|
پرده اسرار: حنا چگونه بدست می آېد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هرچند عيد گذشت اما هنوز هم شور و هياهوی اطفال توجه جلب می کند که با لباس های عيدی دست به دست خانواده هايشان به عيد مبارکی خانه دوستانشان می روند. هنوز هم اطفال دسته، دسته به بازار می روند و اشيای طرف ذوق شان را خريداری می کنند. سالمه و عابد هم پس از سپری کردن عيد برای کمک با پدر شان به دکان آمده اند. دکان پر از فيشن باب وبازيچه های مانند: قيتک، چوری، گيرای مو، بسته های حنا، زرک، فرفره ها، دولک دوسره، تفنگ های بادی، پون پونک و امثال آن است. عابد با خريداران مصروف داد و ستد است و سالمه با دستواشوری که دارد ترم را می نوازد. کاکاپرده دار حضور می يابد. هردو با شادمانی او را سلام می دهند و ازش می خواهند تا از راز ديگری برايشان پرده بردارد. پرده دار طبق معمول شعر پرده را می خواند، باد می وزد و پرده جادوی اسرار را کنار می برد. اطفال در پس پرده محفل شب خينه را می بينند. هرطرف نشاط و پای کوبی ، ساز و سرود به گوش می رسد.
سالمه و عابد از ماهره و سيما می شنوند که در مورد خينه های دست شان حرف می زنند. ماهره از سرخی خينه هايش خيلی خوشحال است، ولی سيما از بدل بودن خينه شکايت دارد و می گويد دستهايش درست خينه نگرفته است. اجمل برادر ماهره می گويد او هميشه برگ خينه را می خرد تا از اصل بودنش مطمئن شود. اطفال تعجب آميز می پرسند: "خينه برگ دارد"؟ ماهره جواب می دهد: "بله! من هميشه قبل از تر کردن خينه آن را در آونگ می کوبم". پرده دار نظر اطفال را درمورد می پرسد. يکی از بچه ها می گويد: "به نظر من خينه مانند سرمه سنگ دارد". ديگری می گويد نه خينه درخت دارد، دختری می گويد خينه مانند تيباکو کاشته می شود. و از اين گونه نظريات. سرانجام پرده دار گفته های اجمل را تائيد می کند که گفت خينه برگ دارد. بعدش به اطفال می گويد: "می خواهيد راز بدست آمدن خينه را بدانيد؟ همه يک صدا می گويند: "البته که می خواهيم"! سالمه می پرسد که خينه در کجا کاشته می شود. پرده دار می گويد بيشتر خينه در مشرقی کاشته می شود مانند لعل پور يکی که يکی از ولسوالی های ولايت ننگرهار است. اطفال اصرار می ورزند و پرده دار از پس پرده جادويی دست به دست هم می دهند و پيشتر می روند جايکه مزرعه سر سبز از بوته های خينه است. پرده دار دهقان را می خواهد تا به سوالات اطفال جواب گويد.
سالمه می پرسد چرا چنين می کنند؟ پرده دار می گويد برای اينکه تخم های خينه خيلی سخت است و به آسانی در زمين جوانه نمی زند. عابد می گويد بعدش چه می شود؟ دهقان می گويد: "زمين را برايش آبپاشی کرده آماده می سازيم بعد تخم ها را با ريگ يکجا کرده در زمين می پاشيم". سالمه می پرسد که چرا تخم های خينه را با ريگ يکجا کرده در زمين می پاشند؟ دهقان می گويد: "برای اينکه تخم های خينه وقتی با ريگ يکجا شوند در فاصله های دور پاشيده می شوند و همين امر باعث می شود که ساحه زياد را احتوا کند".
در اخير دهقان يک پلاستيک از برگهای خينه طور تحفه به اطفال می دهد تا در روز های عيد دستهايشان را خينه کنند. پرده دار از دهقان تشکری می کند. اطفال با هم در مورد طريقه بدست آمدن خينه حرف می زنند. پرده دار از آنها می پرسد که آنها در چه مواقع دست و پا هايشان را خينه می کنند؟ سالمه می گويد در وقت های خاص، مانند: "شب خينه، شب عروسی، در شب عيد، نوروز و همين گونه مواقع. پرده دار در مورد می گويد: "مردم از خينه به مقصد فيشن استفاده می کنند تا مقبول معلوم شوند". سالمه به تائيد گفته های پرده دار اضافه می کند: "بيشتر دختر ها در گذاشتن خينه مهارت پيدا کرده اند، و آن طوريکه نقش ها و ديزاين و گل و برگ های خيلی زيبا در دست هايشان می اندازند.
در همين حال باز هم باد تندی می وزد که نمايشگر ختم شدن وقت برنامه است. لذا پرده دار با سالمه و عابد می روند تا پرده اسرار را درکشند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||