 | | | ناظر غذايی سرورخان را با نسيم و گل محمد خورد و از رساندن آن به ماه جبين اطمينان داد. |
بابااسلم مانع حمله جوانان ده بالا به ده پايين شد ه از آنها خواست تحمل پذيری و صبر را پيشه کنند، اما از سوی دگر فاطمه به اکبر خبر داد که اهالی ده بالا در حال حمله به ده پايين اند، اکبر تصميم گرفت منحيث مصلح مداخله کند. سرانجام بابااسلم و اکبر برای حل منازعه ی دو قريه ، راه حل جستند ورنه بخاطر ماجراجويی افراد فرصت طلب ميان دو قريه جنگ در می گرفت. برای جاگزينی جنگ، بايد از در صلح پيش آمد، اين خواهش شکريه از گلخان برای متقاعد ساختن فتح خان ابراز شد. غذايی را که گلالی برای سرورخان فرستاده بود ، ناظر آن را به زندان نبرد و با نسيم و گل محمد در دکان بوت دوزی صرف کرد و با برگشت به خانه از رساندن غذا به سرورخان و صحتمند بودن وی، به ماه جبين اطمينان داد . عاطفه از ايجاد کورس سواد آموزی خرسند بود و از حميده خواست در تهيه مواد درسی تلاش کند.  | | | گلالی متعهد شد که برای تهيه مواد درسی کورس سواد آموزی از معلم رحيم طالب کمک شود. |
ناظر غذايی سرورخان را با نسيم و گل محمد خورد و از رساندن آن به ماه جبين اطمينان داد . گلالی متعهد شد که برای تهيه مواد درسی کورس سواد آموزی از معلم رحيم طالب کمک شود. رحيم به گلالی اطمينان داد که برای تهيه مواد درسی به مرجع مربوطه آن مراجعه کرده به زودی مشکل را حل سازد . |