 | | | لعلباز از مخالفت سرور در عدم همکاری آدم خان برای سر سبزی تپه ها به جانباز گفت.. |
جانباز به ملک آدم خان هشدار داد، هرگاه در رابطه با سر سبزی تپه ها و دامنه های کوه مخالفت نشان دهد، به اتفاق اهالی سربند، او را از سمتش برطرف خواهند کردک ناظر با لباس ملنگی از شکريه می پرسد که خانواده يی را به وی معرفی کندکه بدون طويانه دختر شان را عر وسی کنند. شکريه به اين منظور ناظر را ده سربند می فرستد، ولی در آ نجا با هشدار لعلباز مواجه می شود تا از اين تلاش دست بردارد. مجيد به دليل اينکه کريم نوبت آب او را گشتانده با بيل بر وی حمله کرده نقش زمينش می کند و خود با وارخطايی به آادم خان پناه می برد. آدم خان تا روشن شدن قضيه مجيد را در خانه اش جا می دهد. از سوی دگر بابه اسلم و غفار، کريم را که شديدا زخمی است به کلينک می برند.  | | | ناظر با لباس ملنگی، از شکريه می خواهد خانواد ه يی را به وی معرفی کندکه طويانه اخذ نکنند. |
نسيم در حاليکه تبر را با خود دارد وناراحت است از غفار سراغ مجيد را می گيرد. غفار ازاو می خواهد تا اکنون از پرس و پال صرف نظر کرده يکبار به کلينک مراجعه کند. |