|
پرده اسرار: تذکره | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
با نواختن ترم، پرده دار حضور می يابد. او پس از سلام عليکی با اطفال شعر پرده را می خواند، باد می وزد و پرده جادويی اسرار کنار می رود. در عقب پرده جمال در حال گريه کردن است، نسيمه علت گريه اش را می پرسد. جمال علت آن را نداشتن تذکره وا نمود کرده می گويد از همين بابت نمی تواند شامل مکتب شود. نسيمه مشوره می دهد که از بازار بخرد، اطفال با شنيدن حرف های نسيمه متعجب می شوند. در همين حال پرده دار مداخله کرده می گويد: "تذکره متاع نيست که از بازارخريده شود، بلکه سند مهم، با اعتبار و شناخت هر فرد می باشد. نسيمه و جمال به گفته های پرده دار بيشتر از پيش دقيق می شوند و طالب معلومات بيشتر می شوند. سرانجام تصميم بر آن می شود تا پرده دار آنها را با خود به رياست ثبت احوال ونفوس وزارت داخله ببرد. پس از رسيدن به آن جا پرده دار اطفال را با مير عبدالرحمن معقول ريس رياست ثبت احوال و نفوس معرفی کرده از او می خواهد تا برای اطفال در مورد تذکره معلومات بدهد.
شامل شدن در مکتب و دانشگاه، ماموريت، خريد وفروش منزل و ملکيت وساير کارهای از همين قبيل ضرورت به تذکره دارد." همين گونه آقای عبدالرحمن در برابر پرسش نسيمه در مورد مشخصات تذکره ضمن نشان دادن تذکره به اطفال می گويد: "نوشتن نام، نام پدر، تاريخ تولد، ناحيه، گذر، قريه يا ولسوالی، چسپاندن عکس ونوشتن برخی از علايم مثل قد، چشم، ابرو، رنگ جلد و امثال آن در تذکره مهم است. تا هيچ کسی از تذکرة شخص ديگر استفادة کرده نتواند وهم در کار های دولتی، حدوث کدام واقعه يا ارتکاب جرم شخص درست شناسايی شود". اطفال با کنجکاوی می پرسند: پس که می تواند تذکره تابعيت افغانستان را بگيرد و به رويت کدام سند تبعه افغانستان شناخته شده می توانند؟ ريس ثبت نفوس می گويد: کسی می تواند تذکره اخذ کند، که باشنده اصلی افغانستان باشد، يا آ ن کسانی که حکومت افغانستان برای شان تابعيت بدهد. جمال با اشتياق می پرسد پس اگر کسی تذکره نداشته باشد چگونه می تواند تذکره بگيرد؟ آقای عبدالرحمن در حالی که اسناد و اوراق را ورق می زند به اطفال می گويد: کسی که تذکره نداشته باشد و بخواهد تذکره بگيرد براساس تذکرة پدر، پدرکلان، کاکا يا کدام خويشاوند نزديک شان، برايش تذکره داده می شود. برای اين که اسناد آنها در وزارت موجود می باشد.
جمال می پرسد: پس من عکس پدر خود را در يکی از اين کتاب ها ديده می توانم؟ پرده دار خنديده گفته هاِيش را تائيد می کند، بعد با ارايه کلمات جادويی جلد، صفحه وشماره تذکره پدرجمال را در می يابد. سپس از مامور اسناد تقاضا می کند تا عکس پدرجمال را در کتاب درج نفوس دريافته و برايش نشان دهد. مامور چنان می کند، جمال خيلی ها خوش می شود. نسيمه و پرده دار عکس پدر جمال را می بينند. در هيمن هنگام که اطفال مشخصات تذکره را با پرده دار به تکرار می گيرند، باد تندی می وزد. پرده دار می داند که وقت برنامه به پايان رسيده، لذا با عجله می شتابد تا پرده را درکشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||