گروه طالبان در زیر ذره بین چهار کارشناس

منبع تصویر، .

بی‌بی‌سی با شماری از آگاهان مسائل گروه طالبان صحبت کرده تا یک تصویر روشنی از وضعیت این گروه تحت رهبری جدید آن ارائه دهد.

_____________________________________________________

اتحاد همگانی: آیا ممکن است در داخل طالبان شکاف ایجاد شود؟

وحید مژده: "طالبان گروهی هستند از نظر عقیدتی بسیار قوی و به همین دلیل است که در این گروه انشعابی روی نداده است. اعضای طالبان به خاطر وفاداری به رهبرشان (امیر) کاملا از او اطاعت می کنند. دلیل دیگر وحدت آنان این است که چون دشمنانشان قوی‌تر از آنها هستند، می دانند که در صورت بروز اختلاف در میان اعضای گروه، از بین خواهند رفت. شورای کویته، شورای مرکزی طالبان است و دستورات امیر (رهبر) را به اجرا می گذارد. شبکه حقانی یک گروه مستقل نیست. این شبکه تحت نظر امیر کار می کند. نمونه یک چنین فرمانبرداری، مبادله گروهبان بوئی برگدال آمریکایی با پنج نفر از سرکردگان طالبان زندانی در گوانتانامو بود. این توافق بین آمریکایی ها و دفتر طالبان در قطر حاصل شده بود."

بارنت روبین: "تا کنون طالبان هیچ گونه انشعابی نداشته است. طالبان برای پایان دادن به جناح بندی به وجود آمد و با جناح بندی به شدت مخالفت است. افراد مختلف آن عقاید متفاوتی دارند ولی این سبب نمی شود که جناح تازه ای تشکیل دهند. اعم از این که اختلاف نظرها چه باشد همه از رهبرشان که او را امیرالمومنین می خوانند اطاعت می کنند. در بین اعضای گروه کسانی که ناراضی بوده اند وجود داشته اند ولی آنها یا اخراج شده اند یا خودشان را از گروه کنار کشیده اند، ولی با این کار تمام نفوذ خود را از دست داده اند. دفتر سیاسی، یک جناح محسوب نمی شود، همانطور که وزارت خارجه آمریکا یک جناح نیست. هیچ کدام از این ها مبین یک موضع سیاسی خاص یا نشانه مخالفت نیست. آنها صرفا برای حفظ موقعیت، پول و قدرت رقابت می کنند. البته بعضی مواقع کنترل رهبری بر فرماندهان ضعیف است ولی فرماندهان هم جناح محسوب نمی شوند. این که آیا اکنون ممکن است جناح بندی بروز کند بستگی به این دارد که اختر منصور تا چه حد خواهد توانست در منسجم کردن مشروعیت خود به عنوان امیر، موفق باشد."

___________________________________

تحلیلگران

بارنت روبین، کارشناس برجسته آمریکایی در امور افغانستان، عضو ارشد و از مدیران مرکز همکاری‌های بین‌المللی

برهان عثمان، پژوهشگر در شبکه تحلیلگران افغانستان، کارشناس جنبش‌های اسلامی

وحید مژده، تحلیلگر، کارمند وزارت خارجه در دوره حکومت طالبان

هارون رشید، سردبیر دفتر بی‌بی‌سی در اسلام‌آباد

__________________________________________________

شمار زیادی از گروه طالبان در شهر کویته زندگی می‌کنند

منبع تصویر، AP

توضیح تصویر، شمار زیادی از گروه طالبان در شهر کویته زندگی می‌کنند

شورای کویته کجاست؟

هارون رشید: "طالبان بر خلاف تصور ما هیچ وقت تشکیلاتی نبوده که به خوبی سازمان یافته باشد. آنها با حداقل امکانات کار می کنند. آنها هیچ وقت دفتری در پاکستان نداشتند ولی تمام وقت آنجا در رفت و آمد بودند. مدارس مذهبی و مساجد همچنان محل های دلخواهی برای انجام کارهای روزمره طالبان است. سال گذشته دفتر شبکه حقانی در میرانشاه (وزیرستان شمالی در پاکستان) در جریان عملیات نظامی ارتش پاکستان کشف شد ولی معلوم نیست این دفتر از چه تاریخی فعال بود. افغانستان شوراهای کویته و پیشاور در پاکستان را به عنوان متهم معرفی می کند ولی طالبان وجود یک چنین دفاتری را تکذیب می کند"

برهان عثمان: "شورای کویته بیشتر اسمی برای یک مکانیسم است تا برای یک مقر اصلی. اعضای طالبان در خانه یکی از طرفدارانشان ملاقات می کنند ولی روز بعد در شهر دیگری یکدیگر را می بینند. دیدارهای آنها همیشه در جاهای متفاوت صورت می گیرد که در حال تغییر است.

منبع تصویر، .

هزینه حملات طالبان چگونه تامین می شود؟

بارنت روبین: "در داخل افغانستان درآمد اصلی طالبان از باجگیری و پولی است که برای دادن تامین جانی به افراد به دست می آورند؛ همینطور اخذ رشوه و مالیات و یا اخاذی از حمل و نقل بازرگانی یا سایر رفت و آمدها. اعضای طالبان همچنین در امارات متحده عربی، قطر و عربستان سعودی دارای فعالیت های بازرگانی هستند که پول تولید می کند. شبکه حقانی در پاکستان، افغانستان و حاشیه خلیج فارس دارای یک شبکه وسیع بازرگانی از جمله فروش عسل است. البته در افغانستان هر کسی که زمین های کشت خشخاش یا جاده های حمل تریاک را کنترل می کند از جمله طالبان، پول زیادی برای حفاظت از این فعالیت ها و صنعت مواد مخدر عایدش می شود، ولی این تنها بخشی از فعالیت های طالبان برای دسترسی به پول است."

وحید مژده: "علاوه بر مالیاتی که طالبان از محصولات کشاورزی از گندم گرفته تا تریاک می گیرد، دارای منابع عایدی دیگری هم هست. کنترل شاهراهها، اخذ پول از بازرگانان و گرفتن کالاها و اموال متعلق به نیروهای دولتی و خارجی، بخشی از این عواید هستند. در طی دوازده سال گذشته پیمانکاران برای این که بتوانند پروژه های خود را به اجرا درآورند ناچار بودند به طالبان پول بدهند. کمک دهندگان خارجی، بودجه ای برای پیمانکاران در نظر می گرفتند تا برای حفظ امنیت، گارد محافظ استخدام کنند ولی راحت ترین کار برای پیمانکاران این بود که این پول را به فرماندهان محلی طالبان بدهند. شرکت های امنیتی که قرار بود کاروان های تدارکاتی را همراهی کنند، ناچار بودند برای امنیت عبور، به طالبان باج بدهند. در سال ۲۰۱۴ طالبان شعبه تازه ای به کمیته مالی اش اضافه کرد که مربوط به استخراج معدن بود. این کمیته معادن را به مردم و شرکت ها اجاره می داد. بعد از کمیته نظامی، کمیته مالی مهمترین کمیته طالبان است."

چگونه اعضای طالبان با هم تماس می گیرند؟

برهان عثمان: "آنها دارای شبکه های ارتباطاتی امن هستند. در صورت لزوم سربازی هست که مطلب را به یک فرمانده نظامی در کویته می رساند. بعد او این خبر را به کسی که مسئول امور نظامی بخش است اطلاع می دهد و این شخص، فرمانده منطقه ای امور نظامی را در جریان این خبر قرار می دهد. اگر برقراری ارتباط بین افراد رده بالا باشد، معمولا از تلفن استفاده نمی شود. اشخاص وارد و خارج می شوند و نامه ها رد و بدل می گردد. این یک راه امن برای رساندن پیام به رده بالای رهبری است. ولی در بقیه تماس ها بین یک فرمانده با فرمانده دیگر یا یک فرماندار ولایتی با فرماندار دیگر، ممکن است شخص فرماندار کسی نباشد که با یکی از فرماندهانش صحبت می کند بلکه یکی از دستیارانش یا یکی از جنگجویانش باشد که با زبان رمز با تلفن صحبت می کند. ولی وقتی رده رهبری قرار است تماس بگیرند احتمالا تماس مستقیم نیست و پیام چندین بار دست به دست می گردد."

هارون رشید: "بهترین و بی خطرترین گزینه برای آنها ارسال پیام شفاهی است. ولی آنها با نوشتن نامه هم تماس می گیرند. بعضی از این نامه های توقیف شده که من در میرانشاه، شهر اصلی وزیرستان شمالی مشاهده کردم نشان می داد که برای برقراری ارتباط ، نامه های کتبی متداول ترین وسیله است. ولی آنها برخی مواقع از تلفن همراه نیز استفاده می کنند. اما تماس شخصی از مدت ها پیش رواج داشته." بارنت روبین: "آنها که شکستن و خراب کردن تلویزیون ها را شروع کرده بودند حالا دارای اینترنت و رسانه اجتماعی بسیار موثر هستند. برخی مواقع این تسهیلات از تسهیلات مشابه دولت های افغانستان یا آمریکا کارآمدترند."

منبع تصویر، AP

کنترل خارجی؟ میزان نفوذ پاکستان بر طالبان

هارون رشید: " پاکستان به طور رسمی داشتن هر گونه کنترل بر طالبان افغان را تکذیب می کند. پاکستان می گوید طالبان گروه مستقلی هستند، آنها به اظهارات همه گوش می دهند ولی فقط آنچه را که به نفعشان باشد انجام می دهند. اما به سختی می توان انکار کرد که پاکستان بر طالبان نفوذ دارد و با آنان در تماس است. بسیاری معتقدند که در نتیجه همین نفوذ و تماس ها بود که پاکستان توانست طالبان را بر سر میز مذاکره بنشاند - اول در ارومچی و بعد در مری. نظر عده ای این است که پاکستان به عنوان یک امتیاز استراتژیک، حضور طالبان در این کشور را نادیده می گیرد چون در عوض مطمئن می شود که آنها خطری برای پاکستان ایجاد نخواهند کرد. در بُعد وسیع تر استراتژی های نظامی، می توان گفت پاکستان فکر می کند که قطع کامل رابطه با طالبان هرگز گزینه خوبی نخواهد بود. پاکستان همچنین به متحدانی در افغانستان که بتوانند خطر احتمالی متوجه از جانب هند را خنثی کنند نیازمند است."

بارنت روبین: "کاملا احتمال دارد که بسیاری از عملیات طالبان مستقیما توسط آی اس آی ( سازمان اطلاعاتی پاکستان) یا عوامل این سازمان که با طالبان کار می کنند، اداره شوند. یک چنین وضعیتی از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۱ ادامه داشت. پاکستان و طالبان دارای یک رشته منافع مشترک هستند. مادامی که این منافع مشترک وجود داشته باشد، پاکستان در عملیات طالبان علیه کابل تسهیلاتی فراهم خواهد کرد و طالبان هم به دولت یا جامعه پاکستان حمله نخواهد کرد. پاکستان می خواهد از فشار عملیات طالبان در افغانستان برای جلوگیری از انسجام یک دولت طرفدار هند یا طرفدار پشتونستان، استفاده کند. آنها این حرف را زده اند. ولی به طور ضمنی گفته اند که چنانچه تقاضاهای آنها برآورده شود از کمک به شورشیان طالبان خودداری خواهند کرد."

_______________________________________________________________

متحدان و رقیبان: القاعده، گروه دولت اسلامی و طالبان پاکستانی

بارنت روبین: "القاعده به طالبان به اشکال مختلف از جمله جمع آوری پول کمک می کند. طالبان به حمایت نظامی آنها نیازی ندارد و از فعالیت های جهادی جهانی القاعده حمایت نمی کند. طالبان تمایل خود را به مذاکره در باره شرایطی جهت رفع اختلاف با القاعده ابراز کرده. طالبان و گروه موسوم به دولت اسلامی، دشمنان سرسخت یکدیگرند. البغدادی، رهبر گروه دولت اسلامی که طرفدارانش او را خلیفه و امیرالمومنین می خوانند، ادعای خلافت بر افغان ها را هم دارد. رهبر طالبان تنها امیرالمومنین افغانهاست ولی نمی تواند تحمل کند که البغدادی ادعای خلافت اسلامی بر افغان ها را هم داشته باشد. شماری از نفرات طالبان که شکایاتی از رهبری داشتند و تشکیل جناح های دیگری را غیر ممکن می دیدند از طالبان جدا شده و به گروه موسوم به دولت اسلامی پیوستند. بعضی از آنها در زندان گوانتانامو مسلمان افراطی (تکفیری) شده بودند. شاید شماری از جوانان تحصیلکرده هم به اسلام افراطی روی آورده باشند چون در اثر عملیات جنگی، بازداشت و بدرفتاری ها، گروه دولت اسلامی را منزه تر و اسلامی تر از طالبان می بینند، و طالبان را با سیاست های ناموفق گذشته ارتباط می دهند."

برهان عثمان: "طالبان پاکستان با ملا عمر بیعت کرده بودند و اکنون بنا بر رسم معمول این بیعت را به اختر منصور منتقل می کنند. ولی حتی از بدو امر هم این بیشتر یک نماد همبستگی بود. طالبان پاکستانی یک تشکیلات کاملا متفاوت است و ایدئولوژی، اهداف و مکانیسم های متفاوتی دارد. درست مانند القاعده؛ و اگر چه قول وفاداری به طالبان را داده ولی این فقط یک همبستگی نمادین است."