|
پرده اسرار: آيسکريم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
حميد و حوا می خواهند از روی راز دگری در برنامه پرده بردارند، اما نمی فهمند چگونه. هر دو در همين مورد با هم حرف می زنند که امينه هم با آنها می پيوندد. متاسفانه که او هم در مورد راز برنامه نمی داند. در اين ميان حوا برای حضور پرده دار تروم را به صدا در می آورد . با بلند شدن صدای ترم، پرده دار با شعر گو نه اش حاضر شده علت احضارش را می پرسد. اطفال از او می خواهند در مورد راز برنامه از او بپرسند.
پرده دار خنده زده برای شان چيست آن می گويد و بعد جواب آن را از اطفال می خواهد: می برايد تو به تو، می شه ده قطی گک خو - نرمک و شيرينک اس ده دان بانی ميشه او اطفال از پرده می خواهند تا خود جواب چيستان را برای شان بگويد. پردار، با خوانش کلمات جادويی پرده را کنار می زند تا همه اطفال در رابطه با راز بدانند. پرده دار و اطفال از پشت پرده، بازار را می بينند که تعداد از اطفال نزديک آيسکريم فروشی ايستاده اند. در همين وقت حميد می داند که راز برنامه در مورد آيس کريم است. پرده دار هم تائيد کرده می گويد که جواب چيستان هم آيسکريم است. اطفال سوال می کنند که چرا آيسکريم مثل چکه می شود اما آن را يخ نمی زند از پرده دار می پرسند.
پرده دار برای در يافت جواب سوال، با حميد، حوا و امينه يکجا از پرده گذشته و همه با هم به دکان آيسکريم فروشی می روند. دردکان آيسکريم فروشی امين شاگرد دکان، از اطفال پذيرای کرده و آنها را نزد استاد خود می برد تا در مورد آيسکريم برای شان معلومات دهد. حوا در مورد مواد کاربرد آيسکريم از دکاندار می پرسد. مرد آيسکريم فروش می گويد مواد آيسکريم عبارتند از: شير، بوره و هيل ميده شده، پودر آيسکريم. مرد آيسکريم فروش همچنان در مورد طرز تهيه آيسکريم می گويد: ابتدا اين مواد را به واسطۀ مکسر خوب مخلوط می کنيم، بعدً آن را در ماشين انداخته تا به شکل چکه يا مسکه در بيايد و مانند شير يخ سخت شود. امين می پرسد چرا ميوۀ خشک را روی آيسکريم می ريزند، در داخل آن نمی اندازند؟
استاد جواب می گويد: برای اين که ماشين جالی دارد و مواد در جالی آن بند می ماند. پرده دار ضمن نمايش ماشين مکسر به اطفال آن را ماشين مخلوط کننده می خواند. حميد از آيسکريم فروش می پرسند، چرا شير مايع در ماشين به شکل چکه يا مسکه در می آيد؟ آيسکريم فروش فکر می کند به خاطريکه شير در بين ماشين سرد می شود به شکل جامد در می آيد. اطفال با جواب آيسکريم فروش قانع نمی شوند و در مورد پرسش های مکرر از پرده دار می کنند، لذا پرده دار هم برای بهتر فهمانيدن اطفال، آنها را نزد معلم کيميا به ليسۀ استقلال می برد.
در جريان راه پرده دار اطفال را نزد شير يخ فروش می برد تا تفاوت آيسکريم با شيريخ را ببينند. در آنجا شير يخ پز برای شان توضيح می دهد که اگر قالب را شور ند هند شير را جا بجا يخ زده، شيريخ از آن ساخته نه می شود. امينه در بارۀ نمکی می پرسد که بالای يخ می ريزند، پرده دار می گويد اين کار را برای اين انجام می دهند که نمک توليد گاز کرده شير را سرد می سازد. آنها همه با هم نزد استاد مضمون کيميا به ليسۀ استقلال می روند. معلم کيميا در جمع دانش آموزانش در لابراتوار مکتب مصروف اجرای تجربه اند. پرده دار علت آمدن شان را برای استاد واضح می سازد. بعد اطفال به اشاره پرده دار در مورد آيسکريم از استاد می پرسند. استاد می گويد به خاطری در زمستان آب را يخ می زند که حرکت نه دارد، اما چون در ماشين آيسکريم از يک طرف شير مخلوط می شود واز جانبی هم آهسته آهسته سرد می شود از اين رو آن را يخ نمی زند. برای اطفال شکل مسکه يی يا چکه مانند آيسکريم سوال برانگيز است. استاد توضيح می دهد: وقتی دستۀ ماشين را برای ريختن آيسکريم به داخل بسکيت يا گيلاس پايين می کنند يک مقدار هوا داخل آيسکريم می شود.
اين مساًله سبب می شود که در داخل آيسکريم خلا به وجود آمده هم می پندد وهم اشکال گوناگون به خود می گيرد. پس از اخذ معلومات در مورد آيسکريم ، پرده دار با اطفال با استاد خدا حافظی کرده دوباره به طرف دکان آيسکريم فروشی می روند. آيسکريم می خورند، شوخی می کنند و لذت می برنند. درهمين حال باد می وزد . پرده دار می داند که وقت برنامه رو به خلاصی است، لذا همه با هم می شتابند تا پرده را در کشند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||