ماجرای مرگ یکی از همراهان نظامالدین قیصاری در شمال افغانستان

منبع تصویر، SocialMedia
در دو روز گذشته عکسهای تکاندهندهای از چند مرد جوان و میانسال در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشوند که با دستهای بسته بر زمین افتادهاند و لباس یکی از آنان خونین است و ظاهرا یک چشم او نیز کور شده است.
طرفداران نظامالدین قیصاری، نماینده ژنرال دوستم در فاریاب میگویند در عکسها همراهان آقای قیصاری نشان داده شده که پس از دستگیری در واحد نظامی (لوای قول اردو) در میمنه، ابتدا دستهای شان بسته شده و سپس شکنجه شدهاند و در جریان شکنجه سه نفر مجروح شده و یک نفر هم کشته شده است.
نظامالدین قیصاری که فرمانده نیروهای مردمی ضد طالبان در فاریاب و نیز نماینده "خاص" ژنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری بود، ده روز پیش در میمنه از سوی نیروهای ویژه دولتی بازداشت و به کابل منتقل شد.
اعتراضات به دستگیری او از سه شنبه یازدهم سرطان تا امروز در فاریاب و چندین ولایت دیگر همچنان جریان داشته است.
در جریان این راهپیماییهای اعتراضی روال عادی زندگی در این ولایات مختل شده و در برخی نقاط با بسته شدن راههای اصلی مواصلاتی و مختل شدن جریان انتقالات کالای تجاری همراه بوده است.
آقای قیصاری متهم شده که مقامهای امنیتی در فاریاب را تهدید به مرگ کرده و به آنها دشنام داده است.
حالا از سرنوشت او و همراهانش در ده روز گذشته خبری در دست نیست.

یک سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان گفته در مورد واقعی بودن این عکسها تحقیق خواهند کرد و گزارش شده که هیاتی از وزارت داخله/کشور برای تحقیق در مورد این عکسها و احتمال شکنجه به فاریاب رفته است.
ادعا شده شخصی که در یکی از این عکسها لباس سبزرنگی بر تن دارد و لکههای خون در قسمتهای سینه و شکمش نمایان است، رحمتالله نام دارد.
برادر او حفیظ الله در صحبت با بیبیسی سعی کرد از آنچه به برادرش گذشته است بگوید.
بیبیسی قادر به تائید مستقلانه آنچه که در روز دستگیری نظامالدین قیصاری در درون واحد نظامی ارتش در فاریاب رخ داده و عکسهایی که از این رویداد پخش شده، نیست.
براساس اظهارات حفیظالله، برادر او در قیصار یک کوره آجرپزی/خشتپزی را اداره میکرده و از مدتی به این طرف بیمار هم بوده است؛ برای مداوا به میمنه مرکز فاریاب رفته بوده.
فرمانده نظامالدین قیصاری در میمنه منزلی دارد که شبیه یک قرارگاه نظامی است و شبها کسانی هم که نتوانستهاند به روستای خود برگردند، مهمان این خانه میشوند، چون ولسوالی/شهرستان قیصار در فاصله ۶۴ کیلومتری میمنه واقع شده و راههای آن نیز از نظر امنیتی برای تردد شبانگاهی مساعد نیست.
حفیظ الله به بیبیسی گفت برادر او پیش از کشته شدن، در حالی که مقداری دوا/دارو هم در دست داشته به خانه فرمانده قیصاری رفته تا شب را آنجا بگذراند.
فرد کشته شده در سالهای پیش عضو پلیس محلی بوده و از آن زمان میان او و آقای قیصاری روابط دوستانهای وجود داشته است.
آقای قیصاری که در صدد رفتن به جلسه امنیتی بوده، از رحمتالله خواسته همراهش بیاید، او هم قبول کرده و نظامالدین قیصاری با ۲۷ نفر از همراهانش که به گفته یک منبع نزدیک به او تنها سه نفرشان غیرمسلح بودهاند، برای شرکت در یک "نشست امنیتی" به قول اردو/لشکر، ارتش در نزدیکی فرودگاه میمنه رفتند.

منبع تصویر، BBC
دروازه دوم امنیتی
سید قدرتالله از متنفذان ولسوالی قیصار به بیبیسی گفت با یکی از زخمیهاییکه هنوز زیر نظر نیروهای دولتی است و آزاد نشده صحبت کرده و جریان دستگیری نظامالدین قیصاری را از او پرسیده است.
او از زبان فردی که زخمی شده و نمیخواهد به دلایل امنیتی اسمی ازش برده شود، نقل کرد که گفته است: "ما سوار بر دو نفربر پلیس بودیم، از دروازه اول امنیتی گذشتیم در دروازه دوم از ما خواسته شد که سلاحهای خود را به زمین بگذاریم، خودرویی که آقای قیصاری سوار آن بود از سومین و آخرین دروازه امنیتی هم گذشت اما، ما خود را در محاصره نیروهای ویژه ارتش یافتیم. هر نفر ما را ده سرباز ارتش محاصره کرده بودند، دستهای همه را بستند و در همان لحظه اول چندین گلوله به بطن و پای من و دو سه نفر دیگر شلیک کردند، رحمت الله در اثر خونریزی فوت کرد."
"جنازه برادرم را نشناختم"
حفیظ الله که از سرنوشت برادر خود اطلاعی نداشته، چند روزی در جستجوی او به هرجایی که میتوانسته رفته است. "به قول اردو رفتم که شاید آنجا باشد نزدیک بود نگهبانان مرا به گلوله بزنند. بعد رفتم بیمارستان شهر در آنجا به من گفته شد که یک جنازه رسیده اما هویتش مشخص نیست."
برادر رحمتالله در ادامه گفت که رفته و جنازه را دیده اما هیچ اثری که نشان دهد جنازه برادر اوست، به نظرش نرسیده است. "رویش قابل تشخیص و شناختن نبود، ورم کرده بود. یک نشانی در دستش داشت که باعث شد بدانم جنازه از برادر من است. برادر مرا دولت به چنین شکلی کشته است."
حفیظ الله خواهان اجرای عدالت است و میخواهد قاتلان رحمتالله مجازات شوند.
رحمت الله پدر چهار کودک بود. از او دو دختر و دو پسر برجای مانده که بزرگترین شان دختری ۷ ساله و کوچکترین، پسری یک و نیم ساله است.











