نیروهای امنیتی افغان؛ فرصتها و تهدیدها

- نویسنده, ولی آریا
- شغل, تحلیلگر مسایل افغانستان
اشتراک مردم افغانستان در روز انتخابات برای انجام وظیفه مدنی رای دادن شگفتی ناظران جهانی را برانگیخت.
اما آنچه این امر را میسر ساخت و واکنش تحسین آمیز دیگران را به دنبال داشت، عملکرد نیروهای امنیتی افغانستان بود.
هرچند که این نیروها در اثر حوادث کوچک پراکنده در حدود ۲۰ نفر تلفات جانی داشتند اما وظیفه خود را به مراتب بالاتر از حد انتظار منتقدین انجام دادند.
تامین امنیت حدود ۵۰۰ گردهمایی که در طول مبارزات انتخاباتی برگزار شد را نیز نباید فراموش کرد.
اما این توانمندیها بدون کمکهای بینالمللی تا چه حد میتواند پایدار باشد و چالشهای موجود از چه قرار اند؟
خوشبینانهترین ارزیابی از عملکرد نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان را ژنرال بن باری، یکی از کارشناسان نظامی بریتانیایی ارائه داده است که قبل از انتخابات گفته بود، طالبان در یک دنیای خیالی زندگی میکنند و شانس بسیار اندکی برای رسیدن به اهداف خود بعد از خروج نیروهای غربی دارند.
اما ارزیابی بدبینانهتر را از چند افسر بلندپایه ارتش افغانستان شنیدم.
آنها بر این عقیده بودند که اگر موافقتنامه دوجانبه امنیتی با ایالات متحده و موافقتنامه وضعیت نیروها با کشورهای دیگر ناتو به امضا نرسد و کمکهای مالی به بخش امنیتی هم متوقف شود، ارتش و پلیس افغانستان بیشتر از سه ماه دوام نخواهند آورد.
در پاسخ به این سوال که اگر تمام نیروهای ائتلاف از افغانستان خارج شوند ولی کمکهای مالی به ارتش و پلیس ادامه پیدا کند وضعیت چگونه خواهد شد، یکی از آنها میگوید: "درآن صورت ما خواهیم توانست مراکز شهرها و ولسوالی را در اختیار داشته باشیم."
هرچند که این دو ارزیابی با هم تفاوت زیادی دارند، ولی لزوما در تناقض با یکدیگر نیستند.
به این معنی که هم در توانمندیهای ایجاد شده و عملکرد رضایت بخش ارتش و پلیس نمیتوان شک کرد و هم در مورد این که اگر قرار باشد تمام کمکهای مالی و نظامی به افغانستان قطع گردد و نیروهای بینالمللی به طور کامل خارج شوند، توانمندی نیروهای افغانستان در مبارزه با مخالفان مسلح بسیار محدودخواهد بود.
تهدیدها و نقاط ضعف
از سال ۲۰۰۵، ایالات متحده ۵۳ میلیارد دلار را برای توسعه نیروهای ۳۵۲۰۰۰ نفره امنیتی افغان هزینه کرده است.
این در حالی است که افغانستان دارای بودجه عادی دو میلیاردی و بودجه توسعهای پنج میلیارد دلاری است، و تمام عواید داخلی کشور نیز تقریبا دو میلیارد دلار است.
از ۴ تا ۶ میلیارد دلاری که برای اداره سالانه نیروهای امنیتی افغان در نظر گرفته شده است، دولت فقط میتواند ۱۲ درصد آن را تمویل کند.
با وجود تلاشها و سرمایهگذاریهایی که جامعه بینالمللی در جهت رشد و توسعه ارتش و پلیس انجام داده، هنوز بیسوادی، استفاده از مواد مخدر، و فرار از وظیفه از مشکلات عمده در بخشهایی از این نیروها است.

منبع تصویر، AFP
در مواردی هم این نیروها توان رساندن حمایتهای اولیه لازم مانند مواد سوخت و لوازم یدکی (پرزهجات) به خط مقدم را ندارند.
به گفته مقامات ارشد افغانستان، بزرگترین چالشها در بخش امنیتی و دفاعی این کشور عبارتند از نداشتن نیروی هوایی کافی، نبود امکانات بسنده و مناسب برای خنثی کردن بمبهای کنار جادهای، نداشتن سلاح سنگین و قابلیتهای کشف و استخبارات.
با وجود تلاشهای دولت و جامعه جهانی، روند صلح هنوز به نتیجه ملموسی نرسیده و گزارشهایی هم که در یک سال گذشته در مورد علاقمندی بخشی از اعضای سابق طالبان برای مذاکره وجود داشته، چندان امیدوار کننده نیست؛ با وجود آن که در صحبت تلفنی اخیر آقای اوباما با آقای کرزی به "پیشرفت هایی" در زمینه صلح اشاراتی شده است.
به گفته منابع اطلاعاتی آمریکا، القاعده عزم خود را برای برگشتن به افغانستان جزم کرده و فاروق القحطانی، فرمانده این گروه در افغانستان در حال احیای روابط محلی و آموزش دادن به نسل جدیدی از جنگجویان برای بعد از خروج نیروهای غربی است.
در بین نظامیان و سازمانهای اطلاعاتی غربی این نگرانی وجود دارد که در صورت خروج کامل نیروهای بینالمللی (گزینه صفر)، بخشهایی از جنوب و شرق افغانستان به تصرف نیروهای طالبان درآید و بستر مناسبی برای فعالیت مجدد بقایای القاعده گردد.
این منابع در دسمبر سال گذشته در یک ارزیابی محرمانه هشدار داده بودند که اگر آمریکا از افغانستان خارج شود، وضعیت امنیتی به سرعت وخیم خواهد شد و کابل در ظرف مدت یکسال شاهد افزایش شدید حملات شورشیان خواهد بود.
علاوه بر این، با توجه به افزایش مخالفتهای سیاسی با حملات هواپیماهای بدون سرنشین در پاکستان و افغانستان، توانایی آمریکا در استفاده از این هواپیماها محدودتر خواهد شد.
تهدید غرب مبنی بر خروج کامل نیروها نیز بر روحیه نیروهای افغان تاثیر منفی گذاشته و به بنبست رسیدن موافقتنامه دوجانبه امنیتی، باعث تشویق طالبان شده است.
فرصتها و نقاط قوت
بعضی از کارشناسان معتقدند که دولت هم اکنون در موقف برتری نسبت به طالبان برای وارد کردن فشار سیاسی و نظامی بر آنها قرار دارد، زیرا شورای کویته گرفتار بحران مالی است و به سختی میتواند حقوق جنگجویانش را بپردازد.
نیروهای دولتی افغانستان قویتر، آموزشدیدهتر و در مقایسه با سالهای گذشته مجهزتر اند و طالبان به هیچ عنوان قدرت لازم را برای تصرف کابل ندارند.
تامین موفقیت آمیز امنیت انتخابات و مواردی از حملات طالبان که در دو سال گذشته در کابل روی داده از جمله حمله به هتل سرینا، حمله به موسسه ریشههای صلح و حمله به دفتر مرکزی کمیسیون انتخابات که دو هفته قبل رخ داد، میتوانند شواهدی باشند برای اثبات این ادعا.
به عنوان مثال، در مورد حمله به هتل سرینا اگر عکس العمل سریع نیروهای ویژه افغان مرکب از ارتش و پلیس نمیبود، شاید غیر نظامیان بیشتری جان خود را از دست میدادند.
ارزیابی منابع مستقل حاکی از آن است که عملکرد نیروهای افغان در عملیاتی که بعد از چهار مرحله انتقال مسئولیتهای امنیتی به افغانها انجام شده، رضایتبخش بوده است.

منبع تصویر، Reuters
با وصف نگرانیهای ناشی از خودداری آقای کرزی از امضای موافقتنامه دوجانبه امنیتی، این واقعیت که تقریبا تمام کاندیداهای ریاست جمهوری اظهار آمادگی کردهاند که در صورت پیروز شدن، آنرا امضا خواهند کرد، بخشی از نگرانیها را کاهش داده است.
انتقال سیاسی و انتقال امنیتی
انتقال سیاسی و انتقال امنیتی با هم وابستگی متقابل دارند.
اگر انتقال امنیتی با مشکل جدی روبرو شود، اینکه قدرت بعد از انتخابات در کنترل چه کسی خواهد بود، تفاوت چندانی نخواهد کرد.
از آن طرف اگر انتخابات و انتقال قدرت به شکل موفقیت آمیز و درست صورت نگیرد، سبب ناپایدار بودن دستاوردهای بخش امنیتی خواهد شد.
به نظر میرسد که دولت افغانستان و نیروهای امنیتی این کشور برای این دور انتخابات در مقایسه با دورههای قبلی آمادگیهای بیشتری دارند.
حتی تعداد مراکز رایگیری که در روز انتخابات به خاطر مسایل امنیتی مسدود ماندند کمتر از دور گذشته بود.
این واقعیت که تامین امنیت انتخابات توسط نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان انجام شد، میتواند نشان دهنده رشد کمی و کیفی این نیروها باشد.
به هر حال نباید فراموش کرد که طالبان همچنان سعی خواهند کرد تا پایان امسال هم به روند انتقال سیاسی در افغانستان ضربه بزنند و هم فشار بیشتری بر دولت و نیروهای بینالمللی بیاورند.
راه پیش رو
بدون تردید، نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان حداقل تا چند سال دیگر به کمکهای خارجی نیاز خواهند داشت.
بخشی از این کمکها باید حضور ۳ الی ۱۰ هزار نیروی بینالمللی باشد که همچنان بتوانند به آموزش، مشوره دادن و کمک در عرصههای مختلف ادامه دهند.
در غیر آن، تکرار آنچه بعد ازخروج نیروهای شوروی سابق و بیتوجهی متعاقب کشورهای غربی و جامعه جهانی در افغانستان اتفاق افتاد، محتمل است.
فرق بین ۳ هزار و ۱۰ هزار شاید چندان نباشد، ولی آنچه مهم است تاثیر عملیاتی و روانی حضور چنین نیرویی در افغانستان و منطقه است که می تواند حتی روی نتیجه جنگ و صلح درکشور نیز تاثیر بگذارد.











