 | | | نسيم تبر را گرفته دنبال مجيد رفت تا انتقام ويرانی پلوان های زمين شان را از وی بگيرد. |
سرور خان از مخالفت آدم خان در رابطه با سر سبزی تپه ها و دامنه های کوه ها متاثر است، گلالی از او می خواهد اين موضوع را با اهالی ده سر بند در ميان گذارد. سرور خان به ده سر بند آمده از لعلباز خواست موضوع سرسبزی تپه هارا باجانباز در ميا ن گذارد، زيرا ملک ادم خان مخالفت نشان داده . مجيد مصروف آبياری زمين است ، که سمندر از کم شدن آب می گويد مجيد باناراحتی حرکت کرده گمان می برد کسی آب را گشتانده است. شاه پيری متوجه شخص مشکوکی در بالای زمين ها ی شان شده از عاقله خواست او را شناسايی کند. عاقله، مجيد را ديد که با بيل پلوان هارا تخريب ميکند. نسيم تبر را گرفته با ناراحتی به دنبال مجيد رفت تا انتقام ويرانی پلوان های زمين شان را از وی بگيرد.  | | | بابه اسلم از ناظر خواست با رحيمداد در رابطه با نامزدی الله داد همکاری کند |
رحيمداد با تشويش نامزدی پسرش را مشکل خوانده پول طويانه راگزاف خواند، ولی بابه اسلم تشويش او رابيجا دانسته و الله داد را صاحب کسپ وکمال دانسته از رحيمداد خواهدابتدا خانواده خوبی راپيدا کند. بابه اسلم از ناظر خواست با رحيمداد در رابطه با نامزدی الله داد همکاری کند ناظر با خوشی وعده سپرده نزد رحيمداد با لاف گفت برای الله داد دختری را خواستگار ی می کند که بدون طويانه باشد . |