هنرسالار کابل رویاروی مردسالار و جنگسالار

- نویسنده, کاوون خموش
- شغل, بیبیسی
با قلمموهای کوچک و بزرگ و جعبههای رنگ و ابزار نقاشی به جان دیوارهای بلند بتونی امنیتی کابل افتادهاند. دیوارهایی که مهمترین مراکز پایتخت را محاصره کرده و شهر را شبیه زندانی بزرگ ساختهاند.
گروهی که به این دیوارها حمله میکند مخالف این دیوارهای بتونی است اما میداند که وجود این دیوارها شاید از روی ناچاری است، برای همین با ابزاری که حمله میکند سنگ، چوب، تفنگ و توپ و تانک نیست.
در کابل پایتخت افغانستان تقریبا همه سفارتخانهها، ادارات مهم دولتی، خیابانهای محل زندگی رهبران پیشین و مقامهای فعلی و کوچههای منتهی به دفاتر موسسات بینالمللی با این دیوارهای بزرگ بتونی محافظت میشوند. از بیم حملات انتحاری و تهاجمی مخالفان مسلح دولت این دیوارها در سالهای اخیر نه تنها کم نشده که هر روز قامتشان افراشتهتر و ضخامتشان بیشتر هم شده.
'دیوارها را بر میداریم'
در افغانستان گوش خیلیها با کلمات جنگسالار، مردسالار و ... آشنا است اما گروه تازهای که ظهور کرده هیچ یک از اینها نیست بلکه "هنرسالار" است و آمده علیه جنگسالار و مردسالار بایستد.

این گروه رضاکار که دست کم ده فعال مدنی و هنرمند عضو آن هستند، میگوید دیوارهای امنیتی کابل را از میان بر میدارد و به جای آن شعارهایی 'ماندگار' میکارند تا مردم با ارزشهای جامعه بیشتر آشنا شوند.
امید شریفی از بنیانگذاران "هنرسالار" میگوید در کمتر از دو سال از آغاز به کار این گروه تا حالا موفق شدهاند ۱۵ دیوار بلند امنیتی کابل را نقاشی کنند. از دیوارهای وزارت امور داخله، سفارت آلمان، اداره عمومی امنیت ملی و کاخ ریاست جمهوری گرفته تا پایگاههای نیروهای بینالمللی در کابل.
محتوای نقاشیها عمدتا متمرکز به شعارهای ضد فساد، تشویق ورزشکاران تیم ملی، کارگران شهرداری، حقوق زنان، تقویت نیروهای امنیتی و پیامهای دلگرمکننده برای حس وطندوستی، احترام به حقوق بشر و حقوق زنان است.
از اولین کارهای این گروه شعار "من ترا میبینم" بود که در سال ۲۰۱۴ میلادی، برای کارزار مبارزه با فساد اداری بر دیوار وزارت معارف افغانستان در کنار دو چشم نقاشی شد. این شروع فعالیت "هنرسالار" افغانستان بود.
وزارت معارف افغانستان مثل برخی دیگر از نهادهای خدمات دولتی، متهم به آلوده بودن به فساد گسترده اداری است. سربازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان در گزارشی گفته که صدها میلیون دلار کمک در این وزارت هدر رفته و این وزارت دانشآموزانی را که اصلا وجود ندارند نامنویسی کرده و برای مکاتبی که هیچ وجود خارجی ندارد پروژه و بودجه دریافت کرده است.
انگشتهای انتقاد به سوی کیست؟

با بیشتر شدن دیوارهای رنگآمیزیشده در گوشه و کنار کابل، شهروندان در کابل انتقادهایی هم به نحوه کار این گروه داشتهاند. یکی از انتقادها در مورد درست نوشتن شعارهایی بود که در دیوارهای کابل نقش بسته است.
یکی دیگر از انتقادها که بین کاربران شبکههای اجتماعی دستبهدست شده انتقاد از طرحی است که روی یکی از دیوارهای کاخ ریاست جمهوری افغانستان نقاشی شده؛ چند انگشت به طرف شهر با این پیام: "ما ترا میبینیم... رشوتخور بی ایمان است."
کاربران نوشتهاند که تمام فساد در دستگاه دولت است و از ادارات حکومتی سرچشمه میگیرد اما این دستها از طرف همین ادارات به سوی مردم دراز شده و مردم را متهم به فساد میکند. یکی از کاربرها نوشته: بهتر بود سمت این انگشتها معکوس نقاشی میشد.
امید شریفی، بنیانگذار گروه "هنرسالار" میگوید که هدف آنها اصلاح جامعه و حسابگیری از دولت است. او در مورد همین نقاشی میگوید که اشاره انگشتها به طرف مردم نه، بلکه به طرف نهادهای مهمی است که در چهار سوی آن موقعیت دارد، "مثل وزارت مالیه که متهم به فساد کلان است، یا وزارت معدن و بانک مرکزی و سایر اداراتی که این انگشتها آنها را نشانه میگیرد."
او در مورد اشتباهات نوشتاری در پیامهای نقاشیشده، میگوید که در بعضی موارد عمدا خواستهاند بعضی کلمات را اشتباه بنویسند و یا هم از واژههای حساس استفاده کنند تا توجه مردم بیشتر جلب شود.
امید شریفی میگوید دیوارنویسی در کابل کار چندان سادهای هم نیست. هرچند این گروه مدعی است که هزینه این نقاشیها از پول شخصی و کمک دوستانشان است، اما هر نقاشی دست کم ۲۵ هزار افغانی که حدود ۴۰۰ دلار آمریکایی میشود هزینه برمیدارد.
تغییر اجتماعی

یکی از دیوارهایی که نقاشی شده بود، دیوار امنیت ملی افغانستان بود که چند روز بعد دوباره پاک شد و سر و صدای "هنرسالاران" را بلند کرد. گفته شده که مخالفان مسلح در مخابرههای (بیسیم) خود از این دیوار یاد کرده و گفته بودند که "دیوار چشمدار را بزنید" و برای همین سبب شد که نقاشی سفید شود.
این نقاشی بعدتر با فشارهای کاربران شبکههای اجتماعی و جامعه مدنی دوباره سر جایش رفت. یک بار هم کسی با شماره ناشناسی به این گروه زنگ زده و گفته: "نقاشی میکنید کار خوبی است اما اگر نام کسی را نوشتید گله نکنید."
بریالی فطرت، استاد جامعهشناسی در دانشگاه کابل میگوید که تاثیر نقاشیهای دیواری بر ذهنیت عموم در مقایسه با زبان نوشتاری و گفتاری به مراتب بیشتر است چرا که این نقاشیها تمام سطوح جامعه را مخاطب قرار میدهد و در ذهن همه مینشیند.
آقای فطرت که این نقاشیها را در جاهای مختلف کابل دیده اما میگوید که ابعاد بحران در افغانستان وسیعتر از اینها است و نیاز است در کنار مبارزه فساد و شورشگری، به موضوعات دیگر نیز پرداخته شود و این نقاشیها از غنای بیشتری برخوردار شوند.
او میگوید که این نقاشیها باید بیشتر روی دیوارهای بلندی برود که بین مردم و نهادهای دولتی فاصله ایجاد کرده و این حس را به مردم میدهد که دسترسی به نهادهای دولتی گذر از هفت خوان رستم است، تا مردم بتوانند با خیال راحت به نهادهای دولتی مراجعه کنند و آنها را به پاسخگویی وادارند.
از تازهترین کارهای "هنرسالار" نقاشی پلیس زن بر دیوار یکی از حوزههای امنیتی کابل بود؛ برای برجسته کردن نقش اعضای زن در پلیس افغانستان در یکی از خیابانهای شلوغ برای تماشای عموم.
کسی که تصویرش نقش دیوار این حوزه امنیتی شده، فریبا حمید نام دارد؛ عضو پلیس ملی افغانستان که در ده سال کارش با نیروهای پلیس فقط شش رتبه ارتقا کرده و در همه این سالها در همین حوزه نهم امنیتی کابل مشغول بوده.

فریبا حمید که از زنان یونیفورمدار است به بیبیسی گفت: "ما نمیتوانیم حتی لباس نظامی خود را بپوشیم و بیرون برویم، [این کار] برای ما بسیار مشکل است، خصوصا برای زنان [پلیس]... ما خود در چالشها گرفتار هستیم."
فریبا از معدود زنان پلیس افغانستان است. زنان در نیروهای امنیتی افغانستان و در کل در بیشتر سطوح دولت و بهویژه در مقامهای تصمیمگیرنده و رهبریکننده نقش ناچیزی دارند. منظور او از چالشها، نگاههای منفی جامعه در مورد اشتغال زنان در صفوف پلیس و همچنین تهدیدهای امنیتی است.
اما میگوید حاضر شده که تصویرش در معرض دید عموم گذاشته شود تا در تغییر ذهنیت جامعه در برابر یونیفورمداران زن نقشی داشته باشد.
مردم از یاد نمیبرند
صرف نظر از پلیس و مشکلاتش، گروه "هنرسالار" موضوعات حساس اجتماعی را هدف میگیرد، همزمان در گوشه دیگر کابل این گروه در هشتم مارس، روز جهانی زنان، به جان دیواری افتادند که در چند قدمی محل زجرکشی فرخنده قرار دارد.

طرحی که در محل قتل فرخنده، روی دیوار رفته، تصویر مردانی است که زیر آن نوشته شده: "مرد تا مرد است." و کمی دورتر از آن با خط درشت "فرخنده" نوشته شده، با این توضیح که "پرواز را به خاطر پسبار..."
امید شریفی میگوید نقاشی پلیس زن برای این است که مردم به نقش زنان در بخشهای مختلف اهمیت قایل شوند و همچنین نقاشی دیواری محل قتل فرخنده هم برای این کشیده شده تا مردم رویداد هولناکی که سال گذشته در همین شبوروز اتفاق افتاد را از یاد نبرند.



خیلیها در کابل به این باورند که حافظه تاریخی مردم پس از سالهای جنگ آسیبدیده و رویدادها و اتفاقاتی که در چهارسوی آنها رخ میدهد را به زودی فراموش میکنند. دیوارهای امنیتی کابل که حالا جزو انکارناپذیر زندگی شهری ساکنان کابل شده، با گرافیتی، نقاشی و دیوارنویسی میتواند به دیوار یادداشتها و خاطرهها بدل شود.











