|
پرده اسرار: روغن نباتی چگونه بدست می آيد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
کاکا پرده دار از ديرگاهی منتظر آمدن عابد است، اما عابد پس از تاخير در آمدنش ، خيز و جست زنان با آواز بلند می خواند: " ايکاش پلو باشه از برنج باره، پنديده چوسنجد، از روغن شرشم يا روغن کنجد". پرده دار با عابد سلام عليکی می کند، عابد علت ناوقت آمدنش را ديدار با روغن فروش نزديک خانه شان می خواند. پرده دار و عابد نزد پرده می روند. اما گوشه يی از پرده اسرار را چرب می يابند. هردو تعجب می کنند. سرانجام پرده دار شعر پرده را می خواند و پرده کنار می رود. عابد مردی را می نگرد که مصروف بريان کردن چيزی در روغن است. پرده دار از عابد درمورد دريافت راز می پرسد. عابد می گويد: "حتما برنامه در مورد خوردنيست، يا روغن و يا هم آن مرد". پرده دار می خندد خلاصه پس از چند سوالی عابد در می يابد که راز برنامه در مورد روغن است. پرده دار در مورد اينکه روغن از چه بدست می آيد نظر عابد را می خواهد. او می گويد روغن از دمبه گوسفند، از شير و مسکه بدست می آيد.
پرده دار می گويد در کشور های خارجی فابريکه های مدرن و پيشرفته برای توليد روغن از دانه های نباتات مختلف وجود دارد. اما در افغانستان نسبت کمبود و نبود فابريکه ها معمولا برای کشيدن روغن از دانه های برخی از نباتات در دهات از جواز کار می گيرند. پرده دار بنابر در خواست عابد از پرده اسرار گذشته به تماشای جواز می روند. روز آفتابيست، نسيم ملايمی می وزد، چهچه پرندگان با صدای ريزش آب فضای دلنشينی ايجاد کرده است. عابد با اشتياق به اطرافش می نگرد. ناگه چشمش به کنده چوب خيلی بزرگ می افتد که درست شبيه هاونگ است وچوب دسته هايش همانند قلبه بر پشت گردن گاو ها گذاشته شده و گاو ها پيوسته در اطراف آن حرکت می کنند. پرده دار می گويد: " همين جواز است، که از تنه درخت های تنومند چنار مانند کاسه يا بيرل ساخته می شود و دسته بزرگ چوبی با خود دارد که شبيه دسته هاونگ، تا يک متر طول دارد و به نام تير ياد می شود". عابد می گويد تير به گونه عمودی در جواز است، در بالای آن سنگ های وزمين که در حدود چهل سير وزن دارد بسته شده. اين دسته با چوبهای ديگر افقی وصل شده و توسط حيوانات بارکش به حرکت می آيد.
در همين وقت دانه ها ته دسته قرار گرفته و با فشار روغن آن جدا می شود". عابد می پرسد که در پائين جواز، لوله يی بيرون آمده که ريزش تيل يا روغن مايع نباتی را به کاسه ديگر وصل می کند. کار گر تائيد کرده می گويد: "بله بعد روغن در همين کاسه ذخيره می شود". پرده دار در مورد اينکه از کدام دانه های نباتی روغن بدست می آرند از کارگر می پرسد. کارگر از دانه های کنجد، زغر، تربک که در برخی از جا ها به نام شرشم هم ياد می شود، تخم خربوزه، دانه آفتاب پرست و امثال آن نام می گيرد. پرده دار چند نام ديگر از قبيل روغن پنبه دانه، ناريال (نارگيل)، زيتون، بادام، چارمغز (گردو) هم به آن اضافه می کند. عابد از جواز والا در مورد اينکه آنها دانه ها را از کجا بدست می آوردند سوال می کند. جواز والا می گويد: "ما دانه ها را از بازار می خريم، بعدش در برابر شمال (باد) بادپکه (باد بزن) پاک می کنيم سپس دانه ها را در جواز انداخته تا دانه ها آرد شود متعاقبا در آرد قدری آب می زنيم تا با حرکت دسته جواز آب در کشيدن روغن کمک کند." پرده دار در ادامه می گويد بعد حتما دانه ها همچو قالب در جواز باقی می ماند که به نام کنجاره ياد می شود و روغن مراحل بعديش را می پيمايد. عابد در مورد استفاده و مفاد کنجاره و روغن می پرسد. جواز والا می گويد هردو خالی از مفاد نيست، کنجاره را برای خوراک حيوانات به خصوص در زمستان می فروشيم و روغن که در هروقت فروخته می شود.
جواز والا می گويد: "مثلا در هر دور جواز چهارده کيلو دانه کنجد می ريزيم که از آن شش کيلو روغن و هشت کيلو کنجاره بدست می آوريم". عابد می پرسد برای همين مقدار کنجد چه مدت زمانی در کار است تا دانه های کنجد به روغن تبديل شود؟ جواز والا می گويد: "در دوساعت می توانيم از دانه ها روغن بکشيم، يک ساعت شتر ها می گردند تا دانه ها سر روغن می آيند و يک ساعت ديگر را در بر می گيرد تا روغن از دانه جدا شود". عابد می گويد حتما کار هم در همين جا تمام می شود. جواز والا می گويد: "نه بعد روغن برای شرين شدن بايد داغ شود، بعد در ظرف کلان آهنين انداخته می شود تا قفش (کف) آرام، آرام بنيشيند و مثل شير بريده می شود. پرده دار می پرسد باز چه می شود؟ جواز والا ادامه داده می گويد: "باز در روغن پياز يا گوشت را در آن سرخ می کنند تا تلخيش از بين برود. اما مرحله شرين ساختن روغن وظيفه جوازوالا نمی باشد، کسانيکه روغن را از ما می خرند اين کار را انجام می دهند. در همين اثنا باد وزيدن می گيرد، عابد و پرده دار می دانند که ديگر وقت برنامه رو به اختتام می رود، لذا با عجله از جواز والا تشکری کرده دوباره می شتابند تا پرده دار پرده را در کشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||