BBCNazer.comBBCNazer.comBBC World Service Trust
  • مرسته
RELATED SITES
CBEEBIES
CBBC
BBC CHILDREN
د خپريدو وخت: 05:23 گرينويچ 2007 ,03 اکتوبر
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
قصه های زندگی : پادشا ودزدان

باغ

درزمان يکی ازپادشاها، سه بچه نو جوان به نام های رشيد، قيس وغلام بودند که ميوه های باغ های مردم را می دزديدند.

آنها با مهارت های عجيبی که داشتند می توانستند باغ ها را طوری بدزدند، که هيچ باغبانی بر آنها شک نبرد.

باغبانان هرچه فکر می کردند، چيزی سر درنمی آوردند، آنها حيران بودند که با وجود موجوديت سگ ها در باغ، چگونه ميوهای باغ دزدی می شود!

روزی از روز ها پسر پادشاه در محل که باغبان هايش از دزدی ميوه ها شکايت داشتند، گذر کرد. به مجردی خبر شدن ازموضوع، شهزاده سخت پريشان شد و پی علاج برآمد.

ازتصادف شام يکی از روزها، سه نوجوانی را ديد که برای دزدی يکی از باغ های دگر نقشه می کشند.

پسرپادشاه شنيد که هر يک ازآنها درمورد کمال وهنر خود چيزهای گفتند که موجب موفقيت شان د ر دزدی شده است .

محافظ ديو!
سگ و شهپره
 باغ ديو توسط سگ ها وپشک های او محافظت می شد. هيچ کس از چشمان تيز اين حيوانات نمی توانست پنهان شود.

مثلا يکی زبان سگ و پشک را می فهميد و دگری به جاهای تاريک بدون هرگونه وسيله رفته می توانست.

پسرشاه راز موفقيت آنها را در دزدی باغ ها پيدا کرد و نزديک آنها رفته گفت: "مراهم درگروپ خود شامل بسازيد".

بچه ها ازاوترسيدند و از شرکت وی انکار کردند، چه شايد وی به ايشان مشکلی ايجاد کند،اما وی بر عکس وعده داد که آنها را کمک خواهد کرد.

بچه ها هريک پسرشاه عاری از هرگونه مهارت خواندند وباز هم مهارت های خود شان را که ازآن در دزدی، استفاده می کردند، يادآور شدند.

شهزاده گفت: اگر روزی شاه دستگيرتان کند، او می تواند کمک شود. بالاخره بچه ها او را شامل دسته خود ساختند.

روز دگرهمه يکجا، بدون اين که کسی خبر شود، به نيت دزدی ميوه ها، داخل يکی از باغ ها شدند، اما پيش از دزديدن ميوه ها، توسط باعبان باغ دستگير شدند.

آنها به زودی دريافتند که رفيق نوشان پسر پادشاه است وبا مهارت خاصی باغبانان راخبرکرده است.

باغبانان همه از زيرکی بچه پادشاه خوش شدند وبراو آفرين گفتند و دزدان را با پشتاره های شان دستگير کرده و به زندان بردند ومردم همه آسوده خاطرشدند.

مدتی گذشت، هنوز هم غلام وقيس ورشيد درزندان بسرمی بردند. پسر پادشاه گه گاهی از آنها ديدن می کرد .

شهزاده
شهزاده راز موفقيت دزدان را پيدا کرد و به آنها گفت: "مراهم درگروپ خود شامل بسازيد".

يکباره سر راه مردم، مشکل ديگر پيدا شد و ديو خطرناکی آب باغ های منطقه را بند کرده بود ومردم از ظلم او به فغان آمده بودند.

پادشاه ودرباريانش حيران بودند که قحطی وخشکی علفها وکشتزارها را چه چاره کنند .

آنهاهيچ راه حلی نمی يافتند، چون يگانه چشمه محله در باغی موقعيت داشت که ديو آنجا منزل کرده وبا يک سنگ کلان چشمه را بسته بود.

باغ ديو توسط سگ ها وپشک های او محافظت می شد. هيچ کس از چشمان تيز اين حيوانات نمی توانست پنهان شود.

آنها هر آن گاه آماده بودند که حتی از عبور ومرور پشه های کوچک هم ديو را آگاه سازند.

پسر پادشاه، بعد ازانديشه زياد، به ياد بندی های افتاد که مهارت های درفهم زبان سگ وپشک داشتند.

او در مورد نوجوانان بندی به پدرش گفت، پادشاه از شنيدن اين گپ خوش شد و استفاده از مهارت های آنها را، يگانه راه حل خواند.

پادشاه با درايت کامل بچه ها را از زندان بيرون کرده وبرای جاری کردن آب روان کرد.

هرچند آنها اين کار را زياد مشکل خواندند، مگر چون گذشته، بين هم پلان سنجيدند که از مهارت های که دارند استفاده خواهند کرد و راهی باغ شدند که ديو آنجا بود.

متوجه قفل و دروازه باغ باش!
پشک
 حالا خطری نيست ديو استراحت می کند، اما قبل ازآن تو بايأ متوجه قفل و دروازه باغ باشی.
سگ

سگ به پشک اطمينان داد که حالا خطری نيست او استراحت می کند، اما قبل ازآن به پشک وظيفه داد که زياد متوجه قفل و دروازه باغ باشد.

پشک می دانست که اگر کسی قفل را بشکند، همه اين پلان ها با خاک يکسان خواهد شد، بنابرين سگ را اطمينان داد که من می دانم طلسم ديو در قفل است.

قيس وغلام با استفاده از مهارت فهميدن زبان سگ وپشک، داخل باغ شدند و به رشيد گفتند که فقط شکستاندن قفل کارتست .

رشيد با احتياط لازم داخل رفته وقفل را شکست، اين کار او سبب بيدار شدن ديو وديگر جانوران گرديد .

ولی با هزار مشکل آنها توانستند آب را جاری کنند وقفلی را که به دروازه حوض زده بودند، بشکنند و ديو را از بين ببرند.

پادشاه زياد خوش بود وبه پاس اين موفقيت محفلی برپا کرد. همه درباريان بر قيس، غلام و رشيد وپسر پادشاه آفرين گفتند.

بچه ها عهد بستند تا بعد از اين مهارت های شان را درخدمت مردم بکار گيرند و دگر موجب آزار مردم نشوند.

کبارقصه های زندگی
مفاد کبار، قوغ آتش
اژدهای خفتهقصه های زندگی
اژدهای خفته
شمعقصه های زندگی
شمع فريبنده
گدیقصه های زندگی
گدی گلالی
 چوپان بچه و رمهقصه های زندگی
درخت و بيابان
ترس از راه قصه های زندگی
ترس از راه
نور خبرونه
دا پاڼه کوم ملگري ته ولېږئچاپي بڼه
BBC Copyright Logo^^ سرپاڼه
لومړى مخ | نوى کور نوى ژوند | زمونږ نړۍ زمونږ راتلونکې | ژوند او زده کړه
خانه نو زندگى نو | جهان ما اينده ما | زندگى و آموزش
راډيوي پروگرامونه | نشريات | انځور/ عکس | له مونږ سره اړيکه | زموږ په اړه
BBC World Service >> | BBC World Service Trust >>