|
پرده اسرار: آئېنه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
عابد بسيار فکری و چرتی به نظر می رسد. او گاهی کنار پنجره رفته خود را در شيشه های پنجره می نگرد و گاهی هم نزد آئينه می رود و به خودش در آئينه نگاه می کند. بعد راه می افتد و با خود حرف می زند. انگار در جستجوی دريافت حقيقتی باشد. درهمين حال يکباره به ياد ترم جادوی می افتد با عجله گام برمی دارد و ترم جادوييش را پف می کند (می نوازد). لختی نمی گذرد که کاکا پرده دار سر می رسد. پس از سلام عليکی، عابد می خواهد چيزی به پرده دار بگويد. اما او می خندد و می گويد: "می فهمم برای دريافت چه رازی من را حاضر کردی. بعد کاکا پرده دار شعر پرده را می خواند. پرده جادوی اسرار کنار می رود و عابد خلاف توقع خواهرش را می نگرد که در عقب پرده ، در برابر آئينه ايستاده و مو هايش را شانه می زند. عابد تعجب می کند و با کاکا پرده دار عقب پرده می رود و با زهره خواهرش می بيند.
زهره هم در ادامه می گويد: "درست چند لحظه قبل وقتی توته (تکه) آئينه را گرفتم عقب آن تراش کردم، شکل آئينه درست مثل شيشه های کلکين خانه ما شد. من نمی توانستم در آن شيشه خودم را بيبينم ولی درنيمه ديگر آن که عقبش پوست زرد رنگ داشت، درست خود را ديده می توانستم. من دريافتم که شيشه و آئينه دو شی متفاوت اند". پرده دار توضيح می دهد که هردو يک سان اند، آئينه هم از شيشه ساخته می شود. اطفال نخست تعجب می کنند بعد سر خنده و مزاح را با کاکا پرده دار می گيرند. زهره می گويد با کمی خرابکاری، به سادگی می تواند از آئينه، شيشه بسازد. ولی نميداند چگونه از شيشه آئينه ساخته می شود. عابد هم فکاهی در مورد آئينه می گويد. پرده دار باز هم کلمات جادوی می خواند. با يک چشم برهم زدن، در برابر پرده، آئينهء به وسعت يک ديوار بزرگ پيدا می شود. پرده دار از اطفال می خواهد تا از آئينه بگذرند. اطفال با انکه می ترسند ولی همان می کنند که پرده دار گفت. عقب آئينه، فابريکه بزرگ آئينه سازيست. تعداد زياد از کارگران مصروف کار در بخشهای مختلف آئينه سازی اند. زهره وعابد ضمن آنکه با پرده دار از کنار کارگر ها رد می شوند، به آئينه های خورد و بزرگ با اشکال متفاوت آن تعجب آميز می نگرند. پرده دار عابد و زهره را نزد کارگری می برد که مصروف ترکيب موادی برای ساختن آئينه است. زهره از پرده دار در مورد مواد می پرسد. پرده دار مواد را جيوه می خواند و اضافه می کند اين همان مواديست که تو از پشت شيشه تراش می کردی.
پرده دار ضمن اينکه در رابطه با ترکيب مواد جيوه می پرسد از کاکا ميرزا می خواهد تا کارش را عملا به اطفال نشان دهد و از اطفال می خواهد تا در جريان تماشای ساختن آئينه هر سوال در ذهن داشتند از کاکا ميرزا بپرسند. کاکا ميرزا سطل بزرگ در برابر خود دارد، به اطفال می گويد: "جيوه از مواد کيمياوی ترکيب می شود. مثلا جيوه از آميزه يا خلط سلفرنايتريت، نقره، امونيا، سوديم، پتاشيم، تاترات با هم ترکيب می شوند". بايد گفت که همه اين مواد به حساب گرام (گرم) مورد استفاده قرار می گيرند. به گونه مثال ۴ گرم نقره با ۲ گرام امونيا و چند گرم .... با هم ترکيب شده در سطل خلط می شوند. البته پس از مخلوط شدن، مواد گذاشته می شود تا همه آلودگی آن کاملا ته نشين شود. بعد توسط قيف (کيف) های مخصوص فلتر می شود. سپس مواد را در چاينک می اندازيم. زهره می پرسد: "باز چه می کنيد"؟ کاکا ميرزا می گويد: "بعد شيشه مورد نظر را اول خوب شستشو می دهيم و باز همراه با دستمال (رومال) آن را صافی می کنيم تا صاف شود. بعدا شيشه را او ترازو (ميزان) می کنيم تا پخشی و بلندی نداشته باشد.
پرده دار تصور می کند آئينه حتما آماده استفاده کردن شده باشد. اما کاريگر می گويد: "نه مگر هنوز کار های ديگر باقی مانده است. اطفال می پرسند مثلا چه کار های؟ کاريگر می گويد: "وقتی جيوه خشک شد، برای اينکه مدت زيادی خراب نشود، به آن رنگ روغنی می زنيم. در همين حال کاريگر رنگهای سرخ، سبز، زرد، نقره يی و ..... را به اطفال نشان می دهد. زهره رنگ نقره يی را خوش می کند و کاريگر همان رنگ را بر عقب آئينه در روی جيوه می زند. کاريگر اضافه می کند که آنها آئينه های کوچک و متوسط را چوکات هم می کنند و به آن قلفک (کلفت) هم می نشانند. بعد به بازار جهت فروش می فرستند. در فابريکه آئينه های مختلف با اندازه و اشکال مختلف برای اطفال جالب توجه می نمايد. عابد می گويد آئينه ها که خيلی ها نازک اند چگونه آن را به اندازه های مختلف در می آورند از کاريگر ديگری می پرسد. کاريگر با اينکه عملا کار می کند به اطفال می گويد: "اول آئينه را روی ميز می گذاريم، بعد اندازه آن را مطابق ديزاين مورد نظر با خطکش و متر اندازه گيری می کنيم. سپس ذريعه شيشه بر آن را خط انداخته می بريم يا قطع می کنيم". اطفال می بينند که آئينه ها به گونه های گول، دايروی، چهارگوشه، مستطيل شکل، بزرگ، کوچک، قدنما و ..... با اشيای مختلف و طريقه های ويژه برش می شوند. در حاليکه پرده دار و اطفال از بخشها و مراحل مختلف آئينه سازی تماشا می کنند. پرده دار از اطفال می پرسد آنها آئينه را بيشتر در کجا، کجا می بينند. زهره می گويد آئينه بيشتر در آرايشگاه ها و سلمانی ها به چشم می خورد. عابد از آئينه های عقبی موتر می گويد ا ز آئينه های که در بايسکل و موتر سيکليت نصب می باشد به پرده دار می گويد. زهره از لباس های افغانی، ارخشين ياد می کند. او از آئينه های قدنما که در خانه ها و تشناب ها می به صورت عموم به چشم می خورد به پرده دار می گويد. سرانجام رفته، رفته آنها به در خروجی فابريکه می رسند وقتی از دروازه رد می شوند. درمی يابند که دوباره از آئينه جادوی گذشته اند. در همين هنگام وزيدن باد پرده دار را متوجه سررسيدن وقت برنامه می کند. پرده دار با اطفال خدا حافظی می کند و با عجله می شتابد تا پرده را درکشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||