|
پرده اسرار: دانه های خوشبو! | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جمال در تلاش دريافت راز پشت پرده اسرار است، مگر نمی داند راز برنامه با چه موضوعی ارتباط دارد. يکباره به فکر خواستن پرده دار می افتد، با عجله ترم را می نوازد، پرده دار حاضر می شود. بعد با اتفاق جمال شعر پرده را می خواند، پرده اسرار کنار می رود. پرده دار و جمال در پشت پرده، جميله، فرشته و نادر را می بينند که در بازار استند و به طرف هوتل راه افتاده اند. پدر نادر از شاگرد هوتلی يک پياله چای سبز هيل دارمی خواهد. برای اطفال سوال پيدا می شود، که چرا پدر، چای هيل دارفرمايش داد ؟ جميله می پرسد چای هيل دار چه فايده دارد و چرا چای هيل دارمی نوشند؟
پرده دار و جمال نيز به طرف نادر شان می روند ، پرده دار که يک مرتبان هيل با خود دارد، در برابر پرسش جمال می گويد هيل بته دارد. پرده دار يک، يک دانه هيل به اطفال می دهد، آنها از طعم هيل تعريف می کنند، بعد در اثر تقاضای مکرر اطفال، پرده دار کلمات جادويی می خواند و هيل را به حرف زدن وامی دارد. پرده دار اضافه می کند، در برخی از ممالک ، تخم ها يا بته های کوچک هيل را، کشت و نگهداری می کنند. هيل با تائيد حرف های پرده دار، در ادامه می گويد: "شاخچه های ما خود سبز شده، قد کشيده، کلان می شوند. بعدا آدم ها ما را چيده به بازار می فروشند. دانه های هيل خيلی خوشبو است، اما اگر ميده شوند، بوی خوش خود را به زودی از دست می دهند". پرده دار از انواع هيل ياد می کند که به رنگ های سبز، سياه، سفيد، زرد و نصواری رنگ پيدا می شود.
"هرقدر دانه های ما، سبزتر از بته کنده شوند، خوشبويی آن بيشتر می باشد، اما اگر وقت بالای ما زياد تر بگذرد، به هما پيمانه هم رنگ ما تغيير می کند و هم خوشبويی ما کمتر می شود. هيل با ختم گفته هايش دوباه به شکل عادی در می يايد و با بقيه هيل ها داخل مرتبان می افتد. جمال از کارگری که در حال پختن کيک و کلچه است، در مورد مواد طرف ضرورت کلچه و کيک می پرسد. کارگر می گويد: "مواد کلچه و کيک عبارت است از : آرد، روغن، تخم وهيل و پودر و ساير مواد های کار آمد ديگر است. ما همه را با هم مخلوط می کنيم و برای مزه و بوی خوش آن هم از هيل کار می گيرم. فرشته در باره هيل می پرسد که از آن در چی موارد کار گرفته می شود؟ کارگر می گويد:
نادر می گويد بعضا پدر او برای خوشبو ساختن دهنش هيل می جود. جميله می گويد مادرش را ديده، از هيل کلان سياه رنگ، که نسبت به ديگر اقسام هيل بزرگتر است در مصاله ديگ استفاده می کند. پرده دار می افزايد هيل از نگاه ارزش در دنيا دومين بته قيمتی به شمار می رود. پس از بحث در مورد فوايد و پيدايش هيل، پرده دار متوجه وزيدن شمال می شود، لذا با فرشته، نادر و جميله خدا حافظی کرده، با جمال می شتابد تا پرده را درکشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||