرد و به خانه برنگشت، تنها دو نمونه از این موارد هستند.
جاسم ویشکایی، قهرمان پیشین کاراته جهان، و سجاد سالاروند، سریعترین دونده پارالمپیک، که به جای ماراتن دبی به زندان رفت، هم از چهرههای بینالمللی ورزش ایران هستند که بازداشت شدهاند.
از طرف دیگر کشتهشدن قهرمانهای ورزشی، مثل مسعود ذاتپرور، که در رشته بدنسازی، قهرمانی در مسابقات اورال ۲۰۱۲ و مسابقات آرنولد کلاسیک آمریکا در سال ۲۰۱۴ را در کارنامه داشت، در مقابل سکوت هادی چوپان، تنها ایرانی قهرمان مستر المپیا، و همراهی نکردن او با معترضان، باعث شد بسیاری از باشگاهها عکس ذاتپرور را جایگزین چوپان کنند.
تحولات پس از دی ۱۴۰۴ در جامعه ورزش هم موجب گسستی عمیق در مناسبات سنتی شده است. از کنارهگیریهای گسترده و بیانیههای اعتراضی تا هزینههای سنگینی چون بازداشت و کشته شدن ورزشکاران، «مسئولیت اجتماعی» را به معیار اصلی داوری بخشی گسترده از افکار عمومی بدل کرده است.
در گذشته هم همسویی چهرههای نامدار ورزش با حکومت با واکنشهایی همراه میشد، اما حالا به نظر میرسد که در چشم بسیاری از مخالفان حکومت ایران، حتی سکوت و بیطرف ماندن در این شرایط هم به شریک بودن در اعمال جمهوری اسلامی و به گفته مخالفان حکومت «خونشویی» تعبیر میشود.






























