 | | | اکبر به پلوشه دخترش توصيه کردتا بعدازين ازسرخ کردن غذا خود داری کند. |
هنگامی که الله داد نامه را به دختر مورد علاقه اش می داد، نسيم آنها را ديد. ثمرگل نگرفتن نامه را علامه ی نارضايتی دختر خواند و از الله داد خواست از اين کار منصرف شود. دگر الله داد پريشان سرگرم کار نبود، گلخان با ديدن اين حالت از او خواست تا به روان پزشک مراجعه کرده مشوره گيرد. تکليف سوزش معده اکبر بيشتر شد، زرمينه او را نزد داکتر فرستاد، داکتر عامل تکليف وی را غذاهای سرخ شده عنوان کرد. مجيد به سمندر از ساختن چند اتاق جديد گفت، اما اين کار سمندر را از سرمايه دار شدن مجيد متعجب کرد. گذشتن موتر پوليس و آلارم آن، مجيد وارخطا شد و کارتن سودا از دستش افتيد.  | | | هنگامی که الله داد نامه را به دختر مورد علاقه اش می داد، نسيم آنها را ديد. |
پريگل با تاسف اظهار داشت که گل محمد از بوت دوزی، آنقدر پول درنياورد، اما مجيد خيلی پولدار شد . توصيه ی گل محمد به پدرش اين بود که قبل از شراکت در کار با مجيد در مورد معلومات کند. |