 | | | گلخان پدرش را به ماجراجويی متهم کرد و گفت، به جای انتقام با مصالحه معضل دو قريه را حل کند. |
خانه ی نو، زندگی نو برای ديدن سرور، شاه پيری از کريم خواست او را به زندان ببرد ، اما او اين خواستۀ او را رد کرد. اينبار شاه پيری از گلالی خواهش کرد تا از حال سرورخان اطمينان حاصل کند. گلالی از قول ناظر حال او را خوب خواند و وعده کرد به زودی به ديدن او با هم بروند.وقتی ناظر از رفتن گلالی در زندان برای ملاقات سرورخان آگاه شد و ترسيد که مبادا دروغ هايش افشا شود. گلالی به ديدن سرورخان گفت هر روز احوالش را از ناظر می گيرفت، اما سرور با تعجب از نديدن و ملاقات نکردن ناظر گفت . برای گلايه از ناظر، گلالی نزد ماه جبين آمد . ماه جبين بخاطر کارهای ناظر خجل بود و او را به دروغگويی و خيانت عليه خانواده سرورخان متهم کرد. اکبر و ملا نزد فتح خان رفتند تا او وادار به مصالحه و آشتی کنند، اما فتح خان مخالفت کرد.
 | | | برای گلايه از ناظر، گلالی نزد ماه جبين آمد . ماه جبين از اين بابت خجل بود و ناظر را دروغگو خواند. |
گلخان پدرش را به ماجراجويی متهم کرد و گفت، به جای انتقام با مصالحه معضل دو قريه را حل کند. برای شموليت در کورس سواد آموزی، گلمکی از غفار جازه خواست و با برگشت رحيم از ولايت به قريه، از تهيه ی مواد درسی به عاطفه مژده داد.حميده دو جلد کتاب سواد آموزی را دريافت کرد تا پيشاپيش برای تدريس در کورس سواد آموزی آمادگی گيرد. |