آیا موجودیت نهاد شورای عالی صلح افغانستان زیر سوال است؟

منبع تصویر، HPC
'گروه هماهنگی چهارجانبه' برای گفتوگوی روند صلح افغانستان در سومین نشست خود، روی نقشه راهی که مراحل و گامهای روند صلح این کشور را مشخص میسازد، به توافق رسید.
در نبود رهبری در شورالی عالی صلح افغانستان که چند سال پیش به منظور گفتوگو با گروه طالبان ایجاد شده بود، حکمت کرزی، معاون سیاسی وزارت خارجه افغانستان، رهبری هیات دولت افغانستان در این گفتوگوها را به عهده دارد.
شورای عالی صلح در سپتامبر ۲۰۱۰ به پیشنهاد جرگه مشورتی صلح و به تشویق بریتانیا و آمریکا برای اجرای طرح مصالحه با طالبان و دیگر گروههای شورشی از سوی دولت افغانستان ایجاد شد.
نخستین رئیس این شورا، برهانالدین ربانی، رئیس جمهوری پیشین افغانستان و یکی از رهبران سرشناس جهادی بود اما با مرگ آقای ربانی در نتیجه یک حمله انتحاری در سپتامبر ۲۰۱۱، فعالیتهای این شورا به صورت تدریجی کمرنگ شد.
در همین حال اخیرا شورای عالی صلح افغانستان اعلام کرده است که آمریکا و بریتانیا کمکهای مالی خود را به این شورا به حالت تعلیق درآوردهاند.
هر چند شورای عالی صلح دلیل تعلیق کمک مالی آمریکا و بریتانیا را خالی بودن کرسی ریاست عمومی و ریاست دبیرخانه این شورا خوانده است، اما چنین تصمیمی در زمانی که گفتوگوها در مورد صلح افغانستان بیوقفه ادامه دارد، سوالهایی را در مورد نقش این شورا و نیاز به موجودیت آن به وجود آورده است.
ضیا شهریار در این رابطه سوالهای زیر را با دو کارشناس و رئیس روابط بینالمللی شورای عالی صلح مطرح کرده است:
- شورای عالی صلح افغانستان در روند گفتوگوهای صلح چند ماه اخیر چه نقشی ایفا کرده است؟
- چرا آمریکا و بریتانیا منابع مالی این شورا را در این مقطع به حالت تعلیق در آوردهاند؟
- با توجه به شکل گرفتن گروه چهارجانبه صلح، آیا به شورای عالی صلح نیاز است؟
صدیق پتمن، معاون پیشین وزارت معارف افغانستان و کارشناس مسایل سیاسی

از اول وقتی داکتر غنی آمد، ابتکار صلح را خودش به دست گرفت. شما دیدید که به پاکستان سفر کرد و مذاکرات مستقیم داشت و به این فکر بود که دیگران اشتباه کردهاند و خودش امور را به دست گرفت.
بعد متوجه شد که در سطح پایین هم باید مذاکرات صورت بگیرد، فضا مساعد شود و بعد از آن در وقت تصمیمگیری رهبران در مذاکرات شرکت کنند.
فعلا چون مذاکرات چهارجانبه میان حکومتها جریان دارد و حکومتها هستند که این مذاکرات را به پیش میبرند، تقریبا نقش شورای عالی صلح افغانستان منتفی به نظر میرسد.
به این دلیل که شورای عالی صلح در پیشبرد مذاکرات صلح کنونی نقشی ندارد و در نشستهای چهارجانبه هم نقشی برای آن در نظر گرفته نشده است.
هدف حامد کرزی هم از تشکیل شورای عالی صلح بیشتر از صلح، پیدا کردن کار و راضی نگهداشتن کسانی بود که در شورای عالی صلح جمع شدهاند. شاید فکر رئیس جمهور غنی متفاوت باشد و شاید تعلیق کمکهای آمریکا و بریتانیا هم با همین مساله در ارتباط باشد.
من تعلیق منابع مالی شورای عالی صلح را به فال نیک میگیرم. قطع کمکهای مالی به شورای عالی صلح به معنی آن نیست که آمریکا و بریتانیا از برنامه صلح در افغانستان حمایت نکنند.
مشخص بود که شورای عالی صلح، نهادی نبود که از طریق آن صلح در افغانستان تامین شده بتواند، زیرا این شورا از نظر ترکیب متشکل از افراد بیطرف نبوده و اعضای آن از سوی حکومت افغانستان تعیین میشوند.
بنابراین بهتر است به جای آنکه حکومت افغانستان از طریق دست دوم مذاکره کند، خودش فعالانه در این روند دخیل شود که چنین هم شده است.
افرادی که در این شورا بودند، بسیار مورد انتقاد بودند و خود در گذشته علیه طالبان جنگیده بودند؛ هرچند شماری از اعضای شورا استدلال میکردند که با آنها جنگ میکردیم، حالا با آنها صلح میکنیم اما این استدلال قابل قبول نبود.
موسی فریور، استاد حقوق دانشگاه کابل

در زمان آقای غنی، شورای عالی صلح در یک بحران بسیار عمیق فرو رفت، به این معنی که آقای صلاحالدین ربانی که ریاست شورا را از پدر مرحومش به میراث گرفته بود، وارد کارزار سیاسی شد و بالاخره به عنوان وزیر خارجه افغانستان تعیین شد و برای مدتهای مدید تا امروز، شورای عالی صلح فاقد ریاست است و رئیس دارالانشاء هم ندارد.
روی هم رفته، شورای عالی صلح، موثریت و کارایی لازم را نداشته و اینرا هم مردم افغانستان و هم کشورهای همسایه میدانستند و هم مخالفان مسلح دولت.
مذاکراتی که برای بار اول میان دولت و مخالفان مسلح دولت با حضور شورای عالی صلح در مری پاکستان برگزار شد، برگزاری دور دوم آن به دلیل فاش شدن مرگ ملا عمر و به وجود آمدن اختلافات میان طالبان کاملا لغو شد.
بعد از آن در نشست سران کشورهای قلب آسیا در اسلامآباد، فیصله چنین شد که دو تضمینکننده، یکی آمریکا و دیگری چین، باید مذاکرات میان دولت افغانستان و طالبان را نظارت و تضمین کنند.
در مورد تعلیق کمک مالی آمریکا و بریتانیا به شورای عالی صلح، برداشت من این است که این کشورها فهمیدهاند که این شورا یک نهاد غیرموثر است و نه طرف اعتماد مردم افغانستان است و نه طرف اعتماد مخالفان دولت افغانستان و به خصوص دولت پاکستان.
معنی دیگر این تصمیم این است که اکنون که دولتها میخواهند کارزار صلح را به پیش ببرند، دیگر به نهاد جداگانهای به نام شورای عالی صلح نیازی نیست.
اما تا جایی که من احساس میکنم، در این اواخر یک جریان مردمی در حال زایش است که به دور از نفوذ سفارتخانهها و سازمانهای استخباراتی دولتهای منطقه و جهان، فقط با انعکاس آرزوها و آمال مردم افغانستان وارد صحنه شوند و اینها کار روند صلح را به عهده بگیرند و من فوقالعاده به این حرکت خوشبین هستم.
اگر چنین حرکتی عرض وجود کند و جایگزین شورای عالی صلح شود، فهم من این است که مورد استقبال مردم افغانستان قرار خواهد گرفت و مخالفان مسلح دولت هم ناچار خواهند بود که به این انعکاس آرزوها و امیال مردم افغانستان توجه و بالاخره التزام کنند.
به همه حال اگر قرار باشد که در جریان روند صلح، وساطتی بین دولت افغانستان و مخالفان مسلح آن صورت بگیرد، قطعا به یک نهاد مستقل که روند صلح را به پیش ببرد و روی اعمار صلح کار کند، نیاز است اما این کار توسط این شورای عالی صلح نمیتواند به پیش برده شود.
محمد اسماعیل قاسمیار، رئیس روابط بینالمللی شورای عالی صلح

شورای عالی صلح که یک شخصیت حکمی مستقل است، بر اساس سفارش ملی جرگه مشورتی صلح که در آن ۱۶۰۰ نماینده از سرتاسر افغانستان به شمول همین زعمای موجود کشور، که همه به تشکیل این نهاد رای دادند، در سال ۲۰۱۰ ایجاد شد.
بعد از اینکه رئیس شورای عالی صلح به عنوان وزیر خارجه تعیین شد، خلاء رهبری در شورا باقی ماند و برداشت ما این است که احتمالا دولت توجهی به شورای عالی صلح ندارد و کمککنندگان بینالمللی شورا هم نبود رهبری در شورا را دلیل تعلیق کمکهایشان گفتهاند.
قدر مسلم این است که یک نوع تاخیر در تعیین مقام ریاست شورای عالی صلح دیده میشود و این تاخیر موجب شده که تعبیراتی به وجود بیاید. در غیر آن شما در جریان هستید که در نظر بود محمد یونس قانونی، رئیس شورا شود و حالا هم مطرح است که پیر سید احمد گیلانی، شخصیت جهادی، زمام ریاست شورا را به عهده بگیرد و حتی انتظار میرود که در ظرف همین هفته این معضل حل شود.
در مورد نقش شورای عالی صلح در جریان مذاکرات اخیر باید بگویم که در همین یک دور مذاکرات مستقیمی که در مری پاکستان برگزار شد، ریاست هیات را یک عضو شورای عالی صلح به عهده داشت و به رهبری شورای عالی صلح مذاکرات پیش رفت.
اما در مورد مذاکرات چهارجانبه باید بگویم که این را ما مذاکرات برای صلح نمیدانیم؛ این تهیه نقشه راه برای مذاکرات صلحی است که بینالافغانی و مستقیم بین اعضای شورای عالی صلح و حکومت وحدت ملی با مخالفان باشد، بعد از آن مذاکرات صلح شروع میشود.
لهذا حالا ما خیلی مشکلی در این مورد نمیبینم که در ترکیب هیات نماینده شورای عالی صلح نبوده و اینها راه را برای آغاز مذاکرات صلح آماده میسازند.
اما پیشبرد رهبری روند صلح زمانی که مذاکرات آغاز شود، به عهده شورای عالی صلح خواهد بود. یعنی شورای عالی صلح مذاکرات بینالافغانی و مذاکرات مستقیم را با رهبری طالبان و با رهبری مخالفان مسلح به پیش خواهد برد.
هرگاه نشستی به این شکل مستقیم برگزار شود و شورای عالی صلح در آن اشتراک نداشته باشد یا رهبریش را به عهده نداشته باشد، آن وقت است که سوال موجودیت یا عدم موجودیت شورای صلح، سوال وارد خواهد بود.
در مورد آوازهها و سخنپراگنیهای که در ارتباط به پولهای هنگفت مصرف شده از سوی شورای عالی صلح، به شما مسئولانه میگویم که شورا از سال تاسیس خود به صورت اوسط سالانه ۲.۵ میلیون دلار بودجه داشته است. بقیه پولهایی که از سوی کشورهای کمککننده در نهادهای دیگر دولتی به منظور تبلیغ و تقویت صلح به مصرف رسیده، زیر کنترل شورای عالی صلح نبوده است.
در مورد دستاوردهای شورای عالی صلح هم من چند مثال ارائه میکنم. تا حال بیش از ۱۱ هزار نفر جنگی توسط کمیتههای ولایتی شورا از صفوف جنگ جلب و جذب شدهاند و به پروسه صلح پیوستهاند. ۶ هزار سلاح خفیف و نیمهثقیل به زمین گذاشته شده است.
شورای عالی صلح به عنوان علمدار صلح در افغانستان، نشستهای متعددی را با اقشار مختلف جامعه افغانستان از جمله زنان، جوانان، گروههای سیاسی، جامعه مدنی و رسانهها برگزار کرده و از دیدگاههای آنها در مورد روند صلح به خوبی آگاهی دارد.
از سوی دیگر واقعیتها را چه تلخ، چه شیرین باید پذیرفت. واقعیت از چه قرار است؟ ترکیب و ساخت و بافت اجتماعی جامعه افغانستان را همه ما و شما میدانیم. در شورای عالی صلح افغانستان به جز از حامد کرزی، که رئیس جمهوری بود، شامل نبود، دیگر همه از جمله حضرت صبغتالله مجددی، پیر سید احمد گیلانی، ژنرال دوستم، محمد اسماعیل خان، نماینده آقای خلیلی، نماینده آقای محقق، سید منصور نادری، استاد سیاف، ارغندیوال و اینها همه شامل بودند.
همینها گروههای فشار را تشکیل میدهند، هر نوع موافقه صلحی که شود، تا همین شخصیتها در آن توافق نکنند، کار دشوار خواهد بود.











