گشایش دفتر طالبان در قطر و چند نکته قابل تامل

- نویسنده, رامین انوری
- شغل, بیبیسی
گشایش دفتر طالبان در قطر، در ادامه تلاشهای پیگیر حلقات مختلف، چه در داخل افغانستان و چه در سطح بینالمللی صورت می گیرد و بدون شک گامی به جلو در راستای تلاشها برای کشاندن طالبان از خط جنگ به پشت میز مذاکره است.
اگرچه این خبر هنوز تازه است و باید منتظر بود تا زوایای تاریک آن ظرف چند روز آینده بیشتر روشن شود، اما حداقل در همین ابتدا باید به چند نکته توجه کرد.
پذیرش
یکی از چالشهای اصلی سر راه برنامه صلح افغانستان تا حالا، به رسمیت نشناختن جانب دولت افغانستان از سوی گروه طالبان بوده است.
در هر مذاکرهای، شرط اول این است که دو جانب قضیه یکدیگر را بپذیرند؛ حالا این پذیرش می تواند در حد ابتدایی اذعان به حضور یکدیگر باشد و یا هم در سطح عیمقتری مانند پذیرفتن اعتبار و حیثیت یکدیگر و اذعان به خساراتی که به یکدیگر وارد کرده اند.
دولت افغانستان بارها گفته که حاضر است با طالبان گفتگو کند، اما حداقل طالبان تا حالا چنین موضعگیری در برابر دولت افغانستان نداشته اند. اگر این موضعگیری هنوز هم تغییر نکرده باشد، سوال اصلی این است که طالبان برای آوردن صلح به افغانستان، با چه کسانی مذاکره می کنند؟ و جانب مقابل، تا چه اندازه از صلاحیت تصمیمگیری در مورد آینده افغانستان برخوردار خواهد بود.
چانهزنی بر سر ارزشها؟
بحث دوم، ارزشهایی است که روی آن دو طرف با هم مذاکره می کنند. قاعده بازی در مذاکرات برای پایان دادن منازعه معمولا دو نوع است؛ یکی اینکه دو طرف نفس منازعه را به عنوان یک مشکل می پذیرند و برای پایان دادن به آن تعهد می کنند.
اما نوع دیگر که به احتمال قوی در مذاکرات طالبان عینیت خواهد داشت، چانهزنی بر سر ارزشها و تلاش برای امتیازگیری است. در این صورت، هر دو جناح تلاش میکنند امتیاز بیشتری را کمایی کنند.
اینجا سوال مهم این است که طالبان و یا هم جانب دولت افغانستان و یا جامعه جهانی، تا چه اندازه حاضر اند از ارزشهایی خود کوتاه بیایند.
آنچه برای افغانستان اهمیت حیاتی دارد، دستاوردهای هرچند شکنندهای این کشور در ده سال اخیر است. احترام به آزادی بیان، آزادی های مدنی و حقوق برابر زنان و مردان از شاخصه های اصلی این دستاوردها بوده است.
حفظ این دستاوردها در چانهزنی های سیاسی با طالبان برای پایان دادن به جنگ، نقش حیاتی برای آینده دموکراسی و آزادی های شهروندی در افغانستان خواهد داشت.
عدالت یا صلح؟
بحث سوم، مساله تطبیق عدالت و برخورد با اعمالی است که طالبان در افغانستان انجام داده اند؛ چیزی که نقض کننده قوانین بین المللی حقوق بشری بوده است.
تنش میان آوردن صلح و یا اجرای عدالت، از جنجالیترین مسایل در مذاکرات برای پایان منازعه است و مذاکرات با طالبان نیز نمی تواند از این قاعده مستثنا باشد.
افغانستان بدون شک پس از سالها ویرانی و خشونت، به صلح نیاز دارد، اما مهم است تعریف واضحی از صلح ارائه شود. نظریه پردازان به این باور هستند که اگر اساس صلح، عدالت نباشد، صلح بدست آمده نمی تواند پایدار باشد.
به این اساس، صلح پایدار تنها در صورتی تامین میشود که ریشه های اصلی خشونت بررسی شده، به خواستهای اصلی قربانیان خشونتها رسیدگی شود و همچنین تضمینی در عرصه سیاسی و اجتماعی ایجاد شود که کشور را از رفتن دوباره به خشونت و منازعه در امان نگهدارد.
این انتخاب، بدون شک در مذاکرات صلح با طالبان به شدت دشوار است، اما نوع برخورد با این مساله، نقش مهمی در موفقیت و یا ناکامی این روند خواهد داشت.











