 | | | در جريان اقدام به جنک غفار از حمله جوانان ده بالا به ده پايين ،بابا اسلم خبر برده از او خواست هرطوری شده مانع جنگ و خون ريزی ميان دو قريه شود. |
فاطمه و گلمکی در مورد زندانی شدن سرورخان می زدند که شاه پيری رسيد . وی از از مسله خبر شده سخت آزرده شد و به کريم شوهرش خبر برد. ضمنا شاه پيری دگر از رفتن به چشمه و آب آوردن اجتناب ورزيد، زيرا زنان در آنجا در غياب برادر او تبصره های منفی دارند. گلالی غذا تپهته از ناظر خواست آن را برای سرورخان در زندان ببرد و ناظر با خوشحالی پذيرفت. از سوی دگر فتح خان به جوانان قريه ده پايين دستور داد ، طبق پلان به اهالی ده بالا حمله کنند. به گمان بابااسلم ، ناوه آسياب او توسط اهالی ده پايين تخريب شده بود، لذا برای جلو گيری از نزاع به ترميم آن پرداخت. اما سيد محمد تخريب ناوه آسياب را کار اهالی ده پايين دانست و برای جبران اين خساره تصميم گرفت دست به عمل متقابل زند. سرانجام خرابی ناوه آسياب به کريم رسيد و سيد محمد از جوانان خواست برای عمل تلافی جويانه به سوی ده پايين بشتابند.  | | | فاطمه و گلمکی در مورد زندانی شدن سرورخان می زدند که شاه پيری رسيد. |
در جريان اقدام جنگ، غفار از حمله جوانان ده بالا به ده پايين ، به بابا اسلم خبر برده از او خواست هرطوری شده مانع جنگ و خون ريزی ميان دو قريه شود. گلالی از حميده خواست برای زنان و دختران بی سواد قريه ، کورس سواد آموزی داير کند و رحيم هم از عابده خواست تا اتاقی برای کورس سواد آموزی ، در اختيار زنان و دختران قرار دهد. عابده از ايجاد کورس سواد آموزی به گلمکی خبرداد و از او خواست در پاک کاری اتاق با او همکاری کند. |