|
پرده اسرا: زندگی ماهی ها | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جعفر که در جوی قريه آببازی می کند، در هنگام غوطه زدن برای چند لحظه سر خود را زير آب می گيرد. در همين اثنا نسرين آمده مانع اين کار او می شود. در حاليکه نفس جعفر در زير آب قيد مانده، از آب خارج شده به نسرين می گويد : نمی دانم ماهی ها در زير آب چطور نفس بر می آرند، در حاليکه ما در زير آب نفس کشيده نمی توانيم؟ خيلی از موجودات در خشکه زندگی می کنند مگر چرا ماهی ها در خشکه زندگی کرده نمی توانند؟ اين سواليست که ذهن هردو را به خود مشغول می سازد. جعفر ترم را پُف می کند و پرده دار حاضر می شود؟ نسرين و جعفر پس از سلام عليکی با پرده دار، برايش می گويند:
چرا ماهی ها در خشکه زندگی کرده نمی توانند، در حاليکه همه موجودات ديگر در خشکه زيست دارند؟ پرده دار برای پاسخ به سوال اطفال و دريافت راز برنامه، شعر پرده را خوانده تا پرده کنار رود . ناگهان جعفر و نسرين متوجه ماهيگيری می شوند که نزديک دريا نشسته و ماهی می گيرد. هردو به شمول پرده دار نزد ماهيگير رفته، ميبينند که ماهيگير جال ماهی را خالی می کند، ماهی ها می تپند و بعدا" می ميرند. ماهيگير می گويد، همينطور که ما در زير آب هوا ره تنفس کرده نمی توانيم و نفس ما قيد می شود، ماهی ها هم مثل ما در خشکه، هوا را تنفس کرده نمی توانند. اطفال تعجب کرده می گويند که هوا پُر از اکسيجن است، چرا ماهی ها در خشکه به کمبود اکسيجن مواجع می شوند؟ ماهيگير هم علت را دقيق نمی داند. درهمين حال حميد و خديجه هم با پرده دار پيوسته، همين سوال را که راز برنامه است از او می پرسند. سرانجام پرده دار آنها را نزد فهيمه، استاد بيالوژی می برد. پس از احوالپرسی اطفال از استاد فهيمه می پرسند که چطور ماهی ها در زير آب تنفس می کنند؟ استاد فهيمه در جواب می گويد: "همانگونه که ما در روی زمين زندگی می کنيم،ماهيان هم در آب زندگی می کنند. او می افزايد ماهی ها از اکسيجن که در آب مخلوط است استفاده می کنند. ديگر موجوداتيکه در خشکه زندگی می کنند از اکسيجن خالص استفاده می کنند که در هوا موجود است.
غير از اکسيجن گازات ديگر مانند : نايتروجن، کاربن دای اکسايد هم وجود دارند. استاد فهيمه در ادامه حرف هايش می گويد: هنگامی که آب داخل دهن ماهی ها می رود بعد آب از طريق برانشيت های آنها خارج می شود. برانشی های ماهی اکسيجن که در آب مخلوط است جذ ب کرده و ماهی ها به سادگی می توانند نفس بکشند. جعفر می انديشد که ماهی ها در آب چطور ديگ می پزند؟ پرده دار خنديده می گويد شما را داخل دريا می برم تا ديگچه پزانی (پخت و پز) ماهی ها را از نزديک ببينيد. اطفال با ترس می گويند نفس ما در آب قيد می شود. اما پرده دار می گويد منتر جادويی وی بالای اطفال تاثير منفی ندارد، با منتر جادويی اطفال داخل آب می روند. اطفال از ماهيان تعريف می کنند و نزديک يک از ماهی ها رفته از او می پرسند که چطور در آب برای خود غذا می پزند؟ ماهی خنديده می گويد آنها ديگ پخته نمی کنند بلکه يک تعداد آنها شکاری هستند و بعضی حيوانات کوچک که در آب موجود است مانند: بقه، کرم ها و غيره حيوانات کوچک را شکار می کنند و تعداد ديگر آنها هم نبات خوار اند که نباتات بحری را می خورند. حميد از ماهی می پرسد آيا شما هم مانند گوسفند و پشک چوچه می دهيد؟ ماهی می گويد نه! ما تخم می گذاريم .
به هزارا ها تخم د ر ميان نباتات بحری و چقری های احاطه شده از سنگ ها و همچنان سوراخ های سنگ ها گذاشته می شود. پرده دار به اطفال می گويد چوچه های ماهی ها بعد از مدت چار روز، از تخم بيرون می شوند. بعضی ماهی ها براين که چوچه هايشان را آب نبرد و يا شکار نشوند، آنها را به دهن خود گرفته نگهداری می نمايند که اين نگهداری مدت دو ماه طول می کشد. با منتر جادويی پرده دار، اطفال از آب بيرون می آيند و نکات کليدی را با هم به تکرار می گيرند. ازينکه اطفال چيزهای زيادی در مورد ماهيان دانسته اند ، اظهار خورسندی می کنند. در همين هنگام باد تندی می وزد، پرده دار درمی يابد که وقت برنامه رو به اختتام رسيده لذا با عجله می شتابد تا پرده را در کشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||