 | | | سمندر از مجيدخواست تا بازسازی پل را به اجاره گيرد ولی مجيدگفت موضوغ را با اکبردرميان گذارد. |
با ديدن اعلان کورس های زمستانی روي ديواروار، پلوشه از مادرش خواست تا او را هم شامل کورس سازد . نسيم هم خبر کورس را به عاقله برد و او هم به كمك سميع الله شامل كورس شد. سميع الله علت ازدياد شاگردان کورس زمستانی را نتيجه پخش اعلانات خواند. رحيمداد از بابت بی اشتهايی الله داد پريشان بود، اما ناظر آن را از اثر جادويی خواند كه كسي بروي انجام داده است و براي رد جادو از رحيم داد پول خواست. سمندر از خرابی پل بالای دريای که ده بالا و ده پايان را وصل ساخته به فتح خان خبرداد و بازسازی آن را به كمك اهالی هر دو قريه ضروری خواند. غفارحين رد شدن از پل كه شكسته بود، با سودايش در آب افتاد و گلمکی با ديدن خراب شدن لباس های غفار وارخطا شد.  | | | پلوشه از زرمينه مادرش می خواهدتا وی را در کورس های زمستانی شامل سازد. |
سمندر از مجيد خواست تا بازسازی پل را به اجاره گيرد، ولی مجيد از او خواست تا اين موضوع را با اکبر در ميان بگذارد. |